لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۱۲ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
جولين آسانژ، مدير ويکی ليکس که با انتشار اسنادی فاش نشده از روابط ديپلماتيک ايالات متحده آمريکا باعث واکنش های گسترده ای شده است، در گفت وگو با مجله «فوربز»، خبر از دور بعدی افشای مدارک و اسناد می دهد که درمورد يک بانک آمريکايی است.

چه ميزانی از اطلاعاتی که شما در اختيار داريد مربوط به بخش خصوصی است؟

حدود ۵۰ درصد.

در يک سال گذشته شما روی اطلاعات نظامی آمريکا متمرکز بوده ايد. آيا شما روی اطلاعات مربوط به بخش خصوصی هم تمرکز داريد؟

ما امکان انتشار تمام اطلاعاتی را که به دست می آوريم به طور همزمان نداريم بنابراين بايد يک نوع اولويت برای انتشار اسناد تعيين کنيم و مطالبی را که يبش از همه تاثير گذار هستند در اولويت قرار دهيم.

آيا اطلاعات موجود شما در مورد بخش خصوصی به همان گستردگی مدارک و اسناد نظامی است؟

نه خير، اين اطلاعات به آن گستردگی نيست. اطلاعات مشخصی را در مورد يک بانک آمريکايی به زودی منتشر خواهيم کرد که به گستردگی اطلاعات مربوط به عراق نيست ولی در هر حال هزاران سند را شامل می شود.

اين اطلاعات در مورد کدام بانک است و چه زمانی منتشر خواهد شد؟

در مورد نام بانک من چيزی نخواهم گفت ولی اطلاعات اوايل سال ميلادی آينده منتشر خواهد شد.

هدف شما از انتشار اطلاعات مربوط به بخش خصوصی چيست؟

من در مورد تاثير و نتايج آن مطمئن نيستم ولی با انعکاس يک تصوير واقعی از نحوه کار بانک ها در سطح مديريت، ممکن است باعث انجام تحقيقات و يا اصلاحاتی دراين عرصه شود.

در مورد ساير شرکت های بزرگ مثلا شرکت نفتی بی پی (بريتيش پتروليوم) و يا صنايع داروسازی مدارک مستندی داريد؟

بله در مورد شرکت بريتيش پتروليوم اسناد فراوانی داريم ولی هنوز مطمئن نيستيم که اين اطلاعات تازه و دست اول باشد. در مورد شرکت های داروسازی هم ما اطلاعات فراوانی داريم که هنوز طبقه بندی و بررسی نشده اند. در مورد بخش تکنولوژی مدرن و صنايع کامپيوتری نيز اطلاعات خامی در دست داريم به عنوان مثال يک نمونه آن جاسوسی يکی از دولت های بزرگ در اين صنايع است.

اين دولت چين است يا آمريکا؟

آمريکا در حقيقت يکی از قربانيان اين جاسوسی است.

به نظر شما نقش ويکی ليکس در عرصه فعاليت بخش خصوصی چيست؟

نقش ويکی ليکس اين است که نشان دهد هدايت و کار قانونی و اخلاقی يک شرکت خصوصی در نهايت بهتر از به کارگيری روش های نادرست است. حقيقت اين است که اگر يک شرکت خصوصی بخواهد مشتريان و مردم را خانه خراب کند، يک روزی خود کارمندان آن همين شرکت را خانه خراب خواهند کرد.

شما به عنوان يک چهره «ضد سيستم» مشهور شده ايد، آيا دليل آن همين افشاگری های شما است؟

من با مشکلات و دشواری های بنای يک موسسه و هدايت نهادهای خصوصی و مدنی آشنا هستم و قصد من ويران کردن آن نيست. من به آزاد منشی و آزادی خواهی مطلق که آمريکا يکی از زادگاه های آن است اعتقاد دارم. به اقتصاد مبتنی به بازار آزاد هم اعتقاد دارم. ولی اين نکته را هم می دانم که اگر مناسبات بازار آزاد به طور مداوم تحت فشار افکار عمومی نباشد به يک نوع انحصار مطلق موسسه های بزرگ تبدل خواهد شد.

شما درگذشته يک «هکر» متعارف بوديد. چگونه توانستيد اين سيستم کسب اطلاعات از موسسات بزرگ خصوصی و دولتی را توسعه دهيد؟

من از گذشته خود به عنوان يک «هکر» شرمنده نيستم. خيلی ها به دلايل واضحی سعی دارند چنين وانمود کنند که من هنوز هم يک «هکر» هستم. ولی حقيقت اين است که من از اواسط دهه ۱۹۹۵ کار نشر و روزنامه نگاری را به طور جدی آغاز کردم. اما نکته در اين است که طبق برخی قوانين موجود ما نمی توانيم همه اطلاعات را در قالب های روزنامه نگاری منتشر کنيم، چون اجازه آن داده نمی شود. بنابراين کار افرادی مثل من پيدا کردن روش ها و دريچه های قانونی ديگر برای نشر اطلاعاتی است که اکثر اجازه نشر پيدا نمی کنند.

شما اين استراتژی کسب اطلاعات را چگونه آغاز کرده و توسعه داديد؟

من به همراه تعدادی از همکاران در سال ۱۹۹۳ يک شرکت ارايه خدمات اينترنتی (ISP) در استراليا تاسيس کرديم. به خاطر اعتقاد به آزادی نشر و استفاده از امکان اينترنت برای توسعه اين آزادی ها به محدوديت هايی که اعمال می شد، حساس بوديم. از سوی ديگر گروه های مدنی يا علمی که در کانال های ديگر برای نشر مطالب خود با مشکل مواجه می شدند، ما را شناخته و به سراغ ما می آمدند. از همان دوره موسسه ما که Suburbia نام داشت به يک کانون شناخته شده برای انتشار مطالبی که ديگران حاضر به پذيرش آن نبودند شهرت پيدا کرد.

اگر در اختيار خود شما بود، کسب اطلاعات از کدام گروه از دولت ها و يا موسسات بخش خصوصی را در اولويت قرار می داديد؟

ما همه دولت ها و همه موسسات را در نظر می گيريم و اطلاعات از همه آنها را قبول می کنيم. هر نوع مدرک و اطلاعاتی را می پذيريم . مطالب ديپلماتيک، تاريخی ، مسائل مربوط به رفتارهای غير اخلاقی و غير قانونی که يا در گذشته منتشر نشده و يا هنوز به صورت پنهان نگاه داشته می شوند. شايد پرسش اصلی اين باشد که کدام يک از صنايع و فعاليت های خصوصی يا دولتی بايد کنترل و اصلاح شوند؟ اما مشکل در اين است که کسی در خارج اطلاعات دقيقی ندارد ولی مسلما افرادی که در داخل هستند، اين موضوع را می دانند.

اما بخشی از صنايع و يا فعاليت های دولتی و خصوصی پنهان کاری شديدتری دارند.

بله، به عنوان مثال فعاليت های خصوصی و دولتی که به نوعی به عرصه اطلاعات و امنيت مربوط می شوند از نظر پنهانکاری بسيار پيچيده و کسب اطلاعات از آنها دشوارتر است و يا موسسات مالی بسيار بزرگ که کارکنان اصلی آن حقوق و مزايای فراوانی می گيرند معمولا به خاطر هراس از دست دادن شغل خود حاضر به افشاگری نيستند.

بنابراين در يک چنين زمينه هايی کار شما دشوار می شود؟

بله ، چون مجازات افرادی که اطلاعات را درز کنند بسيار شديد است. برای نهادهای امنيتی اين نکته بسيار مهم است که افکار عمومی فکر نکنند افشای اطلاعات درونی اين سازمان ها، کار ساده ای است. چون در آن صورت رهبری آنها کنترل را از دست خواهد داد.

و استراتژی ويکی ليکس کاملا در نقطه مقابل آن قرار دارد.

بله کاملا درست است، استراتژی ما را می شود در اين عبارت خلاصه کرد:« شهامت مسری است.» اگر ما بتوانيم نشان دهيم که تک تک افراد می توانند اطلاعات به اصطلاح محرمانه و يا درونی يک نهاد را برملا کرده و به زندگی معمولی و راحت خود ادامه دهند به شکل چشمگيری عموم مردم را تشويق خواهد کرد.
XS
SM
MD
LG