لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۴۳ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

حاصل سال ۲۰۱۰ برای جهان و ایران چه بود؟ چشم انداز و چالش های دهه آینده


تصاویری از رهبران جهان همراه با وزیر امور خارجه ترکیه (نفر اول راست- ردیف دوم)

تصاویری از رهبران جهان همراه با وزیر امور خارجه ترکیه (نفر اول راست- ردیف دوم)

سال ۲۰۱۰ راهی تاريخ است و همراه آن دهه نخست آغاز هزاره سوم ميلادی و قرن بيست و يکم.

در روزهای باقی مانده تا آغاز سال نو ميلادی فرصتی فراهم است تا رويدادهای سال رو به سپری شدن را بتوان مرور کرد. سالی که هم مهر افشاگری های وسيع ويکی ليکس و جوليان آسانژ و برملا شدن هزاران سند محرمانه بين المللی سياسی، اقتصادی و نظامی را بر پيشانی دارد و هم به همت هفته نامه «تايم» چاپ آمريکا فرد برگزيده سالش مارک زاکربرگ، بنيانگذار شبکه اجتماعی فيس بوک است با بيش از ۵۰۰ ميليون کاربر در سراسر جهان.

در سال ۲۰۱۰ جهان همچنين شاهد جايگزين شدن طرح استقرار سپر موشکی و شبکه رادار آمريکا در جمهوری چک و لهستان بود با امضای پيمان استارت جديد در آمريکا در روزهای پايانی سال. از جمله برای کاهش شمار کلاهک های اتمی آمريکا و روسيه از ۲۲۰۰ به ۱۵۵۰ عدد.



اروپا اما در سال ۲۰۱۰ درگير چاره انديشی برای ورشکستگی مالی يونان و ايرلند جنوبی بود.

بحرانی که تنها با کمک کشورهای بزرگتر اتحاديه اروپا به ويژه آلمان تعديل شد. خاورميانه در سال ۲۰۱۰ هم شاهد مقابله خونين نظاميان اسرائيلی با شناور مرمره و امدادگران عازم غزه و تيره شدن مناسبات ترکيه و اسرائيل بود و هم حتی کوشش شماری از بازماندگان هولوکاست برای شکستن تحريم غزه.

روی ديگر سکه سال ۲۰۱۰ در خاورميانه انجام دور تازه مذاکرات ميان فلسطينيان و اسرائيل بود که با از سرگيری ساختن خانه در مناطق اشغالی با مانع رو به رو شد.

سال ۲۰۱۰ همچنين از سويی سال افزايش تحريم های جديد عليه جمهوری اسلامی ايران بود و لاينحل ماندن پرونده هسته ای ايران و هم سال ادامه اختلاف ميان معترضان به نتايج اعلام شده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران به علاوه افزايش اختلافات درونی ميان جناح حاکم، ميان مجلس و دولت محمود احمدی نژاد، ميان برخی مراجع محافظه کار و دولت، ميان عناصر درون دولت که تازه ترين نمونه آن برکنار شدن منوچهر متکی وزير خارجه هنگام سفر به سنگال بود و جابجايی های بحث برانگيز پس از آن در کابينه.

حاصل سال ۲۰۱۰ برای جهان چه بود؟ چشم انداز چالش های سال ۲۰۱۱ و آغاز دهه دوم هزاره سوم برای جهان و ايران چيست؟

اين پرسش ها را با سه ميهمان اين هفته برنامه ديدگاه ها در ميان گذاشته ايم: داريوش همايون، روزنامه نگار، تحليلگر و فعال سياسی در ژنو، رسول نفيسی، تحليل گر سياسی و استاد جامعه شناسی دانشگاه استرير واشينگتن و در همين شهر ايرج گرگين، کارشناس رسانه و فعال فرهنگی.

آقای داريوش همايون، با شما شروع می کنيم در ژنو اروپا، قاره ای که سهم عمده ای داشته در گسترش پديده آغاز سال نو برپايه تقويم ميلادی، مهمترين رويدادهای جهان در سال ۲۰۱۰ کدام بودند از نظر شما؟

داريوش همايون: می توان گفت ادامه پائين رفتن اروپا است که در اين سال بدتر شد از اين بابت و فکر می کنم همچنان ادامه خواهد داشت. چين و هند چنانچه پيش بينی می شد رو به بالاست. ولی آنچه مايه شگفتی بسياری خواهد بود، برآمدن دوباره آمريکاست.

آمريکا به نظر می رسد با همه دشواری هايی که می دانيم و گاهی هم اين ور و آن ور خود ما اشاره می کنيم، اما توانايی غلبه کردن بر مشکلات خودش را از دست نداده است و آمريکا در سال گذشته آمد بالا. با اينکه باز اين مشکلات خواهد بود، اما به نظر من آمريکا همچنان به پيشرفت هايش ادامه خواهد داد در زمينه های گوناگون.

در سال ۲۰۱۰ آمريکايی ها توانستند مقدمات کشيدن يک ديوار بسيار بلند را در برابر چين فراهم کنند. که اين ديوار از هند و اندونزی امتداد دارد تا کره جنوبی و ژاپن و ... آمريکايی ها توانستند با يک ديپلماسی بسيار استادانه که از اين کشور خيلی انتظار نمی رود ولی خانم کلينتون و خود اوباما توانستند موقعيت را به خوبی بفهمند و مقدمات کنترل کردن چين را به خوبی فراهم کردند.

داریوش همایون
اين شايد مهمترين باشد از نظر بين المللی و در سطح منطقه و محل هم اتفاقاتی افتاده است که به آنها می رسيم.

اينکه گفتيد اروپا پائين آمده، دلايلی را که برايش می بينيد، چيست؟

اروپا مشکل ساختاری پيدا کرده است. يعنی پول واحد در نبود يک چارچوب سياسی واحد کار را به ورشکستگی های متعدد رسانده است. يک حالت دومينو پيدا شده و هيچ حکومت و دولتی هم نيست که حاضر باشد شانه اش را زير بار رهايی اين دومينوها بدهد و در نتيجه اصلاً ايده اروپا با يک بحران وحشتناکی رو به رو است.

کشورهای اروپايی عموماً دچار مشکلات هستند. جز آلمان شايد. ولی مهمتر از همه اين ايده اروپا خيلی ضعيف شده است. گرچه من فکر نمی کنم اينها يورو را بگذارند کنار اما تمام پيش بينی هايی که درباره اروپای متحد می شد، فعلاً نقش بر آب است و بايد ديد مشکلات کوتاه مدت را که نجات دادن اين چهار کشور يونان، ايرلند، بعد می رسيم به ايبری... از اين جهت عرض می کنم. و اين داستان برف آمدن نشان داد که اصلاً گرفتاری عمده ای اين کشورها دارند. با يک برف مفصل، فرانسه، انگليس و مقداری خود آلمان اينها خوابيدند. اين نشان می دهد که بايد يک کار اساسی در اين کشورها بشود.

آقای رسول نفيسی، بر آنچه آقای همايون گفتند، چه داريد بيافزاييد شما که در پايتخت آمريکا مقيم هستيد. جايی که روز پنجشنبه، در هفته آخر سال ۲۰۱۰، طرف آمريکايی پيمان استارت جديد ويژه کلاهک های اتمی را امضا و تصويب کرد؟

رسول نفيسی: آن چيزی که در آمريکا مطرح است و يک مقدار هم درباره اش غلو می شود، پائين رفتن نقش آمريکا به عنوان يک تعيين کننده در جهان است و ظهور قدرت تازه چين است و اين که چين در سال گذشته به مقام دوم توليد اقتصادی در جهان رسيد.

يک نوع احساس آخرالزمانی و احساس اين که پايان دوران آمريکا رسيده، در همه جا به چشم می خورد. ولی از طرف ديگر وقتی به رکورد کارهای پرزيدنت اوباما نگاه می کنيد، يک سری کارهايی شده که چشمگير نبوده ولی بسيار اساسی بوده.

از طرف ديگر ما همين برخورد را موقع ظهور قدرت اقتصادی ژاپن ديديم که دوباره همين احساسات پايان دوران آمريکا بروز کرد، ولی باز ديديم آن قدرتی که بر جا ماند ايالات متحده بود. ولی آن چيزی که به طور اساسی مهم است اين است که يک جا به جايی بسيار عظيم در جهان دارد اتفاق می افتد و اين جا به جايی عظيم ظهور قدرت های هند و چين است به عنوان قدرت های اقتصادی و مآلاً قدرت های نظامی هم خواهد بود.

آثار اين جا به جايی دارد در اقتصاد جهان متبلور می شود که ديديم در اروپا به چه شکلی است. مردم تظاهرات کردند و چه وضعيتی پيش آمد در آمريکا. اين جا به جايی بعد از جا به جايی قبلی يعنی از بين رفتن قطب اتحاد شوروی به نظر من باعث يک سری نابسامانی های وسيعی در جهان شده که به زودی قابل حک و اصلاح نخواهد بود.

به لحاظ اينکه کسی چنين تجربه ای ندارد. جهان بی قطب در حال حاضر و اين جهانی است که نيروهای جديد اقتصادی در آن سر بر می کشند و اين قدرتها هرکدام خواست های خيلی راديکالی را در جهان عنوان می کنند. هيچکس تکليف خودش را در مقابل اين جهان نابسامان جديد نمی بيند و اين به نظر من مهمترين مسئله ای بود که در سال ۲۰۱۰ مورد بحث بود.

آينده اين نابسامانی را بايد در اصلاح روابط اقتصادی بيشتر جستجو کرد تا روابط جهانی. و نظرياتی که در اين مورد به خصوص از طرف جوزف استيگلتز عنوان شده برای يک نوع برنامه ريزی برای اقتصاد جهان حالا که اقتصاد جهانی شده و گلوباليزه شده، اگر به اين موضوع توجه شود، شايد ما يک جهان نسبتاً منظم تری را در پيش داشته باشيم.

آقای گرگين، آمريکا، اروپا، چين و وضعيت آنها چيزهايی بود که اشاره شد. اما در ماه آخر سال ۲۰۱۰ رسانه های جهان هر روز درگير ماجرای ويکی ليکس بودند و افشاگری های بحث برانگيز. همينطور فرد برگزيده هفته نامه «تايم» برای سال ۲۰۱۰ نه يک سياستمدار سالمند مثل بسياری از سال های گذشته بلکه مارک زاکربرگ، بنيانگذار ۲۶ ساله شبکه اجتماعی فيس بوک است.

ايرج گرگين: اجازه بدهيد اول خيلی به اختصار اشاره کنم به دو نکته که مورد بحث آقای همايون و آقای نفيسی هم بود. آنچه که من می توانم در مورد آمريکا اضافه کنم اين شدت گرفتن بی سابقه رقابت و مبارزه دو حزب دمکرات و حزب محافظه کار آمريکا بود و رويارويی مستقيم دو طرز فکر. دو طرز فکر ميانه رو طرفدار حداقل عدالت اجتماعی و يک يک طرز فکر افراطی هوادار تضعيف قدرت مرکزی و حمايت از «کلان ثروتمندان» و مخالفت آشکار و بی رحمانه با سياست های اوباما رئيس جمهور و وادار کردنش به عقيده آنها از سمت چپ به سمت راست و گرايش به سمت راست.

کار ويکی ليکس اولين اقدام مهم «آنارشيستی» در زمينه وسائل جديد ارتباط جمعی است و اثرات منفی آن ممکن است از اثرات مثبت آن بيشتر باشد. چون همچنانکه فشار دولت ها و فعاليت های اجتماعی و سياسی مسالمت جويانه را مخفيانه و زيرزمينی می کند، ممکن است فشار افکار عمومی و جامعه هم کارهای دولت ها و ديپلماسی بين المللی و دولتمردان را بيشتر از حالا مخفيانه و پنهانی کند و اين به طور کلی به زيان جامعه است.

ایرج گرگین
به هر حال فضای سياسی آمريکا در سال گذشته با پيدايش تی پارتی افراطيون دست راستی به کلی عوض شد با آنچه که زمان انتخابات اوباما وجود داشت، يکسره تفاوت کرد و اين برای بسياری شگفت آور است و هنوز هم تکليفش روشن نيست و شايد در سال آينده مبارزات اين گروه در مجالس قانونگذاری مسئله مهمی باشد هم در مورد داخل آمريکا و هم برخوردشان با سياست های جهانی.

همچنانکه می دانيد گروه اصلی محافظه کاران به شدت با قرارداد استارت جديد مخالف بودند. ولی به هر حال تصويب شد. من معتقدم که تصويب استارت جديد در آخرين روزهای سال، جهان را يک قدم به کنترل سلاح های کشتار جمعی نزديک تر کرده اما هنوز راه زيادی تا محو کامل اين گونه سلاح ها بايد پيموده شود. اما در مورد ويکی ليکس حقيقتاً اين حادثه بی سابقه ای بود که مسئله انتشار آزادانه اطلاعات را که در همه اين سالها مورد بحث جامعه شناسان و محققان بود، وارد مرحله جديدی کرد.

با انتشار اين اسناد اين سئوال پيش آمد که مردم بايد از هر آنچه که پشت پرده مذاکرات دولت ها و تصميم گيری های آنها، برنامه ريزی های آنها، مکاتبات و مکالمات خصوصی ديپلمات ها و دولتمردان کشورهای مختلف می گذرد، آگاه شوند يا بين انتشار آزادانه اطلاعات و آنچه که ديپلماسی خوانده می شود، مرزی وجود دارد؟ مخالفان و موافقان ويکی ليکس هرکدام دلايل خودشان را مطرح کردند.

دليل گرداننده ويکی ليکس اين است که مردم بايد در جريان روابط دولت ها و حتی روابط سازمان های دولتی و حتی روابط خصوصی دولتمردان با يکديگر قرار گيرند و اين حق آنها است. بر اساس اين نظر مردم بايد با آگاهی از همه اين گفت و گو ها و تصميم گيری ها موضعی بگيرند. اما به عقيده من چنين امری ميسر نيست. آيا کوچکترين شوخی يا مکالمه ای پشت درهای بسته بين اين دولتمردان بايد به مسئله خبر روز و آگاهی و يک مسئله عمومی تبديل شود؟

به عقيده من کار ويکی ليکس اولين اقدام مهم «آنارشيستی» در زمينه وسائل جديد ارتباط جمعی است و اثرات منفی آن ممکن است از اثرات مثبت آن بيشتر باشد. چون همچنانکه فشار دولت ها و فعاليت های اجتماعی و سياسی مسالمت جويانه را مخفيانه و زيرزمينی می کند، ممکن است فشار افکار عمومی و جامعه هم کارهای دولت ها و ديپلماسی بين المللی و دولتمردان را بيشتر از حالا مخفيانه و پنهانی کند و اين به طور کلی به زيان جامعه است.

به گمان من اين يک نکته ناگزير و مثبت است که مرد سال يک جوان ۲۶ ساله بشود، مارک زاکربرگ، به عنوان نماينده نسل خودش، کسی که ۵۰۰ ميليون را به خاطر ابتکار خودش با هم پيوند داده. اين نشان دهنده اين است که جهان به طور کلی جوامع وارد مرحله جديدی شده اند.

الان اگر شما نگاه کنيد در راس بسياری از شرکت های مهم صنايع جديد الکترونيکی آمريکا جوانان بين ۲۰ تا ۳۰ سال نشسته اند. در ساير اين کشورها اين جوان گرايی حتی در دولت ها مثل دولت انگليس به چشم می خورد. بنابراين احتمالاً دهه آينده بيش از دهه گذشته شاهد اين جوان گرايی در همه مسائل خواهد بود.

از طرف ديگر اين قضيه ممکن است به زيان جريان تاريخ قرار بگيرد و آن اين است که تجربه بزرگسالان، تجربه کسانی که شاهد وقايع تاريخی بودند، شايد به کار گرفته نشود. در نتيجه مسائل سطحی در جهان نضج بگيرد و آن مسائلی که ما به آنها دلبسته بوديم يا نسل های ما در طول سال های گذشته و قرن های گذشته کم کم از نظرها پنهان شود و روابط جوامع و افراد جامعه تحت تاثير مسائل خيلی عادی، سطح پائين و شايد غيرواقعی قرار گيرد. يک نوع تصنع بر اين جوامع حاکم شود.

چشم انداز دهه دوم قرن ۲۱

آقای همايون، معمولاً در بررسی های سياسی، آگاهان سياسی از جنگ جهانی دوم به بعد، رويدادهای سال و دهه را بر اساس مناسبات غرب و شرق از سويی و مناسبات ابرقدرت ها و کشورهای توسعه يافته با کشورهای فقير و در حال رشد بررسی می کردند و می کنند. در اينجا هم البته اشاره هايی شد. در سال ۲۰۱۰ و در دهه دوم هزاره سوم ميلادی چه تحول مهمی در اين زمينه رخ داد؟

برخورد آمريکا و چين در زمينه های مختلف بالا گرفت. از امر بازرگانی، مسائل پولی و سياست های منطقه ای. همانطور که دوستان اشاره کردند چين به عنوان يک قدرت برآينده و بلندپروازی های بی نهايت و يکی از بی ملاحظه ترين و بی رحم ترين کشورها در جهان است از لحاظ بهره برداری از همه از هر کسی که دستش برسد. ايران را که دارند غارت می کنند. اصلاً خالی می کنند. لخت می کنند. بسيار بالا گرفت.

سال آينده اصولاً سال خوشی با کمال تاسف برای هموطنان ايرانی نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ آلايش هوا و نه از لحاظ روابط بين المللی نخواهد بود و کوششی هم که ايران برای تسلط بر منطقه می کند به لحاظ اينکه به خصوص مستقيماً با کوشش متقابلی از طرف ترکيه و عربستان رو به رو است راه به جايی نخواهد برد و فقط درآمدهای ايران است که در اين راه کوشش های عبث مصرف خواهد شد و متاسفانه وضع وطن را از اين هم که هست بدتر خواهد کرد.

رسول نفیسی
منتها نکته اين است که در همين سال ۲۰۱۰ آمريکايی ها توانستند مقدمات کشيدن يک ديوار بسيار بلند را در برابر چين فراهم کنند. که اين ديوار از هند تا اندونزی امتداد دارد تا کره جنوبی و ژاپن و ... آمريکايی ها توانستند با يک ديپلماسی بسيار استادانه که از اين کشور خيلی انتظار نمی رود ولی خانم کلينتون و خود اوباما توانستند موقعيت را به خوبی بفهمند و مقدمات کنترل کردن چين را به خوبی فراهم کردند.

من با اينکه همه متفق اند درباره چين و کارش خيلی بالا خواهد گرفت و قوی خواهد شد و چه و چه و اينها به جای خود درست است... ولی يک ضعف اساسی در چين می بينم و آن اين است که جامعه چينی با حکومتش در جنگ دائمی است و تا وقتی که اين مسئله حل نشود، چين نمی تواند به جايی که ما فکر می کنيم و بسياری فکر می کنند، برسد.

قدرت آمريکا در اين است که جامعه آمريکايی با حکومتش در جنگ نيست. اختلاف دارد ولی در جنگ نيست. حکومت مزاحم آن جامعه نيست. ما در هيچ کشوری اين اندازه آفرينندگی که در بين مردم در گاراژهای خانه ها وجود دارد، نمی بينيم. در نتيجه اين قدرت دست بالا را پيدا خواهد کرد.
ولی تا آنجا که به پرسش شما مربوط می شود، ائتلافی که در آسيای جنوب شرقی در برابر چين به وجود آمده و نزديک شدن آمريکا به روسيه با همه مشکلاتی که ميان شان هست، ولی روس ها هم به شدت نگران چين هستند با اينکه خيلی همکاری هم می خواهند بکنند ولی اشکالات اساسی بين شان هست در زمينه منابع طبيعی، مناطق نفوذ، دست آمريکا خيلی قوی تر است نهايتاً در برابر چين تا مثلاً سال ۲۰۰۹ يا پيش از آن.

آقای نفيسی، موضوع مهار القاعده در افغانستان و پاکستان در کنار شکل گرفتن دولت جديد عراق چه تاثيری بر معادلات منطقه خاورميانه داشت در سال ۲۰۱۰؟

آنچه که به نظر می رسد اين است که اولاً احتمال دارد ما شاهد دخالت مستقيم ارتش آمريکا در پاکستان باشيم. به لحاظ اينکه الان ديگر مشخص است که مسئله مسئله افغانستان نيست بلکه مسئله پاکستان است و اين که سيستم اطلاعاتی آنها يعنی «آی اس آی» حامی تروريست ها است و از اين تروريست ها به عنوان يک نوع سرمايه ای استفاده می کند تا از آمريکا باج گيری کند.

بنابراين مسئله کشيده شدن جنگ به داخل پاکستان بسيار موضوع اساسی و حادی است و ما ديديم رابطه چين و پاکستان که بسيار قوی بود بر اساس مذاکرات جديد تقويت شد و دامنه رقابت های بين چين و آمريکا فعلاً در منطقه پاکستان و هند کاملاً متبلور است و ما احتمالاً شاهد دورتر شدن پاکستان به طور رسمی از آمريکا خواهيم بود و طبق معمول بازهم ممکن است کودتای ارتشی در آنجا صورت بگيرد.

شايد هم در سال آينده ما شاهد عمليات جديدی در يمن و سومالی باشيم که اينها را به عنوان جاهايی که القاعده در حال تخم گذاری در آنجاست و ايجاد شبکه های تروريستی ملاحظه کنيم و اگر اين موضوع پيش بيايد فشارش بر ارتش آمريکا و اقتصاد آمريکا بسيار وسيع خواهد بود. منتها با دوباره به قدرت رسيدن حزب جمهوری خواه به خصوص نقش بسيار اساسی که خانم ايليانا رزلهتينن دارد به عنوان رئيس کميته روابط خارجی مجلس نمايندگان ما شايد باز هم ببينيم که اين مسئله ارتش و گسترش ارتش در کشورهای مختلف بيشتر شود که کمتر نشود.

حتی چندان مطمئن نيستم که ايالات متحده به راحتی از عراق خارج شود در سال آينده و در افغانستان قطعاً مسئله اين که تا سال ۲۰۱۴ بخشی از ارتش باقی خواهند بود خيلی بيشتر از آن بخش خواهد بود. شايد کلاً ارتش بماند در آنجا.

اصولاً نقش نظامی ها در آمريکا پر رنگ تر خواهد شد و البته بخشی از اين هم به ايران مربوط خواهد شد که به آن خواهيم پرداخت. ولی در نهايت اين که مسئله تروريسم نهايتاً نه تنها از طرف ايالات متحده بلکه الان از طرف اروپا و اکثر کشورها به عنوان مسئله حاد جهانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در سال آينده هم باز شاهد حمايت بيشتر جهان از آمريکا و اهداف آمريکا در جهت مبارزه با تروريسم خواهيم بود.

آقای گرگين، در نيمه اول سال ۲۰۱۰ ماجرای برخورد نظاميان اسرائيلی با امداگران عازم غزه از ترکيه که ۱۱ کشته بر جای گذاشت، خبرساز شد و در نيمه دوم دور تازه مذاکرات ميان تشکيلات خودگردان فلسطينی و دولت اسرائيل. برآيند اين رويداد چيست و حاصل کار باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا کشور ميانجی اين کشمکش؟

به نظر من شايد بيشترين نقطه ای که سياست دولت اوباما در زمينه اجرای آن ناموفق مانده، مسئله اختلاف فلسطينی ها و دولت اسرائيل است. حمله اسرائيل به آن کشتی ترکيه که اشاره کرديد بسياری را در جهان متوجه کرد که در آن منطقه تنها مسئله توسعه مناطق يهودی نشين و غيره مطرح نيست بلکه دولت کنونی اسرائيل عملاً با هر گونه اقدامی که با آن افراطيون اسرائيلی مخالف باشند، مقابله می کند و اين موضوع بسيار به زيان دولت اسرائيل تمام شد و چهره نامطبوعی از حکومت کنونی اسرائيل نزد جهانيان ترسيم کرد.

از نظر تبليغاتی که اسرائيلی ها به آن بسيار توجه می کنند، به شدت به زيان اسرائيل تمام شد. اما مسئله مذاکرات فلسطينی ها و اسرائيل هم در حيطه پافشاری دولت کنونی اسرائيل و عقب نشينی آمريکا از آنچه که گفته بود، معوق مانده و به جايی نرسيده و طبيعتاً فلسطينی ها از ادامه مذاکره در مورد صلح يا ايجاد کشور مستقل فلسطينی کناره گرفتند.

من معتقدم که در سال آينده و شايد سال های آينده اين بحران همچنان سر جای خودش باقی باشد و دولت آمريکا نتواند تصميم جدی حتی اگر همچنانکه در گفته های خانم کلينتون و اوباما هم به آن اشاره شده بود، نتوانند تصميم جدی در اين باره بگيرند. چون مناسبات آمريکا و اسرائيل به گونه ای است که اجازه چنين تصميم گيری هايی را به مقامات بلند دولت آمريکا و اجرای آنها عملاً نخواهد داد.

در نتيجه اين بحران ادامه پيدا خواهد کرد و همچنان به عنوان يکی از مسائل اصلی که بخشی از آن تروريسم را در جهان ايجاد کرده و تقويت می کند، باقی خواهد ماند و شايد به گمان من يکی از اصلی ترين مسائلی که دولت های غرب بايد با آن مقابله کنند اين است که چگونه اين مشکل را به گونه ای حل کنند که حداقل انتظارات دو طرف برآورده شود. نه آن چنان که برخی ها از هر دو طرف پافشاری می کنند، حداکثر انتظارات آنها. اگر دو طرف بر سر حداقل، آنچه که می خواهند موافقت کنند، شايد اين بحران به گونه ای فروکش کند. ولی اگر پافشاری بر حداکثر خواسته هايشان بکنند، اين بحران همچنان ادامه خواهد يافت و نتيجه آن تمام خاورميانه و حتی موقعيت ايران و کشورهای ديگر را به گونه ای تحت تاثير قرار خواهد داد.

چالش های پیش روی ایران و جهان

چالش های پيش روی جهان در سال ۲۰۱۱ و آغاز دهه دوم قرن بيست و يک. آقای همايون؟

سال ۲۰۱۱ شاهد گذشتن يک سال ديگر از شيشه عمر جمهوری اسلامی خواهد بود. آن شيشه عمر که به شدت دارد خالی می شود، يک سال ديگر خالی خواهد شد و ما به پايان اين رژيم نزديک تر خواهيم بود.

آقای نفيسی، چالش های پيش روی جهان و ايران؟

تقابل قدرت های بزرگ بين چين و آمريکا و ظهور اين اقتصاد لجام گسيخته بی رحم چين در جهان. ولی در مورد ايران بايد توجه کنيم با روش سرکوب مستقيمی که دولت در پيش گرفته مقاومت ها دارد اشکال مختلفی پيدا می کند.

با کمال تاسف رشد تروريسم را در قسمت شرقی ايران در ميان بلوچ های سنی ملاحظه می کنيم. در غرب همين طور. بنابراين احتمال اينکه تروريسم در ايران يک مقداری رشد پيدا کند، با کمال تاسف هست. ديگر اينکه ممکن است راه های جديد مقاومت از طرف مردم تجربه شود. مثل اعتصاب و غيره. از طرف ديگر مسئله ايران و آمريکا خواهد بود که طبق معمول ايران بدترين زمان را انتخاب کرد. برای اين که اگر جدی است در مورد مذاکرات اتمی، ژانويه آينده خواهد بود که جمهوری خواهان تسلط بسياری بر سياست دارند و هيچ نوع شانسی را برای اوباما باقی نمی گذارند که سازشی با ايران کند.

احتمال اينکه فشارها بر دولت اوباما زياد شود برای برخورد نظامی با ايران و نهايتاً اگر به برخورد نظامی منجر نشود، شايد به بلوکه کردن و جلوگيری از صادرات و واردات ايران منجر شود، بسيار زياد است.

بنابراين سال آينده اصولاً سال خوشی با کمال تاسف برای هموطنان ايرانی نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ آلايش هوا و نه از لحاظ روابط بين المللی نخواهد بود و کوششی هم که ايران برای تسلط بر منطقه می کند به لحاظ اينکه به خصوص مستقيماً با کوشش متقابلی از طرف ترکيه و عربستان رو به رو است راه به جايی نخواهد برد و فقط درآمدهای ايران است که در اين راه کوشش های عبث مصرف خواهد شد و متاسفانه وضع وطن را از اين هم که هست بدتر خواهد کرد.

آقای گرگين، چشم انداز رويدادهای جهان و ايران در سال ۲۰۱۱ و دهه دوم؟

در جهان من فکر می کنم مسئله افغانستان و پاکستان که آقای نفيسی به آن اشاره کردند و مسئله روابط اقتصادی چين و آمريکا که آقای همايون به آن اشاره کردند، مسائل درجه اولی خواهد بود که در سال آينده مورد بحث قرار خواهد گرفت و در نظر همگان خواهد بود به اضافه مسائل کشورهای اروپايی، طبيعتاً که به آن اشاره شد و بحران خاورميانه.

اما در مورد ايران به گمان من مسائل اساسی در ماه های آينده همين مسئله يارانه ها خواهد بود و اينکه چگونه دولت از پس پرداخت پولهايی که به مردم وعده داده بر بيايد و چگونه بتواند اين افزايش قيمت ها را کنترل کند به نحوی که واقعاً جامعه به ستوه آمده ديگر نتواند... تحمل جامعه را مورد آزمايش قرار دهد. اين يک نکته است.

نکته ديگر به نظر من بالا گرفتن مخالفت در گروه اصولگرايان به اصطلاح و به عبارت بهتر رهبران ارگان های رژيم مثل مجلس و قوه قضاييه با دولت است که در ماه های آينده ادامه خواهد يافت.

مسئله ديگر قدرت يافتن بيشتر احمدی نژاد رئيس جمهوری خواهد بود، تبديل شدن بيش از پيش رئيس جمهوری به نماينده تام الاختيار ايران در مجامع بين المللی و ملاقات هايش با سران دولت ها و توجه رسانه ها و محافل بين المللی به او همچنان خبرساز خواهد بود در ماه های آينده.

ولی در کنار همه اينها بايد اين نکته را حتماً در نظر گرفت که سياست هايی که اکنون دولت ايران دنبال می کند، علاج مشکلات نخواهد بود و به هرحال جمهوری اسلامی سياستی را در پيش گرفته که در نهايت دارد تيری به پاشنه خودش می زند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG