لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۰۴ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
انتشار و فروش کتاب های نويسنده سرشناس برزيلی «پائولو کوئيلو» در ايران ممنوع شده است. اين نويسنده برزيلی در وبلاگ خود ابراز تعجب کرده که پس از ۱۲ سال که از انتشار کتابهايش در ايران می گذرد، اکنون شامل ممنوعيت شده است.

آرش حجازی، مترجم رسمی کتاب های پائولو کوئيلو، آرش حجازی يکی از شاهدان قتل «ندا آقا سلطان» در روزهای پس از انتخابات رياست جمهوری است. آقای حجازی چند روز پس از آن رويداد، از ايران خارج شد و اکنون در لندن به سر می برد.

آرش حجازی در گفت وگو با راديو فردا، از علت يا دلايل ممنوعيت انتشار کتاب های پائولو کوئيلو در ايران می گويد.



آقای حجازی، چرا کتاب های پائولو کوئيلو بعد از اين همه سال در ايران ممنوع شده است؟

آرش حجازی: ايشان تنها کسی نيستند که انتشار کتاب هايشان درايران ممنوع شده است.

در طول پنج سال گذشته و به ويژه در موج تازه ای که اين روزها در خصوص جمع آوری کتاب ها و ممنوعيت و لغو مجوز انتشار کتاب پيش از نشر آن و يا مجوز ندادن به کتاب ها شروع شده است، ناشران و نويسندگان زيادی در ايران درگير اين مسئله شده اند.

نويسندگان ايران هم به همين شدت مورد برخورد قرار گرفته اند و شايد حتی شديدتر. نويسندگان خارجی هم بی نصيب نمانده اند. خبر دارم که رمان «بيابان» اثر «ژان ماری گوستاو لوکلزيو»، برنده نوبل ادبی دو سال پيش هم در ايران ممنوع شده و مجوز پيش از انتشارش لغو شده است.

بنابراين، موج ممنوعيت ها به صورت منفرد و خاص نيست که من بخواهم بگويم مثلا حساسيت يا توجه خاصی به کتاب های ايشان شده است. اگر چه به نوعی اين توجه و حساسيت خاص وجود داشته برای اين که تمام کتاب های ايشان ممنوع شده است.

وقتی تمام آثار يک نويسنده ممنوع شده و مجوز چاپ آن لغو می شود، نشان می دهد که به صورت خاصی خوششان نمی آيد که کتاب های اين نويسنده در ايران منتشر شود.

برخی عقيده دارند که اين ممنوعيت به خاطر نام شما- آرش حجازی، مترجم رسمی کتابهای پائلو کوئيلو- است که چون شاهد قتل ندا آقا سلطان بوديد و در اين مورد واکنش نشان داديد و افشاگری هايی کرديد که حکومت جمهوری اسلامی را خوش نيامده است.

من نمی توانم صد در صد اين مسئله را تاييد يا رد کنم. محتمل است. چون متاسفانه دولت فعلی ايران خيلی انتقامجو و کينه توز است و با مسائل به طور احساسی و فردی برخورد می کند.

کافی است يک نفر انتقاده ساده ای از دولت ايران کند. اسمش وارد فهرست سياه شده و کليه فعاليت هايش ممنوع می شود. همين الان ما ديديم که فهرستی از نويسندگان و ناشران ايرانی طی همين چند روز اخير منتشر شده که آن ها را به عنوان برانداز معرفی کرده اند.

من وقتی به اين فهرست نگاه کردم ديدم تمام آنها ناشرانی بوده اند که در همين ايران خودمان و بعد از انقلاب اسلامی، انتشارات خود را تاسيس کرده و در همين حکومت رشد کرده اند. در تمام دولت های نظام اسلامی از اول انقلاب تا کنون فعاليت داشته اند.

اسامی نويسندگانی که مطرح شده اند کسانی بوده اند که کتاب هايشان تا به حال منتشر شده و اين ها يکباره تصميم می گيرند و به اين نتيجه می رسند که اينها براندازند. يا اين که به هر حال بايد کنترل شوند.

در مورد قضيه من هم اين امکان وجود دارد. به هر حال آقای پائولو کوئيلو اولين کسی بودند که مرا درآن فيلم ويديويی معروف شناسايی کردند و در پستی در وبلاگشان اسم مرا آوردند و از همان جا بود که من شناسائی شدم و مطرح شد که همان فردی هستم که سعی کرده است به ندا کمک کند.

ولی در همين حال هم در طول سال های گذشته دولت سعی می کرد کتاب های ايشان را به نوعی کنترل کند. از سال گذشته هم که ماجرای من پيش آمد اصلا به طور کلی فعاليت انتشارات کاروان متوقف شد و مجوز انتشارات را به کلی لغو کردند.

انتشاراتی که يک موسسه مستقل بود به جرم اينکه من در دوره خاصی مدير آن بودم و صرفا به اين دليل که من تصميم می گيرم در مورد موضوع ندا صحبت کنم، به کلی تعطيل شد و بيست و چند نفر در اين ميان بيکار شدند.

آقای حجازی، گويا شما کتابی هم به نام «نگاه آهو» نوشته ايد که قرار است به زودی به زبانهای انگليسی، ايتاليايی و هندی منتشر شود. آقای پائلو کوئيلو هم مقدمه ای بر اين کتاب نوشته در اين مقدمه به قتل ندا آقا سلطان هم اشاره کرده اند. به گمان شما نوشتن اين مقدمه می تواند دليلی برای ممنوعيت انتشار کتابهای ايشان در ايران باشد؟

ايشان مقدمه ای بر کتاب من نوشتند و در اين مقدمه بيشتر راجع به خود من صحبت کرده اند.

کتاب من با واقعه قتل ندا آقا سلطان به عنوان يک نقطه عطفی در زندگی شخصی ام شروع می شود، ولی در طی کتاب به تاريخ ۳۰ سال گذشته کشورم برمی گردم و از نگاه خودم به عنوان کسی که در زمان انقلاب سال ۵۷، هفت يا هشت ساله بودم به اتفاقات اين ۳۰ سال نگاهی می اندازم.

ايشان هم در اين مقدمه در واقع راجع به خود من و سابقه آشنايی شان با من حرف زده اند و اينکه از خاطرات من خوششان آمده است. اما ظاهرا هر کسی که اسمش به نوعی و به هر دليل به من نزديک است، اين روزها در ايران دچار دردسر می شود.

البته اين فقط من نيستم که اين شرايط را دارم. بسياری از آدم هايی که در اين روزهای اخير و يا حتی قبل از اين حوادث به نوعی نارضايتی خودشان را از حکومت جمهوری اسلامی اظهار کرده اند، تحت فشارهای شديد و بسيار نامصفانه و نامطلوب قرار گرفته اند.

آقای حجازی، آقای پائلو کوئيلو اعلام کرده است که قصد دارد برای مقابله با اين ممنوعيت، ترجمه فارسی تمام کتابهايش را در وبلاگش به طور رايگان در دسترس علاقمندان و خوانندگان ايرانی خود قرار دهد. آيا شما با چنين کاری شخصا موافقيد؟

بله. اين پيشنهاد خود من به ايشان بود. من گفتم اگر قرار است خوانندگان شما به آثارتان دسترسی نداشته باشند و صدها هزار نفر و شايد هم ميليونها خواننده ايرانی مشتاق آثارتان از خواندن آنها محروم باشند، بايد به نوعی اين کتاب ها را در دسترس عموم قرار دهيم.

اين کار منفعت مالی نه برای ايشان و نه برای من که ناشرشان هستم نخواهد داشت. اما شايد اين روش، راهی برای انتشار کتاب باز کند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG