لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۳۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

نازک افشار؛ از بازداشت تا دریافت نشان «لژیون دنور» فرانسه


نازک افشار در مراسم دریافت جایزه «لژیون دونور» فرانسه.

نازک افشار در مراسم دریافت جایزه «لژیون دونور» فرانسه.

روز شنبه يک زن ايرانی در پاريس نشان لژیون دنور را دريافت کرد: نازک افشار که پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ در ایران، ساکن پاريس شده است.

مراسم اهدای نشان لياقت به نازک افشار در منزل او و با حضور سفير سابق فرانسه در تهران به نمايندگی از نيکلا سارکوزی انجام شد.

نشان لياقت دولت فرانسه، لژیون دنور، در سال ۱۹۶۳ توسط ژنرال دوگل بنا نهاده شده و به کسانی اهدا می شود که در طول ساليان خدمات ارزنده ای به دولت فرانسه می کنند و همچنين در راستای همکاری های دولت فرانسه با کشورهای ديگر فعاليت می کنند.



نازک افشار در گفت و گو با راديو فردا از دلايل دريافت اين نشان می گويد :

نازک افشار: من به سبب اينکه در چهارچوب همکاری دولت ايران و فرانسه به مدت ۲۰ سال فعاليت می کردم، دولت فرانسه و شخص ریيس جمهور اين طور تشخيص دادند که من لياقت دريافت اين نشان را دارم.

دقيقا در طول اين سال ها در چه عرصه ای فعاليت می کرديد؟

من در بخش فرهنگی سفارت فرانسه در ايران در حدود ۱۸ سال کار کردم. بخش فرهنگی بايد قادر باشد همکاری های مشترکی بين دولت ايران و دولت فرانسه برنامه ريزی و اجرا کند.

از برگزاری يک کنسرت و نمايشگاه نقاشی بگير تا ورک شاپ های علمی(کارگاه های علمی)، اعزام دانشجو به فرانسه و اعطای بورس به دانشجويان ايرانی که بتوانند در کشور فرانسه دوره دکترای شان را بگذرانند، بخشی از برنامه های فرهنگی است.

من در آن مدتی که در بخش فرهنگی سفارت کار می کردم، نقش اصلی ام اين بود که نهادهای مختلف فرهنگی ايران را به فرانسويان معرفی کنم و همچنين به هنرمندان ايرانی يا کسانی که در زمينه ادبيات فعاليت می کردند نيز فستيوال ها و همايش های مختلف فرانسوی را معرفی می کردم و تسهيلاتی برايشان قائل می شدم تا بتوانند در اين همايش ها در فرانسه شرکت کنند.

از آن سو هم تمام سعی و تلاش ام اين بود که با برجسته کردن هنرهای مختلف ايرانی مثل تئاتر و هنرهای تجسمی، فرهنگ ايرانی را به فرانسويان بشناسانم.

خانم افشار، شما يکی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ بوديد و يکی از محدود زنانی بوديد که به دادگاه های دسته جمعی که پس از انتخابات در ايران برگزار شد، آورده شديد. فکر می کنيد که چه رابطه ای بين کارتان و بازداشت تان وجود داشته است؟

والله من به دليل اينکه افراد بسيار زيادی را در زمينه های مختلف فرهنگی می شناختم، بعد از اينکه دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار آمد، تمام اعضای دولت اصلاح طلب خاتمی به کارهای فرهنگی روی آوردند، من سر و کارم با اين افراد زياد شد.

يعنی با افراد زيادی از موسسه بين المللی گفت و گوی اديان – که آقای ابطحی رياست آن را بر عهده داشتند- گرفته تا اعضای موسسه باران، موسسه بين المللی گفت و گوی تمدن ها، و ساير موسسات فرهنگی حشر و نشر پيدا کردم.

تلاش کردم آنها را به فرانسوی ها معرفی کنم. با سفير فرانسه در ايران و رايزن فرهنگی آشنا کنم و آنها هم به ما انصافا خيلی خيلی محبت داشتند و هر هيات فرهنگی که از فرانسه به ايران سفر می کرد- من روی لغت فرهنگی تاکيد می کنم تا حمل بر رابطه سياسی نشود- اين سازمان ها بودند که به مهمانان مان جا و مکان می دادند و با آنها تبادل انديشه می کردند.

دولت آقای احمدی نژاد و وزارت اطلاعات از چنين وضعيتی خوشحال نبودند. به همين دليل هم آن سناريو را برای من نوشتند و آن نمايشنامه را بازی کردم در واقع.

شما ترجيح داديد که اين مراسم به جای اينکه در کاخ رياست جمهوری يا در وزارت خارجه فرانسه انجام شود، در خانه خودتان برگزار شود. اين تصميم شما به چه جهت گرفته شد؟

برای اينکه من برای اولين بار بعد از سالهاست که در خانه خودم احساس آرامش می کنم. احساس نمی کنم کسی به دنبال من است. اين احساس را ندارم که الان زنگ می زنند و احضارم می کنند.

گر چه کاخ اليزه و وزارت خارجه هم امنيت دارد ولی خانه خودم را سمبل امنيت و آرامش برای خودم می دانم. به همين سبب هم خيلی اصرار کردم تا مراسم در خانه خودم برگزار شود.

اينکه شما يکی از محدود ايرانيانی هستيد که نشان لياقت دولت فرانسه را دريافت کرده ايد، چه تاثيری در زندگی شما به جای خواهد گذاشت؟

اين مسئله بار مسئوليت مرا در واقع خيلی زياد می کند. انگيزه ای برايم خواهد شد تا همچنان فعاليت های خودم را ادامه بدهم. چون اين جا هم که هستم و در جايی که مشغول به کار شده ام، يکی از مسئوليت های من اين است که در زمينه ايجاد ارتباطات با دولت ايران کمک می کنم.

بخشی از کار امروزم اين است که افرادی را که اينجا شناخته شده نيستند، به جامعه فرانسه می شناسانم و معرفی می کنم و طبيعی است که از اين پس تلاش می کنم که بيشتر از سابق اين کار را به نحو احسن انجام دهم.

دريافت اين نشان برای من مصداق بارز يک بيت شعر از شاعر، پل الوار بود که می گويد: «در انتهای غم هميشه پنجره ای باز است / پنجره ای به سوی روشنايی»

بعد از اينکه کشور خودم با من با وجود آن همه تلاش و زحمتی که کشيده بودم، اين گونه رفتار کرد، اين نشان از سوی کشور دومم فرانسه، برای من اميدواری زيادی به همراه داشت.
  • 16x9 Image

    هانا کاویانی

    هانا کاویانی، از سال ۱۳۸۶ با رادیو فردا به عنوان خبرنگار و گزارشگر همکاری می‌کند. او در این مدت از جمله پرونده هسته‌ای ایران و مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای را از نزدیک دنبال کرده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG