لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۴۲ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

سه دریاچه در استان فارس خشک شدند


برخی از کارشناسان محيط زيست، احداث سدها و قطع حق آبه اين درياچه ها را اصلی ترين علت خشک شدن آنها می دانند. (عکس: فارس)

برخی از کارشناسان محيط زيست، احداث سدها و قطع حق آبه اين درياچه ها را اصلی ترين علت خشک شدن آنها می دانند. (عکس: فارس)

سه درياچه بختگان، ارژن و طشک در استان فارس به دليل آنچه سازمان محيط زيست، «خشکسالی و کمبود بارندگی» عنوان کرده است، خشک شدند.


پيش از اين خبر مقامات مسئول ايرانی از کم شدن خطرناک آب درياچه های اروميه، هامون و پريشان خبر داده بودند. با اين حال، آنها هرگز نگفتند که برنامه های توسعه اقتصادی آنها چقدر در نابودی طبيعت تاثير گذار بوده است.


علاوه بر خشک شدن کامل درياچه های ارژن و طشک، آمارها نشان می دهد که حدود ۹۵ درصد درياچه بختگان،۹۰ درصد درياچه مهارلو، و ۸۰ درصد درياچه های پريشان و کافتر هم در اين استان خشک شده است. اين در حالی است که برخی از کارشناسان محيط زيست، احداث سدها و قطع حق آبه اين درياچه ها را اصلی ترين علت خشک شدن آنها می دانند.


دکتر محمد درويش، کارشناس محيط زيست، در گفت و گو با راديو فردا، به بررسی عوامل موثر در خشک شدن درياچه بختگان پرداخته است.


رادیو فردا: آقای درويش، آيا چنان که مسئولان محيط زيست اعلام کرده اند، می توان عوامل طبيعی را عامل خشک شده درياچه ها در استان فارس دانست؟

محمد درویش: عوامل طبيعی عمدتا بحث خشکسالی است. امسال ميانگين بارندگی، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد ميانگين درازمدت ۳۰ ساله اخير بوده است. ولی مسئله ای که بحران را تشديد کرده، اين است که با توجه به احداث سه سد، يعنی سد درودوند، سد ملاصدرا و سد سيوند، سامانه هيدرولوژيک منطقه را بر هم زده ايم.


درياچه بختگان به همراه تالاب طشک وتالاب کم جان، در شمار تالاب های ثبت شده کشور هستند که قرار بوده تحت هر شرايطی، يک حق آبه دائمی داشته باشند. متاسفانه به دليل ملاحظات ديگر از جمله تامين آب کشاورزی اين حق آبه به مرور کم شده تا به صفر رسيده است.


  • «اگر ما به شرايط طبيعی منطقه باز گرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.»
محمد درویش، کارشناس محيط زيست،

هم اکنون کارشناسان سازمان محيط زيست به صراحت می گويند که يکی از مهم ترين عوامل خشک شدن اين درياچه ها از جمله درياچه بختگان، حذف حق آبه ای بوده است که به اين درياچه و تالاب های اطراف آن می رسيد.

اکنون در آن منطقه سه سد وجود دارد. آيا آن منطقه ظرفيت لازم برای سه سد را دارد؟


ما بر اين اعتقاديم که چنين ظرفيتی ندارد و با توجه به اينکه در آن منطقه، «آب خانه های درشت دانه» وجود دارد، می توانستيم برای ذخيره آب از روش های ديگری استفاده کنيم.

مهم ترين ويژگی «آب خانه های درشت دانه» اين است که می تواند آب را در زير زمين ذخيره کند. به اين ترتيب نه مشکل تبخير داريم، نه نيازی به صرف هزينه های سنگين است و همچنين لازم نيست اراضی بالادست را به دليل زير آب رفتن از دست بدهيم.


مهم ترين منطقه از اين لحاظ همان تنگه بلاغی و سد سيوند است که «آب خانه درشت دانه ای» به عمق ۹۰ متر وجود داشت که می توانست تا چهار برابر سدی که اکنون احداث شده، آب را ذخيره کند ولی متاسفانه ترتيب اثر داده نشد و کار خودشان را کردند.

خشک شدن اين درياچه ها چه خطراتی برای زيست گياهی و جانوری منطقه در بر دارد؟


چند خطر وجود دارد. اول اين که مثلا درياچه بختگان ميکروکليم هايی را به وجود آورده و همچنين با ايجاد رطوبت، تعادل اقليمی را برقرار کرده بود. با خشک شدن درياچه بختگان، ميکروکليم ها از بين رفت.


دوم اين که تالاب کم جان و تشک، يکی از متراکم ترين تنوعات زيستی را در منطقه داشتند، زيرا محيط های تالابی بهترين فضا برای رشد جانداران کنار آبی است و پرندگان مهاجر زيادی داشتيم که از سمت سيبری هر ساله وارد اين منطقه می شدند. اکنون تمام اين اکوسيستم از بين رفته و آن چه بر جای مانده، شوره زاری است که با کوچکترين وزش باد حجم زيادی از رسوبات را به مناطق اطراف که بيشتر زمين های کشاورزی هستند، منتقل می کند و ما به مرور زمين های کشاورزی اطراف را هم از دست خواهيم داد چون شوری منطقه افزايش می يابد.


چقدر بارندگی لازم است تا دوباره اين درياچه ها به وضعيت سابق خود باز گردند؟


بارندگی منطقه برای اين موضوع کفايت می کند به شرط اين که بر اساس شرايط اکولوژيکی و بوم شناسی سرزمين حرکت می کرديم.


منطقه ای که اصلا ظرفيت چنين توسعه ای در بخش کشاورزی را نداشته است به زور سد سازی و زدن چاه های عميق و نيمه عميق، کشاورزی کرده ايم چه ديمی چه آبی.


ممکن است اين عمل چند سال اول جواب دهد ولی حقيقت ماجرا اين است که منطقه پتانسيل چنين توسعه ای را در بخش کشاورزی نداشته است.


اگر ما به شرايط طبيعی منطقه بازگرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.


به اين ترتيب تاثير عوامل انسانی در بر هم زدن اکوسيستم منطقه بسيار بيشتر از عامل خشکسالی است که به عنوان عامل اصلی خشکيدن درياچه بختگان مطرح می شود؟


بله همين طور است. يکی ديگر از عوامل انسانی که در سطح جهانی اثر می گذارد گرمايش زمين يا همان تغيير اقليم است. مهمترين تاثير اين گرمايش بر روی محيط های خشکی که از دريا فاصله دارند اين است که تبخير و تعرق را بالا می برد و شتاب خشکيدگی را افزايش می دهد.


يعنی همان اتفاقی که در چاد افتاده است و همان مسئله با همان ويژگی ها در درياچه بختگان، درياچه رضاييه در اروميه، هامون در سيستان و تالاب گاوخونی اتفاق افتاده است.


XS
SM
MD
LG