لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۱۸ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

روزی روزگاری مردی که در میدان نبرد با احتمال مرگ روبرو بود خطاب به همسرش نوشت: «من در زندگی با تو شاد بودم و به زودی در بهشت همدیگر را خواهیم دید، عزیزم...»

دو روز بعد از نوشتن این نامه او و دو همقطارش بر اثر یک گلوله تانک کشته شدند.

این آخرین نامه عاشقانه، مچاله و خون آلود، در جیب نویسنده آن کشف شد، جهادی روس زبانی که در سوریه می‌جنگید و در نبردهای سال گذشته در منطقه حلب کشته شد.

این نامه بخشی از سنت نگارش و داستان‌نویسی است که از قرار معلوم در میان جهادی‌های روس‌زبان اهل قفقاز که همراه گروه‌های جهادی در سوریه می‌جنگند، رونق گرفته است. شبکه‌های اجتماعی وابسته به گروه موسوم به حکومت اسلامی و حساب‌های کاربری طرفداران آنها اخیرا این نوع نوشته‌ها را منتشر می‌کنند.

اما برخلاف ویدئوها و نوشته‌های تبلیغاتی پر زرق و برقی که گروه حکومت اسلامی با کيفيتی حرفه‌ای برای تحریک و عضوگیری منتشر می‌کند، این نامه‌ها و شعرها توسط خود جهادی‌ها و برای خودشان نوشته شده‌اند.

عشق و جهاد

به نظر می‌رسد که عشق با دنیای به شدت مردانه و خشن جهاد و بی‌رحمی‌های گروه موسوم به حکومت اسلامی هیچ تجانسی ندارد.

اما همانطور که دو منتقد و استاد ادبیات آمریکایی در شماره اخیر نیویورکر اشاره می‌کنند «فرهنگ جهاد یک نوع فرهنگ عشق است. ماجراجویی های موعود و تبعیت از عرف قهرمانی قرون وسطی هنوز هم طرفدارانی دارد.»

شعر در مورد و در مدح جهاد در زبان عربی سابقه طولانی دارد. اسامه بن لادن شاعر نسبتا زبردستی بود و اشعار او با صدای بلند در جمع داوطلبانی که می‌خواستند راهی افغانستان شوند قرائت می‌شد. بن لادن برای همسران خود نیز شعرهای عاشقانه می‌نوشت. او در یک پیام ویدئویی خطاب به یکی از زنان خود گفته بود: «بدان که قلب من از عشق و خاطرات زیبای تو سرشار است.»

به نظر می‌رسد که جهادی‌های روس‌زبان نیز سنت نگارش و شعر گفتن را آغاز کرده‌اند هر چند هنوز در مقایسه با نمونه عربی آن نوپا و محدود است. آنها با این اشعار سعی می‌کنند عناصری را که از نظر آنها معنای اصلی جهاد است تشريح کنند.

به عنوان مثال در نامه عاشقانه جنگجویی که در حلب کشته شد، می‌بینیم که مهمترین وجوه یک «جنگجوی خوب چچنی» در آن توصیف شده است مثل آمادگی برای نبرد، علاقه به همرزمان و مردن قهرمانانه در صحنه نبرد مثل یک «شهید» واقعی.

اما به عنوان یک جنگجوی مومن هیچگاه ابراز عشق او به همسرش به صراحت و به زبان خصوصی بیان نمی‌شود.

او در آغاز نامه خود از نبرد پیش رو و خطوط مقدم « کفار» صحبت می‌کند و آرزو می‌کند که او و همسرش بتوانند درست در یک زمان «شهید» شوند. ولی بعد اذعان می‌کند «ممکن است تا دیدار بعدی زمانی بگذرد و اگر توانستی نامه من را بخوانی بدان که من کاملا از تو راضی بودم و تو بهترین همسر بودی. زندگی با تو برای من بسیار لذت‌بخش بود.»

این جهادی روس‌زبان علاوه بر عشق و احساسات به امور روزانه و عادی زندگی نیز می‌پردازد و می‌نویسد: «واقعا آرزو می‌کنم که در زمستان سردت نشود و اجاق و بخاری خوب کار بکنند. اگر به پول احتیاج داشتی مسلسل رومانیایی من را بفروش.»

اشک نریز

یک جهادی واقعی نباید از «شهادت» غمگین باشد.

نویسنده نامه به همسرش دلداری می‌دهد که از مرگ او دلتنگ نشود: «ضعیف و غمگین نباش و هر اتفاقی افتاد ضعف نشان نده . جهاد را رها نکن. قوی باش و به قرآن و حدیث تکیه کن.»

در پایان نامه چند خطی هم در مورد فرزند متولد نشده خود می‌نویسد: «اگر بچه پسر بود اسم او را بگذار عبدالله و اگر دختر بود فاطمه و یا خدیجه، یاهر چه که خودت دوست داری. این یک وصیتنامه نیست، فقط نکاتی است که به ذهنم می‌رسد.»

گاهی به فکر من باش

اما فقط مردان نیستند که نامه‌ها و اشعار عاشقانه «جهادی» می‌نویسند. تعدادی از زنان نیز برای شوهران خود شعر سروده و معمولا در آن معیارهای یک همسر، مادر و یا خواهر نمونه را تشریح می‌کنند.

پیکارجوی زنی به نام «فاطمه» در شعری با عنوان «روح من از تو سرشار است» اندوه خود از احتمال مرگ شوهرش را که در صفوف گروه حکومت اسلامی می‌جنگد، بیان می‌کند ولی اضافه می‌کند که او کار درستی می‌کند.

«تو از ما دور ولی به خالق خود نزدیک‌تر می‌شوی. گاهی به فکر من باش. شاید در آن لحظات خداوند در خواب تو را نزد من بفرستد.»

منبع: رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG