لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۰۴ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
«جنيو عبده» کارشناس ارشد امور خاورميانه و پژوهشگر بنياد تحقيقاتی «سنچری» همراه با « آرش آرامش» يکی ديگر از پژوهشگران اين بنياد، در تحليلی که هفته نامه «فارين پاليسی» (سياست خارجی) آن را منتشر کرده پيامدهای تشديد رقابت بين احمدی نژاد و آيت الله خامنه ای را بررسی و نتيجه می گيرند که بين اين دو جناح که هر دو «تندرو» شناخته می شوند، قدرت گيری جناح احمدی نژاد برای غرب و کشورهای منطقه خطرناک تر خواهد بود.

به نوشته اين دو پژوهشگر، اوج گيری اختلافات قديمی بين جناح رييس جمهور با ساير اصولگرايان و طرفداران آيت الله خامنه ای بر سر وزارت حيدر مصلحی وزير اطلاعات، موضع محمود احمدی نژاد را به شدت تضعيف کرده است.

اين حوادث در همين حال در بردارنده درس های بسيار مهمی در مورد نحوه کار درونی و پنهانی سيستم سياسی جمهوری اسلامی است.

به نظر می رسد که به دنبال عقب نشينی احمدی نژاد اين بحران خاتمه يافته است ولی حقيقت اين است که هنوز اختلاف های بسيار عميق بين دو جناح وجود دارد. دستور صريح آيت الله خامنه ای مبنی بر ابقای حيدر مصلحی در مقام وزارت اطلاعات نه فقط اقدامی برای حفظ قدرت برتر رهبری در نظام اسلامی، که اقدامی در دفاع از تشکيلات روحانيت به طور کلی بود.

اين دو تحليلگر ياد آوری می کنند که جدال نه بر سر يک عضو کابينه، که بخشی از زورآزمايی بين طرفداران احمدی نژاد به خصوص آنهايی که در سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به آن هستند، با تشکيلات روحانيت و وفاداران به رهبر ايران بر سر ايدئولوژی ، مذهب، چگونگی بقای نظام اسلامی و نقش ايران در حوادث پر آشوب جهان عرب بود.

از نگاه آيت الله خامنه ای، محمود احمدی نژاد به خاطر گرايش های آشکار وی به کاهش نفوذ روحانيون و علم کردن اسلام ايرانی در مقابل انقلاب اسلامی بايد سرجای خود نشانده می شد. در غير اين صورت جمهوری اسلامی به آن شکلی که از سال ۱۹۷۹ موجوديت داشته به خطر می افتاد.

شايد اين برخلاف انتظار و فرضيه های موجود باشد ولی بقای آيت الله خامنه ای و تسلط تشکيلات روحانيت در حکومت ايران به نفع غرب است. در غير اين صورت گزينه ديگر يک حاکميت به شدت نظامی شده خواهد بود که کنترل آن به دست سپاه پاسداران می افتد و اين حالت بسيار بدتر از شرايط موجود است.

«جنيو عبده» و «آرش آرامش» از پژوهشگران بنياد تحقيقاتی «سنچری» در ادامه تحليل خود در مجله «فارين پاليسی» يادآوری می کنند که محمود احمدی نژاد از آغاز رياست جمهوری در سال ۲۰۰۵ با هوشياری کامل خود را به رهبر ايران نزديک کرده و در انتخابات بحث برانگيز سال ۲۰۰۹ حمايت صريح آيت الله خامنه ای را با خود داشت.

ولی اکنون احمدی نژاد به اولين رييس جمهور در تاريج جمهوری اسلامی ايران بدل شده که آشکارا از فرامين رهبر جمهوری اسلامی سرپيچی می کند. نمونه برجسته آن واکنش احمدی نژاد به مداخله آيت الله خامنه ای در موضوع وزير اطلاعات بود. احمدی نژاد حدود ۱۱ روز بر سر کار خود و جلسات هيئت دولت حاضر نشد.

آيت الله خامنه ای و اطرافيان با نفوذ وی واقعا به اين نتيجه رسيده اند که احمدی نژاد و جناح طرفدار وی به يک خطر جدی بدل شده اند. گروهی از روحانيون تندرو و با نفوذ در راس هرم حکومتی مثل مصباح يزدی که سال ها جزو مدافعان اصلی احمدی نژاد محسوب می شد، اکنون به شکلی بسيار تند و آشکار در برابر احمدی نژاد موضع گرفته و به وی يادآوری می کنند که مشروعيت هر مقام و دستگاهی در حکومت مشروط به تاييد و نظر ولی فقيه است.

سخنان آيت الله مصباح يزدی و ديگر روحانيون ارشد در مخالفت با رفتار احمدی نژاد به خوبی نشان می دهد که آنها به شدت نگران کاهش نفوذ و تضعيف موقعيت روحانيون در حکومت هستند. برخی ديگری از روحانيون تا آنجا پيش رفته اند که رييس جمهور را با دشمنان ايران در يک صف قرار داده اند.

اين دو تحليلگر می افزايند که آيت الله خامنه ای با وجود تمامی دشمنی های خود با آمريکا همواره «جنگ نرم» را به رويارويی نظامی با آمريکا و يا رقبای منطقه ای مثل اسراييل و عربستان سعودی ترجيح می دهد. در حالی که بخش گسترده ای از جناح حامی احمدی نژاد و به خصوص محافل درون سپاه پاسداران چنين فکر نمی کنند. آنها با اتکا به نهادهای نظامی و دستگاههای امنيتی توانسته اند از نظر سياسی و اقتصادی به موقعيت مهمی برسند.

با وجود سخنان سردار محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران که محمود احمدی نژاد را تهديد کرد از جناح های خطرناک دوری جويد، شواهد نشان می دهد که احمدی نژاد در لايه های ارشد و ميانی سپاه پاسداران هواداران زيادی دارد. بسياری از اين فرماندهان در مورد نحوه اداره حکومت، کاهش نفوذ روحانيون و استراتژی های منطقه ای ايران با احمدی نژاد هم نظر هستند. آنها از تحريک اسرائيل و تشديد ناآرامی در منطقه با هدف تقويت متحدان خود مثل حماس، حزب الله و سوريه هيچ ابايی ندارند.

اين دو جناح در مورد مذاکره بر سر بحران هسته ای اختلافاتی دارند. ولی نبايد فراموش کرد که برای هر دو طرف موضوع برنامه های هسته ای فقط ابزاری برای گسترش نفود و قدرت منطقه ای ايران است. اگر احمدی نژاد به نظر می رسد که بيشتر از ديگران آماده مذاکره با غرب است اين تاکتيک ها را برای جنگ قدرت در درون کشور به کار می گيرد.

«جنيو عبده» و «آرش آرامش» در پايان تحليل خود در مجله «فارين پاليسی» خاطر نشان می کنند که استراتژی احمدی نژاد و رحيم مشائی زدودن عنصر اسلام ارتدوکس از وجهه و عملکرد حکومت ايران است. به همين خاطر به نظر می رسد که آنها با تبليغ روش ديگری از ارتباط با امام زمان سعی می کنند نقش فقها و روحانيون به عنوان واسطه با عالم الهی را حذف کنند.

مخالفان رحيم مشائی وی و اطرافيانش را متهم کرده اندبه تبليغ رمالی و جن گيری و بسياری از روحانيون ارشد تلاش اين محافل برای تبليغ ظهور امام زمان را محکوم کرده وغير شرعی می دانند.

استراتژی احمدی نژاد و رحيم مشائی علاوه بر حذف تدريجی روحانيت در داخل می تواند شرايطی را فراهم کند که از نفوذ ايران در کشورهای عربی کاسته شود. جمهوری اسلامی بدون روحانيت ديگر مشروعيت و اعتبار مذهبی خود را از دست خواهد داد. به اين خاطر شايد تضعيف احمدی نژاد و ادامه سيستم موجود تحت رهبری خامنه ای به نفع غرب نباشد.

ولی در يک نگاه کلی ادامه جمهوری اسلامی به شکل تاکنونی آن هر چند برای آمريکا و غرب مشکل آفرين بوده اما حداقل سياست و عملکردهای تقريبا قابل پيش بينی دارد. شرايط و جدال قدرت در درون حکومت اسلامی اکنون به حالتی درآمده که آيت الله خامنه ای و اطرافيان آن که هميشه جناح « تندرو » ناميده شده اند، به نسبت جناح ناشناخته و غيرقابل پيش بينی پيرامون احمدی نژاد برای غرب گزينه کم خطرتری است.
XS
SM
MD
LG