لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۶ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
اظهارات علی اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی داير بر اينکه تهران اجازه بازديد از واحد قطعه سازی «تابا» واقع در نزديکی قزوين را نخواهد داد حاکی از تصميم جمهوری اسلامی بر استفاده تبليغاتی از (افشاگری) اخير مجاهدين خلق و بزرگ نمايی قابليت های فنی ايران در زمينه توليد سانتریفوژ، و در نتيجه کم رنگ ساختن عقبگرد برنامه های اتمی ايران به خصوص طی يک سال گذشته است.

برنامه های تبليغاتی اخير ابتدا با برگزاری يک کنفرانس خبری در روز پنجشنبه ۸ آوريل توسط عليرضا جعفر زاده، سخنگوی سازمان مجاهدين خلق در واشنگتن آغاز شد.

جعفر زاده در واشنگتن از کشف يک «کارخانه بزرگ ساخت سانتریفوژ برای غنی سازی اورانيوم در ايران» خبر داد. بی شک کنفرانس مطبوعاتی جعفر زاده و اظهارات او به اين منظور صورت می گرفت که سازمان مجاهدين خلق را همچنان يک سازمان موثر و مرتبط و مطلع در امور ايران معرفی کند.

خبر ساز شدن سازمان نيز از اين راه، شايد می توانست به هدف مطرح ماندن مجاهدين خلق در افکار عمومی ياری دهد. در فاز تازه دگرديسی از يک سازمان نظامی به يک سازمان سياسی، مجاهدين خلق ظاهرا به بعد تبليغاتی فعاليت های خود بهای زيادی می دهند.

همزمانی دو رويداد

ظاهرا به گونه ای اتفاقی «افشاگری» اخير سازمان مجاهدين پيرامون فعاليت های اتمی ايران با حمله سربازان عراقی عليه پايگاه اشرف –نزديک بغداد – که محل استقرار حدود ۳۵۰۰ نفر از مجاهدين خلق است، مصادف شد و گمانه هايی را بر انگيخت داير بر اينکه حمله نظامی به پايگاه اشرف اقدام تلافی جوانه ايران عليه مجاهدين، توسط دولت مالکی بوده است.

اندکی بعد از وقوع حمله سربازان عراقی به اردوگاه اشرف که به کشته و زخمی شدن تعدادی از ساکنان آن انجاميد، علی اکبر صالحی وزير خارجه تازه جمهوری اسلامی که پيشتر رياست سازمان انرژی اتمی ايران را عهده دار بوده، با هدف جدا نگاه داشتن «افشاگری» مجاهدين از «حمله تلافی جويانه عراقی ها عليه اردوگاه اشرف» سعی کرد بر اهميت اندک واحد قطعه سازی تابا در شهر صنعتی قزوين تکيه کرده و در نتيجه به شيوه ای غير مستقيم، تلافی جويی عليه آن را بی منطق جلوه دهد.

صالحی طی اظهاراتی بسيار نزديک به واقع، ابتدا وجود واحد قطعه سازی و تراشکاری وزارت دفاع جمهوری اسلامی در قزوين را مورد تایید قرار داد و بعد تاکيد کرد که اين واحد مخفی نيست و در گذشته مورد بازديد خبرنگاران قرار گرفته است.
اگر چه صالحی به زمان انجام اين بازديد ها اشاره ای نکرد، ولی به نظر می رسد که بازديدهای انجام شده مربوط به زمان انجام يکی از سفر های استانی دو سال گذشته احمدی نژاد به قزوين و در قالب ديدار وی از واحد های فنی وزارت دفاع صورت گرفته است.

نکته ديگری که صالحی در همان روز مورد اشاره قرار داد، پراکنده بودن واحدهای قطعه سازی مربوط به توليد سانتريفوژها در نقاط مختلف ايران است.
نکته با اهميت ديگری که صالحی به آن کوچکترين اشاره ای نکرد، اتکای سنگين ايران به تجهيزات و قطعات ساخت خارج، برای مونتاژ تعداد بيشتری از سانتريفوژ است.

عدم تمرکز واحد های اتمی

پراکنده ساختن تاسيسات اتمی ايران و عدم تمرکز آنها در يک محل، با هدف افزايش شانس دفاع از آنها و دشوار ساختن انهدام واحدها بر اثر حمله نظامی خارجی و يا اقدامات خرابکارانه، در مورد تمامی فعاليت های اتمی ايران منجمله مونتاژ سانتريفوژ و يا ساختن قطعات هميشه مورد توجه قرار داشته است.

اولين واحد مونتاژ سانتريفوژ ايران که وجود آن اعلام شد موسوم به کالای الکتريک، و در يک سالن نسبتا کوچک در تهران قرار داشت. اين واحد کوچک که به دفعات مورد بازديد نمايندگان آژانس انرژی اتمی نيز قرار گرفت در ظاهرا باید به ساخت (مونتاژ) ساعت می پرداخت.

در حال حاضر علاوه بر مونتاژ قطعات سانتريفوژ در نطنز، که در گزارش های رسمی آژانس نيز به آن اشاره شده، قطعات مورد نياز سانتريفوژهای داخلی را در کارخانه ماشين سازی تبريز، مجتمع صنعتی موسوم به شهيد باکری، کارگاه های قطعه سازی وزارت دفاع در تهران و پارچين، و شهرک صنعتی اصفهان و شهرک صنعتی قزوين توليد می کنند.

نياز به خارج

با وجود این، تکيه اصلی ايران در مونتاژ سانتریفوژها بر قطعات وارداتی و منابع خارجی است. چين از اين نظر بزرگترين عرضه کننده قطعه و تکنولوژی توليد سانتريفوژ به ايران بوده است.

در عين حال کشورهای ديگری مانند کره شمالی، هند، ترکيه، مالزی، چک، اسپانيا، برزيل و اتريش نيز به اين برنامه کمک کرده اند.

اتريش که اخيرا گزارش افزايش چشمگير مبادلات تجاری آن با جمهوری اسلامی منتشر شد، ظاهرا منبع عرضه پمپ های سانتريفوژ از طريق شرکت آندريتز و پوششی سورنا در ايران بوده است- در «افشاگری» اخير سازمان مجاهدين، تابا در قزوين مرکز ساخت پمپ معرفی شده است!

مطابق گزارش های اطلاعاتی موجود در منابع باز، منجمله سازمان مطالعاتی نظارت بر پروژهای اتمی ويسکانسين ( آمريکا) در حال حاضر حدود ۳۵۰ موسسه دولتی در ايران درگير پيشبرد برنامه های اتمی و موشکی ايران هستند.

اين موسسات با بيش از ۳۰ کشور خارجی در ارتباط کاری قرار دارند. با توجه به محدوديت هايی که به خصوص از ۳-۴ سال گذشته در سراسر جهان عليه فعاليت های مشکوک تجاری ايران صورت می گيرد، جمهوری اسلامی در تلاش است که تا حد مقدور به جای وارد کردن قطعه، ماشين آلات ساخت قطعات را همراه با نقشه توليد از خارج تامين کند ولی در اين راه تاکنون به پيشرفت چشمگيری دست نيافته است.

عدم پيشرفت کافی در ساخت سانتریفوژ، همراه عوامل ديگری مانند عدم دسترسی به مواد خام برای غنی سازی و همچنين خرابکاری فنی، تاکنون چندين سال برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران و دست يافتن به توليد تجاری سوخت اتمی را با تعويق روبرو ساخته است.

در نتيجه اين تعويق ها و عقبگردها، تعداد سانتريفوژهای مشغول به غنی سازی در نطنز، مطابق گزارش رسمی آژانس، از افزون بر ۸۰۰۰ واحد در سال ۲۰۰۹ اينک به کمتر از ۵۰۰۰ واحد کاهش يافته است.

با وجود این، آقای جعفر زاده مدعی است که ايران طی ۴.۵ سال گذشته۱۰۰ هزار سانتریفوژ در «کارخانه بزرگ سانتریفوژ سازی تابا» تولید کرده است. در اثبات اين ادعا نيز کمترين مدرکی را ارائه نمی کند.

عدم آگاهی فنی

مخلوط کردن قطعات توليدی ناهمگن و دارای طبيعت متفاوت، مانند آهن ربا (مورد استفاده در موتور برقی سانتریفيژها) پوشش فولادی جدار خارجی سانتريفوژها (کيسينگ) با لوله های کامپوزيت، روتر و پمپ، به عنوان قطعات و محصولات توليدی تابا، نشانه بی اطلاعی فنی آقای جعفر زاده از نحوه کار واحدهای قطعه سازی و تفاوت آن با واحد های توليد و يا مونتاژ سانتریفوژ در زير يک سقف است.

در عين حال جمهوری اسلامی با نديده گرفتن تضادهای موجود در اظهارات جعفر زاده و همچنين گفته های قبلی علی اکبر صالحی و واقعيت های موجود، تصميم گرفت به منظور بهره برداری تبليغاتی از موج خبری ايجاد شده، از راه قبول بزرگنمايی واحد فنی تابا و معرفی آن به عنوان يک کارخانه بزرگ غنی سازی، عقبگردهای اتمی سال گذشته ايران، منجمله توقف غنی سازی و تاخير در راه اندازی راکتور بوشهر را تا حد ممکن کم رنگ جلوه دهد.

تاکيد آقای سلطانيه بر اينکه ايران اجازه بازديد از تابا را نخواهد داد در حالی صورت گرفته که آژانس تاکنون حتی خواستار بازديد از اين واحد نشده است! در واقع آنچه سازمان مجاهدين خلق «کارخانه بزرگ ساخت سانتریفوژ» معرفی کرده است با هر معياری از حدود يک کارگاه متوسط فنی فراتر نمی رود.

ايران هرگز دارای يک کارخانه واحد توليد انبوه سانتریفوژ نبوده و مونتاژ مدل های مختلف سانتریفوژها مورد استفاده را نيز به نسبت تامين قطعات و تجهيزات از خارج ادامه می دهد.

به همین علت، و بدون استفاده از ۱۰۰ هزار سانتريفوژ توليد شده مورد ادعای آقای جعفر زاده، هنوز مسئوليت عمده غنی سازی اورانيوم در نطنز بر عهده سانترفيوژهای قديمی پی- یک است که نقشه توليد و قطعات آن توسط باند عبدالقدير خان در دهه نود در اختيار ايران قرار گرفت!
XS
SM
MD
LG