لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۵۱ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶
حسينعلی شهرياری، رييس کميسيون بهداشت مجلس به خبرگزاری کار ایران، ايلنا گفته که افزايش مشکلات معيشتی در ايران به فرايند قطبی شدن جامعه کمک کرده و در جامعه کنونی مردم يا فقيرند يا غنی.

اين فرايند به گفته آقای شهرياری باعث ريزش قشر متوسط جامعه شده و نارسايی های اقتصادی چند سال اخير، به شدت منظر روانی جامعه را تحت تاثير قرار داده‌است.

مرتضی کاظميان، روزنامه نگار در پاريس در گفت‌وگو با رادیو فردا، به این پرداخته که اصولا از نظر جامعه‌شناختی، چه گروه هايی از جامعه درون قشر متوسط جای می گيرند.



مرتضی کاظميان: بخش مهمی از جامعه ايران در زير گروه طبقه متوسط مدرن يا سنتی قابل دسته بندی هستند و اينها صرفنظر از نقطه عزيمت های فرهنگی شان يا رويکردهای ايدئولوژيکشان و مستقل از اينکه دارای چه سطحی از تحصيلات عاليه هستند، در همان دهک های چهار، پنج، شش و هفت از جهت اقتصادی قابل دسته بندی هستند. اين ها عمدتا در شهرهای بزرگ يا مراکز استان های کشور مستقر هستند و البته بدين معنا نيست که در شهرستان ها حضور ندارند.

بخش عمده ای از کسانی که در حوزه های تخصصی يا زيرگروه هايی که فارغ التحصيلان مهندسی هستند يا کارمندان ارشد را شامل می شوند. اما با توجه به همين تحولات در چند ماه اخير متاسفانه يک ريزش معنی‌داری از طبقه متوسط و از سوی طرف بخش نابرخوردار جامعه شروع شده است.

آقای کاظميان، البته اين طور نخواهد بود که تغييرات اجتماعی به اين سرعت يعنی در طول يکسال يا دو سال يا حتی چند سال ايجاد شود. چه عواملی در طول يک دهه گذشته به اين روند کمک کرده است؟ يا باعث ايجاد اين روند شده است؟

بدون ترديد تحولات جامعه شناختی در ايران متاثر از تغييرات يک باره اقتصادی نيست. آن چه که من به آن اشاره کردم برمی گشت به جايگاه و پايگاه اقتصادی طبقه متوسط در ايران که البته به خاطر پشتوانه و ثباتی که طبقه متوسط پيدا کرده است به ويژه از دوره دوم رياست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، يعنی تقريبا از زمانی که دوران جنگ طی شده و توسعه صنعتی در ايران سامان جديد پيدا کرد و بعد با روی کار آمدن دوران آقای خاتمی و پس از آن افزايش قابل توجه بهای نفت در دوره اول رياست جمهوری آقای احمدی نژاد ، اين طبقه متوسط در ايران نضج گرفت.

اما متاسفانه نسبت معنی‌دار و دقيقی ميان مطالبات طبقه متوسط مدرن – يعنی سطح تحصيلات آنها و پاسخی که دولت می تواند به آنها بدهد به جهت اشتغال- وجود ندارد. فارع التحصيلان بيشتری از طبقه متوسط جذب بازار کار نشده اند يا به مشاغلی غير از تخصص خودشان جذب شده اند.

با توجه به اينکه اينها نيازهای خودشان را دارند و سبد مصرفی خودشان را ، طبيعتا با تشديد فشار اقتصادی تنگناهای بيشتری را هم به جهت روانی احساس می کنند.

اين همان چيزی است که در اظهار نظر مقام ارشد مجلس محسوس است. به هر حال طبقه متوسط با افزايش تورم يا کاهش درآمد و سقوط ارزش ريال در برابر ارزهای خارجی، خود به خود و به تدريج از اين وضعيت متاثر خواهد شد و به شکل ناگزيری اين ريزش از طبقه متوسط رخ خواهد داد.

جدا از اين عوامل اقتصادی که به هر حال بسيار تعيين کننده می توانند باشند، چه عوامل ديگری از نظر اجتماعی و سياسی باعث ايجاد يک چنين فرايندی می شوند؟

وقتی که نيازها و مطالبات طبقه متوسط مدرن از جمله مشارکت سياسی و دغدغه ها و نيازهای فرهنگی اش پاسخ متناسبی دريافت نکرد، خود به خود اين ناامنی وجود خواهد داشت.

اين اتفاقی است که در طول چند سال اخير به ويژه در حوزه مشارکت سياسی کاملا معنی دار شده است به ويژه از زمان انتخابات ۲۲ خردادماه ۸۸ و سرکوب های خونينی که بعد از آن متوجه شهروندان شد به ويژه که طبقه متوسط مدرن به تعبيری، حاملان اصلی جنبش اعتراضی بعد از انتخابات بودند.

اما اين که طبقه متوسط مدرن در ايران تا کی قادر خواهد بود اين دشواری هايی که در بحران اقتصادی ايران وجود دارد و از دل سرکوب های فرهنگی و ناديده انگاشتن های سبک زندگی و عدم مشارکت سياسی مقاومت کند و انسجام ذهنی و روانی خود را حفظ کند واقعا معلوم نيست و نيازمند صبوری است و پاسخ دادن به اين سوال واقعا مشکل است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG