لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۲۶ - ۲ دسامبر ۲۰۱۶

از ديدگاه مکتب رئاليسم در علوم سياسی، زمانی که کشوری درگير بحران می‌شود، دولت‌ها دو واکنش از خود نشان می دهند. برخی بحران و بی ثبانی را موقعيتی سياسی می‌دانند و در نتيجه به صورت مستقيم و غير مستقيم از طريق کمک‌های مالی، نظامی، مشورتی، اطلاعاتی و سياسی در آن دخالت می‌کنند تا از اين طريق توازن ترازوی قدرت را به سوی منافع ژئوپلتيک، استراتژيک و ژئواکونوميک خود سوق دهند. اما برخی ديگر از کشورها تنها در صدد جلوگيری از گسترش بحران به سرزمين خود بر می‌آيند.

بر اساس اخبار منتظر شده توسط نيويورک تايمز، روسيه در حال حاضر در حال ارسال ۱۲ هواپيمای نظامی به عراق و ارائه کمک های مشورتی به دولت اين کشور است. ايالات متحده آمريکا نيز از طريق ارسال هواپيماهای اف ۱۶، هليکوپترهای جنگنده و ۳۰۰ مشاور نظامی و تعدادی پهباد آمريکايی به دولت عراق کمک می کند.

جمهوری اسلامی ايران همچنين همچنين از طريق پهپادهای ساخت خود و نيروهای سپاه پاسداران مستقر در عراق برای دخالت در اين کشور استفاده می کند. به نظر می رسد قاسم سليمانی، فرمانده سپاه قدس، عمليات اين نيروها در عراق را رهبری می‌کند.

به‌علاوه، دولت سوريه دست در دست جمهوری اسلامی ايران در تلاش برای حمايت از دولت شيعه مذهب نوری المالکی در نبردش با شورشيان سنی است. بر اساس نوشته وال استريت ژورنال، دولت بشار اسد از هواپيماهای نظامی خود برای بمباران مناطق غربی عراق بهره جسته است.

دخالت مستقيم و غير مستقيم روسيه جمهوری اسلامی ايران، روسيه و ايالات متحده در عراق دلايل متعددی دارد. مسکو به چهار دليل اصلی از طريق ارائه کمک های مشورتی و نظامی به دولت عراق به طور غير مستقيم در اين کشور دخالت می کند.

مقابله با نفوذ آمريکا در منطقه از طريق تامين سريع سلاح

چندين تن از سياست مداران عراقی از اين مسئله شکايت داشته اند که برنامه زمانبندی ايالات متحده آمريکا برای تحويل سلاح و هواپيما بسيار کند پيش می رود. برای مسکو اين مسئله يک فرصت و موقعيت طلايی است. در حالی‌که واشینگتن در تصميم گيری و عملکرد سست به نظر می رسد مسکو توانسته است قدرت و قاطعيت سياست خارجه در منطقه خاور ميانه را نشان دهد.

چرخشی به سوی قدرت های شيعه در منطقه

گرچه دولت روسيه به طور همزمان حامی قدرت های سنی و شيعه در منطقه خاورميانه است، سياست های خارجی اين کشور اغلب قدرت های شيعه را، به سبب مقاومت آشکارشان در برابر ايالات متحده و ديگر قدرت های غربی، ترجيح داده است.

تهديد افراط گرايی شيعه در قبال افراطی گری شيعيان

از ديد تاريخی، دولت روسيه همواره بيشتر از سوی افراطيون سنی مورد تهديد بوده است و کمتر تهديدی از سوی بنيادگرايی شيعيان آن را تهديد کرده است. باثباتی و جريان نفت در بازار نيز همواره عاملی اساسی برای مسکو بوده است.

رهبرات ايران نيز دلايل مختلفی برای دخالت در عراق دارند: حفظ نفوذ ژئوپلتيک و اقتصادی در عراق، تضمين بقای دولتی شيعه در عراق، از ديدگاه ادئولوژيک، تقويت تشيع در منطقه، تغيير توازن ترازوی قدرت در منطقه به نفع ايران و از ميان برداشتن خطر و تهديد ظهور گروهک‌های سنی.

از سوی ديگر، دولت بشاراسد در سوريه نيز عمدتا اهداف سياست خارجه ايران را در قبال بحران عراق دنبال می کند. به‌علاوه، هدف اصلی دمشق مقابله با قدرت رو به رشد داعش است که می تواند در طولانی مدت خطری اساسی برای رژيم سوريه تلقی شود.

اهداف ايالات متحده آمريکا در عراق: ريشه اصلی بحران

بر خلاف روسيه، جمهوری اسلامی ايران و سوريه که همواره وقتی پای منافعشان در منطقه به ميان می آيد موضعی قاطع اتخاذ می کنند، موضع دولت باراک اوباما در قبال بحران در عراق و سوريه هرگز روشن نبوده است.

بهترين توصيف برای سياست خارجه دولت اوباما عبارت «سياست انتظار و نظاره کردن» و يا به عبارت ديگر مسئوليت ناپذيری، گناه را به گردن ديگران انداختن و مخفی شدن در پشت ديگر قدرت های منطقه ای و جهانی است.

به‌علاوه ريشه ظهور بحران عراق و داعش را نمی توان بدون در نظر داشتن مسئله سوريه بررسی کرد. ايالات متحده آمريکا نتوانست در قبال بحران سوريه موضعی قاطع اتخاذ کند. قاطع نبودن آمريکايی ها و ترديد دولت باراک اوباما در حمايت از اپوزیسيون ميانه روی سوريه در آغاز بحران به یکی از دلایل ايجاد و سازماندهی و قدرت گرفتن داعش منجر شد.

شکست سياست خارجه ايالات متحده آمريکا در قبال خاورميانه، و به طور اخص سوريه، بحران عراق را پديد آورد. با اين حال متاسفانه ايالات متحده از شکست‌های خود درسی نگرفته است. واشینگتن همچنان از مسئوليت پذيری و اتخاذ موضعی قاطع در قبال منطقه سر باز می‌زند.

ناگفته پيداست که اهداف ايالات متحده جامع عمل پوشاندن به منافع ملی، ژئوپلتيک و استراتژيک خود با حفظ جريان نفت از منطقه، حمايت از همپيمانان استراتژيکش (عمدتا اسرائيل)، حفظ قدرت نظامی و نفوذش در منطقه و جلوگيری از ايجاد تنش با افزايش گروه های تندرو است. اما، سياست های اعمال شده از سوی دولت اوباما هرگز به روشنی مطرح نشده اند. در حال حاضر، ايالات متحده آمريکا در پشت جمهوری اسلامی ايران، روسيه و سوريه پناه گرفته است و اميدوار است تا اين کشورها بتوانند به بحران در عراق و سوريه پايان بخشند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG