لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۱۷ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
تداوم بحران اقتصادی در اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريکا، اشکال تازه ای از جنبش های اعتراضی را در اين مناطق به وجود آورده است.

نگاهی به اين جنبش ها و اهداف آنها در گفت و گو با فريدون خاوند، کارشناس اقتصادی راديو فردا، مورد بررسی قرار گرفته است.

رادیو فردا: آقای خاوند، از آغاز جنبش معروف به جنبش وال استريت در آمريکا چيزی حدود دو ماه می گذرد و در کشورهای اروپايی هم جنبش های مشابهی که معمولا «ابراز انزجار کنید» ناميده می شوند، همچنان فعال اند. اين جنبش ها از چه عواملی منشا گرفته و چه هدف هايی را به طور کلی دنبال می کنند؟

فریدون خاوند: گروه های اعتراضی که شما از آنها نام برديد زاييده بحرانی هستند که از سال ۲۰۰۸ تا امروز اقتصاد اروپا و آمريکا و برخی ديگر از مناطق دنيا را در بر گرفته است. به خصوص اينکه اين بحران ها بازار کار را در اين کشورها متزلزل کرده است.

نرخ بيکاری آمريکا بين ۹ تا ده درصد در نوسان است و مهمتر از همه اينکه از دو سال پيش به اين سو، در همين سطح باقی مانده است. ترس از طولانی شدن دوران بيکاری شمار زيادی از جويندگان کار را به شدت مايوس و نااميد کرده است.

در کشورهای اروپایی نيز درآميخته شدن رکود اقتصادی با بحران بدهی های دولتی، مجموعا نگرانی هايی را ايجاد کرده است که در چند کشوری مانند يونان، پرتغال و اسپانيا، شکل خطرناکی به خود گرفته است.
اين جنبش ها معمولا عليه سرمايه داری و يا به سود اشتغال شعار می دهند ولی عملا هيچ طرح يا هدف انقلابی ندارند و ترکيب اجتماعی آنها هم به هيپی های سال های ۱۹۶۰ بيشتر شبيه است تا به جنبش های چپ و راديکال سازمان يافته.

جنبش معروف به اشغال وال استريت در آمريکا و روايت اروپايی آن که به «ابراز انزجار کنید» مشهور شده است، در اعتراض به اين وضعيت به وجود آمده است، بدون اينکه از جنبش های کم دامنه اعتراضی فراتر بروند و برنامه منسجمی را برای تغيير وضع ارائه بدهند.

اين جنبش ها معمولا عليه سرمايه داری و يا به سود اشتغال شعار می دهند ولی عملا هيچ طرح يا هدف انقلابی ندارند و ترکيب اجتماعی آنها هم به هيپی های سال های ۱۹۶۰ بيشتر شبيه است تا به جنبش های چپ و راديکال سازمان يافته.

آقای خاوند، اما جنبش اشغال وال استريت خودش را يک جريان ۹۹ درصدی در جامعه آمريکا معرفی می کند. بخش مهمی از رسانه های خبری نيز اين جنبش را سر آغاز يک تحول مهم در غرب توصيف می کنند. فکر می کنيد وجود اين دست جنبش ها به معنای آن نيست که نظام اقتصاد آزاد هم به آخر خط رسيده است؟

در ۹۹ درصدی بودن جنبش اشغال وال استريت ترديد خيلی زيادی وجود دارد.

دو روز پيش به مناسبت آغاز اين جنبش، دستگاه های خبری از جمله خبرگزاری رسمی در جمهوری اسلامی، کل تظاهرکنندگان در سراسر آمريکا را ۳۰ هزار نفر گزارش کرده اند.

در اتحاديه اروپا نيز جنبش های معروف به ابراز انزجار کنید، دستکم تا امروز، در حاشيه به سر برده اند.

البته اين درست است که جنبش های مذکور مورد توجه شديد رسانه های خبری واقع شده اند. نظام اقتصاد آزاد يا همان سرمايه داری، از آغاز پيدايش آن يعنی چيزی حدود دو قرن گذشته تا امروز، بحران هايی به مراتب سخت تر از امروز را پشت سر گذاشته است.

از جمله بحران سال ۱۹۲۹ که ايرانی ها می توانند با خواندن ترجمه فارسی اثر معروف جان اشتاين بک، به نام «خوشه های خشم»، با مصيبت های زاييده آن آشنا شوند. بنابر اين بحران فعلی، اولين بحران سرمايه داری نيست.

بحران فعلی هم ضايعه های سنگينی را به وجود آورده است و به خصوص در برخی کشورها مانند اسپانيا، جوان ها را به شدت مايوس کرده است.

آيا بحران اقتصادی فعلی به تغييرات سياسی در اروپا و آمريکا منجر نخواهد شد؟

بحران فعلی مسلما بخشی از نيروهای سياسی را در اروپا و احتمالا در آمريکا تغيير خواهد داد. اشتباهات بزرگ اين چند ساله که بحران بدهی ها يکی از نتايج آن است، تا امروز تغييرات وسيع سياسی را در يونان و ايتاليا به وجود آورده است.

در انتخابات اسپانيا نيز که روز يکشنبه برگزار خواهد شد، به احتمال قوی سوسياليست ها به سود نيروهای راستگرا کنار خواهند رفت.

اگر درس های لازم از بحران فعلی گرفته شود، همان طور که از بحران های گذشته گرفته شده است، فکر نمی کنم کسان زيادی باشند که دموکراسی مبتنی بر اقتصاد آزاد را سرنگون کنند و جای آن را به ديکتاتوری های مبتنی بر اقتصاد بسته بدهند.

ولی در اين که اين اشتباهات بوده و منجر به بحران فعلی شده است، ترديدی نيست و مسلما هيچ راهی وجود ندارد جز اينکه به اين اشتباهات پايان داده شود.
XS
SM
MD
LG