لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۵۶ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

«نگرانی دولت از بحران های کارگری در ایران»


Iran -- Iranian workers demonstrate against the government, Tehran, 01May2007

Iran -- Iranian workers demonstrate against the government, Tehran, 01May2007

شورای تامين استان تهران و ریيس سازمان صنايع و معادن اين استان در جلسه ای مشترک، بحران های کارگری پيش رو و وضعيت کارخانه های بحران زدۀ پايتخت را مورد بررسی قرار داده اند.

بحث بحران های کارگری، به ويژه پس از سياست های اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد در ايران مطرح شده که ورشکستگی کارخانه ها را به دنبال داشته است.

اين موضوع به نوبه خود، موجب عقب افتادگی در پرداخت حقوق کارگران بسياری از کارخانه ها برای چند ماه و يا اخراج بی رويه آنان شده است.

اين در حاليست که نرخ بيکاری، به گفته اکثر کارشناسان اقتصادی، به رغم تلاش دولت و حتی دستکاری در آمار، دو رقمی بوده و بيش از ۱۱ درصد است.

اين وضعيت که نارضايتی کارگران را به همراه داشته، اغلب به شکل اعتصاب و يا تجمع در داخل کارخانه ها و يا در مقابل ساختمان های دولتی بروز يافته است.

در اين ارتباط، می توان به اعتراض های روزهای اخير کارگران شاغل در ايستگاه در دست احداث متروی پل ‌صدر، رانندگان کاميون های حمل ونقل کارخانه ذوب آهن اصفهان، لاستيک البرز تهران، کارخانه فرنخ ومه نخ قزوين، شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير و کندلوس تنکابن اشاره کرد.

پيشتر نيز گزارش هايی در مورد اعتصاب يا اعتراض کارگران کارخانه لوله سازی اهواز، صنايع مخابراتی راه دور شيراز، فاز سه پالايشگاه بزرگ آبادان و طرح توسعه پالايشگاه قديمی بندرعباس انتشار يافته بود.

بيژن حکمت، تحليلگر سياسی در پاريس، در گفت وگو با رادیو فردا دیدگاه خود را در خصوص مسایل کارگری در ایران مطرح کرده است.

رادیو فردا: نظر شما درباره بررسی بحران های کارگری در نشست شورای تامين استان تهران و رئيس سازمان صنايع و معادن اين استان چیست؟

بیژن حکمت: مدت هاست که يکی از خواسته های کارگران در اکثر اعتراض ها و اعتصاب ها، دريافت حقوق به عقب افتاده شان است که در برخی موارد به ۱۴ ماه نيز رسيده است. اين در حاليست که حقوق آنها حتی پاسخگوی نيازهای زندگی آنها نيست و کارگران از زندگی فلاکت باری برخوردارند.

در اين شرايط، به گفته اقتصاددانان، با سياست دولت برای افزايش قيمت ها که قرار است تحت عنوان هدفمند کردن يارانه ها انجام بگيرد، شاهد تورم بسيار زيادی خواهيم بود که در نتيجه، وضعيت از آنچه که الآن هست، وخيم تر خواهد شد.

رشد اعتراض های کارگری باعث شده است که مقام های جمهوری اسلامی ايران ضمن نگرانی از این روند تلاش کنند تا با برخورد امنيتی مانع اين اعتراض های کارگری شوند.»

به نظر شما، آيا برخورد امنيتی با اعتراض کارگران برای حکومت نتيجه ای در بر خواهد داشت؟

اين طور فکر نمی کنم، زيرا اگر برای مثال به مورد شرکت نيشکر هفت تپه نگاه کنيم، خواهيم ديد که اخراج گروهی از کارگران و يا زندانی کردن رهبران کارگران، به معنای پايان اعتراض های کارگران اين کارخانه نبوده است.

همينطور در ساير واحدهای صنعتی، به نظر من، جلوی اعتراض های کارگری را بسيار سخت تر از ساير حرکت های اجتماعی می توان گرفت. اين حرکت ها در صورت اتصال به هم در سراسر کشور می توانند به هم کمک کنند و موجب شوند که خواسته ها و مطالبات کارگران به طور خيلی جدی تری در مقابل حکومت قرار بگيرد.

در هر حال، فکر نمی کنم مقام های جمهوری اسلامی ايران به رغم سياست تامينی و سياست امنيتی که در تمامی امور پيش گرفته اند، بتوانند اصولا جلوی تظاهرات عمومی را بگيرند و يا اعتراض هاي کارگری را سرکوب کنند. البته ممکن است که در برخی مناطق بتوانند جلوی اين تظاهرات و اعتراض ها را بگيرند، ولی در شرايط فعلی و در جو سياسی کنونی قادر به کنترل کامل آنها نخواهند بود و به تدريج شاهد رشد اعتراض ها خواهيم بود.

شما به جو سياسی کنونی در ايران اشاره داشتيد. برخی از تحليلگران بر اين باورند که جنبش سبز در ايران تا زمانی که توده های فقير و به ويژه، کارگران به آن نپيوندند، نمی تواند در تحقق خواسته های خود موفق باشد. شما فکر می کنيد که احتمال تحقق اين پيوستگی تا چه اندازه امکان پذير است؟

مسئله اساسی، مسئله پيوند مزدبگيران با جنبش سبز است. نمی توان گفت که مزدبگيران در اين جنبش شرکت ندارند، اما حضور آنان، به ويژه کارگران واحدهای صنعتی و نيز کارگران خدماتی، چشمگير نيست.

شايد يکی از عوامل آن اين باشد که کسانی که شعارهای جنبش سبز را مطرح می کنند، تاکنون به مقدار زيادی به مسايل و مشکلات کارگران و خواسته های آنان، از جمله دريافت به موقع حقوق، برخورداری از حداقل دستمزدی که پاسخگوی نيازهای يک خانواده کارگری باشد و سرانجام، تشکيل اتحاديه های مستقل کارگری، بی توجه بوده اند.

در اين ارتباط، می توان به منصور اسانلو، رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، اشاره کرد که به خاطر فعاليت های سنديکايی در زندان است، اما در جنبش سبز نامی از او نمی بينيم.

بايد توجه داشت که طرح اين خواسته ها و نيز مشکلات کارگران می تواند حرکت کارگری را به جنبش دموکراتيک کنونی در ايران پيوند بزند و به موفقيت آن کمک کند.

XS
SM
MD
LG