لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

خانه حراج «سادبی» در لندن، روز پنجشنبه آثار هنری بيش از يکصد هنرمند نقاش ايرانی و عرب را برای فروش به مزايده گذاشت.


بيش از نيمی از اين هنرمندان، تنها از کشور ايران بودند و سايرين از کشورهای خاورميانه و شمال آفريقا.
در بين هنرمندان ايرانی، چهره های درخشانی از ايام گذشته چون پرويز تناولی، زنده رودی، احصايی، عربشاهی، پيل آرا، محصص و فرمانفرما در کنار تازه ترها چون فرهاد مشيری، شيرين نشاط، پرستو فروهر، شيشه گران، جابری، حسن زاده و بسياری ديگر ديده می شدند.


پرويز تناولی، هنرمند بدعت گذار و ارزنده ای، که هنر مجسمه سازی ايران را زنده کرد، اين بار پيش کسوت احيای رشته ديگری از هنر کهن ايرانيان شده، که به دست فراموشی سپرده شده است؛ يعنی هنر جواهر سازی.



جواهرهای پرويز تناولی، شب چهارشنبه اول آبان، در ميهمانی که در خانه حراج «سادبی» لندن برگزار شد، بر دست و گردن زيبارويان جوانی که شيرين گيل، طراح و هنرمند ديگر ايرانی در لندن، آراسته بود، جلوه يکتا داشت.


« راديو فردا» درباره نمايشگاه جواهرهای پرويز تناولی در لندن، با اين هنرمند به گفت و گو پرداخته است.


راديو فردا: آقای تناولی! لطفا در مورد اين نمايشگاه جواهرها بيشتر توضيح دهيد.


پرويز تناولی: علاوه بر آثاری که از من در خانه حراج «سادبی» لندن به نمايش گذاشته شده بود، چهارشنبه شب مراسم افتتاحيه نمايشگاه جواهرهای من بود که برای اولين بار در لندن به نمايش درآمد. اين جواهرها را طی ۳۰ سال گذشته طراحی کرده و ساخته ام.


البته اين نمايشگاه به مناسبت چاپ کتابی به نام «جواهرهای پرويز تناولی» بود که اخيرا در ايران به زبان فارسی و انگليسی چاپ شده است.


کار اصلی شما مجسمه سازی بوده است و بيشتر به عنوان يک مجسمه سازشناخته می شويد. چه طور شد که به طراحی و ساختن جواهر پرداختيد؟


اين جواهرها، در حقيقت، مجسمه های بسيار کوچکی هستند که جنبه های مصرفی دارند و می توان آنها را به دست و گردن آويخت.


اگر دقت کنيد، متوجه می شويد که اين جواهر ها همان مضامين مجسمه های مرا دارند؛ يعنی همان ييچ ها، پرنده ها، قفس ها و قفل ها هستند که در مقياس بسيار کوچکتر و با فلزات گران بها ساخته شده اند.


نام شما در تاريخ جواهرسازی، در کنار اسامی بلند آوازه ای که آثارشان در موزه ها نمايش داده می شود، مانند کارتيه و فابرژه، نوشته خواهد شد. آيا خودتان به تنهايی آثارتان را درست می کنيد يا کارگاهی داريد که شامل صنعتگرانی است؟


خودم طراح اين آثار هستم، ولی کارگاهی دارم که تعدادی از شاگردانم در آن کار می کنند. آنها طی سال ها ورزيده شده و اين صنعت را فرا گرفته اند و دستياران من هستند که در مراحل اجرايی به من کمک می کنند. يعنی بعد از اين که مدل اول را شخصا ساختم، آنها مدل های بعدی را تکثير می کنند.


بخشی از اين جواهرها را نيز در کارگاه های ونکوور کانادا ساختم که کارگاه های بسيار مجهزی هستند و طرح های مرا به اجرا در می آورند.


در آثار مجسمه سازی شما، می توان تاثيرهايی از فرهنگ، هنر، تاريخ و ادبيات ايران را ديد. آيا در اين جواهرها نيز زمينه های اصيل ايرانی را می توان يافت؟



  • « از زمان هخامنشيان، مادها، ساسانيان وهمچنين در طول ۱۳۰۰ ساله هنرهای اسلامی، هميشه نمونه های بسيار ارزنده ای به دست هنرمندان ايرانی ساخته شده است. حيف است که اين هنر متوقف شود و ما به کار تقليد و دنباله روی از جواهرسازی غرب برويم.»
پرویز تناولی

هيچ تفاوتی ميان آنها نيست. اگر به اين جواهرها دقت کنيد، متوجه می شويد که چيزی جز مجسمه های من نيستند و همان مضامين مجسمه ها در جواهرها نيز وجود دارند. در حقيقت، همان مسيری را که طی ساليان گذشته در مجسمه هايم رفته ام، در اين جواهرها نيز ادامه داده ام و از آن مسير خارج نشده ام.


متاسفانه جواهر سازی در کشور ما مهجور باقی مانده است، به خصوص جواهر سازی معاصر.


تا زمان قاجاريه، جواهرسازی ما بسيار درخشان است و صنعتگران ايرانی در تمام دوره های گذشته جواهر های درخشانی ساخته اند، ولی در ۴۰ يا ۵۰ سال اخير، هيچ هنرمند معاصری به اين کار اقدام نکرده است و صنعتگران ما فراورده های غربی را تقليد کرده اند که البته باعث تاسف است.


من خوشحالم که قدمی در اين راه برداشته شده است و اميدوارم هنرمندان ديگر نيز به اين بخش توجه کنند و به جواهرسازی که يکی از صنايع و هنرهای قديمی ايران است، بپردازند.


از زمان هخامنشيان، مادها، ساسانيان وهمچنين در طول ۱۳۰۰ ساله هنرهای اسلامی، هميشه نمونه های بسيار ارزنده ای به دست هنرمندان ايرانی ساخته شده است.


حيف است که اين هنر متوقف شود و ما به کار تقليد و دنباله روی از جواهرسازی غرب برويم.


XS
SM
MD
LG