لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۲۷ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
مجله اقتصادی این هفته را اختصاص داده ایم به بررسی پیامدهای حملات یازدهم سپتامبر برای اقتصاد در جهان در گفت و گو با سه کارشناس اقتصادی فریدون خاوند در پاریس، کامران دادخواه در بوستون و مهرداد عمادی در لندن.



بحث را با این پرسش آقای دادخواه شروع کنیم که حملات یازدهم سپتامبر در وحله اول چه تاثیری بر اقتصاد آمریکا گذاشت؟

کامران دادخواه: تاثیر این در درجه اول آن طور که گزارش هایی که دولت آمریکا منتشر کرد از نظر ضرری که به ساختمان و تاسیسات و غیره زد ۸۳ میلیارد دلار خسارت وارد کرد و از نظر این که اقتصاد بسیاری از شهرهای بزرگ را دچار مشکل کرد ۱۹۱ میلیارد دلار به این اقتصادها ضربه زد.

البته گزارش های دیگری که در قسمت امنیت داخلی تهیه شده، بحث می کنند که از نظر شغلی هم در سه ماهه چهارم ۵۹۸ هزار نفر بدهکاری اضافه شد. اما بایستی عرض کنم که اینها بسیار کوتاه مدت بود و اقتصاد آمریکا به سرعت خودش را بیرون کشید از این ماجرا به این دلیل که طبق برآورد ان بی آر که مسوول تعیین تاریخ رکود و بازگشت اقتصاد آمریکا است یک رکودی در مارس ۲۰۰۱ شروع شده بود ولی در نوامبر آن سال این رکود تمام شد. این یکی از کوتاه ترین رکودها بود. بنابراین علی رغم این که در یک روز شاخص سهام به شدت کاهش پیدا کرد و بعد هم ادامه پیدا کرد و سخت بود که برگردد با این حال بازگشت اقتصاد تقریبا تا آخر سال ۲۰۰۱ کامل بود یعنی جلوی زیانها را به صورتی که ادامه پیدا کند گرفته بودند.

آقای خاوند، طبیعتا چون این گروهی که از القاعده آمد و دست به این حملات زد از کشورهای اسلامی و به قول معروف در حال توسعه بودند،‌ آیا توانست این حمله در رابطه آمریکا و نهادهای مهم اقتصادی دنیا که در آمریکا مستقرند با کشورهای در حال توسعه تاثیری بگذارد،‌ حالا چه منفی و چه مثبت؟

فریدون خاوند: اتفاقی که در نیویورک افتاد به نوعی نشان داد که جهان ما جهان کوچکی شده. جهانی شدن اقتصاد همراه با جهانی شدن تروریسم. اقتصاد دنیا به شدت ادغام شده در هم. زیربنای تکنولوژیک امکان این ادغام را فراهم کرده ولی در همان حال دایره نفوذ و قدرت نیروهای تروریستی هم به دلیل همین جهانی شدن اقتصاد و تکنولوژی بیشتر شده. دنیای بی مرز اقتصادی و تکنولوژیک دنیای بی مرزی هم هست هم برای تروریسم و هم ایالات متحد آمریکا مساله ارتباطات بین المللی را در عرصه اقتصادی مورد توجه قرار داد.

صندوق بین المللی پول مقرش در آمریکا است، بانک جهانی هم همینطور. بسیاری از نشست های بین المللی در چارچوب این سازمانهای بین المللی بعد از واقعه یازده سپتامبر به تعلیق افتاد و به بعد موکول شد. از جمله نشست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول. در عوض ایالات متحده آمریکا اصرار شدیدی داشت به این که نشست سازمان جهانی تجارت در دوحه پایتخت قطر که برای ماه نوامبر سال ۲۰۰۱ پیش بینی شده بود این نشست حتما برگزار شود چون که مقر این نشست در خلیج فارس بود و نزدیک به جاهای که به خصوص امارات یا عربستان که نزدیکی زیادی داشتند اتباعش با حملات تروریستی و یا تامین مالی تروریسم و بالاخره این نشست برگزار شد. یکی از درونمایه های اصلی نشست دوحه این بود که دور دوحه آغاز شد در آن زمان در چارچوب سازمان جهانی تجارت که اسمش را هم گذاشتند دور توسعه چون که بر اساس وقایع یازده سپتامبر این فکر قوت گرفته بود،‌ درست یا نادرستش می ماند برای بعد،‌ ولی این فکر قوت گرفته بود که اگر بخواهد دنیا با تروریسم به صورتی موثر مبارزه کند یکی از راه های این مبارزه موثر در عرصه اقتصادی است و بهترین راه مبارزه با تروریسم این است که بازرگانی بین المللی توسعه پیدا کند و به خصوص کشورهای جهان سوم بیش از پیش ادغام شوند در این بازرگانی بین المللی.

استدلال این بود که هدف اصلی تروریسم این است که شکاف بیاندازد در دنیا و کشورها را برگرداند به طرف انزواگرایی و درونگرایی ولی با پیشبرد بازرگانی بین المللی می شود به مبارزه با تروریسم شکل موثرتری داد. هر چند که دور دوحه موفق نشد به نتایجی برسد ولی من فکر می کنم به هر حال حملات تروریستی یازده سپتامبر به رغم ابعاد بسیار بسیار عظیم خودش نتوانست اختلالی به وجود بیاورد در روابط اقتصادی بین المللی و بازرگانی بین المللی.

آقای دادخواه پس از این حملات ما با دو جنگ رو به رو می شویم که جنگ اول با حمله آمریکا در دهم ماه اکتبر همان سال به حکومت طالبان شروع شد و پس از آن جنگ عراق است که حدود سه سال بعد آغاز می شود. آیا این جنگ ها و هزینه های این جنگ ها را می شود جزو پیامدهای حملات یازدهم سپتامبر و ضربه زدن به اقتصاد آمریکا و جهان ارزیابی کرد؟

امور را می شود به هم ارتباط داد ولی در عین حال بایست مواظب باشیم این ارتباط دادن از یک حدی خارج نشود. جنگهایی که آمریکا آغاز کرد و این که اصلا این حملات را به عنوان جنگ تلقی کرد و نه یک عمل جنایتکارانه که فرضا در دادگاه ها بررسی شود خودش باعث امنیت آمریکا در عرض ده سال گذشته شده. یعنی ما شاهد چنین بساطی دیگر نبودیم. ولی واقعیت قضیه این است که این جنگها به مخارج دولت آمریکا به شدت افزوده. کسر بودجه ای که الان وجود دارد یک مقداری اش از این جهت است. گو این که بایست بگوییم که کل مخارج این جنگ ها در مقایسه با سایر مخارج دولت آمریکا خیلی خیلی ناچیز است. یعنی اگر فرضا این جنگ ها هم نبود و حتی بودجه نظامی آمریکا را هم کلا بر می داشتیم بازهم کسر بودجه آمریکا عدد نجومی و بالایی بود.

بنابراین به این دو دلیل می خواهم عرض کنم که این طور نیست که تمام این ماجراها را به گردن یک مساله بیاندازیم. ولی واقعیت این است که از نقطه نظرهای دیگری این واقعه روی اقتصاد آمریکا و کشورهای دیگر اثر گذاشت. به عنوان مثال مخارج عظیمی هست از نظر حمل و نقل. الان شما برای این که در یک فرودگاه سوار شوید مدتها طول می کشد. مشکلاتی ایجاد می شود و بعد هم تعداد زیادی کسانی هستند که مشغول کار هستند و ظاهرا دارند کاری انجام می دهند ولی تولیدی انجام نمی شود.
XS
SM
MD
LG