لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۰۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
ديويد ميليبند، وزير خارجه سابق بريتانيا می گويد که اکنون زمان مناسبی است تا غرب برای يک صلح همه جانبه در افغانستان تلاش کند. صلحی که برای همه گروه های افغان، از جمله طالبان، امکان مشارکت در آينده اين کشور را فراهم کرده و در همين حال منافع قدرت های منطقه ای را نيز در نظر گيرد.

ديويد ميليبند که تا ماه مه سال ۲۰۱۰ و پايان دولت حزب کارگر در بريتانيا وزير خارجه بود، اکنون می کوشد برای يک طرح ميانجيگری با هدف حل بحران و پايان جنگ در افغانستان زير نظر سازمان ملل متحد، حمايت جلب کند. او اشاره می کند که دولت آمريکا نيز آمادگی خود را برای يافتن يک راه حل سياسی نشان داده است.

آقای ميليبند می گويد: «به نظر من ما بايد کل مباحث سياسی مربوط به کارزار و بحران افغانستان را به شکلی بسيار هماهنگ و در اسرع وقت پيش ببريم. سازمان آتلانتيک شمالی، ناتو سال ۲۰۱۴ را به عنوان پايان هدايت امور امنيتی توسط نيروهای ائتلاف اعلام کرده است. ولی در حال حاضر به نظر نمی رسد که ما به پايان بحران در اين کشور رسيده باشيم. به اعتقاد من تنها در صورت مشارکت تمام گروهای افغان و همسايگان اين کشور می توان به پايان اين جنگ خوشبين بود.»

وزير خارجه پيشين بريتانيا می افزايد که اين توافق بايد بين نيروهای داخلی و قدرت های خارجی صورت بگيرد. يک چنين چهارچوب ديپلماتيکی تنها راه پايان دادن به نبرد شورشيان در افغانستان است.

محترم شماردن استقلال افغانستان

ديويد ميليبند می گويد که وی نشانه هايی را ديده است حاکی از آن که دولت آمريکا نيز برای نوعی مصالحه آماده است ولی تاکيد می کند که اين مسئله نبايد صرفا بر عهده آمريکا و در اختيار آن کشور گذاشته شود.

وی می افزايد: «به نظر من يک چنين اقدامی بايد سطح عالی تری از هماهنگی و تلاش را شامل شود. به اعتقاد من به يک ميانجی يا مدير اجرايی از سوی سازمان ملل متحد نياز است. اين فرد يا افراد بايد از جهان اسلام انتخاب شوند. علاوه بر اين آنها بايد اختيارات لازم برای انجام مذاکرات را داشته باشند.»

به گفته آقای ميليبند در اين مذاکرات بايد استقلال، تماميت ارزی و قانون اساسی افغانستان محترم شمرده شود. در همين حال در سطح جامعه بين المللی نيز تمايل فراوانی برای پايان دادن به بحران و جنگ در افغانستان وجود دارد.

او می گويد: «مسلما در يک چنين روندی، به مذاکرات و روش های تماس پنهان نيز نياز هست. ولی در همين حال اين موضوع بسيار مهم است که به شکل علنی اعلام شود که محل های امنی برای حضور تمام گروه ها و انجام مذاکرات غير علنی بين آنها با ميانجی يا مدير اجرايی تعيين شده از سوی سازمان ملل متحد فراهم خواهد شد. به نظر من برای به حرکت انداختن روند تازه ای از مذاکرات ما به يک چنين تغيير روش هايی نياز داريم.»

ديويد ميليبند با اشاره به سخنرانی اخير هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا می گويد او به درستی تاکيد کرد که در جنگ افغانستان صرفا با روش های نظامی نمی توان به پيروزی رسيد. ولی وی تاکيد دارد که جامعه بين المللی هم اکنون بايد در اسرع وقت مذاکرات صلح را در دستور کار قرار دهد.

آقای ميليبند می افزايد: «اعتقاد من اين است که يک چهارچوب يا طرح سياسی صرفا مکمل اقدامات نظامی و يا کمک ها به بازسازی افغانستان نيست. چهارچوب سياسی بايد هدف اصلی برای رسيدن به يک راه حل برای اين بحران باشد. چهارچوب سياسی در حقيقت آن هدفی است که اقدامات نظامی و بشردوستانه جامعه بين المللی بايد برای حصول به آن طراحی و سازماندهی شوند.»

وزير خارجه پيشين بريتانيا تاکيد می کند: «در نهايت افغانستان بايد به کشوری بدل شود که قادر باشد امور و حکومت خود را اداره کند. افغانستان قرار نيست شبيه به کشورهای پيشرفته غربی توسط نهادهای مشخص حکومتی اداره شود.»

گفت وگو با طالبان

ديويد ميليبند با اشاره به سابقه تاريخی و وجه مشخصه مرکزيت گريزی در جامعه افغانستان و ضعف هميشگی دولت های مرکزی مستقر در کابل، می گويد يکی از مشکلات قانون اساسی جديد افغانستان دادن اختيارات فراوان به دولت مرکزی است در صورتيکه جامعه افغانستان نمی تواند با يک چنين چيزی انطباق پيدا کند.

وی می افزايد :«به اعتقاد من غرب بايد در مورد مشارکت تمام گروهای افغان در مذاکرات صلح صراحت داشته باشد و حتی مهم تر از آن بايد مرکزيت زدايی قدرت را در اين کشور بپذيرد تا يک چنين طرح صلحی بتواند مورد قبول مناطق مختلف و بافت متنوع قبيله ای اين کشور قرار بگيرد.»

آقای ميليبند تاکيد دارد که در يک چنين صلحی طالبان نيز بايد سهيم باشند و يا حداقل آن بخش از طالبان که حاضر هستند به موازين و چهارچوبه يک چنين توافقی وفادار باشند. با اين وجود وی تاکيد می کند که مصالح و منافع تمام گروه های افغان و از جمله آنهايی که در دوران حکومت طالبان به شدت سرکوب شده و به شراکت قدرت با طالبان تمايلی ندارند، بايد در نظر گرفته شود.

وی می افزايد: « يکی از خطرات ناشی از دادن امتيازهای زيادی به يک بخش از جامعه افغان، به عنوان مثال پشتون تبارها که بيش از ۴۰ درصد جمعيت کشور را تشکيل می دهند، اين است که ساير گروه ها احساس خواهند کرد که به حقوق آنها توجه نشده و يا به حاشيه رانده شده اند.»

ديويد ميليبند می گويد: «يکی از نقاط ضعف موجود در روند مذاکره طی ۴ سال گذشته اين بوده است که يک چنين مصالحه ای فقط بين غرب و از آن طرف طالبان محدود باقی مانده بود. در صورتی که وجود رقابت و يا تشديد دشمنی های قومی در افغانستان ممکن است حتی به جنگ داخلی منجر شود. به همين خاطر من معتقدم که اين غرب نيست که بايد با طالبان به سازش و مصالحه برسد. اين بايد يک توافق عمومی برای کل افغان ها باشد که حقوق همه مردم و گروهها را محترم بشمرد.»

وزير خارجه سابق بريتانيا در مورد ماهيت طالبان می گويد: «بخش اعظم افراد يا گروه هايی که تحت نام طالبان می جنگند از نظر اعتقادی و يا مذهبی به القاعده وابسته نيستند هرچند که آنها پيرو يک برداشت بسيار محافظه کارانه و بنيادگرايانه از اسلام هستند. به عنوان مثال مخالفت طالبان با آموزش دختران نه فقط با معيارهای جوامع غربی حتی با خواست بخش وسيعی از مردم افغانستان در تضاد است. به همين خاطر من معتقدم که در چهارچوب طرح مورد نظر برای صلح بايد حقوق يا اعتقادات اقليت ها در نظر گرفته شود ولی نه به شکلی که منافع اکثريت مردم را تحت الشعاع قرار دهد. رسيدن به يک چنين تعادل ظريفی بزرگترين چالشی است که ما با آن روبرو هستيم.»

مخالفت بخش چشمگيری از جامعه افغان با بازگشت طالبان به صحنه قدرت سياسی می تواند يکی از موانع اصلی پيشبرد يک طرح صلح همه جانبه باشد. ولی شايد مهم تر از آن، ميزان آمادگی و صداقت طالبان در پايان دادن به حمايت خود از تروريسم بين المللی و به خصوص پايان دادن به همکاری با القاعده است.

ديويد ميليبند می گويد که اين دو گروه از نظر سازمانی کاملا مجزا هستند و هر يک ديدگاه خاص خود را در مورد آينده افغانستان دارند. و نکته ديگر اين است که اکثريت جنگجويان طالبان بر خلاف افراد القاعده به يک «جهاد بين المللی» اعتقاد ندارند. آقای ميليبند می گويد که با تلاش برای رسيدن به يک توافق همه جانبه، غرب و دولت افغانستان می توانند اين اتحاد و همکاری بين طالبان و القاعده را شکسته و آن بخش از نيروهای سازش ناپذير طالبان را از بخش ديگری که حاضر است در آينده سياسی افغانستان مشارکت کند تجزيه کنند.

البته تمامی اين مسائل مشروط به آن است که طالبان واقعا خواستار و آماده مذاکره باشد. برخی از منتقدان طرح صلح همه جانبه می گويند طالبان حتی پس از آنکه ناتو اعلام کرد نيروهای خود را در سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج خواهد کرد هيچ تمايل يا نشانه ای به تمايل به مذاکره نشان نداده است. در سالهای قبل نيز علائم چندانی حاکی از آمادگی طالبان برای مذاکره ديده نمی شد.

آقای ميليبند در پاسخ به اين نکته می گويد: «حقيقت اين است که علائمی در هر دو جهت متناقض ديده می شود. علائمی حاکی از تمايل به پايان دادن جنگ و در همين حال علائمی حاکی از نپذيرفتن واقعيت های موجود. ولی من معتقدم که تا زمانيکه ما در غرب موضع خود را با صراحت روشن نکنيم تمايل واقعی و قطعی طالبان مشخص نخواهد شد. متاسفانه در حال حاضر آنچه که بيشتر صراحت پيدا کرده است اعلام زمان پايان حضور نظامی ماست و نه پايان قطعی جنگی که ما در پی آن هستيم.»

ديويد ميليبند تاکيد می کند که فقط با صراحت دادن راه حل های واقعی برای پايان جنگ می توان ساير الويت ها يا موازين مربوط به بحران افغانستان مثل چهارچوبه امنيتی را روشن کرد. «ما بايد با صراحت اعلام کنيم که سرنوشت افغانستان و اداره امور اين کشور در دست خود افغانها خواهد بود و هر گروهی که ارتباط و همکاری خود را با القاعده قطع کند می تواند در اين روند مشارکت کند. تا زمانيکه ما راه حل های نهايی خود برای پايان جنگ را مشخص نکرده ايم، راهکارهای نهايی طالبان نيز مشخص نخواهد شد.»
XS
SM
MD
LG