لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۵۵ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
جشنواره فيلم بين المللی برلين يا برليناله، پنجشنبه شب افتتاح شد. جشنواره امسال به گفته گزارشگران بيش از هر سال ديگری رنگ سياسی به خود گرفته است.

علت آن: حکم های دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس جعفر پناهی و محمد رسول اف، دو کارگردان ايرانی، علاوه بر حکم محروميت بيست ساله از کار و سفر به خارج برای جعفر پناهی.

جای جعفر پناهی امسال به گفته بسياری از منتقدان فيلم در اين کشور در سينما و در ميان هيات داوران بخش مسابقه جشنواره خالی است. نماد آن هم يک صندلی خالی. در دقايق اول مراسم گشايش جشنواره نامه جعفر پناهی خطاب به هيات داوران توجه هنرمندان و هنردوستان را در سراسر جهان به خود جلب کرد.

ايزابلا روسلينی، هنرپيشه، کارگردان و تهيه کننده و چهره شاخص سينما به نمايندگی از جعفر پناهی متن پيام او را در اين افتتاحيه خواند.



گزارش شيرين فاميلی، گزارشگر راديو فردا که در جشنواره برليناله حضور دارد.

«آقای پناهی در اين نامه نوشته است:

مرا بيست سال به سکوت محکوم کرده اند. با اين حال در خيال خود زمانی را فرياد می زنم که تحمل يکديگر را داشته باشيم و پذيرای سخن هم گرديم. با هم بيانديشيم و برای هم زندگی کنيم. من به واقعيت زندان و زندانبان تن می سپارم تا شايد آرزوهايم را روزی روزگاری در خيال شما بيابم. بيابم آن چه را که از من دريغ کرده اند.

از جعفر پناهی فيلم آفسايد در اولين روز برليناله جمعه يازده فوريه برابر با ۲۲ بهمن سالگرد پيروزی انقلاب ايران در بخش ويژه مسابقه اکران شد. اين فيلم در سال ۲۰۰۶ برنده جايزه خرس نقره ای برليناله شده بود. قرار است فيلم های ديگری از جعفر پناهی همچون بادکنک سپيد، دايره، طلای سرخ، بازکردن گره در بخش های مختلف برليناله به نمايش درآيد.

امسال در شصت و يکمين برليناله در بخش مسابقه که ۱۶ فيلم در آن به رقابت می پردازند، سومين فيلم اصغر فرهادی به نام جدايی نادر از سيمين شرکت خواهد داشت. اين فيلم ماجرای زن و شوهری است که زندگی آنها به جدايی کشيده شده و بر سر حضانت از فرزند با مشکلاتی مواجه اند. ليلا حاتمی و شهاب حسينی، از جمله بازيگران اين فيلم اند. فيلم درباره الی از اصغر فرهادی در سال ۲۰۰۹ برنده جايزه خرس نقره ای برليناله شد. علاوه بر اين در اين جشنواره چند فيلم ديگر ايرانی کوتاه و بلند در بخش های مختلف شرکت خواهند داشت.

فيلم گم و گور ساخته محمدرضا فرزاد، مستند کوتاهی از واقعه ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ در ميدان ژاله تهران است که در بخش تريبون ۲ برليناله به روی پرده خواهد رفت. همچنين فيلم باد و مه در بخش نسل جشنواره به نمايش در خواهد آمد که ساخته محمدعلی طالبی است. اين فيلم روايت کودکی است که در جنگ ايران و عراق مادر خود را از دست داده و در نتيجه بمباران ها کر و لال شده است. فيلم ديگر ايرانی که در اين جشنواره بازهم در بخش نسل به نمايش در خواهد آمد، فيلم ۱۸ دقيقه ای خانه فاطمه کجاست، ساخته فريدون نجفی است. اين فيلم داستان پسر بچه ای است که تلاش دارد نذر هر ساله مادرش را که بيمار و بستری است ادا کند و برای او آش هفت فاطمه بپزد.

از اتفاقات مهم ديگر برليناله برگزاری ميزگردی در همبستگی با جعفر پناهی و محمد رسول اف است. در اين ميز گرد که روز ۱۷ فوريه، ۲۸ بهمن برگزار خواهد شد، رفيع پيتز، کارگردان ايرانی سازنده فيلم شکارچی، علی صمدی احدی، کارگردان فيلم معجزه سبز، سپيده فارسی فيلمساز و مهرانگيز کار حقوقدان و فعال حقوق بشر شرکت خواهند کرد.

قرار است در ميزگرد اين مسئله که چگونه فيلمسازان ايرانی در شرايط سانسور و اختناق و محدوديت آزادی بيان می توانند به خلق آثار هنری بپردازند به بحث و گفت و گو گذاشته شود.»

******

جشنواره فیلم فجر/ خبرها تا جمعه ۲۲ بهمن

بپردازيم به رويدادی که ناقدان آن را مهم‌ترين رويداد هنری فرهنگی ايران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ناميده اند. بيست و نهمين جشنواره بين‌المللی فيلم فجر که از شنبه ۱۶ بهمن آغاز شد، تا سه شنبه ۲۶ بهمن در تهران و ديگر شهرهای بزرگ ايران ادامه دارد. از خبرسازترين رويدادهای امسال گفته های مسعود کيميايی، کارگردان با سابقه و بحث برانگيز ايران بود در مراسم افتتاحيه. جمعه شب ۱۵ بهمن در حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی:

مسعود کيميايی: من هفتاد سالم است. پنجاه و دو سال است در اين سينما دارم کار می کنم. سی تا فيلم ساخته ام. همه اش هم در اين سرزمين بوده. هيچ جای ديگری نبوده. هيچ جای ديگری نمی توانم باشم... من با کمال فروتنی، با کمال تواضع با اين هفتاد سال سنم، از تشکيلات قوه قضاييه می خواهم يک تجديد نظری برای جعفر پناهی بکنند.

تازه ترين رويداد خبر ساز جشنواره هم فيلمی است که سميح کاپلان اوغلو، کارگردان ترک و برنده خرس طلايی جشنواره فيلم ونيز جايزه ای را که بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر به او اهدا کرد، قبول نکرد. روز پنجشنبه کاپلان اوغلو دليل پس فرستادن جايزه بهترين فيلمنامه جشنواره فيلم فجر برای جديدترين فيلمش «عسل» را حکم شش سال حبس صادره برای جعفر پناهی و محمد رسول اف اعلام کرد و حکم ديگر بيست سال محروميت از خلاقيت هنری و سفر به خارج برای جعفر پناهی.

برای خبر گرفتن از آنچه در هفته نخست جشنواره فيلم فجر توجه دوستاران هنر هفتم را به خود جلب کرد، سراغ يک خبرنگار حوزه فيلم و سينما در تهران رفته ايم. ليلا رضايی که امسال هم مانند سال های پيش در اين جشنواره حضور داشت، ميهمان پيک فرهنگ اين هفته است.

خانم لیلا رضايی، از اين جا شروع کنيم که بازتاب درخواست مسعود کيميايی در افتتاحيه در ميان حاضران و تماشاگران از روز جمعه به بعد چگونه بوده؟

ليلا رضايی: آقای مسعود کيميايی به دليل اين که به هر حال کارگردان بزرگی در ايران هستند، به همان اندازه که طرفدار دارند و دوستارشان هستند، همان اندازه هم دشمن دارند. اما بازتاب اين اتفاقی که توسط ايشان افتاد در افتتاحيه جشنواره خيلی خوب بود. يعنی به جرات می توانم بگويم که دشمنان اين کارگردان بزرگ هم اکنون به دوستانشان تبديل شده اند و همه به نوعی دارند تشکر و تقدير می کنند از آقای کيمايی.

حال و هوای جشنواره در مقايسه با سالهای قبل چطور بود؟ کميت، کيفيت، تماشاگران؟

فيلم های جشنواره امسال خيلی بهتر از هر سال بود. سالهای قبل به نظر می رسيد يک ذره فيلم های بچگانه بيشتر بود توی جشنواره. اين در حالی است که امسال خيلی از بزرگان سينما در جشنواره حضور دارند که از آنها حتی می شود به آقای بزرگ نيا اشاره کرد. خود آقای کيميايی. خانم تهمينه ميلانی که در سالهای اخير خيلی سعی نمی کرد در جشنواره حضور داشته باشد. آقای ميرسليمی... و خوب اين نشان می دهد که جشنواره آن جديت هميشگی خودش را طی اين سالها به دست آورده. در مورد حضور تماشاچی ها هم بايد بگويم که روزهای اول جشنواره خيلی جدی نبود حضور منتقدان و روزنامه نگاران سينمايی در سالن مطبوعات که ما حضور داشتيم. اين در حالی است که تعداد مخاطبان روز به روز بيشتر می شد و در حال حاضر کار به جايی رسيده که حتماً بايد خيلی سريع برويم و جا بگيريم. چون اگر تاخير کنيم ممکن است جا به ما نرسد و درهای سالن بسته شود.

از «راه آبی ابريشم» محمدرضا بزرگ نيا، «آقا يوسف» علی رفيعی، «سيب و سلما»ی حبيب الله بهمنی، «ورود آقايان ممنوع» رامبد جوان، «آلزايمر» احمد معتمدی، «ارتباط خانوادگی» نادر مقدس و «باد و مه» محمدعلی طالبی در سايت رسمی جشنواره به عنوان فيلمهايی ياد شده که تا ۱۹ بهمن در صدر انتخاب تماشاگران جشنواره بودند. نتيجه تا چه حد قابل انتظار بوده و تا چه حد تعجب برانگيز برای خبرنگاران و ناقدان فيلم؟

بعضی از اين فيلم هايی که می گوييد هنوز توسط روزنامه نگاران و منتقدان ديده نشده. برنامه هايی که در اين سالن اکران می شود با برنامه هايی که برای مخاطبان عام و مردم در سينماهای ديگر اکران می شود کاملاً متفاوت است. مثلاً فيلم آقايوسف را شايد ما جلوتر از مردم ديده باشيم. و يکی دو تا فيلم که گفتيد ما هنوز موفق به ديدنشان نشده ايم. ولی در مورد فيلم هايی که گفتيد مورد استقبال قرار گرفته، من نمی دانم فيلم باد و مه چرا برايش چنين اتفاقی می افتد. چون فيلم يک فيلمی است که درباره کودک است و فکر می کنم اين فيلم فقط می بايست در همين جشنواره کودک نمايش داده می شد. جايگاه آن فيلم فکر می کنم جايگاه جشنواره فجر نبود. کما اين که می دانيد اين فيلم در بخش مسابقه سينمای ايران نبود و در لحظات آخر با اصرار خود کارگردان به اين بخش اضافه شد. در مورد فيلم آقای بزرگ نيا بايد بگويم که اين فيلم يکی از افتخارات سينمای امسال جشنواره است و با حضور کارگردان خارجی که ژاپنی هستند در دو بخش کارگردانی شده يک بخش ايرانی و يک بخش ژاپنی که همين باعث شده يک سبکی در اين فيلم به وجود بيايد که من فکر می کنم کم کم سينمای ايران با حضور چنين فيلمهايی می تواند به سينمای جهان نزديک شود.

خانم رضايی، شمه ای از داستانش را هم می گوييد؟

يک کشتی و دريايی که زمان عزيز مصر بود. در فيلم خيلی راجع به عزيز مصر صحبت می شود. اتفاقاتی است که در کشتی برای ناخدای کشتی و عواملی که در کشتی حضور دارند و سفرهای اينها به دليل توفانها و بادها و بارانهايی که در دريا هست پيش می آيد. درگيری اين آدمها با شرايط مختلف سرزمين های مختلف است که به آن سفر می کنند متفاوت است. اين شايد يکی از ويژگی های اصلی اين فيلم باشد که با بازی های خوب بازيگرانی مثل رضا کيانيان و بهرام رادان خوب پوشش داده شده. اصلاً انتظار نمی رفت که چنين فيلمی در سينمای ايران نمايش داده شود.

آقا يوسف علی رفيعی را هم ديديد که تعداد زيادی از تماشاگران به آن رای دادند؟

بله. و فکر می کنم اين فيلم واقعاً حقش باشد که به آن رای بدهند. آقای علی رفيعی پيش از اين با «ماهی ها عاشق می شوند» نشان داد که خيلی خوب سينما را می شناسد. به رغم اين که خودش کارگردان تئآتر است. استفاده از رنگ های بسيار زيبا، بسيار زنده در اين فيلم موجب می شود که توجه جلب شود سوای اين طراحی لباس و دکور و صحنه و بازی خوب و حتی ميزانسن های خيلی عالی باعث می شود که اين فيلم يکی از فيلم هايی شود که مورد توجه مردم و منتقدان قرار گيرد. به جرات می توانم بگويم که اين فيلم يکی از فيلم های بسيار خوب جشنواره امسال بود.

فيلم ديگری که خبرساز شد، «فرزند صبح» بود که زندگی آيت الله خمينی را به تصوير می کشد و بهروز افخمی که در ساختن اين فيلم نقش داشت، از اول شکايت داشت که می خواست اسمش را از توی تيتراژ ببرند بيرون. ولی در جشنواره در سالن نمايش فيلم حاضر شد و توضيحاتی را در اين باره داد. مختصری می شود در اين مورد بگوييد؟

من فکر می کنم اگر اسم آقای افخمی نمی خورد پای اين فيلم، ايشان هرگز حضور پيدا نمی کرد در اکران اين فيلم و سينمای مطبوعات که خودشان بدون برنامه بيايند و دست بچه ها را بگيرند و ببرند توی سالن نقد و بررسی. ايشان از اولش تاکيد داشتند که اسمشان پای اين فيلم نخورد چون آن طور که می گفتند اين فيلم آن چيزی نيست که من ساختم. شايد فيلم همان چيزی است که من فکر می کردم. ولی فيلم آن چيزی نيست که من ساخته ام. بنابراين نمی خواهم که اين فيلم به اسم من بخورد. اگر هم ايشان حضور يافتند در جشنواره در سالن مطبوعات و يک چنين اتفاقی می افتاد صرفاً به اين جهت بود که بگويند اين فيلم ساخته من نيست و مدام هم تاکيد می کردند روی اين موضوع که فرزند صبح فيلم من نيست ولی خوب به هر حال در تيتراژ آن اسم ايشان را می ببينيم.

گزارش هايی که بود که يک عده سالن را ترک کردند، آن عده هم که حضور داشتند بخش قابل توجهی شان راضی نبودند، درست است؟

بله. ريتم کند فيلم و اين که بيشتر به دوران کودکی آيت الله خمينی می پرداخت، باعث شد که از حوصله خيلی ها خارج باشد و سالن را ترک کردند و آنهايی هم که ماندند، کسی راضی از سالن بيرون نيامد.

به جز بهروز افخمی، آن عده ديگر از کارگردانان که درخواست دادند فيلمشان در بخش جديد نوعی نگاه نشان داده شود حالا که از بخش رقابتی حذف کرده اند، چه؟ حضور داشتند؟ مثلاً تهمينه ميلانی، سيروس الوند، محمدعلی طالبی، صالح دلدم، مانی حقيقی؟

خانم ميلانی که فيلمشان اکران می شود. آقای سيروس الوند هم هنوز به قطعيت نرسيده. دوستان ديگر هم فيلمشان اکران نشده و فعلاً منتظريم ببينيم چه اتفاقی می افتد.

آن عده از سينماگران که اعلام انصراف داده اند از حضور در هيات داوران، چطور؟ اسد الله نيک نژاد، پوران درخشنده و ناصر صفاريان؟

اسمی از اينها شنيده نشده. فعلاً هم خبری نيست. چون در آخرين لحظات در سالن سينما فيلم ها عوض می شوند. يعنی ما واقعاً هنوز نمی دانيم چه فيلمی يک ساعت ديگر اکران شود. هنوز هم نمی دانيم که امروز قرار است چه فيلم هايی را ببينيم.

خبرنگاران از ديد حرفه خودشان جشنواره امسال را در مقايسه با سالهای قبل چطور می بينند؟ نقطه نظرهايی که دارند و پيشنهادهايی که دارند.

فکر می کنم امسال يکی از سالهای خوب جشنواره بود. امسال مسئولان گوش شنوايشان خيلی بيشتر شده برای شنيدن نقد خبرنگاران در امکاناتی که به شان می دهند. مثلاً اگر يک روز عوامل اجرايی می شنوند که بر فرض سيستم کامپيوتری کم است در سالن فردا می آييم می بينيم که ده تا سيستم اضافه شده. يا مثلاً سرويس هايی که به بچه ها تعلق گرفته.

فقط اشکالی که هست اينست که امسال به خبرنگاران خيلی کارت داده نشده. يعنی بچه های کمتری از نشريات و روزنامه ها آمدند در جشنواره. خودشان هم از اول اعلام کردند که ما در ارائه کارت به خبرنگاران يک مقدار ريزش خواهيم داشت.

اين به اين دليل بود که سالنی که به خبرنگاران اختصاص داده شده پر از حضور بازيگران و عوامل فيلم هاست. يعنی هنرمندان و خبرنگاران در کنار هم به تماشای فيلم ها می نشينند که ضمن تماشای فيلم‌ها بتوانند تاملی داشته باشند. ولی خود دوستان خبرنگار معتقدند که می شد از دوستان ديگری دعوت به کار کرد به دليل اين که فضا هنوز هست برای اينکه بتوانند دوستان ديگری استفاده کنند. البته بعضی از فيلمها خيلی تماشاچی هست.

مثلاً برای فيلم آقای مرکريمی، درها بسته شد ده دقيقه به اجرا و خيلی ها را راه نمی دادند تو. می گفتند سالن پر شده. حتی آقای ميرکريمی هم خودش نتوانست برود توی سالن برای اين که دوستانی که آقای ميرکريمی را می شناختند به حراستی که آنجا بود گفتند ايشان آقای ميرکريمی کارگردان فيلم اند و بايد بروند تو. اين طوری بود که همه شايد موفق نشدند اين فيلم را ببينند.
XS
SM
MD
LG