لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۲۰ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

چرخش در سیاست آمریکا در قبال ایران؟


مشاور ارشد وزير خارجه آمريکا در امور خاور نزدیک

مشاور ارشد وزير خارجه آمريکا در امور خاور نزدیک


عرصه سياسی ايالات متحد آمريکا به تازگی با دو رخداد بحث انگيز، پيروزی حزب دموکرات در انتخابات کنگره امريکا و انتشار گزارش بررسی اوضاع عراق رو به رو شده است.


آيا اين دو رخداد، آغازگر چرخشی در سياستهای دولت کنونی آمريکا در قبال ايران خواهد شد؟


امير مصدق کاتوزيان از راديو فردا اين پرسش را در مصاحبه ای اختصاصی با جيمز جفری مشاور ارشد وزير خارجه آمريکا در امور خاور نزديک و سياست گذاری ايالات متحده در قبال ايران، مطرح کرده است.


آيا در سياستهای دولت کنونی آمريکا در قبال ايران تغييری داده خواهد شد يا خير؟


برخورد دولت آمريکا با دولت و مردم ايران اول، بر قدردانی بسيار آمريکا از مردم ايران که با آنها روابط نزديک و روابط تاريخی داريم و دوم، بر نگرانی بسيار از اقدامات دولت فعلی به خصوص در تلاش برای دستيابی به سلاح هسته ای، حمايت از تروريسم و سرکوب مردم ايران مبتنی است.


اين برخورد عوض نخواهد شد. ما اکنون مشغول بازنگری در بعضی از سياست هايمان هستيم و اين مثبت است. ما بسيار از بی ثباتی در منطقه نگران هستيم و مطمئنيم که شنوندگان ايرانی هم نگران اين مسئله هستند.


منطقه خاورميانه بيش از اندازه شاهد جنگ و ناآرامی بوده است.


اکنون وقت آن رسيده که همه با هم گفت و گو کنند. وقت آن رسيده که همه با هم به مصالحه برسند. وقت آن رسيده که با کشورهای ديگر تماس برقرار شود.


چيزی که ما می خواهيم شاهد آن باشيم، همکاری دولت ايران با جامعه بين المللی، به عنوان مثال در مورد برنامه هسته ای است.


ما بسيار مايليم ايران برنامه انرژی اتمی داشته باشد که بتواند با آن برق توليد کند و نيازهای داخلی خود را برطرف کند. چيزی که نمی خواهيم ببينيم يک برنامه اتمی ديگر در منطقه ای است که سلاح های موجود در آن، بيش از حد است.


آيا اشاره شما به لزوم برقراری تماس با ديگر کشورها به معنی برقراری ديالوگ با ايران است؟ آيا آمريکا هم مايل است قدمهايی در اين مسير بردارد؟


بگذاريد موضعمان را در مورد اين موضوع توضيح دهم. کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا بيش از شش ماه پيش در آخر ماه مه، در اين باره اعلام موضع کرد و گفت دولت آمريکا در بالاترين سطوح خود مايل است همراه با متحدان اروپايی مان با مسوولان ايرانی ديدار کند و علاوه بر مساله هسته ای درباره موضوع های ديگری از جمله اقتصادی و امنيت منطقه ای که دولت ايران مدعی است می خواهد با ما درباره آن گفتگو کند، به مذاکره بنشينند.


تنها چيزی که از ايران می خواهيم تعليق غنی سازی اورانيوم است که به نظر ما، نه تنها خطری برای منطقه بلکه برای مردم ايران است و تحت چنان شرايطی ما مايليم با ايران گفتگو کنيم. همزمان مسئولان ديگر آمريکايی، مثل اعضای گروه بررسی مسئله عراق، پيشنهاد کردند که ما با ايران تماس برقرار کنيم و مسئولان ايرانی هم نظر خود را در اين باره به گروه بررسی مسئله عراق گفتند.


جورج بوش رئيس جمهور آمريکا مشغول بررسی نتايجی است که اين گروه به آن رسيده و در آينده نزديک ما اطلاعات بيشتری در اين باره ارايه خواهيم داد ولی اين بررسی هنوز تکميل نشده.


يا توجه به گفته شما در باره نياز به ثبات در منطقه، می توانيم بگوييم که طرح حمله نظامی به ايران اساسا کنار گذاشته شده يا هنوز ممکن است به ايران حمله شود؟

موضع آمريکا در هر بحرانی و در مقابل هر کشوری اين است که دفاع از خودمان و دفاع از متحدان ما، هميشه يک مساله مهم باقی خواهد ماند.


بنابراين از اين نظر، نمی توانيم استفاده از زور را در يک شرايط غير عادی خارج از دستور به حساب بياوريم. اما در اين لحظه تمرکز ما بر استفاده از زور نيست.


جهت فعاليت های ما، دستيابی به يک راه حل ديپلماتيک است و فکر می کنيم می نوانيم به يک راه حل ديپلماتيک برسيم.


يک راه حل ديپلماتيک دست يافتنی است زيرا می دانيم که مردم ايران خواستار رابطه صلح آميز نه تنها با آمريکا، بلکه با کل جامعه جهانی است.


موضع ما در باره انرژی هسته ای و سلاح هسته ای، فقط موضع آمريکا نيست، بلکه موضع جامعه جهانی است.


آژانس بين المللی انرژی اتمی با اتفاق نظر کامل به ارجاع ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد رای داد. چرا؟ چون بيشتر کشورهای جهان، از برنامه هسته ای ايران، نه از برنامه صلح آميز ِ توليدِ انرژی هسته ای بلکه از توانايی توليد سلاح هسته ای، آشفته خاطرند.


با توجه به گزارش بيکر هميلتون، گزارش گروه آمريکايی ويژه بررسی مسائل عراق، ايران چه نقشی می تواند در کمک به برقراری ثبات در عراق داشته باشد؟


پيش از همه چيز بايد گفت که ايران منافع مهمی در عراق دارد. ما متوجه اين موضوع هستيم. ما با ويرانی و خرابی هايی که هشت سال جنگ ايران و عراق، به هر دو کشور تحميل کرد آشنا هستيم.


ما هرگز نمی خواهيم دوباره شاهد اتفاقی مشابه باشيم و درک می کنيم که به نفع مردم ايران و حکومت ايران است که با عراق يک رابطه ای صلح آميز داشته باشند. اين طبيعی است.


اما در عين حال بايد گفت بخش بزرگی ار بی ثباتی و خشونت های عراق را گروه های نزديک به ايران دامن می زنند.


اين گروهها، از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تجهيزات نظامی دريافت می کنند. ما البته علت اين مساله را درک نمی کنيم، زيرا اين کار هيچ کمکی به صلح نمی کند و ما مايليم اين کار متوقف شود.


ما چند بار ابراز تمايل کرده ايم که با ايرانی ها در اين باره گفتگو کنيم و همانطور که گفتم، کميسيون «بيکر- هاميلتون» همين پيشنهاد را کرده است و پرزيدنت بوش آن را بررسی می کند.


جلال طالبانی رئيس جمهور عراق در سفر اخيرش به ايران نظر مثبتی درباره ايران ارائه داد. آيا سياست آمريکا با حکومت عراق در اين زمينه همخوانی دارد؟


هر کشوری اختيار تصميم گيری درباره امور خود را دارد. عراق يک کشور مستقل است. ما بهترين رابطه را با پرزيدنت طالبانی داريم و او را رجل سياسی حاذق و شاخصی می دانيم. آقای طالبانی ديدگاه کشورش را به بهترين وجه نمايندگی می کند.


اين ديدگاه ها به ديدگاه ما هم نزديک است، اما نظر خود آنهاست. در مقاطع زمانی مشخصی ممکن است در باره چند مساله جزيی با هم اختلاف نظر داشته باشيم، اما در مجموع هدف ها و مقاصدمان يکسان است.


من می دانم که آقای طالبانی بسار نگران بی ثباتی کشورش است و نگران نقش کشورهای ديگر در ايجاد اين بی ثباتی. اما لازمه ديپلماسی اين است که رهبران کشورها در مواضع علنی خود بسيار محتاط باشند.


پرسش بعدی من به نگرانی ای جمهوری اسلامی ايران بازمی گردد. نشريه آمريکايی کانگرشنال کوارترلی به نقل از يک مقام سابق آمريکايی که نامش فاش نشده نوشته، ارتش آمريکا در عراق عده ای از اعضای سازمان مجاهدين خلق را برای آموزش نظامی به اسرائيل فرستاده و برخی ديگر را هم قبلاً در صحراهای نوادا تعليم داده است. شما از اين گزارش ها آگاهيد؟


ما هم اين گزارش را شنيده ايم. من وقتی در بغداد بودم، وضعيت مجاهدين خلق راخيلی دقيق دنبال کردم. ما سازمان مجاهدين خلق را يک سازمان تروريستی می دانيم. اين سازمان زير کنترل نيروهای آمريکايی ست که مواظب باشند آنها ضد کسی فعاليت نکنند.


اين کار در هماهنگی نزديک با صليب سرخ و کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد صورت می گيرد. اين برنامه يک برنامه مربوط به پناهندگان است و فکر نمی کنم اين گزارش ها مبنايی داشته باشد.


مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدين خلق از زمان سقوط صدام حسين در تلويزيون اين سازمان ظاهر نشده و صدايش هم در راديوی اين سازمان شنيده نشده و هر تصوير و صدايی که از او پخش می شود از برنامه های ضبط شده مربوط به قبل از سقوط حکومت صدام حسين است....


او در بازداشت ما نيست. تا آنجا که ما می دانيم او هرگز در بازداشت ما نبوده است. تا آنجا که می دانم او در اروپای غربی يا در خاورميانه است، اما در اردوگاه اشرف نيست.


آيا اين بدين معنی ست که او در خارج از عراق اما زير نظارت آمريکاست؟

ما کنترلی بر او نداريم. ما به عنوان نيرويی که عراق را در اشغال خود دارد، بر اساس قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد سازمان مجاهدين خلق در عراق مسوليت داريم. اين تنها مورد مربوط به سازمان مجاهدين خلق است که ما در قبال آن مسوليت داريم.


به جز اين، ما مجاهدين خلق را يک گروه تروريستی می دانيم مثل خيلی از گروه های تروريستی ديگر از جمله حزب کارگران کردستان ترکيه، حماس، حزبالله و بسياری از گروه ها در خاورميانه و ما با آنها مخالفيم و از آنها حمايت نمی کنيم.


آنچه در مورد مجاهدين خلق گفتيد، به اين معنی است که سياست تغيير رژيم ايران اکنون ديگر در دستور کار آمريکا قرار ندارد؟


آنچه ما در نظر می گيريم اين است که در امور داخلی ايران مداخله نکنيم. اين به مردم ايران مربوط است. تغيير رژيم کار مردم ايران است در زمانی که خود برای اينکار مناسب تشخيص می دهند. اميدوارم روند های دمکراتيک به آنها اجازه انجام چنين کاری را بدهد از جمله در انتخابات پيش رو که ما فکر می کنيم سالم نيست، اما اميدواريم اين انتخابات به طور محدود هم شده اجازه دهد مردم در تعيين آينده خود نقش بازی کنند.


تا آنجا که به سياست ما مربوط می شود، ما تغيير رفتار رژيم ِ ايران را مدّ ِ نظر داريم. عين همين سياست را در قبال ِ بسياری از کشورهای ديگر هم داريم. يعنی از طريق استفاده از ابزارهای گوناگون ديپلماتيک، فشار، ارائه مشوقها، و در بعضی موارد بحث و مذاکره و در موارد ديگری استفاده از نهادهای بين المللی مثل همين حالا که شورای امنيت سازمان ملل وارد عمل شده است.


اين به معنای رفتن به سوی سياستِ «مهار ِ» ايران است؟


ما به دنبال تغيير رفتار اين رژيم هستيم نمی خواهم اسمی برايش بگذارم مهار يا تغيير رژيم ....هر چه باشد، نتيجه نهايی مهم است، يعنی ايرانی که با جامعه جهانی همکاری کند، ايرانی که بگذارد مردم ايران حق دمکراتيک و آزادی داشته باشند و خطری برای منطقه نباشند.


به گفته بعضی ناظران، به رغم شعارهای محمود احمدی نژاد، او اولين رييس جمهور ايران است که سعی کرده از جمله با دوبار سفر به آمريکا در کمتر از دو سال، نوشتن نامه سرگشاده به رئيس جمهور آمريکا و دعوت او به مناظره و چيزهای ديگر با آمريکا وارد گفتگو شود بدون آنکه هواداران تندروی خود را از دست بدهد. نظر شما درباره اين برداشت چيست؟


ما محتوای نامه های را به دقت بررسی کرديم. به نظر می رسد محتوی آنان کاملا تبليغاتی باشد. اما مهمتر از همه، ما به رفتار اين رژيم نگاه می کنيم. اگر اين رژيم مايل به داشتن روابط بهتری با مردم آمريکاست که ما هم مايل به داشتن آن هستيم، چرا در رسيدن صدای برنامه های راديويی ما به ايران ايجاد اخلال می کند؟


چرا جلوی اينترنت را می گيرد؟ رژيم ايران چيزی بر زبان می آورد اما جور ديگری عمل می کند.
تمرکز ما بر اين نيست که رژيم چه می گويد، تمرکز مان بر اين است که رژيم چگونه عمل می کند. اگر می خواهد پيامی به مردم و دولت آمريکا بفرستد، بايد ديد چگونه عمل می کند نه اينکه چه می گويد....


آيا دولت آمريکا تا کنون تلاش کرده در عراق با مقامات رسمی ايران يا ميانجی هايی عراقی برای ايجاد ارتباط با ايران تماس برقرار کند؟


همانطور که گفتم پاييز گذشته، کانداليزا رايس در مقابل کميته روابط خارجی سنای آمريکا گفت که ما مايليم با ايرانی ها در عراق در باره مسايل مربوط به وضعيت عراق گفتگو کنيم. بعد از چند تلاش ناکام اين ارتباط ها صورت نگرفت.


آيا سياست آمريکا در خاورميانه تغييری خواهد کرد مثلا بيشتر برای برقراری صلح فلسطينی ها و اسراييل مشارکت خواهد کرد با توجه به اينکه گفتيد مساله اسراییل و فلسطینی ها، یکی از عوامل بی ثباتی منطقه است؟


از نظر ما بخشی از اين بحران تا حدودی به تنش های ميان اسراييلی ها و فلسطينی ها ربط دارد ما در تلاشيم تا با ميانه روهای خاورميانه از جمله در ايران برای ريشه کن کردن خشونت در تماس باشيم. اين خشونت بسيار زياد است و در حال محو کردن ثباتی است که با تلاش های زيادی ساخته شده.


بخش مهمی از اين مسلما به مساله فلسطينی ها و اسراييل بازمی گردد. پرزيدنت بوش در اين زمينه در ماه سپتامبر صحبت کرد.


از آن زمان تاکنون خانم رايس وزير خارجه آمريکا بارها به منطقه رفته و با محمود عباس رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی و با رهبران عرب صحبت کرده و تلاش کرده روند را تسريع کند.


اين کار آسان نيست زيرا وضعيت بويژه با وجود دولت حماس به سادگی انجام شدنی نيست. اما فکر می کنم ما در حال پيشرفت هستيم همين که اکنون يک آتش بس برقرار شده و شاهد بحث ها و مذاکرات جديدی ميان همه طرف های درگير هستيم و اميدواريم اين مساله نتيجه مثبت به بار بياورد.








XS
SM
MD
LG