لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۴ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

«ماگنا کارتا: هشت قرن آزادی»، تیتر مقاله‌ای است که در ۲۹ ماه مه امسال در روزنامه وال استیریت جورنال منتشر شده است.

هشتصد سال پیش، در ماه ژوئن، اولین سند حقوق مدنی به‌عنوان «منشور کبیر» در تاریخ انگلستان ثبت شد و به دنبال آن قدم به قدم حکومت قانون در آن کشور استقرار یافت. صدای این حرکت انقلابی تا به امروز فراگیر است.

دانیل هنان می‌نویسد که این سند تاریخی که در کنار ساحلی در جنوب انگلستان به امضاء رسید، «مهم‌ترین مدرک تاریخ بشریت» است. هنان نویسنده و نماینده حزب محافظه‌کار انگلستان در پارلمان اروپا است و در مقاله خود اقرار می‌کند که این حرف ادعای بزرگی است ولی او آگاهانه از صفات عالی در خصوص ماگنا کارتا استفاده می‌کند.

به نوشته دانیل هنان، لرد دنینگ، حقوقدان معروف انگلیسی، نیز ماگنا کارتا را «بزرگ‌ترین سند مشروطه‌خواهی» در تاریخ خوانده، که در آن چشم‌انداز و تفکر «آزادی فردی در مقابل قدرت خودسرانه یک مستبد» پایه‌گذاری شده است.

در ۱۲ ژوئن سال ۱۲۱۵ این اندیشه که قانون باید فراتر از حکومت قرار بگیرد موضوع اصلی این سند تاریخی شد.

در آن روز شاه وقت که کینگ جان نامیده می‌شود، قبول کرد که او دیگر مسئول وضع قوانین نخواهد بود. به مرور زمان ارزش‌هایی مانند آزادی مطبوعات، لغو سانسور، امنیت و حق مالکیت، حقوق متساوی در قبال قوانین کشور، حقوق زندانیان، انتخابات منظم، حرمت‌گذاری به اهمیت قراردادهای وضع شده و محاکمه دادگاه و غیره امری عادی شدند.

اسقف‌ها و اشرافیانی که کینگ جان را به میز مذاکره کشیده بودند به خوبی می‌دانستند که همچنین حقوقی مستلزم مکانیسم‌های اجرایی خواهد بود. اهمیت همچنین قوانینی آن نیست که روی کاغذ نوشته شوند، بلکه در امکان تفسیر و اجرای درست آن قرار گرفته است.

مثلاً قوانین شوروی سابق نیز روی کاغذ ضامن خیلی از آزادی‌ها مانند آزادی بیان، آزادی عبادت و آزادی انجمن‌ها بود. ولی شهروندان شوروی آموختند که قوانین هیچ ارزشی ندارند، اگر مکانیسم‌های اجرایی برای آنان به وجود نیایند.

قرارداد ماگنا کارتا قدمی مستقیم به سوی تشکیل پارلمانِ وست مینستر بود. همانطوریکه ویلیام استابز، تاریخ‌نویس مشهور، مرقوم نموده «مجموع تاریخ مشروطه انگلستان شامل رویدادهای زیادی است که فقط کمی فراتر از واقعه‌ای می‌روند که در چارچوب ماگنا کارتا» به وقوع پیوست.

به نوشته دانیل هنان، «منشور کبیر» نه فقط به تاریخ انگلستان، بلکه بر تاریخ ایالات متحده آمریکا نیز تاثیرات پراهمیتی گذاشته است. او یادآوری می‌کند که به دنبال فعالیت یک انجمن آمریکایی در سال ۱۹۵۷ یک یادبود سنگی در مکانی که کینگ جان قرارداد تاریخی را امضاء نمود، بنا شد. امسال هم در پی فعالیت‌های خود دانیل هنان و کنکاشگران دیگر قرار است که یک مجسمه از ملکه الیزابت دوم در مکانی که «آزادی به دنیا آمد» جا نمایی شود. مجسمه‌ای که یادبود پذیرش هشتصد ساله پادشاهان انگلیس از حکومت قانون است.

دانیل هنان در مقاله خود انتقاد می‌کند که چرا آمریکایی‌ها امروز ارزش این روز تاریخی را بیشتر قدردانی می‌کنند تا خود انگلیسی‌ها. او به تاریخ انگلستان استناد می‌کند و می‌نویسد که در قرن‌های چهاردهم و پانزدهم پارلمان‌های مختلف برای اهداف ماگنا کارتا مبارزه کردند، ولی در دوره که تا سال ۱۶۰۳ به طول انجامید، آن اهداف به فراموشی سپرده شدند.

در اوائل قرن هفدهم پارلمان بار دیگر اهداف ماگنا کارتا را به عنوان ابزار مبارزه با شاهان مستبد خاندان استوارت به‌کار گرفت. ادوارد کوک، حقوقدان عالی‌مقام آن زمان، که مخالف قدرت پادشاهی بود آن جنبش ضد استبدادی را رهبری می‌کرد.

کوک استدلال می‌نمود که پادشاه آن زمان نمی‌بایست به موازات پارلمان حکومت کند و قانون اساسی قدیم را که بر مبنای ماگنا کارتا مکتوب شده بود به خطر بیاندازد. کوک طرح منشور ویرجیانا را در سال ۱۶۰۶ ریخت. در این منشور پادشاه وقت انگلیس به مهاجرانی که به آمریکا برای تبلیغ مسیحیت می‌رفتند حق مالکیت زمین در آمریکا داد.


متعاقباً مهاجران انگلیسی که در سال ۱۶۳۷ به ایالت مریلند در آمریکا مهاجرت کردند موجب ورود اندیشه های ماگنا کارتا به قانون آمریکا شدند. در پی این وقایع ویلیام پن در سال ۱۶۸۷ این «منشور کبیر» را در آمریکا منتشر نمود. ویلیام پن در آن زمان فرانسه و کشورهای دیگر را با انگلستان مقایسه می‌کند و تصریح می‌نماید که در فرانسه و در خیلی از کشورهای دیگر فقط اراده شاهزاده‌ها قانون بوده است، شاهزاده‌هایی که مالیات می‌گرفتند و با یک کلام سر می‌بریدند ولی در انگلستان هر انسانی با حقوق اساسی خودبه دنیا می‌آمد و هیچکس هم اجازه نداشت که حق مالکیت او را نفی کند. نا گفته نماند که ایده‌هایی مانند حق مالکیت و آزادی‌های فردی به انقلاب فرانسه نیز تأثیر گذاشت.

دانیل هنان می‌نویسد که ماگنا کارتا در دنیای قدیم، منظور انگلستان است، و در دنیای جدید که آمریکا باشد نقش مختلفی بازی می‌کرده است. در دنیای قدیم ماگنا کارتا مقام عالی رتبه‌ای داشته است و ضامن برتری پارلمان بود. در دنیای جدید ولی ماگنا کارتا مقامی بالاتر از پارلمان و حتی بالاتر از تاج سلطنتی داشته و دارد.

پیامد این دو چشم‌انداز مختلف تأثیر بسزایی به رویدادهای دهه ۱۷۷۰ گذاشت. هنان انقلاب آمریکا را یعنی «جنگ برای استقلال» را به خاطر می‌آورد و تصریح می‌کند که بالاخره در پی انقلاب فرانسه اختلافات به صورت شدیدتری بروز نمود. اختلافاتی که کشمکش بین سلطنت‌طلبان و میهن‌پرستان، را هر چه بیشتر برملاء نمود.

به نظر دانیل هنان انقلابیون آمریکایی در قرن هیجدهم در درجه اول هویت انگلیسی داشتند و از آن گذشته اعتقاد داشتند که وظیفه دارند علیه پادشاه وقت انگلستان، جورج سوم، مقاومت کنند، زیرا او نیز اندیشه ماگنا کارتا را زیر پا گذاشته بود. این انگیزه آزادی‌خواهان و انقلابیون آمریکا بود که به شعار «مالیات بدون داشتن حق نمایندگی پرداخت نمی‌شود» تبدیل شد. از آن به بعد انقلابیون آمریکایی دیگر حاضر نبودند که مالیات و غرامت به حاکمان فئودال انگلیسی پرداخت کنند.

دانیل هنان می‌نویسد که قصد او از استناد به این وقایع تاریخی آن است که روشن شود که آزادی‌هایی مانند آزادی بیان، آزادی دین و عقیده و تشکیل انجمن‌های آزاد و غیره، وضعیت طبیعی جوامع پیشرفته نیستند. او تصریح می‌کند که وقتیکه «ما از حقوق جهانی صحبت می‌کنیم در واقع ما فقط محترمانه حرف می‌زنیم.» او جنگ جهانی دوم و جنگ سرد را به یاد می‌آورد و می‌نویسد که اگر انگلیسی‌زبانان جنگ جهانی دوم و جنگ سرد را نبرده بودند ما امروز اصلاً نمی‌توانستیم از ارزش‌های جهانی صحبت کنیم. هنان ادامه می‌دهد که اگر امروز از حقوق جهانی صحبت می‌شود به خاطر "»یک سری از پیروزی‌های نظامی است که مردم انگلیسی زبان کسب کرده‌اند.»

او می‌نویسد که خیلی از کپی‌های قرارداد ماگنا کارتا در کلیساهای انگلستان باقی مانده‌اند. یکی از آنها در آرشیو ملی واشینگتن نگهداری می‌شود و دیگری در پارلمان استرالیا. فقط چهار عدد از نسخه‌های اصلی ماگنا کارتا هنوز موجود است.

دانیل هنان می‌نویسد که یک نسخه در سال ۱۹۳۹ در نیویورک به نمایش گذاشته شده بود، درست در زمانی که جنگ جهانی دوم شروع شد. ۱۳ میلیون نفر سند اصلی ماگنا کارتا را در آن نمایشگاه دیدند. هنان وضعی را که جهان در آن در سال ۱۹۳۹ به سر می‌برد به خاطر می‌آورد و خاطر نشان می‌کند که انگلیسی‌زبانان در آن زمان برای آزادی مبارزه می‌کردند، در زمانی که در همه جای دنیا نوعی از استبداد حاکم بود.

هنان یادآوری می‌کند که یکی از سیاست‌مداران قرن هفدهم م، پیت دِالدر، ماگنا کارتا را تورات انگلیسی‌زبانان نامیده بود. ماگنا کارتا دموکراسی را کشف نکرد، بلکه یونانیان دوره باستان ازعملکرد انتخابات بهره می‌بردند. او تاکید می‌کند که سومریان و مصری‌ها نیز قبل از انگلیسی‌زبانان از قوانینی اطاعت می‌کردند که از قوانین حضرت موسی نیز قدیمی‌تر بودند.

ولی امری که ماگنا کارتا به وجود آورد حکومت مشروطه و قانونمدار بود که یک انجمن آمریکایی آن را «آزادی زیر نظر قانون» نامیده است. قانون دیگر اراده و قدرت‌نمایی بزرگ‌ترین و قویترین مرد یک قبیله نیست، بلکه بعد از وضع ماگنا کارتا بالای سر هر پادشاهی در انگلستان قانون حکومت می‌کند.

هنان تصریح می‌کند، که حکومت قانون از طرف مردم بر قرار می‌شود. البته حکومت قانون باید دارای سیستم اجرایی باشد که خود را شریک آزادی مردم بداند.

حکومت قانونمدار حکومتی است که برای عوام مردم ترتیب داده شده باشد و مردم در آن امکان رشد داشته باشند. به نظر هنان همچنین سیستمی در واقع نظامی غیرعادی است که در آن قوانین کشور ابزار اعمال قدرت حکومت نیستند.

او در مقاله خود مصرانه به کشورهایی که قوانین خود را بر مبنای اصول‌های ذهنی وضع می‌کنند و نه در پی رشد جامعه و به خواست جامعه، انتقاد می‌کند.

برای مثال طبق قوانین ماگنا کارتا هیچکس اجازه ندارد بدون دلیل انسانی را به زندان بیاندازد. حقوقی که در ماگنا کارتا وضع شده است حقوقی در تقابل با زور دولت محسوب می‌شوند که امروز بیش از پیش ارزش جهانی دارد. در واقع ماگنا کارتا تبلور مقتضایات و خواست‌های اجتماعی است.

هنان معتقد است که کشورهایی که در آن انگلیسی صحبت می‌شود یک سنت ضداستبدادی دارند. او تصریح می‌کند که در قرن بیستم در اکثر کشورهای جهان نوعی دیکتاتوری حاکم بود، فاشیستی یا کمونیستی و فقط کشورهای انگلیسی زبان سرمایه‌داری لیبرال را ابقا نمودند. به نظر او قوانین و حکومت مشروطه‌ تا به امروز موجب فرق بین برمودا و هاییتی، بین هنگ کنگ و چین، بین اسرائیل و سوریه شده‌اند.

هنان مقاله خود را با این جملات به پایان می‌رساند: «دفاع از آزادی کار شما و من است. این بستگی به ما دارد که آزادی‌هایی را که از پدر و مادرمان به ارث برده‌ایم نگه داشته و آنها را به فرزندانمان منتقل کنیم.»

.....................................................................................................

نظر نویسنده مقاله الزاما بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG