لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۲۳ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
پيچيدگی ها و مشکلات ذاتی و ناکارآمدی نشر سنتی در ايران وقتی که با محدوديت های فعلی يعنی نگاه عمدتا سياسی و امنيتی به مقوله نشرو نويسنده و توليد فرهنگی ترکيب می شود، نتيجه اش می شود مشکلاتی که از مراحل مختلف سانسور آغاز می شود.

مراحلی که شامل خودسانسوری نويسنده در زمان توليد گرفته تا سانسور پيش از دريافت مجوز از سوی ناشر تا سانسور برای کسب مجوز از سوی مميز ارشاد و حتی تا بعدش که ممکن است کتاب به رغم همه اينها از بازار جمع شود، گستردگی دارد.

بماند که از اين هفت خوان که بگذريم مسئله معرفی درست اثر به مخاطب و سپس توزيع آن، مسئله بسيار مهمی است.

در اين مسير است که می شود سرانگشتی حساب کرد که چه ميزان نويسنده و اثر قابل تحمل يا به کلی نابود و محو می شوند و يا ابتر و ناقص و نارس.

اما نشر الکترونيک مدعی است که همه اينها را يک جا حل می کند. نه به قداره سانسور و سانسورچی راه می دهد و نه در معرفی و توزيع اثر دچار محدوديتی معنا دار خواهد شد.


در اين باره ناشر کتاب های الکترونيکی «ناکجا» که به رغم تازگی اش هم از سوی مخاطبان و هم از سوی نويسندگان و شاعران مورد توجه و استقبال قرار گرفته است، ميهمان اين برنامه است؛ «تينوش نظم جو» که خود هم مترجم است و هم نمايشنامه نويسی و مستندسازی را در کارنامه اش دارد و هم در ايران درامر نشر دستی بر آتش داشته است.

قبل از هر چيز می خواستم بپرسم در تمام این سال ها که بحث نشر آثار ايرانی در خارج از کشور مطرح بوده است همواره گفته می شد کتابی که در خارج از کشور منتشر می شود راهی به جايی نخواهد برد چرا که مخاطب اصلی آن کتاب در داخل کشور است. چگونه شد که شما در چنين وضعيتی به فکر نشر الکترونيکی کتاب افتاديد؟ با چه استدلالی دست به اين کار زديد؟

تینوش نظم جو: راستش را بخواهید من اصلا با اين نظر موافق نيستم. از اين نظر که همان طور که خودتان هم می دانيد سالها و سالهاست که هموطنان ما به طور روزافزونی دارند کشور را ترک می کنند و در اين سه يا چهار سال اخير تعدادشان هم خيلی خيلی زيادتر شده است. اينها اکثرا آدم های کتابخوانی هستند. يعنی همان کسانی که در ايران کتاب های ما را می خواندند اکثرشان مهاجرت کرده اند. به هر حال اينکه بگوييم ايرانيان خارج از کشور مايل به کتابخوانی نيستند به اعتقاد من اشتباه است.

حالا بايد فکر کنيم که به قول شما چرا اين داستان موفق نبوده است؟ به هر حال اين مسئله در خارج از ايران خيلی سخت تر است. امکانات کمتری تا به حال وجود داشته است. مشکلات جغرافيايی وجود داشته است.
تنها فيلتر ما کيفيت ادبی است. من يک ناشر هستم و نگاهم صرفا با اثری که برايم فرستاده می شود صرفا ادبی است و بر اساس آن، اثر را انتخاب می کنم. هيچ معيار ديگری وجود ندارد. مخاطب می خواهد بيايد و با ادبيات خوب سر و کار داشته باشد. کتاب خوب بخواند و ما بر اساس اين اصل سعی می کنيم اين شرايط را برايش فراهم کنيم.

مثلا يک ناشر در سوئد برای اينکه بتواند کتاب هايش را در دسترس ديگر ايرانيان برساند و يا حتی برای اينکه بتواند اطلاع رسانی کند، کار سختی داشته است. ولی امروزه اين مشکلات با اينترنت و با نشر الکترونيک کاملا حل می شود.

يعنی مسئله توزيع کتاب را که يکی از معضلات نشر کتاب فارسی است می توان به این صورت حل کرد؟

بله ديگر. چون اکثر آدم هايی که مايلند کتاب بخوانند يا حتی نمی خوانند و ما مايل هستيم که به سمت کتابخوانی سوق شان بدهيم، کسانی هستند که با اينترنت سر و کار دارند، در فضای فيس بوک هستند و ايميل دارند و کار زندگی شان به هر حال با اينترنت در ارتباط است. به همين دليل است که ما می توانيم به آنها دسترسی داشته باشيم. اتفاقی که تا به حال ممکن نبود.

در واقع فرقی نمی کند که شما ايرانی باشيد که در آمريکا يا استراليا زندگی می کنيد يا حتی در ايران زندگی می کنيد. مهم اين است کتابی که من منتشر کرده ام از يک نويسنده ايرانی به دست مخاطب خود خواهد رسيد.

اما با توجه به اينکه مدت زيادی از راه اندازی نشر الکترونيک ناکجا نمی گذرد، تجربه عملی شما جدا از آن ايده اوليه ای که شما را به سمت چنين فعاليتی هدايت کرده است، چگونه بوده است؟

تجربه اوليه ما همان گونه است که پيش بينی می کرديم. يعنی اينکه سعی کرديم از همان اول خلاق باشيم و بتوانيم کتاب های خوبی را پيشنهاد بدهيم و برای آن کتاب های ارائه شده شکل گرافيک جالبی داشته باشيم و مردم را به سمت سايت بکشيم و اين اتفاق الان رخ داده است وتعداد بازديد کننده برای يک سايت ادبی بسيار زياد است.

برای فروش نيازمند زمان هستيم. ما از اول هم اين را پيش بينی کرده بوديم. هر ناشری، به خصوص ناشر الکترونيک ايرانی می داند که به هر حال اين کار، کار بسيار سختی است و نتيجه دهی آن زمان می برد.

همچنين زمان می برد که مردم به يک سايت عادت کنند و بعد از اينکه عادت کردند باز هم زمان می برد که اعتماد کنند و بخواهند کتاب های روزمره شان را بخرند. تازه بعد از همه اينها به بخش اصلی کارمان می رسيم که بخش نشر الکترونيک است.

نشر الکترونيک اما جدای از بحث سرعت و ارائه خوب و حل کردن مشکل توزيع مابين مخاطبانش در سراسر جهان است. اما يک نکته ديگر هم وجود دارد که در ايران امروز يکی از مهمترين مسائل کتاب است که نشر الکترونيک آن را تا حد زيادی حل کرده است. آن هم بحث سانسور است. آيا شما فيلتر يا سانسوری به هر شکل و به هر نوعی برای اثری که می خواهيد منتشر کنيد قائل هستيد؟

تنها فيلتر ما کيفيت ادبی است. من يک ناشر هستم و نگاهم صرفا با اثری که برايم فرستاده می شود صرفا ادبی است و بر اساس آن، اثر را انتخاب می کنم. هيچ معيار ديگری وجود ندارد. مخاطب می خواهد بيايد و با ادبيات خوب سر و کار داشته باشد. کتاب خوب بخواند و ما بر اساس اين اصل سعی می کنيم اين شرايط را برايش فراهم کنيم.

احتمالا بخش عمده ای از مخاطبان شما در درون ايران هستند. اما با توجه به مشکلاتی که برای نقل و انتقال وجوه مالی وجود دارد، اگر خوانندگانی در داخل ايران بخواهند از نشر شما يا نشری شبيه به شما بخواهند کتابی خريداری کنند، اين مشکل را چطور می توانيد حل کنيد؟

به هر حال ايران مشکلات خودش را هم دارد. ولی ما می بينيم که در خود ايران سيستم های اعتباری و يا کارتی دارد به وجود می آيد حتی برای خريد کردن از اينترنت و هم اکنون هم اين سيستم ها فعالند و همين سيستم برای آی تیونز وجود دارد. همين الان بخشی از کتاب های ما بر روی آی تیونز قرار داده شده است. به خصوص کتاب های الکترونیکی مان.

سيستم های اشتراکی در ايران وجود دارد که می شود با توسل به اين سيستم ها اين ارتباط را ايجاد کرد. به هر حال قيمتی که ما برای مخاطبی که در ايران زندگی می کند، برای هر کتاب پيشنهاد می کنيم، خيلی متفاوت تر از قيمتی است که برای مخاطب خارج از کشور ارائه می کنيم.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG