لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۳۶ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
در پايان نشست سران کشورهای ساحلی دريای خزر توافقنامه امنيتی دريای خزر، به همراه توافق بر جلوگيری از صيد ماهی های خاوياری به مدت پنج سال، منوط به گزارش کميسيون مشترک منابع زيستی آبی دريای خزر امضا شد.

کميسيون منابع زيست آبی دريای خزر ۱۸ سال پيش با مشارکت ۵ کشور ساحلی دريای خزر تشکيل شده، هم اکنون رياست ادواری اين کميسيون بر عهده ايران است و تا کنون ۳۱ اجلاس مشترک برگزار کرده است.

تاريئل ممدلی، معاون وزير محيط زيست آذربايجان، مشاور شعبه حفاظت از منابع آبی وزارت و عضو کميسيون مشترک منابع زيست آبی دريای خزر به راديو فردا می گويد که زيست محيط دريای خزر چشم انداز خوبی ندارد و اتخاذ تدابير و مکانيزم های سريع و همه جانبه ضرورت دارد.

به گفته آقای ممدلی، در طول سال جاری با توجه به تحقيقاتی که کارشناسان کميسيون از شمال تا جنوب دريای خزر انجام دادند، ذخاير ماهی های خاوياری «بلوگا» و «اوزون بورون» به مقدار قابل توجهی کاهش يافته و در جست وجوهای انجام شده حتی با يک نمونه از ماهی های خاوياری از نوع کلمه (شيپ) نيز مواجه نشده ايم.

همچنين به گفته وی، آلودگی آب خزر، به هم خوردن چرخه غذايی آبزيان و اکوسيستم خزر، کاهش توليد و رهاسازی بچه ماهی های خاوياری توسط مراکز پرورش ماهی در خزر و عوامل ديگر موضوعاتی است که بايستی راهکارهای همه جانبه ای برای آن با همکاری کشورهای ساحلی اتخاذ شود.

آقای صابر خدابنده عضو هيات علمی گروه «بيولوژی دريا» دانشکده منابع طبيعی و علوم دريايی دانشگاه ترييت مدرس نيز در گفتگو با راديو فردا اذعان داشت که منابع حياتی و آبزيان دريای خزر نسبت به سالهای قبل به مقدار قابل توجهی کاهش يافته است.

آذربايجان از ۳۰ سال پيش صيد ماهی «شيپ» و طی دو سال اخير صيد ماهی «بلوگا» را به صورت يک جانبه متوقف کرده است.

طرح جلوگيری از صيد ماهی های خاوياری به مدت ۵ سال از طرف آقای نظربايف، رييس جمهور قزاقستان در اجلاس سران مطرح شد. پيشنهادی که چند سال پيش روسيه نيز بر آن تاکيد داشته، ولی هيچ نتيجه عملی در پی نداشته است.

آقای ممدلی می گويد که وی بر منع صيد ماهی های خاوياری حداقل به مدت ۱۰ سال تاکيد دارد. به گفته وی، سن بلوغ و قابليت توليد تخم استروژن (خاويار) در ماهی های خاوياری، هشت تا ۱۲ سال است. به همين خاطر بايستی حداقل ۱۰ سال به همراه افزايش توليد مصنوعی بچه ماهی های خاويار و رهاسازی آن در دريای خزر، از صيد ماهی های خاوياری جلوگيری شود.

هم اکنون چهارگونه اصلی ماهی خاوياری در دريای خزر زندگی می کند که عبارتند از: بلوگا، شيپ، اوزون بورون و تاس ماهی (نوع ايرانی قره بورون و نوع روسی چالباش)، که البته، درصورت انقراض نسل ماهی کلمه، تنها سه نوع خاويار در خزر باقی خواهد ماند و به گفته کارشناسان اگر تدابيری انديشه نشود، در ۱۵ سال آينده تمامی ماهی های خاوياری خزر نابود خواهد شد.

بر اساس گزارش های رسمی، ۹۰ درصد خاويار دنيا از دريای خزر تامين می شود و ارزش کلی آن سالانه بالغ بر يک ميليارد دلار است. هم اکنون ۲۷ نوع ماهی خاوياری در دنيا کشف شده است که ۱۷ نوع از در فهرست موجودات در حال انقراض سازمان سايتس (کنوانسيون تجارت بين المللی گونه های در معرض خطر جانوران و گياهان وحشی) که مقر مرکزی آن در سوئيس است، قرار داده شده است.

طبق گزارش های رسمی، ميزان استحصال ماهيان خاوياری در سال ۱۹۸۵ سه هزار تن بود که اين رقم در حال حاضر به خاطر کاهش شديد ماهی های خاوياری خزر به کمتر از ۱۰۰ تن تقليل يافته است.

سی و دومين نشست کميسيون مشترک منابع زيست محيطی دريای خزر در تاريخ ۲۲ دسامبر در تهران قرار است برگزار شود. آقای ممدلی می گويد که نبايد تنها به منع صيد ماهی قناعت کرد، که بايد راهکارهای گسترده ای برای حفاظت از ماهی های خاوياری انديشيده شود.

در کنفرانس قبلی (سی و يکمين اجلاس) کميسيون منابع زيست آبی دريای خزر که ماه ژوئن سال جاری در تهران برگزار شد، کشورهای حاشيه خزر بر محدوديت و سهم بندی صيد خاويار توافق کردند و به صورت عمومی نسبت به سال قبل کاهش هفت درصدی در صيد ماهی های خاوياری در نظر گرفته شده است.

سهم آذربايجان از صيد ماهی خاويار ۸۴ تن، ايران ۴۰۳.۲۷۰ تن، قزاقستان ۱۷۱.۵۰۰ تن، روسيه ۲۶۸ تن صيد و در نهايت ترکمنستان ۶۲.۲۰ تن صيد برای سال ۲۰۱۰، در نظر گرفته شده است.

گسترش جانوران «خطرناک» و آلودگی دريای خزر

آقای ممدلی می گويد که برای احيای نسل ماهی های خاوياری به توليد مصنوعی و رهاسازی سالانه ۲۰۰ ميليون بچه ماهی در دريای خزر نياز است. با اين حال، وی می گويد هم اکنون کمی بيشتر از ۵۰ ميليون بچه ماهی خاوياری در مراکز پرورش ماهی استحصال شده و در دريای خزر رها می شوند. بگفته وی، سهم توليد بچه ماهيهای خاوياری و رهاسازی آن در خزر برای آذربايجان و ايران هر کدام ۱۰ ميليون، روسيه ۳۰ ميليون و قزاقستان نيز به ميزانی ناچيز است. ترکمنستان مرکز پرورش ماهی خاوياری ندارد.

وی می افزايد، چندين سال است که موجودی به نام مينوپسيس (minopsys) در دريای خزر به صورت گسترده ای تکثير شده که با از بين بردن پلانکتون ها که منبع تغذيه ماهی های کوچک است، باعث شده ماهی های کوچک «اسپرات» که منبع تغذيه ماهی های خاوياری است، با کاهش ۱۰ برابری مواجه شود.

وی همچنين گفت: از طرفی، ميزان آلودگی دريای خزر از سم اين موجود حتی بيشتر از کل آلاينده های دريای خزر است که بايستی کشورهای ساحلی، به ويژه ايران چاره ای برای اين پديده پيدا کنند. چرا که ميزان موجودات کوچک ساحلی ايران که به طور عمده در ماسه ها و سواحل زندگی می کنند ۱۰ بار از آذربايجان و ۲۰ بار از ترکمنستان کمتر است و نشاندهنده اين واقعيت است که سواحل ايران به صورت گسترده ای آلوده هستند.

آقای خدابنده در اين مورد می گويد ذخاير منابع غذايی دريا به ميزان زيادی کاهش يافته، چرخه غذايی برای آبزيان کوچک و به تبع آن ماهی های بزرگ که از آنها تغذيه می کنند به هم خورده است.

ولی آقای خدابنده بر اين اعتقاد است که تنوع آبزيان در دريای خزر زياد است و نمی توان به طور عمومی گفت که آمار آيزيان در ساحل ايران نسبت به ديگر سواحل کاهش يافته است. به گفته وی، «در مورد نوع به خصوصی می شود مقايسه کرد، اما به صورت عمومی نمی شود قضاوت کرد. در سواحل ايران برخی گونه های آبزيان شايد کاهش يافته باشند، اما برخی گونه های ديگر در مقايسه با سواحل آذربايجان و ترکمنستان ممکن است در وضعيت بهتری باشند.»

آقای تاريئل در مورد ايران می گويد که حتی يک نمونه دستگاه تصفيه در مسير رودهای ايران که به خزر سرازير می شود وجود ندارد. اما آقای خدابنده نظر متفاوتی دارد. وی می گويد که دولت ايران اخيرا اقدامات خوبی دراين زمينه انجام داده است، برای مثال، دولت تمامی کارخانه ها و مراکز صنعتی که آب های آلوده خود را به رودها می ريزند، موظف کرده که دستگاههای تصفيه تعبيه کنند و حتی در کشتارگاه ها نيز، چرکاب ها از دستگاه های تصفيه گذرانده می شوند و سپس به رودخانه ها می ريزند. با اين حال او هم می گويد که ديگر موارد، برای مثال آب هايی که از مسير روستاها و شهرها می گذرند، تصفيه کننده تعبيه نشده است.

هم اکنون رود ولگای روسيه که تامين کننده ۸۳ درصد آب خزر است، بزرگ ترين منبع آلاينده دريای خزر توسط چرکاب ها است. به گفته ممدلی، ۱۹ رود ايران (برخی در زمستان خشک می شوند) حدود ۴.۴ درصد و رودهای آذربايجان حدود ۱۲ درصد از آب خزر را تامين می کنند.

آقای ممدلی در پاسخ سوال راديو فردا مبنی بر ميزان عمل به تعهدات کشورهای ساحلی نسبت به کنوانسيون محيط زيست دريای خزر که در سال ۲۰۰۳ به امضای کشورهای ساحلی رسيد، اذعان داشت که، اين کنوانسيون، فقط در مورد حفاظت زيست محيطی آب های اطراف ( ساحل) خزر است، نه کل خزر. به گفته وی، طبق اين کنوانسيون کشورهای ساحلی خزر به مسافت ۱۰-۱۵ مايل از ساحل خود ملزم به حفاظت ار محيط زيست آب هستند، اما آبهای مرکزی خزر بدون نظارت و حفاظت رها شده است.

به گفته آقای ممدلی، در جمع بندی کلی، کشورهای ساحلی بايستی در مرحله اول توليد مصنوعی بچه ماهی های خاوياری را افزايش دهند. وی می گويد پيشتر،(به غير از ترکمنستان) کشورهای ساحلی خزر تا مرز ۹۰ ميليون بچه ماهی در خزر رها می کردند. هم کنون ايران با ۵ مرکز پرورش، آذربايجان با چهار مرکز، قزاقستان با ۲ مرکز و روسيه با ۱۰ مرکز در مجموع چيزی بالای ۵۰ ميليون بچه ماهی استحصال می کنند و به خزر رها می کنند، اين رقم را با توجه به واقعيت منابع تغذيه ماهی های خاوياری می توان تا ۱۰۰ ميليون افزايش داد. همچنين تدوين مکانيزم همه جانبه نسبت به آلودگی آب خزر ضرورت دارد.
XS
SM
MD
LG