لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۹ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶
با پایان یافتن همین ماه میلادی در روز ۳۱ دسامبر برابر با ۱۰ دی،‌ضرب الاجل دولت عراق برای خروج مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف و خاک عراق به پایان می رسد. سازمان ملل از دولت عراق درخواست کرده این مهلت را عقب بیاندازد تا فرصتی فراهم شود که مجاهدین خلق به ویژه با اروپا و آمریکا بر سر راهی برای انتقال دادن اعضایشان از اردوگاه اشرف به خارج از عراق به توافق برسند.



دولت عراق که مجاهدین خلق را میهمان ناخوانده می داند و از کارکرد این سازمان در زمان حکومت صدام حسین در برابر آن حکومت و به ویژه در برابر کردها و شیعیان مخالف صدام حسین شاکی است به این درخواست سازمان ملل پاسخ مثبت نداده است. مجاهدین خلق هم که نگران اند اعضایشان به خاک ایران بازگردانده و با مجازات های جمهوری اسلامی ایران مواجه شوند همه اعضا و حامیان خود را در اروپا و آمریکا بسیج کردند که مهلت یادشده عقب افتد. مجاهدین خلق از طریق تحصن چند ماهه در برابر مقر سازمان ملل در ژنو و دیدار با سران و قانونگذاران اروپایی و آمریکایی می کوشند به هدف خود برسند. و برای تسهیل امر در تلاش اند وزارت خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق را از فهرست سازمانهای تروریستی این نهاد حذف کند.

شماری از مخالفان حکومت ایران که به استراتژی، تاکتیک و رفتار و گفتار مجاهدین خلق در سه دهه گذشته انتقاد داشته اند به رغم حفظ این انتقادها نگران سرنوشت آن عده از اعضای این سازمان هستند که اکنون در خاک عراق و اردوگاه اشرف ساکن هستند. این عده از منتقدان مجاهدین خلق می گویند جدا از غلط بودن استراتژی مجاهدین خلق از ابتدای استقرار در خاک عراق در زمان جنگ هشت ساله بعد از سقوط حکومت صدام حسین دیگر معلوم بود دیر یا زود نظام جدید عراق خواستار خروج مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف و عراق خواهد شد اما دانسته نیست در بیش از هشت سالی که از حمله آمریکا به عراق می گذرد این سازمان چه تدبیری برای پیشگیری از رویارویی با دولت و نیروهای مسلح عراق اندیشیده بوده است.

رویارویی که آخرین بار منجر به کشته شدن بیش از ۳۰ نفر از اعضای مستقر در اردوگاه اشرف این سازمان شد. منتقدان مجاهدین خلق همچنین می گویند این سازمان با سیاسی کردن تظاهرات خود و منحصر کردن شعارهایش به شعارهای تشکیلاتی خود بیش از تکیه بر پشتیبانی حامیان دگراندیش حقوق بشر بر حمایت خارجی ها حساب باز می کند. جدا از این اکنون سازمان مجاهدین خلق از خواست اولیه خود که اردوگاه اشرف را ترک نخواهد کرد یا تنها زمانی این کار را خواهد کرد که همه ساکنان این اردوگاه یکجا و دسته جمعی به خاک کشور امن ثالثی منتقل شود،‌ کوتاه آمده. اما در آستانه ضرب الاجل تعیین شده معلوم نیست روز ۳۱ دسامبر برابر با ۱۰ دی اردوگاه اشرف بازهم شاهد درگیری خونین با کشته شدن اعضای مجاهدین خلق خواهد بود یا نه؟

این پرسش را در مناظره ای با دو میهمان این هفته در میان گذاشته ایم. در آلمان، با کریم قصیم عضو شورای ملی مقاومت، ائتلاف سیاسی که بزرگترین سازمان تشکیل دهنده آن سازمان مجاهدین خلق است و با حسین باقرزاده نماینده سابق شورای ملی مقاومت در لندن در آغاز دهه شصت، از منتقدان مجاهدین خلق در سه دهه گذشته و فعال مخالف مجازات اعدام در لندن.

آقای کریم قصیم، در آستانه پایان مهلت ۱۰ دی که دولت عراق برای مجاهدین خلق تعیین کرده که اردوگاه اشرف در خاک عراق را ترک کنند، آیا معلوم است که مجاهدین خلق به این تصمیم دولت عراق التزام دارند و اعضایشان را به خارج از عراق منتقل خواهند کرد یا نه؟

کریم قصیم: این ضرب الاجل به هیچوجه وجهه قانونی ندارد. نه در داخل عراق و نه در سطح بین المللی. نه در سازمان... به خصوص با این اتفاقاتی که خوشبختانه اخیرا در اجلاس شورای امنیت افتاد، صریحا آقای کوبلر نماینده دبیرکل در عراق درخواست کرد که دولت عراق این ضرب الاجل را لغو کند یا زمان آن را تمدید کند. علتش هم این بود که به هیچوجه در چنین مدتی که باقی مانده امکان حل و فصل مسالمت آمیز امور از مسیری که ملل متحد و به عبارت دقیق کمیساریای عالی پناهندگی در پیش گرفته امکان عملی وجود ندارد.

کمیساریای عالی از ۱۳ سپتامبر گذشته کلیه مجاهدان اشرف را به عنوان پناهجو اعلام کرد و به دولت عراق هم این را اطلاع داد و پرونده مجاهدین را به صورت مرحله ای احراز هویت و مصاحبه های فردی و اعلام استاتوس پناهندگی این را به جریان انداخت و به دولت عراق هم ابلاغ کرد و به مجاهدین هم اطلاع داد و از همان لحظه مجاهدین استقبال کردند و بیشترین همکاری را با کمیساریای عالی کردند. متاسفانه دولت عراق کمترین همکاری را نکرد و تا این لحظه حتی یک مصاحبه هم امکان عملی پیدا نکرد. طوری که سروصدای مراجع بین المللی و پارلمانترها، اتحادیه اروپا و اکنون هم می بینیم آقای کوبلر در اجلاس شورای امنیت اعلام کردند که چنین ضرب الاجلی امکان پذیر نیست و بایستی دولت عراق این را لغو کند و فرصت بیشتری قایل شود برای اینکه کمیساریای عالی بتواند کارش را انجام دهد.

آقای حسین باقرزاده، شما در مقاله ای با عنون «یک فاجعه انسانی در حال وقوع» پیش بینی کردید که مجاهدین خلق به خواست دولت عراق مبنی بر خالی کردن اردوگاه اشرف و ترک آن کشور گردن نخواهند گذاشت و در نتیجه به نظرتان این وضعیت می تواند به رویارویی خونین دیگری میان نیروهای مسلح عراق و اعضای مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بشود. بعد از گفته های آقای قصیم، هم همین نظر را دارید؟

حسین باقرزاده: بله. اشاره کردند که مهلت تعیین شده تا ۳۱ دسامبر که آخر این ماه می شود اینقدر کوتاه است الان در این فرصت امکان رسیدگی به تقاضاهای پناهندگی ساکنان اردوگاه اشرف عملی نیست. بنابراین اگر این کار عملی نشود و دولت عراق تمدید نکند نگرانی این هست که نیروهای عراق بخواهند وارد جدال شوند و مجاهدین هم مثل گذشته مقاومت کنند چون به هر حال نگران این هستند که اگر نیروهای عراقی وارد شوند ممکن است بعضی از افراد را تحویل رژیم ایران بدهند و طبیعی است که در این صورت مقاومت خواهند کرد و مقاومت ممکن است مثل گذشته به فجایع تازه ای منجر شود.

بنابراین مشکلی که هست مشکل زمان است که به هیچ عنوان من فکر نمی کنم در این فاصله کوتاهی که مانده امکان رسیدگی به تقاضای پناهندگی ساکنان اردوگاه اشرف و انتقال شان به کشور ثالث وجود داشته باشد و از این نظر هست که این نگرانی وجود دارد که اگر کار انجام نشود و تمدید نشود این مدت تا جامعه جهانی و کشورهای دیگر بتوانند عراق را قانع کنند که این مدت تمدید شود جای نگرانی وجود دارد.

آقای قصیم،‌ تمرکز اقدامات مجاهدین خلق همانطور که اشاره کردید، بیشتر بر متقاعد کردن سازمان ملل، اروپا و آمریکا بوده به مداخله در این اختلاف با دولت عراق. تصمیم گیرنده اصلی در تحلیل نهایی دولت عراق خواهد بود یا نه؟ اگر این طور نیست، مبنای استدلال تان چیست و اگر این طور است مجاهدین خلق چه تدبیری اندیشیده اند برای به نتیجه رسیدن با «صاحبخانه»‌، عبارتی که مسعود رجوی رهبر ایدئولوژیک مجاهدین خلق زمانی برای صدام حسین رییس جمهور سابق عراق به کار می برد که جایش را به اشخاص دیگر داده.

در ۱۰ دی ۳۱ دسامبر جامعه جهانی از پایه جامعه جهانی نمایندگان ۴۰ پارلمان تا جامعه حقوقدانان بین المللی،‌ جامعه حقوقدانان عربی و حتی تجمع حقوقدانان عراقی تا سازمان ملل و کنگره آمریکا و سنای آمریکا،‌ شخصیت های مستقل بین المللی و حتی شخصیتی مثل الی ویتل که در تمام جهان به عنوان شخصیت حقوق بشری شناخته است علیه ضرب الاجل و علیه این رویه دولت عراق و شخص مالکی ایستاده اند و باید دید آیا در مقابل خواست جامعه جهانی که باید فرصتی برای حل و فصل مسالمت آمیز داد دولت مالکی توان ایستادگی و اجرای خشونت آمیز یک چنین کاری را دارد و در این صورت جامعه جهانی و ملل متحد جوابگوی این مساله است و از نظر ما در نهایت دولت آمریکا هم که مسوولیت حفاظت اولیه اشرفیان را داشته و مسوول اول ایجاد یک چنین وضعیتی است در اثر جنگ در عراق اینها باید مسوولیت های خودشان را جدی بگیرند.

کریم قصیم
اجازه بدهید من مقدمتا عرض کنم که مجاهدین اشرف مسوولان شهر اشرف و مسوولان کل مقاومت علاوه بر خواستی که در ابتدا داشتند مبنی بر بقا در اردوگاه اشرف برای تسهیل نیات و اجرای خواسته های ملل متحد که خیلی زود بعد از آخرین کشتار و بعد از آخرین حمله بر این عقیده بودند که بایستی مجاهدین طرح های آلترناتیو را مطرح کنند چون مساله خطر جانها در پیش است و همین اواخر هم آقای کوبلر به خطر جانهای اشرفیان در اجلاس اشاره کردند و تصریح کردند که بایستی این جانها حفظ شوند و مساله حفاظت مساله محوری است.

از همان سه چهار روز کشتار اخیر راسا خود خانم رجوی اعلام کردند که نه خاک برای ما مطرح است و نه حفظ قرارگاه. در اولویت ما حفظ جان اشرفیان است و از همان موقع طرح های متعددی به تدریج در اختیار ملل متحد،‌ آمریکایی ها و دولت عراق قرار دادند. هفت طرحی که مجاهدین برای تسهیل جابجایی حفاظت شده در اختیار ملل متحد قرار دادند از انتقال حفاظت شده به اردن،‌ عربستان، ترکیه، کردستان عراق، انتقال به آمریکا و اسکان در یک منطقه محصور تا طرح خیلی معروف و تا حدود زیادی به جریان افتاده انتقال حفاظت شده به ممالک اروپایی و سایر کشورهای دموکراتیک.

این هفت طرح که مجاهدین راسا پیش کشیدند خودش نشانه از این است که به هیچ وجه مجاهدین قصد این را ندارند که به هر قیمتی در شهر اشرف بمانند. بلکه مساله شان حفظ جان مبارزانی است که از ۲۵ سال پیش در آنجا سکونت دارند و حقوق مکتسبه ای هم طبیعتا دارند. منتها ملل متحد و ایالات متحده... ایالات متحده که خیلی سریع شانه خالی کردند از مسوولیت های خودشان و بعد از انتقال مسوولیت به دولت عراق و شکست مفتضحانه این انتقال طبق ماده ۴۷ کنوانسیون ژنو بایستی مسوولیت به دولت ایالات متحده بر می گشت که نشد. آنها شانه خالی کردند و طفره رفتند.

بنابراین بایستی ملل متحد مسوولیت را عهده دار می شد و با یک مبارزه حقوق بشری بسیار گسترده که فقط یک نمونه اش هشت ماه تحصن هواداران اشرف و دوستاران راه حل مسالمت آمیز در ژنو هست بالاخره ملل متحد و مشخصا کمیساریای عالی وارد شدند و این پرونده ها را به صورت استاتوی پناهجویی و بعد هم احراز هویت کردند به جریان انداختند. متاسفانه تا این لحظه دولت عراق به هیچ وجه این استاتوی جدید را به رسمیت نشناخته و اصلا استاتویی برای مجاهدین اشرف قایل نیست و خود این یک قانون شکنی آشکار است و این ضرب الاجل هم قانونی نیست. ضرب الاجل نه موافقت مجلس عراق را دارد و نه اپوزیسیون عراق کمترین بهایی به آن می دهد. صد در صد با آن مخالفت کرده. نه مردم عراق در این باره رفراندوم و رای دادند. حتی در خود دولت عراق هم معاون آقای مالکی یعنی آقای دکتر سالم اتلک با این مخالف است و معاون رییس جمهوری هم با این ضرب الاجل مخالف است. رییس اقلیم کردستان هم صحبت از راه حل مسالمت آمیز و انسانی می کند و ضرب الاجل را نپذیرفته. وجه قانونی ندارد.

آقای باقرزاده، شما چه فکر می کنید؟ آیا این ضرب الاجل وجه قانونی دارد یا نه؟ به انضمام این که شما از آن دسته از منتقدان مجاهدین خلق هستید که بر این باورید که بعد از سرنگونی دولت عراق معلوم بود اکثریت عراقی ها و دولت تازه با طرح ادعای خواستار خروج مجاهدین از اردوگاه اشرف و عراق و حتی به محاکمه کشیده شدن کسانی خواهند بود که آنها را شریک می دانند در سرکوبی کردها و شیعیان در دوران حاکمیت صدام حسین. فارغ از این که دولت چه ترکیبی داشته باشد. اما مجاهدین خلق با استناد به تومارهایی می گویند بسیاری از عراقی ها به مجاهدین خلق علاقمند اند که بازتاب آن را در حرف های آقای کریم قصیم شنیدید و این دسته از عراقی ها خواستار باقی ماندن مجاهدین خلق در خاک عراق اند. نظر شما؟

من فکر می کنم از موقعی که آمریکا به عراق حمله کرد و رژیم صدام حسین سرنگون شد تقریبا مشخص شد که مجاهدین در عراق آینده ای ندارند. چون به هرحال مجاهدین با دعوت صدام حسین به عراق رفته بودند و به نحوی از دید مردم عراق به خصوص مخالفان صدام این طور تلقی می شد که اینها میهمان آقای صدام حسین هستند و وقتی که صدام حسین سرنگون شد طبیعی بود که مردم عراق در کلیت خودشان حالا ممکن است بخشی از مردم همانطور که آقای قصیم گفتند با مجاهدین مشکلی نداشته باشند. ولی بخش دیگری از مردم عراق بودند که با حضور مجاهدین مشکل داشتند.

در هر حال در عراقی که بعد از صدام حسین وجود داشت و به خصوص با روی کار آمدن نیروهای شیعی در آنجا که با رژیم ایران نزدیکی سیاسی داشتند بسیاری شان طی سالهای دراز و بعد از روی کار آمدن من فکر نمی کنم کسی انتظار داشته باشد با همان روشی که در گذشته مجاهدین در عراق توانسته بودند بمانند ادامه دهند. به خصوص بعد از اینکه آمریکا به تدریج قدرت را به دولت عراق منتقل کرد و حفاظت اردوگاه اشرف را هم منتقل کرد به نیروهای عراقی من فکر می کنم که می شد کاملا پیش بینی کرد که این مساله نمی تواند تا ابد دوام داشته باشد و یک روزی عراق از مجاهدین خواهد خواست که آنجا را ترک کنند.

حالا در داخل عراق اختلافاتی هست و ممکن است در هر شرایطی باشد.نیروی تصمیم گیرنده قدرت اجرایی آن کشور است. یعنی دولت و دولت هم آقای المالکی. حالا خوب یا بد بحث دیگری است. من فکر می کنم هر وقت دولت تصمیم می گیرد به لحاظ قانونی هم نمی شود خدشه وارد کرد چون به هر حال حق حاکمیت ملی هر کشوری است که مدعی باشد که ما بر تمام کشور مسلط باشیم و حضور یک نیروی خارجی برای حاکمیت یک کشور مشکل است. ولی این مشکل فکر می کنم دیر یا زود پیدا می شد و حالا در فاصله هشت سال و نیم که به تدریج مساله به این جا کشیده شده الان به مرحله حادی رسیده و مجاهدین هم پذیرفتند که منتقل شوند به جاهای دیگر ولی من فکر نمی کنم این طرحها زیاد عملی باشد.

یعنی من بعید می دانم هیچ کشوری حاضر باشد که اردوگاه مشابهی را در اختیار مجاهدین بگذارد و آنها بتوانند به صورت جمع همانطور که در اردوگاه اشرف هستند به آنجا منتقل شوند. آنچه که عملی هست این است که ساکنان اردوگاه اشرف می توانند تقاضای پناهندگی کنند و تقاضای پناهندگی بررسی می شود و بعد بستگی دارد که کدام کشورها بپذیرند و بعد به تدریج منتقل شوند به کشورهای دیگر.

آقای قصیم،‌ سازمان مجاهدین خلق برای حل مساله اردوگاه اشرف و ترک خاک عراق علاوه بر اعضا و حامیان خودش به عده ای از عراقی ها،‌ اروپایی ها و آمریکایی ها و سازمان ملل رو آورده برای حمایت از این سازمان و کاهش میزان ضربه. مجاهدین خلق بر روی جذب حمایت آن دسته از ایرانیان دگراندیش مثل آقای حسین باقرزاده که با جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند اما به مجاهدین خلق هم انتقاد دارند تا چه حد حساب می کند؟‌ به این حمایت محتاج است یا ازش بی نیاز است؟

پیش از این که به این پرسش شما پاسخ بدهم نکته ای را اشاره کنم به مطلبی که آقای باقرزاده اشارتا گفتند. اصل حاکمیت ملی مشروط به حقوق بشر و قبول و اجرای معاهدات و تعهدات امضا شده و مکتوبی که دولت های مربوطه موظف به اجرای آنها هستند. دوران حاکمیت ملی به صورت دیکتاتور منشانه که همه می دانیم تمام شده و هر دولتی که بخواهد به استناد اصل حاکمیت ملی کشت و کشتار کند و قوانین بین المللی و منشور حقوق بشر و بسیاری من جمله اصل «آر ۲ پی» را لگد مال کند و زیر پا بگذارد این دولت در واقع دستگاه دیکتاتوری و کشتار است و به هیچ وجه نمی شود به اصل حاکمیت ملی برای کشتار مجاهدین استناد کرد.

اگر مساله مسالمت آمیز و مرضی الطرفین آن طور که آقای بان کی مون گفتند و به تصریح هم اشاره کردند قرار باشد چراغ راهنما باشد که مجاهدین پذیرفتند. در اینجا مساله حفاظت می شود اولویت. اما در مورد پرسش شما آقای کاتوزیان، آن طور که از پیام های خانم رجوی به عنوان عالی ترین مقام سیاسی فعال در این زمینه خواندم و شنیدم و دیدم همه هموطنان ایرانی آزاده که با قطعیت ولایت فقیه را نفی می کنند دعوت به همبستگی ملی در این زمینه ها، دعوت به کمک مجاهدین و دعوت به پشتیبانی و رفاقت در امر حقوق بشری جاری است. مساله بحران اشرف آقای باقرزاده که حتما می دانند یک مساله انسانی است و روی این مساله انسانی بارها و بارها خانم رجوی تاکید کردند که این یک مساله سیاسی نیست و راه حل انسانی می طلبد. بنابراین از تمام هموطنان آزاده و طرفدار حقوق بشر دعوت مکرر شده که همه ایرانیان آزاده کمک کنند افکار عمومی بسازند و کاری کنند که «بدان را ز بد دست کوته کنیم» و این حکومت جنایتکاری که به هیچ وجه هیچ نوع قاعده و میزان بین المللی حقوق بشری را رعایت نکرده تاکنون و همینطور مثل شکارگاه خصوصی حمله می کند و عده زیادی را کشت و کشتار کرده دست از این کار بردارد و مانعش شویم و امیدوار هستیم که به کمک ملل متحد مساله فقط مساله یک عده که در آنجا به ادعای مالکی برایشان پرونده ساخته اند نیست بلکه مساله کلیه اشرفیان هست به خصوص ۱۰۰۰ زن مجاهد را نمی شود همینطور چشم بست و به دست حفاظت عراقیانی که کارشان کشت و کشتار و حمله و حجوم بوده سپرد. به هیچ عنوان مجاهدین سپردن حفاظت اشرف و نقل و انتقال ها را به دستگاه مالکی پذیرا نیستند و فقط با حفاظت کلاه آبی ها یا حفاظت نیروهای ایالات متحده و حتی سرویس های امنیتی ایالات متحده که هنوز خیلی قویا در عراق فعال اند می توانند حفاظت دهند و نقل و انتقال ها با این حفاظت انجام گیرد. راه دیگری باقی نیست.

هر راه دیگری طرحی است برای کشت و کشتار که در واقع خواسته خامنه ای در طی قراردادهایی است که با مالکی بسته و درست از فوریه سال ۲۰۰۹ چند بار مالکی با خامنه ای دیدار کرده و خود رییس جمهور عراق رفت خدمت خامنه ای و دستورات اکیدی برای بستن اشرف را از خامنه ای گرفتند و معلوم است در امتداد این دستورات هست که یک چنین ضرب الاجلی با توافق جمهوری اسلامی اعلام شده و الان هم روی این ضرب الاجل اصرار دارند.

آقای باقرزاده، می گویند که حاکمیت ملی مشروط است به اعلامیه جهانی حقوق بشر و موارد دیگر. اول شما پاسخ به این گفته آقای قصیم را بدهید تا بعد به سووال قرینه ای بپردازم که از ایشان کردم.

از موقعی که آمریکا به عراق حمله کرد و رژیم صدام حسین سرنگون شد تقریبا مشخص شد که مجاهدین در عراق آینده ای ندارند. چون به هرحال مجاهدین با دعوت صدام حسین به عراق رفته بودند و به نحوی از دید مردم عراق به خصوص مخالفان صدام این طور تلقی می شد که اینها میهمان آقای صدام حسین هستند و وقتی که صدام حسین سرنگون شد طبیعی بود که مردم عراق در کلیت خودشان حالا ممکن است بخشی از مردم با مجاهدین مشکلی نداشته باشند. ولی بخش دیگری از مردم عراق بودند که با حضور مجاهدین مشکل داشتند.
حسین باقر زاده

دقیقا درست است. حاکمیت ملی هیچ توجیه گر خشونت و تعرض و تجاوز نیست. بحث این نیست که حاکمیت ملی اجازه بدهد به دولت عراق که به کمپ اشرف حمله کند یا مجاهدین را از نیازهای پزشکی شان محروم کند. اینها چیزهایی است که به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. مراد من از حاکمیت ملی این نبود که چون حاکمیت ملی دارد عراق می تواند این کار را انجام دهد.

من هم کاملا موافقم که مساله باید به صورت مسالمت آمیز حل شود. ولی همانطور که اشاره کردم من فکر می کنم که هشت سال و خورده ای زمان زیادی بود که این مساله صحبت شود و توافق شود و به نحوی به راه حل هایی برسیم. ولی الان در شرایطی هستیم که به قول معروف ساعت بیست و سوم است که وقت بسیار کمی وجود دارد و نگرانی این است که اگر این وقت هم تمدید نشود فجایعی مانند آن چه که در فروردین گذشته رخ داد دومرتبه رخ دهد. مسلم است که این فجایع قابل توجیه نیست و حاکمیت ملی اشاره به این است که حکومت عراق می تواند این را در محاکم بین المللی این را مطرح کند که ما نمی توانیم تحمل کنیم وجود این کمپ را به این صورت که تحت کنترل یک نیروی خارجی باشد و ما نتوانیم بر آن کمپ نظارت کنیم و رفت و آمد کنیم و شاهد تحولات داخل آن کمپ باشیم. تا اینجا این مساله به لحاظ حقوقی پذیرفته می شود ولی همانطور که اشاره کردم توجیه گر خشونت یا کارهای دیگری که در این فاصله رخ داده نخواهد بود.

آقای باقرزاده، سووال قرینه ای که از آقای قصیم کردم حالا از شما می پرسم. شما از طرفی خواستار حل اختلاف نظر بر سر اردوگاه اشرف و خروج مجاهدین خلق از عراق هستید و به گونه ای مسالمت آمیز که پیامدش انتقال اعضای مجاهدین خلق به کشورهای ثالث باشد. از سوی دیگر بر این باورید که مجاهدین خلق با عجین کردن تظاهرات خودشان به گفته خودتان به تبلیغات سیاسی برای سازمان شان عملا مجبور به محدود کردن تظاهر کنندگان به حامیان خودشان می شوند و گفتید که گفتار و رفتارشان در دهه گذشته هم کمتر فعال سیاسی را از طعن و لعن خودشان بی نصیب گذاشته. تکلیف منتقدانی مثل شما پس چیست؟

من اشاره کرده بودم در مقاله که وظیفه نیروهای سیاسی و فعالان حقوق بشر این است که از حقوق بشر ساکنان اردوگاه اشرف دفاع کنند و نگذارند فجایعی مانند فروردین گذشته تکرار شود و در ضمن اشاره کرده بودم که مجاهدین خلق در این فاصله در ماه های اخیر فعالیت های زیادی انجام دادند برای جلب توجه مجامع بین المللی و شخصیت های بین المللی ولی عملا دیده نشده که یک دهم آن تلاش را برای جلب حمایت هموطنان خودشان به کار ببرند. حالا خوب دلیلش هر چه هست با خود مجاهدین است.

شاید به این دلیل که نیروهای خارجی و شخصیت های بین المللی خیلی بیشتر می توانند موفق باشند در مجامع بین المللی تا فعالان ایرانی. ولی من فکر می کنم به لحاظ همبستگی نیروهای ایرانی بسیار کمک خواهد کرد که اگر اینها می توانستند با نیروهای ایرانی هم کار کنند و این ها را جلب کنند. ولی به شما اشاره کردم مثلا به تظاهراتی که انجام می دهند برای کمپ اشرف، چه در ژنو در مقابل سازمان ملل و چه جاهای دیگر این تظاهرات معمولا طوری انجام می شود که همراه می شود با تظاهرات مجاهدین و طبیعی است که افراد دیگر، نیروهای دگراندیش یا نیروهای دیگری که به هر حال با مجاهدین هم خط نیستند نمی توانند در این تجمع ها شرکت کنند چون اگر بیایند آنجا عملا حضورشان به معنای دفاع و حمایت از سازمان مجاهدین تلقی می شود. بنابراین نمی تواند این تظاهرات و تجمع ها باعث جلب متحدین مجاهدین و کسانی باشد که به نحوی با مجاهدین کار نمی کنند ولی می خواهند حمایت های انسانی کنند و از فشارهایی که روی ساکنان اشرف می شود به نحوی دفاع کنند.

می رسیم به مرحله جمعبندی، آقای قصیم،‌ خیلی خلاصه،‌ چشم انداز وضعیت را در کوتاه مدت و در روز ۱۰ دی یا ۳۱ دسامبر موعد تخلیه اردوگاه اشرف چگونه می بینید؟

در ۱۰ دی ۳۱ دسامبر جامعه جهانی از پایه جامعه جهانی نمایندگان ۴۰ پارلمان تا جامعه حقوقدانان بین المللی،‌ جامعه حقوقدانان عربی و حتی تجمع حقوقدانان عراقی تا سازمان ملل و کنگره آمریکا و سنای آمریکا،‌ شخصیت های مستقل بین المللی و حتی شخصیتی مثل الی ویتل که در تمام جهان به عنوان شخصیت حقوق بشری شناخته است علیه ضرب الاجل و علیه این رویه دولت عراق و شخص مالکی ایستاده اند و باید دید آیا در مقابل خواست جامعه جهانی که باید فرصتی برای حل و فصل مسالمت آمیز داد دولت مالکی توان ایستادگی و اجرای خشونت آمیز یک چنین کاری را دارد و در این صورت جامعه جهانی و ملل متحد جوابگوی این مساله است و از نظر ما در نهایت دولت آمریکا هم که مسوولیت حفاظت اولیه اشرفیان را داشته و مسوول اول ایجاد یک چنین وضعیتی است در اثر جنگ در عراق اینها باید مسوولیت های خودشان را جدی بگیرند. در روز ۳۱ دسامبر یک صف بندی عظیم جهانی داریم در مقابل خواست جمهوری اسلامی و شخص مالکی.

آقای باقرزاده، شما چشم انداز اختلاف میان دولت عراق و مجاهدین خلق را بر سر اردوگاه اشرف و ترک خاک عراق از حالا تا ۳۱ دسامبر چگونه می بینید؟

من امیدوارم که به نحوی توافق شود که این مهلت تمدید شود. چون تقریبا مسلم است که در این فاصله هیچ کاری عملا صورت نخواهد گرفت. یعنی نمی شود مجاهدین را جا به جا کرد. باید تمدید شود. کمیساریای عالی سازمان ملل در مورد پناهندگان بتواند با دولت عراق به نحوی توافق کند در مورد تمدیدش و مهلت قابل قبولی رفته شود و در آن مهلت حتما کمیساریای سازمان ملل بتواند به وضع ساکنان اردوگاه اشرف رسیدگی کند با همکاری دولت عراق و سازمان مجاهدین خلق و اجازه ندهند که باز این مساله کش پیدا کند و بعد ما باز در آینده شاهد... باشیم. من فکر می کنم این مهلت باید تمدید شود. ولی این که چقدر قابل تمدید است و چقدر می شد دولت عراق را به این کار قانع کرد برای من مشخص نیست.
XS
SM
MD
LG