لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۵۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

ميرحسين موسوی، از رهبران اصلاح طلب، در مصاحبه با روزنامه اينترنتی « قلم سبز» از تاسيس تشکيلات جديدی که حالت جبهه ای داشته باشد، حمايت کرد.

آقای موسوی گفت: «از ايجاد تشکيلات جديد به شرط آنکه حالت جبهه ای داشته باشد و از همان ابتدا، خود را همراه جنبش سبز و ديگر جنبش ها از جمله جنبش کارگری و زنان و دانشجويان بداند و به دنبال انحلال يا تضعيف احزاب و جنبش های موجود نباشد، موافق است.»

محمد علی توفيقی، تحليلگر سياسی و روزنامه نگار در پاريس، در گفت و گو با « راديو فردا» در مورد اين سخنان مير حسين موسوی می گويد:

موضوع تاسيس چنين تشکيلاتی، بحث جديدی نيست و در گذشته نيز از سوی آقای موسوی مطرح شده بود، اما هنوز چنين جبهه فراگيری تشکيل نشده است. البته به نظر من، اين مسئله به اين موضوع بر می گردد که نيروهای درگير در جنبش سبز، طيف وسيعی از نيروهای مختلف را در برمی گيرد.

از يک سو، اصلاح طلبانی که معتقد به کار در چهارچوب قانون اساسی و حفظ کليت موجود در نظام هستند، و از سوی ديگر، بخش ديگری از فعالانی که در جنبش نقش داشتند و عمدتا می شود آنها را در گروه اپوزيسيون خارج از کشور قرار داد و معتقد به تغييرات ساختاری در حد دگرگونی در جمهوری اسلامی هستند.

اين موضوع، باعث شده است که تا اين لحظه يک جبهه فراگير به وجود نيايد.
در عين حال، اتحاد و پيوستگی بر سر نفی استبداد به تنهايی نمی تواند انگيزه تشکيل محوريت يک جبهه باشد. ما تجربه انقلاب سال ۵۷ را داريم که در آن سال، تمام نيروها بر سر نفی استبداد رژيم پهلوی با هم به توافق رسيده بودند، اما بعد از انقلاب ما شاهد مشکلات خاصی بوديم .

به همين دليل هم بايد به سمتی رفت که آقای موسوی اگر واقعا معتقد به تشکيل يک جبهه است، علاوه بر مقوله نفی استبداد و شرايطی که الان با آن مواجهيم، برای مدل و الگويی برای آينده بعد از اين استبداد هم فکری شود.

به نظر شما، چه بندها و مواردی می تواند موفقيت چنين جبهه ای را در آينده تضمين کند؟

اولين نکته، رسيدن به توافق های حداقلی بر سر مفاهيمی مثل دموکراسی، حقوق بشر، رعايت حقوق اقوام، اقليت ها، گروه های مختلف اجتماعی خاصی، که به نوعی، وضعيت شان در شرايط نگران کننده ای قرار دارد؛ مثل زنان، کارگران و غيره.

بنابراين بايد به شکلی، يک توافق حداقلی در مورد وضعيت اين گروه ها وجود داشته باشد. نکته بعدی اين است که ما بتوانيم از گذشته، درس های کافی بگيريم. کما اينکه آقای موسوی در يادداشت اخير خود هم اشاره کرد که نبايد هراسی نسبت به نقد گذشته داشته باشيم.

به نظر شما، اصولا چه دليلی وجود داشت که آقای موسوی بحث تاسيس تشکيلات جديد را مطرح کرد؟

اين برمی گردد به وضعيتی که در حال حاضر در داخل کشور وجود دارد. يعنی شرايط خفقان سياه و استبداد وحشتناکی که به وجود آمده است، محدوديت احزاب در ۳۰ سال گذشته، و اينکه احزاب همواره تعطيل شده اند و يا با مشکلات عديده مواجه بوده اند و ... .

اين وضعيت نابسامان در حال حاضر حتی به جناح های داخل حکومت هم کشيده شده است. همينطور فضای فوق امنيتی که در ايران به وجود آمده است، حاکميت نظاميان و همچنين مشکلات داخلی و خارجی و بحران های مديريتی که کشور با آن مواجه است.

سرکوب و خفقان توانسته است که امروز از حضور مردم در خيابان ها جلوگيری کند و يا اعتراض مردم را در خيابان ها به حداقل برساند. اما واقعيت اين است که ناکارآمدی نظام موجود و خفقان و سرکوب شديدی که بر اجزای مختلف کشور حاکم است، مانع از بروز اين اعتراض ها شده است.

اما دلايل به وجود آورنده اين اعتراض ها که به حاکميت غلط و مديريت اشتباه کشور برمی گردد، همچنان باقی است.

آقای موسوی بحث تشکيل يک جبهه را مطرح کرده است که بتواند از ظرفيت های موجود، حداکثر استفاده را بکند که منجر به يک تحول و تغييرات قابل لمس برای مردم مخصوصا در ساختار قدرت باشد.

XS
SM
MD
LG