لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۱:۱۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

احسان یارشاطر، خستگی‌ناپذیر در راه تکميل دانشنامه «ايرانيکا»


مراسم جمع آوری کمک برای تکمیل دانشنامه ایرانیکا در دوبی در سال ۲۰۰۸.

مراسم جمع آوری کمک برای تکمیل دانشنامه ایرانیکا در دوبی در سال ۲۰۰۸.

بزرگانی را در تاريخ می‌توان برشمرد که هر يک عمری را وقف اثری به‌يادماندنی کرده‌اند، مانند آنتونی گائودی، معمار اهل کاتالونيای اسپانيا، که ۴۳ سال را وقف طراحی و ساخت بنای کليسای جامع «ساگرادا فامیلیا» [خانواده مقدس] در شهر بارسلونا کرد، بنایی که هنوز هم کاملا به پایان نرسیده است. احسان يارشاطر و تلاش مادام‌العمر وی برای تکميل دانشنامه «ايرانيکا» را نیز بايد در زمره خلق توام با خستگی‌ناپذیری اين آثار سترگ قلمداد کرد.

روزنامه «نيويورک تايمز» با مروری بر فعاليت های احسان يار شاطر يادآوری می کند که وی در سن ۵۳ سالگی اين سفر بلند پروازانه را آغاز کرد تا يک دانشنامه کامل و جامع از تاريخ و فرهنگ ايران را تهيه کند. در سن ۷۵ سالگی او شروع کرد به جستجو برای جانشينی برای خود، اما کسی را نيافت و بنابراين به کار ادامه داد. امروزه در سن ۹۱ سالگی او به حرف «کاف» رسيده است.

او به خوبی می داند که قادر به پايان بردن اين کار بزرگ نخواهد بود چون همراه با پيشرفت کار دامنه اطلاعات گسترش می يابد و هر بار مدخل جديدی بايد افزوده شود و يا برخی از مطالب حک و بازنويسی شوند. به همين خاطر احسان يار شاطر در نهايت يک بنياد خصوصی با سرمايه ای قريب به ۱۲ ميليون دلار را با کمک مالی ديگران تاسيس کرد و سه محقق را به عنوان سردبيران ارشد به جای خود برگزيد.

روزنامه « نيويورک تايمز» می نويسد که ابعاد تحقيقاتی که احسان يارشاطر برگزيده است واقعا هولناک می نمايد. او چندين هزاره از تاريخ و فرهنگ ايران و تاثير و تاثرات آن در منطقه خاورميانه، شبه قاره هند و آسيای ميانه را در دستور کار قرار داده است.

علی بنوعزيزی، پروفسور مطالعات ايران و خاورميانه، می گويد: «تاکنون هيچ کار ديگری از نظر کيفيت و يا ابعاد تحقيق، شبيه به اين وجود نداشته است. دانشنامه ايرانيکا برخلاف دانشنامه های متداول که خلاصه ای هستند از اطلاعات موجود، به صورت آکادميک و تحقيقی هر مبحث و مدخلی را بررسی کرده و نکات اصيل و مستندی را ارائه می دهد.»

احسان يار شاطر می کوشد که برای نگارش و تحقيق هر مدخلی بهترين و مطلع ترين فرد را در جهان پيدا کند. به عنوان مثال بيش از دو سال در جستجوی يافتن فردی بود که بتواند مدخل مربوط به دو شهر رفسنجان و سيرجان را بنويسد.

«نيويورک تايمز» يادآوری می کند که احسان يار شاطر از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی به ايران نرفته است.

وی می گويد: «بی طرفی موجود در اين دانشنامه مسلما به مذاق جمهوری اسلامی خوش نمی آيد.»

احسان يار شاطر از چند سال پيش از کسالت رنج می برد. حالت لرزش شديد ابتدا در دستان وی ظاهر شد و اکنون به زانوان و جنجره وی نيز سرايت کرده، پيکر او کمی خميده شده و ناچار است با کمک ديگران حرکت کند. اما به غير از اين هيچ مشکل ديگری ندارد و با صدای نحيف و لرزان خود می گويد: «توان محافظت بدن من در مقابل بيماری ها عالی است.»

احسان يار شاطر سالهای سال تا پاسی از شب گذشته کار می کرد تا موقعی که همسرش به دفتر کار می آمد و وی را به زور به خانه می برد. همسر وی در سال ۱۹۹۹ درگذشت. اين زوج فرزندی نداشتند.

احمد کريمی حکاک از استادان برجسته مطالعات ايران که احسان يار شاطر را به خوبی می شناسد يادآوری می کند که وی تا ساعت سه صبح مشغول قرائت و تصحيح متون دانشنامه بود و سه ساعت بعد دوش می گرفت و دوباره بر سر کار می آمد.

احسان يار شاطر اميدوار است که ديگران نيز به همين اندازه علاقه و پشتکار نشان دهند. هفده سال طول کشيد تا بالاخره جانشينان خود را انتخاب کرد. امروز او فقط تا ساعت ۹ شب کار می کند و پس از بازگشت به خانه از سرگرمی جديد خود که فراگرفتن زبان روسی است لذت می برد.

هزارو ۴۸۰ نفری که از گوشه و کنار جهان با اين پروژه همکاری کرده و تاکنون ۶۵۰۰ مدخل را برای دانشنامه ايرانيکا تدوين کرده اند با پشتکار بی نظير آقای يار شاطر آشنا هستند. همه می دانند که به هر صورتی که شده ، با زبان نرم و يا با زور، آقای يارشاطر آنها را مجبور خواهد کرد که وظيفه خود را به بهترين نحو انجام دهند.

«احمد اشرف» مدير مسئول اين پروژه می گويد: اکثر کسانی که با اين طرح همکاری می کنند به خاطر علاقه شخصی است و ميزان حقوقی که دريافت می کنند واقعا جنبه سمبليک دارد.

احسان يار شاطر به دقتی بی نظير در تدوين شهرت دارد و خود می گويد:« شايد در طبيعت من چيزی هست که به دنبال اشتباهات می گردم. در هر حال با وجوديکه به همکاران علاقه فراوان دارم ولی نمی توانم يا عادت ندارم که از آنها تقدير و تمجيد کنم.»

روی متحده، پروفسور دانشگاه هاروارد می گويد که احسان يارشاطر از معدود باقی ماندگان نسلی از پژوهشگران است که هنوز معتقدند می شود مقاطع و مباحث مهم تاريخ بشری را در گنجينه زبان های مهم جهان جمع آوری کرد.

روزنامه «نيويورک تايمز» می نويسد که احسان يار شاطر در دوران جوانی در لهجه های ناشناخته رايج در ايران تحقيق می کرد و کتاب بسيار مهمی در عرصه زبان شناسی ايران نوشت.

در دهه ۱۹۵۰ او با تاسيس يک موسسه ترجمه و نشر، آثار کلاسيک غرب را برای فارسی زبانان ترجمه می کرد. از سال ۱۹۶۱ در مقام پروفسور زبان فارسی در دانشگاه کلمبيا کار خود را آغاز کرد و در سالهای فعاليت خود منابع مهمی همچون ده جلد تاريخ طبری، منابع دانشگاه کمبريج در مورد تاريخ ايران و يک مجموعه در مورد تاريخ و فرهنگ ايران را تدوين و سردبيری کرد.

در سال های دهه ۱۹۹۰ او به اين نتيجه رسيد که جهان خارج مهمترين دستاوردهای فرهنگ ايران زمين يعنی شعر پارسی را نمی شناسد. به همين خاطر کار روی يک مجموعه ۲۰ جلدی در مورد ادبيات فارسی را آغاز کرد.

او با صدايی آرام و لبخندی بر لب می گويد: «در آن زمان بود که پی بردم من يک نوع مرضی دارم و آن اين است که اگر قرار باشد کاری انجام بگيرد به من اين احساس دست می دهد که بايد اين کار را خودم شروع کنم.»

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG