لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۱۲ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
در سال های اخير رسانه های غربی بارها در باره فعاليت ها و نقش قاسم سليمانی، فرمانده نيروی قدس، قلم فرسائی کرده اند. سازمان های امنيتی کشور های غربی، از جمله آمريکا، او را فرماندهی رازآلود وقدرتمند می دانند که نقش مهمی را در شکل دهی تحولات عراق، افغانستان و لبنان بازی کرده است.

به تازگی «دکستر فيلکينز»، روزنامه نگار آمريکائی و برنده جايزه پوليتزردرسال ۲۰۰۹ که به خاطر پوشش اخبار جنگ در عراق و افغانستان شهرت دارد، درمقاله ای بيست و دو صفحه ای تحت عنوان «فرمانده اسرار آميز» در هفته نامه نيويورکر می نويسد: «مهمترين فرمانده نظامی در جنگ داخلی سوريه کسی جز سرلشگر قاسم سليمانی نيست.»

نويسنده مقاله از قول يک مامور پيشين سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا (سيا) در عراق، می گويد در حال حاضر سليمانی «تنها و مقتدرترين مامور مخفی در خاورميانه است». او که در پانزده سال گذشته فرماندهی نيروی قدس را بعهده داشته، تلاش کرده است که اوضاع موجود در خاورميانه را به نفع ايران تغيير دهد، چه به صورت دلال قدرت و چه به عنوان يک فرمانده نظامی با توسل به ترور رقيبان، مسلح کردن متحدان و در يک دوره ده ساله هدايت شبکه ای از گروه های ستيزه جو برای کشتن صدها آمريکائی در عراق.»

اين مقاله با اشاره به ساختار نيروی قدس و مقايسه آن با سازمان ها و يگان های موجود در آمريکا می گويد اين نيرو ترکيبی از سيا و «نيرو های عمليات ويژه» ايالات متحده است بدين معنی که اعضا آن در چهار چوب فعاليت های جاسوسی، اضافه برجمع آوری اطلاعات، ماموران مخفی سازمان را هدايت می کنند و در صورت لزوم مخالفان و رقيبان را از بين می برند. «ماموران و جاسوسان نيروی قدس در اقصی نقاط دنيا پراکنده اند و هزاران نفر از افراد اين نيرو به عنوان مشاور در سوريه بسر می برند.»

قاسم سليمانی، بر پايه اين گزارش، در اوت ۲۰۱۲ به يک ديپلمات عراقی گفته است: «ارتش سوريه بی خاصيت است ومن با يک تيپ بسيجی می توانم تمام اين کشور را فتح کنم.»

در اوت همين سال بود که نيرو های مخالفان اسد ۴۸ ايرانی را درخاک سوريه به گروگان گرفتندکه مقام های ايران آنان را «زائر» خواندند. اما مخالفان اسد و سازمان های اطلاعاتی غرب اين افراد را اعضا نيروی قدس تشخيص دادند.

در نهايت، بشار اسد با توجه به اهميت به پشتيبانی نيروی قدس از حکومت اش، گروگان های ايرانی را با ۲۵۰۰ ستيزه جوی مخالف زندانی شده معاوضه کرد. در پی اين واقعه، يک از افسران ارشد نيروی قدس به نام «حسن شاطری» که سابقه ای طولانی در عمليات پنهانی در خاورميانه و جنوب آسيا داشت، در سوريه کشته شد.

«دکستر فيلکينز» می نويسد: جمهوری اسلامی سقوط اسد را همانند تهديدی برای موجوديت خود می داند و به هر کاری دست خواهد زد تا رژيم او سرنگون نشود. بقای بشار اسد برای قاسم سليمانی جنبه حيثيتی دارد و او بار ها به دمشق رفته است تا شخصا بر فعاليت های مداخله جويانه جمهوری اسلامی در سوريه نظارت کند. از قرار معلوم او در يک ساختمان به ظاهر معمولی که در همين حال کاملا حفاظت شده ، يک پست فرماندهی داير کرده است که اعضا آن را سران ارتش سوريه، يک فرمانده حزب الله لبنان و هماهنگ کننده شبه نظاميان شيعی عراق تشکيل می دهند.

مقاله ياد شده در تشريح جنبه های پشتيبانی جمهوری اسلامی از رژيم بشار اسد می گويد از اواخر سال گذشته ميلادی پرواز های حامل افسران سپاه قدس و همچنين سلاح و تجهيزات به سوريه افزايش يافته است. «افسران اعزامی در آموزش شبه نظاميان حامی اسد، هماهنگ کردن حمله های نيرو های اسد به مواضع مخالفان و بر پایی يک سيستم پيچيده برای مانيتور کردن مخابرات گروه های مخالف دست دارند و مهم تر اينکه افسران قدس سازمان های امنيتی سوريه را که عموما برای جاسوسی و نظارت بر فعاليت يکديگر ايجاد شده اند، وادارکرده اند که با يکديگرعليه مخالفان همکاری کنند.»

در ادامه این مطلب آمده است: نتيجه اين پشتيبانی در آوريل امسال آشکار شد که در واقع نقطه عطفی در جنگ داخلی سوريه بود. در اين ماه نيرو های اسد توانستند شهر مرزی و استراتژيک قصير را از دست مخالفان آزاد کنند – شهری که يکی از خطوط ارتباطی حزب الله به سوريه است و محل تراتزيت سلاح و تجهيزات ايران به حزب الله. برای اين کار قاسم سليمانی ازدوست قديمی خود سيد حسن نصراله خواست که دو هزارنفر از شبه نظاميان حزب الله را به کمک قوای بشار اسد بفرستد و در جريان آزاد سازی قصير دهها عضو حزب الله و دستکم هشت افسر نيروی قدس جان خود را از دست دادند.

اين مقاله در ادامه می گويد در سالهای اخير نيروی قدس توانسته است با ايجاد يک شبکه بين المللی و استفاده از عوامل مختلف از جمله ايرانيان برون مرزی، فعاليت های خود را گسترش دهد. در سال ۲۰۱۰، نيروی قدس با همکاری حزب الله در واکنش به اقدام های پنهانی غرب برای کند کردن فعاليت های هسته ای ايران مانند حمله های سايبری و ترور دانشمندان هسته ای، حمله هایی را عليه اهداف اسرائيلی و آمريکایی صورت داد.

به نوشته نیویورکر، در دو سال گذشته نيروس قدس دستکم سی حمله پنهانی را در اقصی نقاط دنيا رهبری کرده است از جمله در تايلند، دهلی نو ، لائوس و نايروبی. مهمترين اين عمليات در سال ۲۰۱۱ بود که طی آن يک کارتل مواد مخدر در مکزيک مامور شد که سفير عربستان سعودی در واشنگتون را ترور کند.

نويسنده مقاله با تشريح ابعاد گسترده فعاليت های نيروی قدس درعراق پس از سقوط صدام و نقش کليدی قاسم سليمانی، می نويسد: در اوائل سال ۲۰۰۸، جلال طالبانی، ریيس جمهوری عراق يک تلفن دستی را که حاوی يک پيامک خطاب به ژنرال ديويد پتریوس، فرمانده نيروهای نظامی آمريکا وهم پيمانان اين کشوردرعراق بود، به وی داد.

در اين پيام قاسم سليمانی به ژنرال آمريکائی می گويد : «ژنرال پتریوس عزيز ، شما بايد بدانيد که من، قاسم سليمانی، سياست ايران را در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان کنترل می کنم. سفير ايران در بغداد يک عضو نيروی قدس است وهمچنين شخصی که قرار است جايگزين او شود عضو همين نيرو است.»

در رابطه با عراق، دکستر فيلکينز می گويد يکی از بزرگترين موفقيت های قاسم سليمانی متقاعد کردن دوستانش در دولت عراق است تا اجازه دهند هواپيماهای حامل سلاح و تجهيزات از طريق عراق به سوريه پرواز کنند. به گفته ژنرال جيمز ماتيس، ریيس پيشين فرماندهی مرکزی (سنت کام): «حکومت اسد بدون اين پروازها ی پشتيبانی ماه ها پيش سقوط کرده بود.»

«نظارت بر اين پرواز ها به عهده هادی العامری، وزير ترابری عراق است که هم پيمان ديرينه قاسم سليمانی است. او در گذشته فرمانده سپاه بدر بود و به عنوان يک سرباز در صفوف قوای ايران عليه صدام حسين دردوران جنگ ايران و عراق حضور داشت.»

اين مقاله در پايان می گويد رها کردن حکومت بشار اسد و زمين نهادن پروژه گسترش بيش از پيش نفوذ جمهوری اسلامی در سوريه و لبنان که برای ادامه جنگ پنهانی عليه اسرائيل و آمريکا دنبال می شود، برای قاسم سليمانی امکان پذير نيست.

به تازگی قاسم سليمانی خطاب به مجلس خبرگان گفت: «ما به تبليغات دشمن توجه نداريم چرا که سوريه خط مقاومت است... و ما وظيفه داريم از مسلمانان حمايت کنيم زيرا آنها تحت فشار و ظلم هستند ... و ما تا آخر از سوريه حمايت می کنیم.»
XS
SM
MD
LG