لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۱۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
زمين‌لرزه‌ای با بزرگی بيش از شش درجه در مقياس ريشتر روز ۲۰ فروردين‌ماه، بخش‌های شُنبه و طسوج و کاکی شهرستان دشتی در جنوب استان بوشهر را لرزاند. بر اساس گزارش‌های رسمی،‌ در اين زلزله ۳۵ تن کشته و بيش از يک هزار تن زخمی شدند.
در عين حال،‌گزارش های انتشار يافته در رسانه های رسمی حاکی از آن بوده است که کمک رسانی مناسبی به مناطق زلزله زده صورت گرفته است.
کيوان درويشی، از امدادگران غير دولتی ‌در اين منطقه درباره ‌آمار کشته‌شدگان به راديوفردا می‌گويد:

تعداد مجروحين و آسيب ديدگان، به علاوه کشته شدگان هم بيش از آن چيزی بوده است که رسانه های دولتی و نهادهای دولتی همچون هلال احمر اعلام کرده اند.
در حقيقت،‌آمار جمع آوری شده حاکی از آن است که بيش از ۱۲۰ تن کشته شدند.حدود ۲۰ تن از آنان نيز تبعه افغانستان بوده اند.

روز دوم، هلال احمر و تمامی تيم های امدای ديگر (اعم از سپاه و ...) ساعت پنج بعد از ظهر اعلام کردند که عمليات نجات پايان گرفته است. اما دقيقاً همان زمان و حتی تا سه روز بعد،‌در شهر شُنبه و روستای درويشی و منطقه باغان، کسانی بودند که از زير آوار بيرون آورده می شدند.
نحوه کمک رسانی دستگاه های دولتی به مناطق آسيب ديده چگونه بوده و ارزیابی شما در این مورد چیست؟
روز اول زلزله از طرف هلال احمر اصفهان سه هزار چادر امدادی به منطقه ارسال شد که تنها تعداد اندکی از آنها پخش و توزيع شدند.
مثالی بزنم و آن اين که تعداد کل ساکنين شهر شُنبه حدود ۳۵۰۰ تن است که به سه هزار تن از آنان چادر می رسيد اما تا چند روز تعداد زيادی از مردم اين شهر چادر در اختيار نداشتند.

در روستای درويشی که بزرگترين روستای آسيب ديده بوده است وضعيت مشابهی وجود داشت. شرايط در باغان، شامل ۹ روستا، کشتو و کاردنه نيز يکسان بود.
اين نکته را هم اضافه کنم که روستاييان و ساکنين شنبه بر سر دريافت چادر با نهادهای دولتی به خصوص هلال احمر دعوا و جدل داشتند.
چگونگی ارسال، پخش و تقسيم مواد غذايی و بهداشتی نيز به همين منوال بوده است.
برای مثال، در شهر شنبه سوله ای وجود دارد که همه چيز آنجا ذخيره می شد و همين طور روبروی آن ساختمانی وجود دارد که برای تقسيم اقلام غذايی و بهداشتی در نظر گرفته شده بود. با استفاده از بلندگويی مردم شهر را به اين مکان فرامی خواندند و بدون هيچ مديريت و برنامه ای به شکل فله ای و درهم و برهم، غذا و اقلام بهداشتی را تقسيم می کردند.
همين موضوع موجب آشوب و درگيری مردم با يکديگر می شد و صف های نامنظم و به هم ريخته مردم برای گرفتن اقلام ضروری غذايی و بهداشتی بيانگر سوءمديريت نهادهای دولتی و به خصوص هلال احمر بود. در روستای درويشی نيز وضعيت به همين شکل بود.
تمامی مسئولينی هم که طی سه روز اول (از فردای زلزله) به منطقه آمدند، هر کدام با چهار عکاس همراه بودند تا نشان دهند همه چيز تحت کنترل است، اما هيچ کس از ۳۰۰ تا ۴۰۰ متری ورودی شهر شنبه و روستای درويشی آن طرف تر نمی رفت. در روزهای نخست هم تصاويری که از شهر شنبه در رسانه های دولتی پخش شد و چادرهای زيادی را نشان می داد که برای ساکنين شهر نصب شده است اما اين چادرها متعلق به نيروها و نهادهای دولتی از هلال احمر تا سپاه و نيروی انتظامی بودند.
از طرف ديگر،‌وسايلی مانند اجاق گاز هنوز برای مردم منطقه تهيه نشده است و همين می تواند باعث بروز فجايعی شود، زيرا چند روز پيش در روستای درويشی يک چادر به دليل استفاده از گاز پيک نيکی آتش گرفت.
در ارتباط با مدارس هم بايد اشاره کنم که تاکنون اقدامی جدی برای مدارس تخريب شده صورت نگرفته است.
شرايط مناطق زلزله زده از لحاظ بهداشتی چگونه است؟
ميزان تخريب در شهر شنبه سبب شده بود خيلی از سرويس های بهداشتی و حمام ها از بين بروند. اما تا پنج روز پيش هيچ تمهيدی برای سرويس های بهداشتی کانکسی و ... در نظر گرفته نشده بود. در حال حاضر هم تنها در شهر شنبه سرويس های بهداشتی و حمام نصب شده است که البته همه آنها راه اندازی نشده اند. در روستای درويشی نيز تنها چهار سرويس بهداشتی نصب شده که تازه روز هشتم ارديبهشت يکی از آنها راه اندازی شد. در منطقه باغان هم که بيش از ۳۰۰ خانوار دارد و شامل ۹ روستا می شود، نه آواربرداری صورت گرفته و نه هيچ سرويس بهداشتی و يا حمامی نصب شده است. برای مثال، روستای چهارده معصوم با ۷۰ درصد تخريب و داشتن ۱۴ خانوار، نه حمام دارد و نه سرويس بهداشتی و مردم برای حمام بايد به رودخانه کم عمق کنار روستا بروند!
خانه بهداشت منطقه باغان هم شديداً از کمبود اقلام دارويی رنج می برد. حتی برای زنان باردار، بيماران خاص و ... هيچ تمهيدی در نظر نگرفته اند. خانه بهداشت روستای درويشی نيز، تنها يک بهورز دارد، که فعلاً با پس لرزه های منطقه، ساختمان نيم بند آن هم دارد از سقف فرو می ريزد. در اين منطقه تنها دو چادر با يک کولر کم توان وجود دارد، يک تخت معاينه، و يک ترازو!! کمبود اقلام دارويی در اين روستا تا جايی است که حتی طی چند روز گذشته با کمبود بانداژ، گاز استريل و بتادين مواجه بودند. فعلاً در اين منطقه تقريبا هيچ نيرويی از نهادهای دولتی مستقر نيست. تنها تيم سيار هلال احمر کردستان (با يک ماشين و چند پزشک) به اين مناطق رفت و آمد می کند، که در هر روستا تنها می تواند دو ساعت بماند.
خانه های بهداشت هم به خاطر نوسان برق نمی توانند از اندک وسايل شان استفاده کنند. برای مثال،‌ داروهايی که بايد در يخچال قرار بگيرند، با قطع شدن برق به مدت سه ساعت،‌ فاسد می شوند.
در نهايت بايد بگويم اين وضعيت می تواند باعث آلودگی بيشتر محيط شود که شيوع بيماری ها را به دنبال دارد.
نظر مردم در مورد کمک رسانی دستگاه های دولتی چگونه است؟
توزيع نامناسب کمک ها باعث بروز نارضايتی آسيب ديدگان از ساعات اوليه پس از زلزله شد. توقف ماشين ها تنها در ورودی شهر و روستاها بود و کمک ها فقط در ابتدای روستاها. تنها مسئله ای که در روزهای اول در نظرگرفته شده بود،توزيع آب معدنی بود که نه تنها خنک نبود که با توجه به گرمای شديد آنجا تنها می توانست خشکی دهان را برطرف کند.
نارضايتی عميق مردم اما بيشتر از عدم رسيدگی به مسائل بهداشتی است.
آيا گروه های امداد رسان غير دولتی هم در منطقه حضور داشته اند و کمک رسانی کرده اند؟
از همان روز زلزله، نيروهای دولتی، سه راه ناصری که تنها راه آسفالت ورودی به منطقه زلزله زده است را بستند تا فقط نيروهای دولتی بتوانند وارد اين مناطق شوند. همين موضوع در ورودی شهر شنبه و روستای درويشی نيز تکرار شد. به همين دليل،‌امدادگران غيردولتی ناچار بودند اقلامی را که تهيه کرده بودند، تحويل هلال احمر يا نيروهای دولتی ديگر بدهند.
اين امدادگران تنها در موارد خاص و استثنايی توانستند کمک هايی به مردم برسانند.
البته تصوير کاذبی که رسانه های دولتی ساختند و وانمود کردند که کمک رسانی به شکل بسيار خوب جريان دارد،‌ باعث شد خيلی از مردم تصور کنند که ديگر نيازی به کمک نيست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG