لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۵ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

از بحران پارلمان در روسيه ۲۰ سال گذشت


در سال ۱۹۹۳، چيزی نمانده بود روسيه شاهد جنگ داخلی ديگری باشد. آخرين جنگ داخلی اين کشور، سال ۱۹۱۷ و در جريان انقلاب بلشويک ها بود. اما روز چهارم اکتبر بود که پس از چند ماه بحث و جدل و مناقشه ميان رياست جمهوری و پارلمان، بوريس يلتسين رييس جمهوری وقت به ارتش دستور داد به پارلمان حمله کند.

بوريس يلتسين در ۲۱ سپتامبر، پارلمان آن زمان يا شورای عالی شوروی را منحل کرده و اعلام کرد انتخابات ديگری برگزار خواهد شد. اما در عوض «روسلان خاسبولاتوف» رييس شورا و «آلکساندر روتسکوی» معاون، خود را ساختمان پارلمان محصور کرده و رای به استيضاح رييس جمهوری دادند. وقتی خوسبولاتوف به شبه نظاميان مخالف يلتسين دستور داد به ساختمان تلويزيون در «اوستانکينو» حمله کرد و آن را تصرف کنند، يلتسين دستور حمله نظامی به شورای عالی خلق را صادر کرد.

راديو اروپای آزاد، راديو آزادی نگاهی دارد به بازيگران کليدی اين بحران که در پی می آيد.

بوريس يلتسين، رييس جمهوری

يلتسين، رييس جمهوری بود که نظام کمونيست را تحويل گرفته و شاهد تحول آن به دوران ديگری بود. او که زمانی شخصيت قهرمان را به خود اختصاص داده بود، در سال ۱۹۹۳ از آن فاصله گرفته بود. اقتصاد در برابر اصلاحات يلتسين سختی نشان می داد ولی رفراندوم آن زمان به نفع يلتسين تمام شد. ولی تنش ها ميان او و شورای عالی شوروی بيشتر شد.

يلتسين با دستور موصوم به «شماره ۱۴۰۰» پارلمان را منحل اعلام کرد. دليل او هم اين بود که اصلاحات اقتصادی لازم است و با اين کار بايد آن را تقويت کرد. وقتی شورا به سمت استيضاح رييس جمهوری رفت و خود را محصور کرد، روز چهارم اکتبر يلتسين، «پاول گراچف» وزير دفاع را با دستور حمله، راهی ساختمان پارلمان کرد و گفت حصر را برداشته و نمايندگان خاطی را دستگير کند. چند ماه بعد از اين واقعه، قانون اساسی جديدی نوشته و تصويب شد که قدرت خيلی زيادی به دفتر رياست جمهوری می داد. دامنه قدرت زيادی که هنوز هم در اختيار مقام رياست جمهوری باقی مانده است.

روسلان خاسبولاتوف، رييس شورا

او که در اصل اهل چچن و دارای کارشناسی در رشته اقتصاد بود، زمانی از نزديکترين متحدان يلتسين محسوب می شد و سال های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ در کنار يلتسين بود. بعد از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، خوسبولاتوف به عنوان رييس پارلمان انتخاب شد و قدرت را در اختيار گرفت. به تدريج فاصله او با يلتسين به ويژه برسر سياست های اقتصادی بيشتر شد. پس از حصر در پارلمان، خوسبولاتوف از طرفداران شبه نظامی خود خواست به کرميلن حمله کرده و يلتسين «مجرم» را دستگير کنند. وی پس از حمله به شورا دستگير شد و در سال ۱۹۹۴ رييس مجلس دوما او و ديگر رهبران جريان مخالف يلتسين را عفو کرد. خاسبولاتوف سياست را کنار گذاشته و در آکادمی مسکو مشغول تدريس اقتصاد شد.

وی در گفت وگو با راديو اروپای آزاد، راديو آزادی گفت: «يلتسين آن زمان توانست پارلمان را شکست دهد ولی می دانيد نتيجه اش چه بود؟ آيا قانون اساسی فعلی روسيه را می بينيد؟ اين ديگر قانون اساسی نيست که قانون اساسی برتر است. هيچ کس در کشور به جز رييس جهوری، قدرتی در اختيار ندارد. حتی بدون اجازه حق عطسه کردن نداريد، که نتيجه همان اتفاقات آن زمان است.»

آلکساندر روتسکوی، معاون رييس جمهوری

وی که از نظاميان باسابقه جنگ در افغانستان بود، از همراهان اوليه يلتسين بود و مانند خاسبولاتوف به يکی از همراهان و متحدان نزديک او تبديل شد. او هم از حلقه اقتصاددانانی بود که يلتسين برای اصلاح ساختار اقتصادی از آن ها کمک می گرفت. در سپتامبر ۱۹۹۳ وقتی يلتسين او را از دفترکارش اخراج کرد و درهای کرملين را روی او بست، خاسبولاتوف به او دفتری در ساختمان پارلمان داد. وقتی يلتسين پارلمان را منحل کرد، پارلمان هم در پشت درهای بسته و رييس جمهوری را اسيتضاح و از کار برکنار کرد و روستکوی را به عنوان رييس جمهوری موقت برگزيد. او هم در کنار خاسبولاتوف روی ايوان پارلمان حاضر شده و از هواداران شبه نظامی خواست به ساختمان تلويزيون و دفتر شهردار مسکو حمله ببرند. مجموعه حوادثی که به حمله نيروهای نظامی به ساختمان پارلمان منتهی شد.

روتسکوی در يکی از گفت وگوهای اخير خود با بخش روسی راديو اروپای آزاد، راديو آزادی گفت: «بيش از ۱۸ سال است که ما مشتی دروغ در مورد حوادث سال ۱۹۹۳ می دهيم. اما دو سال اخير به واقع نشان از دانه هايی است که آن زمان کاشته شد. درست است که حالا همه به آن حوادث بحران قانون اساسی لقب می دهند اما هيچ ربطی به قانون اساسی ندارد و مجموعه ای بود که قانون اساسی با قدرت زياد برای يک نهاد ايجاد کند.»

پاول گراچف، وزير دفاع

وقتی مناقشه يلتسين با خاسبولاتوف و روتسکوی بالا گرفت، نقش نيروهای نظامی پررنگ تر شد. پاول گراچف از افرادی بود که رتبه های نظامی را قدم به قدم طی کرده و بالا آمده بود. گفته می شود حتی گراچف کسی بود که پيش از کودتای ۱۹۹۱، به يلتيسن هشدار داده بود. پاداشی هم که يلتسين به او داد بالا بود، و در مه ۱۹۹۲ مقام وزارت دفاع را در اختيار گرفت. با مناقشه سال ۱۹۹۳، بار ديگر او وفاداری خود به يلتسين را نشان داد و تصاوير ضبط شده آن زمان، او را در حالی نشان می دهد که از نيروهای نظامی خود تقدير می کند و سپاس می گويد که روسيه را از جنگ داخلی نجات داده اند.

بعد از اين مناقشه، به يکی از اعضای شورای امنيت رياست جمهوری پيوسته و مدال شجاعت هم دريافت کرد. اما به تدريج در سال های بعد به رسوايی مالی متهم شد. در جولای ۱۹۹۶ و پس از پيروزی يلتسين در دور دوم، از وزارت برکنار شد و تا سال ۲۰۰۷ با شرکت دولتی صادرات اسلحه روسيه همکاری کرد. در سپتامبر ۲۰۱۲ و در سن ۶۴ سالگی هم درگذشت.

«ويکتور يرين»، وزير کشور و «آلکساندر کورژاکف» رييس محافظان يلتسين هم از شخصيت های جالب آن دوره هستند. يرين از نظاميان جنگ افغانستان، نيروهای پليس و از وفاداران يلتسين بود. او به دليل ابراز وفاداری خود به يلتسين، نشان «قهرمان فدراتيو روسيه» را دريافت کرد و به درجه ژنرال نظامی رسيد. پس از ناکامی در خنثی کردن گروگان گيری نيروهای چچن در ژوئن ۱۹۹۵ مجبور به استعفا شد و بعد به وزارت اطلاعات روسيه پيوست و تا سال ۲۰۰۰ با آن ها کار کرد و پس از آن در انظار عمومی ظاهر نشده است.

کورژاکف، از افسران سابق امنيتی «کا گ ب» بود در سال های ۱۹۸۰ به عنوان محافظ يلتسين انتخاب شد. در جريان مناقشه ميان يلتسين و گورباچف، کورژاکف در کنار يلتسين ماند و وقتی بوريس يلتسين رييس جمهوری شد، او به مقام رياست گارد رياست جمهوری منصوب شد. برخی از تحليلگران می گويند اين کورژاکف بود که يلتسين را قانع کرد که حمله به پارلمان را عملی کند. حتی گفته می شود ارسال نيرو به چچن در سال ۱۹۹۴، کار او بود. در جولای ۱۹۹۶ از کار برکنار شد و کتابی در مورد دوران حکومت بوريس يلتسين نوشت و از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۱ در دومای روسيه کار کرد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG