لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۱۶ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

پنج سال پس از «جنگ ۳۳ روزه»؛ حزب الله و اسرائیل کجا ایستاده اند؟


هر چند هدف ارتش اسرائيل، ضربه زدن به حزب الله، پایگاه ها و زرادخانه آن بود، اما بسياری از زيربناهای جامعه لبنان نيز به شدت ويران شد.

هر چند هدف ارتش اسرائيل، ضربه زدن به حزب الله، پایگاه ها و زرادخانه آن بود، اما بسياری از زيربناهای جامعه لبنان نيز به شدت ويران شد.

پنجمين سالگرد نبرد اسرائيل و حزب الله لبنان که به «جنگ ۳۳ روزه» مشهور شد، در حالی فرا رسيد که با گذشت اين پنج سال، آن گونه که نخست وزيراسرائيل از هدف جنگ تعيين کرده بود، حزب الله نه تنها متلاشی نشد بلکه نفوذ و قدرت خود را در لبنان به ميزان چشمگيری افزايش داده است و تا حد زيادی عبارت «آقای لبنان» برای حسن نصرالله مصداق يافته است.

همزمان، ادعاهای حسن نصرالله در آن نبرد نيز که اسرائيل را «تار عنکبوتی» ناميده و مدعی شده بود که اين «تار» فرومی پاشد، نه تنها محقق نشد، بلکه با گذشت پنج سال از آغاز آن نبرد، حسن نصرالله هنوز از بيم انتقام در مخفيگاه های متعدد زيرزمينی زندگی می کند و جرات بازگشت به زندگی عادی را ندارد.

اما از همين مخفيگاه های متعدد است که حسن نصرالله توانسته ورق های بازی در صحنه سياسی لبنان را به گونه ای در دست بگيرد و تغيير دهد که دولت این کشور که با آن مخالف بود، برود و جايش را به دولتی بدهد که با حمايت او و حزب الله بر سر کار آمده است.

جنگ ۳۳ روزه چگونه آغاز شد؟

ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه پيش از ظهر روز دوازدهم ژوئيه سال ۲۰۰۶، يک حمله چريکی از سوی شبه نظاميان حزب الله که از مرز جنوب لبنان عبور کرده و وارد خاک اسرائيل شدند، عليه چند نفربر نيروهای ارتش اسرائيل، موجب مرگ هشت سرباز و زخمی کردن دو سرباز ديگر و ربودن آن دو شد.

اهود اولمرت، نخست وزير وقت اسرائيل ظهر همان روز در تلويزيون اسرائيل ظاهر شد و گفت که دستور آغاز جنگ تا «تار و مار کردن» حزب الله لبنان را صادر کرده است.

نبرد با هدف تاکتيکی بازگرداندن دو سرباز ربوده شده؛ الداد رگب و اهود گلدواسر، آغاز شد اما هدف استراتژيک نبرد، زدن ضربه ای بسيار جدی به حزب الله، و در صورت امکان، از بين بردن خود حسن نصرالله، بود.

هنوز دو سه ساعتی از ربوده شدن دو سرباز نگذشته بود که حسن نصرالله در آخرين حضور زنده خود در بيروت گفت که «ما سربازان صهيونيست را به جای بسيار بسيار دوری برده ايم که دست دشمن به آن نخواهد رسيد.»

مديرکل وقت وزارت امور خارجه اسرائيل بعدها ادعا کرد که همان روز هواپيمای علی لاريجانی، رييس وقت شورای عالی امنيت ملی ايران در دمشق بوده است و او با هواپيمای خود، سربازان اسرائيلی ربوده شده را از منطقه دور کرده و به ايران برده است.

هنگامی که بعدها رييس مجلس سنای ايتاليا در نامه ای به نخست وزير وقت اسرائيل نوشت که علی لاريجانی به او خبر داده است که حال دو سرباز اسرائيلی ربوده شده، وخيم است، آن گروه از مسئولان اسرائيلی که مدعی بودند سربازان اسرائيلی ربوده شده به ايران انتقال يافته اند، در ظن خود قوی ترشدند.

ارتش اسرائيل که از بهار ۲۰۰۰ در زمان نخست وزيری اهود باراک از سراسر خاک لبنان بيرون رفته بود، در روز دوازدهم ژوئيه ۲۰۰۶ بار ديگر نيروهای زمينی خود را وارد لبنان کرد و همزمان، هر روز صدها سورتی پرواز عملياتی توسط جنگنده ها و بالگردهای رزمی اسرائيل عليه هدف های حزب الله صورت می گرفت.

هر چند هدف ارتش اسرائيل، ضربه زدن به حزب الله، پایگاه ها و زرادخانه آن بود، اما بسياری از زيربناهای جامعه لبنان نيز به شدت ويران شد و در ميان يک هزار و دويست کشته لبنانی چند صد نفر از مردم عادی لبنان ديده می شدند.

در آن زمان، فواد سنيوره، نخست وزير وقت لبنان، که بعد از ترور فجيع رفيق حريری، نخست وزير پيشين، بر اين مسند تکيه زده بود، همانند عربستان سعودی که از دولت او به گرمی حمايت می کرد، حزب الله را به خاطر اينکه لبنان را آماج حملات گسترده ارتش اسرائيل کرده است، انتقاد می کرد.

بعدها حزب الله مدعی شد که دولت فواد سنيوره حتی ارتش اسرائيل را در هدف قراردادن مقرهای حزب الله ياری داده است.


هر چند چهار هزار راکت شليک شده حزب الله به اسرائيل تنها سی و نه غيرنظامی اسرائيلی را همراه با ۱۱۹ نظامی اين کشور کشته بود، اما فشارهای شديد داخلی در اسرائيل و انتقاد افکار عمومی از اينکه اين نبرد طولانی تر از هر نبرد ديگر تاريخ اسرائيل شده است، موجب گرديد که اهود اولمرت، نخست وزير وقت، اهود باراک، وزير دفاع و خانم تسيپی ليونی، وزير امور خارجه وقت، در نشستی که با آمدن شمار زيادی از رهبران اروپايی و سران اردن و مصر در بیت المقدس (اورشلیم) تشکيل شد، به پايان دادن به جنگ راضی شوند.

همزمان، شورای امنيت سازمان ملل آن روز قطعنامه ۱۷۰۱ را صادر کرد که مهمترين بند آن، درخواست از حزب الله برای خلع سلاح بود.

ناکامی تحقق هدف های دولت اهود اولمرت در دستيابی سريع به سربازان ربوده شده، موجب شد که اين کشور پس از دو سال با يک معامله با حزب الله موافقت کند که به استرداد جسد دو سرباز به اسرائيل منجر شد و در برابر آن، اسرائيل شماری از زندانيان عربی را که «ابرتروريست» معرفی می کرد، از جمله سمير قنطار را آزاد کند.

هر چند دولت اهود اولمرت در نوامبر ۲۰۰۸ برای کنار رفتن از قدرت و برگزاری انتخابات زودرس ابراز آمادگی کرد، اما در لبنان در حالی که خود حسن نصرالله همچنان، و تا به امروز در مخفيگاه زندگی می کند، حزب الله موفق شد زرادخانه خود را نه تنها گسترش دهد، بلکه نفوذ سياسی خود را نیز افزايش دهد.

دولت سعد حريری، که پس از کابينه فواد سنيوره در لبنان به روی کارآمده بود، چند ماه پيش با اعمال نفوذ حزب الله منحل شد.

در حالی که سعد حريری در آن زمان در سفر سياسی به واشينگتن برای ديدار با باراک اوباما بود، حسن نصرالله با تحرکاتش از مخفيگاه خود، موجب شد که دولت سعد حريری از حيض انتفاع ساقط شود.

حزب الله که از احتمال صدور گزارشی وخيم عليه خود از سوی دادگاه بين المللی رسيدگی به پرونده قتل رفيق حريری نگران بود، برای جلوگيری از اين احتمال که دولت حاکم جرات کند مهره های حزب الله را به دادگاه بين المللی تحويل دهد، به اقدام پيشگيرانه، مبنی بر ساقط کردن دولت سعد حريری و روی کارآوردن دولت مورد حمايت خود با نخست وزيری نجيب ميقاتی اقدام کرد.

اما اين اقدامات نيز حزب الله را از خطر نرهانيده و همين دو هفته پيش بود که دادگاه بين المللی اسامی چهار نفر از مهره های مهم حزب الله را به عنوان مجريان قتل رفيق حريری به دولت و قوه قضاييه لبنان ارائه کرد.

سعد حريری، همين سه شنبه دوازدهم ژوئيه، در روزی که اتفاقا با پنجمين سالروز نبرد اسرائيل و حزب الله لبنان مصادف بود، از دولت ميقاتی و خود حزب الله خواست که مهره های مظنون به اجرای دستور قتل پدرش را تحويل دادگاه بين المللی بدهد.

در حالی که حزب الله با تکيه بر حمايت های گرم دولت های سوريه و ايران هيچگاه از اسرائيل باکی به دل راه نداد، و بنا به تاييد رييس جمهوری اسرائيل و فرماندهان ارتش اسرائيل، حزب الله اکنون دهها هزار راکت و موشک دوربردتر از گذشته دارد که می تواند سراسر خاک اسرائيل را هدف قرار دهد، اما حزب الله را سه موضوع ديگر که با اسرائيل ارتباطی ندارد، نگران کرده است:
یکم؛ متزلزل شدن پايه های جدی حکومت بشاراسد در سوريه
دوم؛ درگيری های عميق در صدر حاکميت جمهوری اسلامی ايران
سوم؛ اصرار دادگاه بين المللی لاهه برای تحويل گرفتن عوامل مظنون به مشارکت در قتل رفيق حريری.

در اين سوی مرز اسرائيل نيز، فرماندهان ارتش اين کشور در پنجمين سالروز «جنگ ۳۳ روزه» با حزب الله، از آرامش در مرزهای خود با لبنان ابراز رضايت کردند و گفته اند که حزب الله به اين زودی ها در صدد حمله نظامی ديگری بر نخواهد آمد.

اما نگرانی اسرائيل از برخی رخدادهای غير مترقبه در ايران و سوريه است که به گفته آنها، سران تهران و دمشق را وادار کند که حزب الله را به نبردی با اسرائيل بکشانند، تا از جمله موجب خلاصی سوريه از تنگنای سياسی عظيمی شوند که هم اکنون بشار اسد به آن گرفتار شده است.

در همين حال، اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل، در پنجمين سالروز «نبرد ۳۳ روزه» در سخنانی در کميسيون امور خارجی و دفاعی کنست، پارلمان اسرائيل، گفت که حزب الله نيز يک بشاراسد ضعيف را می خواهد.

اسرائيل و غرب مدعی هستند که از زمان شدت گرفتن بحران سوريه، نه تنها حزب الله سلاح های انبار شده و هديه گرفته خود از ايران را از انبارهای سوريه به لبنان منتقل کرده بلکه سوريه با طيب خاطر بيشتری سلاح های ارتش خود را به حزب الله لبنان می دهد.
XS
SM
MD
LG