لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۳۳ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
سال گذشته ويدیويی در دنيای مجازی منتشر شد که در آن، مربی ايرانی شنا در رده سنی نوجوانان، با شدت اقدام به تنبيه بدنی شاگردانش می کند. اين تصاوير، اعتراض های گسترده ای را در رسانه ها در پی داشت. اما فدراسيون شنای جمهوری اسلامی ايران واکنشی نشان نداد. غافل از اين که سهل انگاری های فدراسيون و برخی مديران استخرها، همچنين رفتارهای خودسرانه مربيان و ناجی نماها، به زودی فاجعه هايی به مراتب تلخ تر را نيز رقم خواهد زد.

فقط چند روز از اعلام رای دادگاه تجديدنظر پرونده يکی از قربانيان گذشته بود که دومين کودک ۷ ساله نيز جان سپرد.

آزاده رياحی حقوقدان با برشمردن مفاد قانونی می گويد؛ اين حادثه قتل شبه عمد است. يعنی در صورتی که جانی، قصد فعلی را داشته که سبب جنايت نمی شود. مثل اين که کسی را به قصد تاديب، به نحوی که نوعاً سبب جنايت نمی شود بزنند و اتفاقاً موجب برو جنايت شود.

حالا رای دادگاه درباره خاطيان پرونده اولين قربانی، همچنان مورد اعتراض خانواده اش است. رای دادگاه درباره متهمان پرونده دوم نيز هنوز صادر نشده.

قتل شبه عمد «ثنا»

کودکان شناگر قرار بود طرز درست شيرجه زدن را تمرين کنند. آن هم زير نظر کسی که با لباس شخصی، کنار استخر بود تا بچه ها را تمرين بدهد!
اين مجموعه ورزشی، دارای استخر کم عمق هم هست اما مربی تصميم گرفته بود خردسالان را نيز در محل شنای بزرگسالان آموزش دهد.

بين اين بچه های قد و نيم قد، ثنا کوچولو تا جلوی صف می آمد و درست زمانی که مربی حواسش نبود دوباره به آخر صف برمی گشت.

مدت زيادی از زمان تمرين هم گذشته بود و ثنا هنوز داخل آب نپريده بود. مربی چشمش به ثنا افتاد که آخر صف استاده و از ترس و لرز، دندان هايش به هم می خورد. او را صدا زد و با تحکم گفت شيرجه بزند.

لرزش دندان ها بيشتر شد. مربی دوباره از ثنا خواست تا بپرد توی آب.

ثنا لبه استخر نشست و دستش را به ميله های کنار استخر گرفت. مربی با سوتی بلند از ثنا خواست که به روی سکو برود و از آن جا شيرجه بزند.

حالا ديگر می شد چهره رنگ پريده ثنا را ديد. ثنای هفت ساله هيچ اراده ای نداشت و نا اميدانه به صورت مربی نگاه می کرد.

او با نگاهش تمنا می کرد که از اين تمرين کشنده معافش کنند. در دنيای کودکانه او اما نمی شد راهی برای مخالفت با مربی پيدا کرد. وقتی درک و فهم مربی کافی نباشد، کسی ديگر بايد اين کودک نگونبخت را از مخمصه نجات دهد.

درست همين لحظه بود که فاجعه ای دلخراش رخ داد. مربی شنا، ثنای ۷ ساله را به داخل استخر پرتاب کرد تا در اصطلاح، ترسش بريزد! اما نه فقط ترس او ريخت توی آب، که جانش را هم در آب جا گذاشت.

در گزارش پرونده پليس، به اظهارات مادربزرگ ثنا به عنوان شاهد اين ماجرا اشاره شده است. «نوه ام حسابی ترسيده بود و جرات پريدن در آب را نداشت. همان موقع ناگهان خانم مربی دست بچه را گرفت و او را به قسمت عميق استخر پرتاب کرد! در حالی که وحشت زده شاهد اين صحنه بوديم، ثنا به پشت روی آب برگشت.»

بخش عجيب تر اين فاجعه اين جاست: «مربی که بدون لباس شنا سرگرم آموزش بود، با شنيدن هياهو متوجه شد نوه ام بی حرکت روی آب مانده. اما باز هم حاضر به پريدن درون آب نشد و به سراغ ميله بلندی رفت که با آن سطح آب را تميز می کنند! بعد هم در برابر حيرت شناگران و بی قراری های من، ميله را دور گردن بچه انداخت و او را به کنار استخر کشيد!»

مرگ ثنا از ديدگاه اين حقوقدان، «قتل شبه عمد» است و مجازاتی هم که برای قتل شبه عمد در قانون جزا در نظر گرفته شده، حبس تا سه سال و نيز پرداخت ديه، در صورت مطالبه اوليای دم خواهد بود.

اما چنين احکامی از سوی دادگاه صادر نشد. پدر داغديده ثنا با اعتراض شديد نسبت به حکم دادگاه، خواستار مجازات عاملان مرگ فرزندش شد.

او با ارسال لايحه‌ای برای دادگاه تجديدنظر استان تهران نوشت: «در کالبدشکافی با صراحت به شکستگی مهره‌های گردن دخترم اشاره شده. اما دادگاه در رابطه با مرگ دخترم مثل يک حادثه عادی برخورد کرده، در حالی که فرزند ۷ ساله ‌ام بر اثر بی‌کفايتی و بی‌توجهی يک مجموعه ورزشی به قتل رسيده و مجازات مقصران حتی کمتر از تخلفات ناشی از رانندگی است.»

دادگاه تجديدنظر پس از بررسی نهايی با صدور حکم قطعی اعلام کردند؛ از آن جا که نحوه پرتاب قربانی در آب، و بيرون کشيدن شناگر به گونه‌ای بوده که حتی منجر به شکستن مهره‌های گردن او شده، مجازات تعيين شده برای مربی متناسب با جرم او نيست و با حذف جزای نقدی ۳۰۰ هزار تومانی، او را به سه ماه و يک روز حبس تعزيری محکوم کردند. به اين ترتيب، پرونده زندگی کوتاه و مرگ دلخراش ثنا نيز بايگانی شد.

عليرضا به ثنا پيوست

هنوز از اعلام رای نهايی پرونده ثنا، يک هفته هم نگذشته بود که فاجعه مشابهی رخ می دهد. که خبر تاسف‌بار مشابه ديگری اعلام می‌شود.
روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد، پسربچه شش ساله ای در حين آموزش شنا در تهران بر اثر خفگی فوت شد.

عليرضا ضيغمی به همراه تعدادی از دانش‌آموزان دبستان شهيد پيچک در خيابان جشنواره، برای طرح تابستانی آموزش شنا به استخری در شمال شرق تهران می ‌رود.

او به خاطر عدم حضور کادر فنی در قسمت پرعمق استخر، جان خود را از دست می ‌دهد. با گذشت هشت روز از اين حادثه تلخ، مسئولان استخر از رسانه ای شدن اين قضيه جلوگيری می کردند. اما خانواده يکی ديگر از کودکان، با افشاگری شان پرده از يک قتل شبه عمد ديگر برداشتند.

مادر يکی از کودکان حاضر در آن استخر در تماس با روزنامه شرق، ماجرا را شرح داده است: «پسر من در در قسمت عميق بود که ديد يکی از بچه‌ها روی آب مانده و تکان نمی ‌خورد. هر چقدر او را تکان می‌دهد، می‌بيند واکنشی نشان نمی‌دهد. به همين خاطر فوراً به مربی خبر می دهد.»

عليرضا هنوز جان در بدن داشت. مربی استخر زمانی که متوجه می‌شود اين پسر بچه دچار خفگی شده او را از استخر بيرون می‌آورد و به اورژانس اطلاع می‌دهند.

در حالی که هيچ‌گونه امکانات و تجهيزات پزشکی در اين استخر وجود نداشته. ناجی سعی می‌کند تا رسيدن اورژانس به او تنفس بدهد، اما اورژانس بعد از نيم ساعت بالای سر او حاضر می‌شود.

سپس کودک را به نزديک ترين درمانگاه منتقل می ‌کنند. در شرايطی که او به سختی نفس می‌کشيده، پرسنل درمانگاه به دليل فقدان تجهيزات، از اورژانس می‌خواهد تا بچه را به بيمارستان انتقال دهند، اما متاسفانه عليرضا به بيمارستان نمی ‌رسد و در مسير، جان خود را از دست می دهد.
دوست اين کودک جان باخته به ياد می آورد که مربی و ناجيان ‌استخر که شش يا هفت نفر بودند، به جای اين که حافظ جان بچه‌ها باشند، همگی در گوشه‌ای از استخر، کنار هم مشغول صحبت بودند. آن هم در استخری که ۷۰ کودک خردسال مشغول شنا بوده اند!

شش يا هفت نفری که متوجه نمی شوند عليرضا بيش از ۱۰ دقيقه است که زير آب مانده و بالا نمی آيد!

اما مدير استخر به نام حسينيان، فقط مسئولين اورژانس را مقصر دانسته است. او در پاسخ به سوالات خبرنگار روزنامه شرق، فقط گفته است: «من کار دارم و ديگر نمی‌توانم با شما صحبت کنم. شما هم بهتر است اين مسائل را انعکاس ندهيد!»

عجيب اين که با باوجود وقوع چنين فاجعه ای، اين استخر به فعاليت عادی خود ادامه می دهد.
XS
SM
MD
LG