لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۳۹ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶

تام گراس: اسرائيل حتی برای لحظه ای ايران هسته ای را نمی پذيرد


تام گراس

تام گراس

تام گراس، تحليلگر روابط بين الملل، نويسنده روزنامه وال استريت جورنال،ساندی تلگراف و نيز نشنال رويو در گفت وگو با وبسايت راديو فردا، به تحولات منطقه، احتمال تغيير استراتژی اسرائيل در مورد ايران مجهز به سلاح اتمی و نيز بحث ناآرامی ها در کشورهای عربی و اسلامی منطقه پرداخته است.

به تازگی مئير داگان، رئيس پيشيين موساد، اعلام کرد که حمله نظامی اسرائيل به ايران «احمقانه» خواهد بود. منابع دفاعی اسرائيل نيز آن را تاييد کردند. آيا معنی اين حرف آن است که اسرائيل استراتژی خود را تغيير داده است و يک ايران مجهز به نيروی هسته ای را پذيرفته است؟

تام گراس: من اصلا باور ندارم که اسرائيل حتی برای لحظه ای ايران هسته ای را بپذيرد، دست کم با رژيم کنونی تهران. اگر يک دولت دموکراتيک زمام امور را بر عهده داشت و به شرط اين که با اسرائيل سرجنگ نداشت، می شد گفت مسئله ممکن بود فرق داشته باشد. اما با حکومت کنونی ايران اين مسئله تهديدی عليه موجوديت اسرائيل خواهد بود.

من چنين اظهارنظر عمومی در اين مورد از سوی يک مقام عاليرتبه مانند داگان را به صورت مجرد نگاه نمی کنم. از اين گذشته موساد نيز مانند همه سرويس های اطلاعاتی، گاهی اطلاعات غلط را کنار اطلاعات درست منتشر می کند. من حتم دارم که همه گزينه ها برای اسرائيل همچنان روی ميز است و خواهد بود.

داگان با چنين اظهارنظری شايد خواسته است که تنش ميان تهران و اسرائيل را کاهش دهد زيرا اسرائيل از اين هراس دارد که رژيم دمشق (سوريه)، يار نزديک ايران، از تهران بخواهد که به حزب الله فرمان حمله به اسرائيل را صادر کند. دمشق با اين کار شايد اميدوار باشد که بتواند جنگی را در منطقه شعله ور سازد و توجه عمومی را از سرکوب خونين مردم سوريه منحرف کند.

دکترين اوباما در خاورميانه و به ويژه در رابطه با ايران به گمان شما چگونه ارزيابی می شود؟ تفاوت های آن با روزهای آغازين رياست جمهوری او را در کجاها می توان ديد؟

طی دو سال نخست، دولت باراک اوباما بيش از هر دولتی در ايالات متحده، از زمان جيمی کارتر به اين سو، در برخورد با سياست خارجی اين کشور از خود دست پاچگی و ناشيگری نشان داده است.

علائمی وجود دارد که اوباما خود، اکنون به خوبی متوجه شده زمانی که در پشتيبانی از جنبش دموکراسی خواهی ايران در پيآمد انتخابات ۸۸ اين کشور اقدامی نکرد، چه اشتباه بزرگی مرتکب شد. او به حکومت ايران وقت داد که بتواند بر اوضاع مسلط شود و سرکوبی را که هم اکنون نيز ادامه دارد، نهادينه کند.

پيآمدهای اين شکست اوباما و ديگران در سال ۸۸ تنها به ايران بر نمی گردد. اگر دولتی غير از آنچه که در ايران بر سر کار است، اکنون در اين کشور در قدرت بود،چه بسا امروز برای غرب اعمال فشار بر بحرين و سوريه ساده تر می بود.

برخی از رسانه های می گويند که اسرائيل، بشار اسد را بر هر گزينه ديگر ناشناخته و يا احتمالا اسلامگرا، ترجيح می دهد. آيا شما با چنين برداشتی موافق هستيد؟

بشار اسد همانند پدر خود يک ديکتاتور خون آشام است. گرچه برخی شخصيت های برجسته مانند شماری از روزنامه نگاران و وزيران خارجه در غرب به گونه ای باورنکردنی همچنان بهانه هايی برای او می تراشند. اما در اسرائيل کسی در مورد او خيال پردازی نمی کند. اسرائيل ترجيح می دهد با يک سوريه ليبرال دموکرات در صلح وآشتی به سر ببرد.

طبيعی است که اسرائيل نسبت به پيامدهای سوريه پس از بشار اسد نگران باشد، نگران از اوضاع درهم ريخته ای مانند وضعيت لبنان در سال های ۷۰ و ۸۰ ميلادی و يا عراق چند سال پيش. اما اسرائيل می داند که در درازمدت کنار آمدن با رژيم اسد که محبوبيتی در سوريه ندارد، کارگشا نيست. تنها با توافق با دولتی برآمده از مردم در سوريه می توان به يک صلح پايدار در منطقه دست يافت.

نتايج بررسی ها در مصر نشان می دهد که اکثريت مردم اين کشور مخالف قرارداد امضا شده صلح با اسرائيل اند. آيا می شود نتيجه گرفت که يک مصر دموکراتيک به معنای پايان قرارداد سی ساله صلح با اسرائيل است؟

اسرائيل و همه کسانی که دلشان برای صلح خاورميانه می تپد، نگران تحولات مصر هستند. اما به باور من هنوز زود است که بشود گفت مصر پس از مبارک يعنی پايان صلح ۳۰ ساله با اسرائيل. از اين گذشته صلح رژيم حسنی مبارک، در حقيقت يک صلح سرد بود. برای نمونه نگاه کنيد به محتوای ضد يهودی گسترده در رسانه های دولتی مبارک. از اين رو به گمان من دولت بعدی نمی تواند خيلی بد تر از مبارک باشد. ولی شکی نيست که اسرائيل شديدا نگران قاچاق اسلحه از راه مصر برای نيروهای حماس در غزه است.

هيلاری کلينتون، وزير خارجه ايالات متحده آمريکا، به تازگی از پوشش تلويزيونی الجزيره تمجيد کرد. اين اظهار نظر با نظر آشکارا دشمنانه دولت بوش نسبت به اين شبکه تلويزيونی در تضاد است. چنين چرخش سياسی از کجا ناشی می شود؟

مقام های ارشد دولت باراک اوباما يک روز يک چيزی می گويند و روز ديگر يک چيز ديگر. در جريان آخرين رقابت های رياست جمهوری آمريکا، هيلاری کلينتون اوباما را مسخره کرد که او از عهده پاسخگويی به مسائل غيرمنتظره سياست خارجی آمريکا برنمی آيد.

من هنوز متقاعد نشده ام که کدام يک از آنها اين توانايی را دارند. شکی نيست که برنامه انگليسی شبکه الجزيره نسبتا بی طرف است. برای نمونه اين شبکه در برخورد با اسرائيل از بی بی سی و ديگر رسانه های غرب کمتر متعصبانه رفتار می کند. اما در مورد بخش عربی آن که نفوذ و گسترش بيشتری دارد، وضعيت متفاوت است.

برخی تحليلگران می گويند «بهار عربی» نشانه آن است ک ايدئولوژی بن لادن در ميان توده های عرب و به ويژه جوانان در جهان عرب به خاک سپرده شده است. آيا شما با اين نظر موافق ايد؟ نظر شما درباره قدرت عملياتی القاعده پس از بن لادن در جهان چيست؟

من گمان نمی کنم که بن لادن از چنان حمايتی در ميان جوانان در جهان عرب و ايران برخوردار بود. بسياری از مردم در خاورميانه، مانند مردم ديگر جاها در جهان، می خواهند در جامعه ای آزاد زندگی کنند و بتوانند رهبران خود را خودشان انتخاب کنند و اقتصاد خود را در جهت منافع همگانی رشد دهند.

بن لادن تا زمانی محبوبيت داشت که کسانی مانند صدام حسين (عراق)، معمرقذافی (ليبی) يا بشار اسد (سوريه) بر کرسی قدرت تکيه داشتند. در اين معنا نظر نومحافظه کاران درست است و همواره درست بوده است.

خواست واقعی بسياری از مردم خاورميانه زيستن در جوامعی آزاد مانند ديگر مردم جهان از ژاپن گرفته تا کانادا و برزيل و آفريقای جنوبی است. اما شکی نيست که در اين روزهای پس از مرگ بن لادن، حاميان افراط گرای او خواهند کوشيد چند صباحی دست به عمليات تروريستی بزنند.

ويکی ليکس فاش کرده که مقام های فلسطينی حاضر به دادن امتيازهای عمده ای به اسرائيل بودند اما مذاکرات بدون نتيجه ماند. آيا به همين دليل است که محمود عباس، رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی با حماس ائتلاف کرده است؟

به نظر می رسد که محمود عباس هرگز صلح با اسرائيل را جدی نگرفته است. دست کم صلحی که شامل همزيستی مسالمت آميز فلسطين عربی با کشور يهودی نشين اسرائيل باشد. اهود اولمرت، نخست وزير پيشين اسرائيل با هرآنچه که او پيشنهاد کرد، موافقت کرده بود.

با اينهمه عباس راهش را کشيد و رفت. بنيامين نتانياهو، نخست وزير کنونی اسرائيل طی دو سال گذشته بارها از عباس درواقع عاجزانه درخواست کرده که به سر ميز گفت و گو ها برگردد اما او رد کرده است.

اصلا آيا برای شما قابل تصور است که مثلا روس ها، ترک ها و اسپانيايی ها با ۹۷ درصد خواسته های رهبران چچن (روسيه)، کرد (ترکيه) يا باسک (اسپانيا) موافقت کنند و آنها راهشان را بکشند و ميز مذاکره را ترک کنند؟

رهبران اسرائيل در سال ۱۹۴۸ با شرايط صلحی موافقت کردند که طی آن اسرائيل از برخی از مناطق مهم خود مانند «هبرون» و «مقبره يعقوب» در «نابلس» چشم پوشی می کرد. رهبرانی که صلح می خواهند آمادگی اين را هم دارند که سازش و مصالحه کنند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG