لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۲۳ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
تلاش جمهوری اسلامی در زمينه انسداد اطلاع رسانی امر مشخص و محرزی استاما آيا اين تلاش به معنای شکل گرفتن پرده الکترونيکی در داخل کشور است ؟

برخی جريان های سياسی در فضای خارج از کشور و به ویژه آمريکا فکر می کنند چنين وضعيتی محقق شده است و مردم داخل ايران از دسترسی به اطلاعات محروم بوده و آگاهی آنها از مسائل داخل ايران و دنيا ناچيز است.

بر اين اساس مباحث آنان به گونه ای القا می کند سرمايه گزاری در مورد تسهيل اطلاع رسانی در داخل کشور می تواند به تحولات و تغييرات سياسی سريعی در ايران منتهی شود.

در اين يادداشت ضمن پذيرش مثبت بودن سرمايه گزاری دولت ها و نهاد های غير دولتی خارجی در زمينه رفع موانع اطلاع رسانی در ايران، اين تصور مورد چالش قرار می گيرد.

کوشش برای کشيدن ديوار بين مرز های فيزيکی و مجازی کشور يک تلاش شکست خورده است که دستکم تا کنون نتوانسته مردم ايران را در انزوا قرار دهد. در اصل در بررسی سياست های محدود کننده حکومت در حوزه نشر آزادانه اخبار و اطلاعات از اين واقعيت غفلت می شود که جامعه ايران دست به مقاومت زده و اجازه نداده خواست حکومت در کاناليزه کردن مسير دريافت اطلاعات محقق شود.

البته پيشرفت فناوری های اطلاعاتی و به ویژه عصر انفجار اطلاعاتی نيز کمک بزرگی بوده است.

به رغم همه محدوديت ها و تنگناها، دسترسی جامعه ايران به اطلاعات و محصولات سياسی و فرهنگی اپوزيسيون و مخالف با فضای مطلوب حکومت در سطح قابل قبولی است. طبيعی است نمی توان برای برخورداری از آگاهی سقفی تعيين کر . هر جامعه ای در هر سطحی از پيشرفت باشد باز نياز دارد آگاهی و اطلاعات جديدی کسب نمايد. اما در وضعيت کنونی، مردم ايران به طور متوسط آنقدر آگاه هستند که لازمه برخورداری از دموکراسی ، توسعه و رفاه باشد.

در زمينه دسترسی به اطلاعات و اخبار غير رسمی نيز آمار های بر آورد شده نشانگر وضعيت بد و پايينی نيست. تا کنون ارزيابی دقيق و علمی از تعداد ماهواره در کشور صورت نگرفته است. اما برخی برآورد های غير رسمی و تاييد نشده حکايت می کنند که حداقل ۵/۵ ميليون آنتن ماهواره در ايران وجود دارد و سه هزار شبکه ماهواره ای در ايران قابل دريافت است.

اين آنتن ها تقريبا در سراسر حوزه جغرافيايی ايران و در طبقات مختلف اقتصادی پخش شده است. جالب است که شکاف اقتصادی بين اغنياء و فقرا در اين خصوص به طور نسبی کمتر است و حتی در محروم ترين نقاط کشور نيز می توان ديش ها را بر سر بام های منازل مشاهده کرد.

اين تعداد ماهواره به راحتی يک سوم جمعيت ايران را پوشش می دهد. آمار رسانه های بی بی سی و صدای آمريکا نيز تاييد می کند که پر بيننده ترين برنامه های آنان تا ۱۵ ميليون نفر بيننده دارد. اکثر شبکه های فارسی زبان خارجی و شبکه های فارسی زبان در لس آنجلس معمولا مورد تماشا در داخل ايران قرار می گيرند. همچنين شبکه هايی که عمدتا فرهنگی و هنری پخش می کنند مانند من و تو و فارسی وان نيز مخاطبان بالايی دارند.

در زمينه اينترنت نيز فيلترينگ به شکل گسترده برقرار است. اما فيلتر شکن و راه های عبور از موانع نيز وجود دارد. بنابراين فعالان سياسی و اجتماعی و علاقه مندان به مباحث سياسی و تئوريک دگر انديشانه علی رغم سختی ولی دسترسی به منابع غير رسمی و ممنوع دارند.

در شبکه های اجتماعی نيز به رغم انتساب فعل مجرمانه ولی تعداد کاربران ايرانی زياد است. برخی برآورد ها مدعی هستند حداقل ۴ میليون کاربر ايرانی در فيس بوک وجود دارد. اين تعداد نشان می دهد به طور نسبی اطلاعات در داخل کشور ايران جريان می يابد. اگر چه با سختی است ، همواره ريسک مجازات را در پی دارد و همچنين در حد مطلوب نيست.

وضعيت مطلوب نهادينه شدن گردش آزاد اطلاعات در ايران است امری که با تحولات سياسی گسترده و عميق پيوند خورده است. اما فقدان اين امر بدين معنا نيست که ايران شبيه کره شمالی است و مردم دسترسی بسيار کمی به اطلاعات و فرهنگ های غير رسمی دارند. حتی به دليل نبود قانون کپی رايت ، بسياری از فيلم های خارجی زود تر از سينما های خارجی در ايران قابل دريافت است.

از سويی ديگر بن بست کنونی جنبش اعتراضی ارتباط مستقيمی با انسداد رسمی اطلاع رسانی در ايران ندارد. بخش زيادی از مدافعان تغيير در سياست ايران مشکلی از لحاظ دسترسی به اطلاعات ندارند. بخش هايی از جمعيتی که دسترسی ندارند نيز اساس علاقه ای به اين نوع اطلاعات ندارند نه اينکه اگر امکاناتی برای شان فراهم شد مشتری رسانه های منتقد خواهند شد.

اين ذهنيت خطا است که بر طرف شدن محدوديت های اطلاع رسانی و يا ايجاد رسانه فراگير از سوی اپوزيسيون به خودی خود و سريع منجر به انقلاب و يا تغيير وضعيت سياسی در ايران می شود.

مشکل در تداوم فضای پليسی ، هزينه بالای مخالفت ، احاطه نسبی حکومت در کنترل فضای سايبر ، فقدان سازماندهی و نبود برنامه موثر برای تحول سياسی است. و گرنه دلخوش کردن به اينکه با عرضه امکانات ارتياطی بيشتر به مردم ايران و اپوزيسيون ، دگرگونی در داخل کشور ايجاد می شود ، ساده انديشانه و غير واقع بينانه است.

برخورداری از اينترنت خارج از کنترل حکومت ايران به شکل چمدانی و يا ماهواره ای زمانی ظرفيت موثر دارد که در مواقعی نظير جنبش سبز و يا سوريه ، فعالان بتوانند از صحنه های سرکوب خشن فيلم تهيه و برای رسانه ها ارسال نمايند. يا شبکه ها و گروه های مخالف برای ارتباطات از آنها استفاده کنند. البته اين استفاده حالت مقطعی دارد چون قابل شناسايی از سوی حکومت است.

از سويی در عصر انفجار اطلاعات ، برای حکومت مقدور نيست به شکل کامل جلوی ارتباطات را بگيرد. گردش اطلاعات برای حکومت هم مفيد است. يکی از ابزار های شناسايی مخالفان و آشنايی با تحولات جامعه ، برقراری ارتباطات در دنيای مجازی است اگر بخواهد به شکل اساسی جلوی مراودات غير رسمی را بگيرد وزير ساخت های ارتباطی را محدود سازد آنگاه خود حکومت نيز دچار مشکل می شود.

بنابراين در عين اينکه خواست حکومت ايجاد انسداد در گردش آزاد اطلاعات و ايجاد محدوديت های سياسی و ايدئولوژيک در حوزه رسانه و فضای مجازی است. اما اين خواست با مقاومت جامعه ايران مواجه شده و به دليل عدم تناسب با شرايط کنونی دنيا و همه گير شدن تکنولوژی های اطلاعاتی محقق نشده است.

لذا در حال حاضر پرده ضخيم الکترونيکی بين داخل و خارج ايران وجود ندارد و چنين ادعاهايی بيش از آنکه بر واقعيت استوار باشد جنبه فانتزی داشته و چه بسا برای مخاطبان غربی ديوار برلين را تداعی می کند.
XS
SM
MD
LG