لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۱ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

فعاليت اسلامگراهای تندرو در منطقه خاورميانه پديده تازه ای نيست. اما انسجام در فعاليت و پيشروی گروهی مانند داعش يا آنطور که اخيرا نام خود را تغيير داده «خلافت اسلامی» در عراق، نگرانی ناظران بين المللی را برانگيخته است. تنها در روز يکشنبه، خبرها حاکی از پيشروی داعش در مناطق شمالغربی عراق، تصرف سه شهر، و مهمترين سد آن کشور بود. برخی خبرگزاری ها در روز دوشنبه نوشتند که در درگيری های مرز لبنان و سوريه هم ردپای تفکرات و فعاليت های داعش ديده می شود.


راديوفردا با گيدو اشتاينبرگ، تحليلگر ارشد در موسسه علم و سياست در برلين در مورد داعش يا خلافت اسلامی و احتمال‌های آينده نزديک، گفت وگو کرده است.

***

شما درباره گروه‌های مسلح اسلامگرای افراطی در خاورميانه مطالعه می‌کنيد. آيا امروز از آن‌چه که از فعاليت «خلافت اسلامی» در عراق می‌بينيد، شگفت زده هستيد، يا پيش بينی اين تحرکات را می‌کرديد؟

راستش من از ضعف دشمن آنها شگفت زده هستم؛ يعنی ضعف دولت مالکی و نيروهای مسلح عراق جای تعجب دارد. اما آن‌چنان هم تعجب نمی کنم که القاعده عراق، يا دولت اسلامی شام و عراق يا خلافت اسلامی به اين خوبی عمل می‌کند. اين گروه در اين سال‌ها يک گروه تروريستی بسيار قدرتمند بوده و جای شگفتی داشت که چگونه سال ۲۰۰۸ را با وجود دشمنانی قدرتمند به سلامت پشت سر گذاشت، و با اين توصيف پيش بينی می‌شد که چنين آينده ای داشته باشد.

در روزهای گذشته هر ساعت خبر از به تصرف در آمدن يک شهر ديگر، دو ميدان نفتی يا سد استراتژيک در عراق، توسط «خلافت اسلامی» شنيديم. برخی در اين ساعت‌ها از خود می پرسند که با توجه به روندی که پيش می رود، آيا بغداد نيز به زودی سقوط خواهد کرد؟ شما پاسخی داريد؟

نه من فکر نمی کنم اين اتفاق بيفتد. آنچه خيلی جای تامل دارد اين است که آنها کنترل شهرهايی را به دست گرفته اند که تحت نظارت پيشمرگه های کرد بوده است و اين به نظرم رخدادی خطرناک است. چرا که نشان می دهد که مناطق کردنشين امن نيستند و احتياج به جنگ افزارهای اساسی تری دارند، اگر «خلافت اسلامی» شهری مانند سنجار و سد موصل را گرفته باشد که من هنوز تاييد نهايی آن را دريافت نکرده ام، اين گروه می تواند گروهی بسيار خطرناکتر در آينده باشد. اما نمی توانم تصرف بغداد توسط «خلافت اسلامی» را تصور کنم چرا که ما در بين سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ شاهد يک جنگ داخلی در آنجا بوده‌ايم و شبه نظاميان شيعه و دولت اين جنگ را برده‌اند. و به نظرم می‌توانند يک حمله داعش را به عقب برانند. با اين وجود من نگرانم که در صورت چنين حمله ای شبه نظاميان شيعه ،‌جمعيت غيرنظامی سنی را هدف قرار دهند و ما شاهد بروز يک جنگ داخلی ديگر باشيم. اين خيلی ترسناک است چرا که جنگ پيشين اگرچه طولانی نبود، اما بسيار خونبار بود.

وقتی از عراق صحبت می کنيم، به هر حال بايد نقش عوامل خارجی را هم در نظر بگيريم. دولت مالکی، متحد نزديک حکومت ايران است. يا آمريکا، کشوری است که به عراق رفت و صدام حسين را از حکومت برکنار کرد و سالها در آنجا ماند. نقش اين عوامل خارجی چيست؟ چطور است که در شرايط تازه و ظهور داعش تا کنون آنچنان فعاليت محسوسی از اينها شاهد نبوديم ؟

خب يک سری فعاليت ها که بوده و به گمانم اينها بيشتر هم درگير اين موضوع خواهند شد. آمريکا هم اکنون کارشناسان امنيتی و مشاوران نظامی اش در عراق هستند و به نظرم در بازه زمانی کوتاهی شاهد حملات هواپيماهای بدون سرنشين آمريکا عليه اهداف داعش در شمال عراق و حتی شرق سوريه باشيم. چرا که به نظرم آمريکا تنها قدرتی است که می تواند به صورت موثر عليه چنين سازمانی اقدام کند و جلوی پيشرفت بيشتر آن را بگيرد. از سوی ديگر ايران هم فعاليت‌هايی در عراق انجام می دهد با اين وجود ايران معمولا (‌همانند آنچه در سوريه ديديم) ترجيح می دهد جنبه عملی اقدامات توسط نيروهای محلی انجام شود. در درگيری ها در جنوب بغداد شاهد فعاليت گروه شبه نظامی «عصائب اهل الحق» هستيم که گروهی عراقی است تحت کنترل مستقيم ايران. در ماههای پيش رو اين گروه، و همچنين «بدر» و تا حدی جنبش صدر گروه‌هايی هستند که نيروهای اصلی در عراق محسوب خواهند شد. در نتيجه ما شاهد واکنش ايران هم هستيم، مشکل اينجاست که عراقی ها احتياج به نيروی هوايی دارند، که آن را در اختيار ندارند.

پس شما معتقديد که راه جلوگيری از پيشرفت داعش در عراق، هوايپماهای بدون سرنشين آمريکايی هستند؟

بله مطمئنا. آماده سازی برای اين کار در حال انجام است. هنوز نمی دانم که پايگاه اين کار کجا خواهد بود، گزينه هايی وجود دارد اما به نظرم کردستان عراق گزينه برتر برای اين کار است. به نظرم بسيار مهم است که از متحدان آمريکا در آنجا حمايت شود، و راستش من شخصا نگران ناتوانی دولت اروپايی و ترکيه هستم که با اين تهديد مقابله کنند و اقدامی معنادار در اين زمينه انجام دهند ، در نتيجه من روی آمريکا حساب می کنم.

آقای اشتاينبرگ سوال آخر من اين است که ما از سال پايان سال ۲۰۱۰ شاهد بروز پديده ای در خاورميانه و شمال آفريقا بوديم که به بهار عربی مشهور شد. بسياری از ناظران اين خيزش را فرصتی برای کشورهای عرب منطقه قلمداد کردند، اما چه شد که امروز بعد از سه سال، بيشتر از هر چيز در اين منطقه از فعاليت قوی گروههای تندروی اسلامگرا می شنويم؟

چنين گروه‌های پيش از اين رخدادها هم در اين کشورها بودند. داعش امروز، ‌پيشتر القاعده در عراق بود و از سال ۲۰۰۳ در آنجا فعاليت می‌کند. در يمن و الجزاير هم فعال بودند. آن‌ها از فرصت به وجود آمده به دليل نبود کنترل دولتی در منطقه استفاده کردند. با اين وجود آنها قوی نيستند. داعش حداکثر ۲۰ هزار جنگجو دارد و اين به معنای جنبشی برآمده از توده نيست. اما از نبود کنترل دولتی استفاده می کنند. مشکل اين است. وضعيت برای بسياری از مردم در منطقه بدتر شده است. اما در عين حال من آن نافرمانی ِ سال ۲۰۱۱ را به عنوان نکته ای مثبت ارزيابی می کنم چرا که حفظ وضعيت موجود حکومت های استبدادی اين کشورها بدون هيچ تمايلی به اصلاح ، نمی توانست ادامه يابد. امروز وضعيت بدتر شده و حکومت ها بايد ثبات پيدا کنند، اما اين رويدادها نشان می دهد که هيچ جايگزينی برای تغيير صلح آميز وجود ندارد، در نتيجه بايد سياستی را اتخاذ کنيم که به تغيير در حين ثبات بيانجامد. ما واقعا انقلاب نمی خواهيم اما همزمان نمی خواهيم شاهد ادامه حکومت های استبدادی باشيم.

  • 16x9 Image

    هانا کاویانی

    هانا کاویانی، از سال ۱۳۸۶ با رادیو فردا به عنوان خبرنگار و گزارشگر همکاری می‌کند. او در این مدت از جمله پرونده هسته‌ای ایران و مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای را از نزدیک دنبال کرده است.

XS
SM
MD
LG