لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۵۳ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

«کردستان بزرگ»؛ رویای یک انجمن سری در مهاباد


اعضای اصلی گروه کومله ژ.ک - عبدالرحمن ذبیحی، نفر دوم از سمت چپ در عقب‌ترین صف این گروه است.

اعضای اصلی گروه کومله ژ.ک - عبدالرحمن ذبیحی، نفر دوم از سمت چپ در عقب‌ترین صف این گروه است.

(در بخشهای قبلی طی ۱۵ قسمت دیدیم که چگونه در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، حزبی به نام «فرقه دموکرات آذربایجان» تاسیس شد و بعد از نزدیک به سه ماه کشمکش، موفق شد در استان آذربایجان که در آن زمان در اشغال ارتش شوروی بود، خودمختاری اعلام کند. از این قسمت، بررسی رویدادهای مهاباد را آغاز می‌کنیم.)

در فاصله کوتاهی بعد از تاسیس «حکومت ملی آذربایجان»، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این خودمختاری که در مناطق اشغال شده ایران اعلام شده بود، تشکیل یک واحد سیاسی جدید در بخشهایی از شمالی‌ترین مناطق کرد‌نشین ایران بود که از نظر تقسیمات کشوری، در حال حاضر بخشی از استان آذربایجان غربی هستند و در آن زمان بخشی از «استان چهارم» کشور به مرکزیت شهر ارومیه محسوب می‌شدند.

این تشکیلات «جمهوری کردستان» نامیده شد و به پایتختی شهر مهاباد، به موزارت «حکومت ملی آذربایجان» در تبریز، به حیات خود ادامه داد؛ تا روزی که با خروج نیروهای شوروی از ایران و شکست مذاکرات ترک‌ها و کردها با تهران، تشکیلات حکومت خودمختار در آذربایجان برچیده شد و در فاصله کوتاهی، «جمهوری کردستان» هم از بین رفت و به تاریخ پیوست.

ریشه‌ها و زمینه‌های این تشکیلات چه بود؟ در ساختار حکومت آذربایجان، این تشکیلات چه جایگاهی داشت؟ چرا نامش برخلاف «حکومت ملی آذربایجان»، عنوان کلیدی «جمهوری» را یدک می‌کشید؟ و فرجامش چه شد؟ این قسمت از برنامه فرقه و قسمتهای پیش‌رو، به این سئوالات و تشکیلاتی اختصاص دارد که در تاریخ به نام «جمهوری مهاباد» معروف شده است.

ملی‌گرایی کردی

کردها در زمانه‌ای که در آغاز قرن بیستم، مفهومی به نام «ملی‌گرایی» به وردی جادویی برای گروههای قومی سراسر جهان تبدیل شده بود، از قافله تشکیل احزاب سیاسی عقب نماندند. اما نه در ایران. بلکه در آنسوی مرزهای غربی ایران و در جایی که گروه بزرگی از کردها، برای سالیان دراز زیر سلطه سلاطین ترک امپراتوری عثمانی زندگی می‌کردند.

عباس ولی، استاد دانشگاه بغازیچی در استانبول و نویسنده کتاب‌هایی چون «کردها و حکومت در ایران» و «ملی‌گرایی کردی در ایران: سالهای فراموش شده»، معتقد است که در زمینه ملی‌گرایی کردی میان کردهای ایران و باقی کردها، نزدیک به نیم قرن شکاف وجود دارد.

او می‌گوید: «تا جایی که به مساله ملی‌گرایی و هویت ملی مربوط است، خاستگاه این نظر و بعدتر، حرکت ملی‌گرایی، در امپراتوری عثمانی در دهه‌های پایانی قرن ۱۹ میلادی بود. در آنجا بود که اولین انتشارات ناسیونالیستی کردی منتشر شدند و دسته‌ها و گروههای ملیت‌خواهانه و ملیت‌گرای کردی به وجود آمدند. در کردستان ایران در آن زمان، چنین حرکتی دیده نشد.»

اما وضعیت امپراتوری با سابقه همسایه، همزمان با جنگ جهانی اول به شکل بنیادین زیر و رو شد. عثمانی در جنگ شکست خورد و به کلی از هم پاشید.

در این زمان، پیروزمندان جنگ، پیمانی را به عثمانی در حال احتضار تحمیل کردند که به نام محل امضایش در فرانسه به پیمان «سور Sever» معروف است.

در این پیمان تجزیه کامل عثمانی، گام به گام تصویر شده بود و بخش کوچکی از آنچه امروز به نام ترکیه می‌شناسیم، به عنوان سرزمین ترکها در نظر گرفته شده بود.

همچنین مقرر شده بود که کردهای ساکن در شرق آناتولی برای تشکیل کشور کردستان در یک رفراندوم شرکت کنند. این بند از پیمان «سور» نتیجه فعالیت تشکیلاتی کردهایی بود که در سال ۱۹۱۸ در استانبول، حزبی به نام «جمعیت تعالی کرد» تشکیل داده بودند.

سه تن از رهبران کومله ژ.ک. از راست: عبدالرحمن رسولی، قاسم قادری قاضی، حسین فروهر

سه تن از رهبران کومله ژ.ک. از راست: عبدالرحمن رسولی، قاسم قادری قاضی، حسین فروهر

اما شورش نظامیان ملی‌گرای ترک به رهبری مصطفی کمال، و پیروزی نهایی او در برابر بریتانیا و فرانسه در پایان جنگ استقلال ترکیه، پیمان «سور» و همچنین احتمال تشکیل کشور مستقل کردستان را به کلی از بین برد.

ایده کشور «کردستان»

آتاتورک نگذاشت که کردستان مستقلی در منطقه تشکیل شود. اما ایده چنین کشوری از بین نرفت.

بدین ترتیب احزاب سیاسی مختلف کردی در مناطق کردنشینی که امروز به نام کشورهای ترکیه، عراق و سوریه می‌شناسیم تشکیل شدند.

در ایران اما، نخستین اقدام منسجم و مهم تاریخ تشکیلات سیاسی کردها، دهه‌ها بعد رخ داد؛ در میانه جنگ جهانی دوم و زمانی که ایران توسط شوروی و بریتانیا اشغال شد و حکومت مرکزی رضا شاه، یک‌شبه از هم فروپاشید.

همن سیدی از پژوهشگران مسایل کردستان در لندن معتقد است که در نهایت آنچه که موجب شد تا گروهی از کردهای ایران نیز به ملی‌گرایی روی بیاورند، سیاستهایی بود که در فاصله دو دهه حاکمیت رضا شاه، پیش از جنگ جهانی دوم، در ایران اجرا شده بود.

به گفته او، کردها در دوره حکومت رضاشاه، با سیاستهای فرهنگی او در زمینه زبان رسمی و نوع پوشش مشکل جدی داشتند. او می‌گوید: «حتی یکدست کردن لباس مردان هم در این دوره در کردستان به یک معضل تبدیل شده بود. مثلا مساله کلاه فرنگی در کردستان به اندازه کشف حجاب به یک مشکل تبدیل شده بود. حتی شاید بیشتر از کشف حجاب، چون اصولا زنان کرد چیزی به اسم حجاب یا چادر نداشتند اما مردان کرد کلاههای خاصی داشتند که برایشان مهم بود که این را حفظ کنند.»

از نظر این پژوهشگر، تشکل سیاسی که در دوره اشغال ایران توسط شوروی در میان کردها شکل گرفت، در واقع یک واکنش به سیاست‌های رضا شاه بود.

کومله ژ.ک

این تشکل «جمعیت احیای کرد» نام گرفت و در شهر مهاباد تشکیل شد؛ قلب یکی از قدیمی‌ترین ایل‌های کرد در ایران به نام ایل مکری با جمعیتی که اکثریتشان، سنی‌ بودند. عباس ولی، درباره این گروه می‌گوید:

​«جمعیت احیای کرد، یا رستاخیز کرد یا در واقع ‘کومله ژیانه‌وه کرد’، در سال ۱۹۴۲ ]شهریور ۱۳۲۱] در شهر مهاباد به وجود آمد. افرادی که این گروه را به وجود آوردند، عمدتا از خرده‌بورژوازی شهری در مهاباد بودند. بیشتر اینها کسانی بودند که در مدارسی تحصیل کرده بودند که در دوره رضا شاه تشکیل شده بود. این افراد عموما یا در ادارات دولتی کار می‌کردند یا صاحب بیزنس‌های کوچک بودند. اینها ایدئولوژی و برنامه ملی‌گرایی کردی و کردستانی داشتند.

یکی از فعالترین اشخاص در این گروه، فردی بود به نام عبدالرحمن ذبیحی که سردبیر روزنامه کومله هم بود که به اسم نیشتمان یا میهن در مهاباد منتشر می‌شد. و اگر به گفتمان این روزنامه نگاه کنیم، می‌بینیم که این روزنامه خواهان استقلال کردستان هست و به دنبال به وجود آوردن یک دولت در کردستان بزرگ هست.»

روی جلد مجله «نیشتمان» - شماره پنجم

روی جلد مجله «نیشتمان» - شماره پنجم

اما این گروه که در تاریخ منطقه به «کومله ژ.کاف»، معروف است، برخلاف فضای حاکم بر کشور که در نتیجه اشغال و تبعید رضا شاه، با آزادی‌هایی نسبی همراه بود، به شکلی کاملا مخفیانه، فعالیت خود را پی گرفت.

و آنگونه که حسن قاضی، یکی دیگر از پژوهشگران تاریخ کردستان در سوئد می‌گوید، ساختار و نظم کومله ژ‌.کاف، بیشتر به یک انجمن مخفی یا Secret Society شبیه بوده تا یک حزب سیاسی. او می‌گوید:

«این گروه تحت تاثیر جریان‌هایی شبیه به مرکز غیبی که در دوران مشروطه فعال بود ]سازمان مخفی حزب اجتماعیون-عامیون در تبریز[، در کومله ژکاف هم به شکل خاصی عضوگیری می‌کردند و هیچ کس به جز دو سه نفر از اینکه یک نفر عضو کومله هست، اطلاعی نداشت.

شیوه مراسم عضویت و سوگند وفاداری به گروه هم بسیار شبیه مرکزی غیبی در تبریز بود. بدین شکل که اینها را به یک اتاق تاریک می‌بردند که در آنجا قرآن بود و پرچم کردستان در یک سو قرار داشت و هفت ماده گروه در سوی دیگر قرار داشت و عضو تازه در این مراسم، سوگند وفاداری می‌خورد.»

کومله ژ.ک به رغم مخفی‌کاری شدیدی که داشت، آرام آرام در طول سالهای اشغال ایران در جنگ، در مناطق کردنشینی که توسط شوروی اشغال شده بودند، موفق شد تا نظر روشنفکران و فعالین بیشتری را جلب کند.

تا زمانی که دو سال بعد از تاسیس این گروه، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سرشناس مهاباد، از خانواده‌ای با نفوذ و قدیمی به کومله ژ.ک پیوست: مردی به نام قاضی محمد.

(در قسمت بعدی، کماکان بررسی زمینه‌های ملی‌گرایی کردها را ادامه خواهیم داد و ایدئولوژی و خواسته‌های کومله ژ.ک را می‌کاویم. همچنین از قاضی محمد و اهمیت پیوستن او به این گروه خواهیم گفت.)

در همین زمینه

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG