لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۱:۳۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

اينگمار برگمان؛ تصويرپرداز تراژدی انسان


اينگمار برگمان، فيلمساز و کارگردان برجسته تئاتر و يکی از تأثير گذارترين هنرمندان سده بيستم ميلادی ، در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

اينگمار برگمان، فيلمساز و کارگردان برجسته تئاتر و يکی از تأثير گذارترين هنرمندان سده بيستم ميلادی ، در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

اينگمار برگمان، همراز پيچيدگی ها و تنهايی های درونی انسان معاصر، فيلمساز و کارگردان برجسته تئاتر و يکی از تأثيرگذارترين هنرمندان سده بيستم ميلادی، در سن ۸۹ سالگی در گذشت.


اوا برگمان، خواهر اينگمار، بدون اظهارنظر در باره علت مرگ وی و تاريخ دقيق آن، مرگ او را «آرام» توصيف کرد.


اينگمار برگمان در آثار ماندگار خود، بر شرايط تراژيک زندگی انسان پرتو افکند. زوج های از هم گسيخته، خانواده های پريشان، تقابل انسان با مرگ، غيبت خدا و همچنين جادوی زندگی، دستمايه های فلسفی و روانشناسانه آثار او بودند؛ آثاری سرشار از شوريدگی بشر در گستره زندگی.


«آدم بايد با احتياط بين اشباح و خاطرات حرکت کند. فقط همين را می خواستم بگويم... پس دنيا ارزش دو باره زيستن را ندارد»
قسمتی از ديالوگ استر، از فيلمنامه «سکوت» اينگمار برگمان

در پنجاهمين دوره جشنواره فيلم کن در سال ۱۹۹۷، زمانی که مشهورترين سينماگران جهان «بزرگ ترين کارگردان همه دوران ها» را انتخاب می کردند همگی بر نام اينگمار برگمان توافق داشتند.


مارتين اسکورسيزی، وودی آلن، رابرت آلتمن، فرانسيس فورد کوپولا، آکيرا کوروساوا، ويم وندرس و... با اين انتخاب خود «نخل ِ نخل ها»ی جشنواره کن را به او تقديم کردند.


اينگمار برگمان در طول زندگی هنری خود بيش از ۶۰ فيلم بلند و مستند ساخت و بيش از ۱۲۰ نمايشنامه را به روی صحنه برد.


ارنست اينگمار برگمان در ۱۴ ژوئيه ۱۹۱۸ در اوپسالا، واقع در شمال استکهلم، متولد شد. پدر او يک روحانی بود. دوران کودکی برگمان با تربيتی سخت، دشوار و پر مشقت همراه بود که هيچ گاه او را رها نکرد.


وی اين دوران را دوران «رنج و پيچيدگی» توصيف می کرد که تا ژرفای وجودش را چنگ انداخته بود. چنين تأثيری بر همه آثار وی نيز رسوخ يافت؛ آثاری که همواره بر لحظه بحران وجود گره می خوردند.


زندگی هنری اينگمار برگمان با تئاتر آغاز شد و تا پايان زندگی اش شيفته آن باقی ماند.


برای نخستين بار در سال های ابتدای دهه ۴۰ ميلادی دوره کارگردانی تئاتر را در اپرای استکهلم گذراند و تا سال ۱۹۶۰ که به عنوان کارگردان معتبر در «تئاتر رويال هنرهای دراماتيک» ادامه فعاليت داد؛ نمايشنامه ها، رمان ها و فيلمنامه های مختلفی نوشت.


در سال ۱۹۴۵ به اين باور رسيد که سينما تنها امکان مدرن برای بيان هنری است. برگمان در آن زمان گفت: «فيلمسازی برای من کاری غريزی است، مثل احتياج به خوردن، نوشيدن و يا دوست داشتن.»
سينما برای او به موضوعی مقدس مبدل شد.


اينگمار برگمان در دهه ۵۰ ميلادی با فيلم های لبخندهای يک شب تابستانی (۱۹۵۵)، مهر هفتم (۱۹۵۶) و توت فرنگی های وحشی (۱۹۵۷) شهره جهان شد.


در مهر هفتم، که فروغ فرخزاد نيز در دوبله آن گويندگی کرده است، برگمان به حضور دائمی مرگ و بازی او با انسان می پردازد و در توت فرنگی های وحشی دنيای خيال و واقعيت در بحران روحی شخصيت اصلی فيلم با پرسش های فلسفی در هم می آميزد.


با اين فيلم ها مشغله های اصلی برگمن در آفرينش هنری هويدا شد و از آن پس موضوعات بکر و درونی انسان، دستمايه فيلم های وی شدند: دلپريشی انسان در برابر مرگ، عشق، تنهايی و به قول خودش «بی پايانی اندوه جهان ِ بدون خدا».


برگمان در سال های پايانی زندگی اش بيشتر به کار تئاتر مشغول بود. يک بار نيز گفته بود: «بدون سينما می توانم زندگی کنم اما بدون تئاتر نه.»

با چنين رويکردی در ديگر فيلم های مطرح او، همچون در يک آينه (۱۹۶۱)، سکوت (۱۹۶۳)، پرسونا (۱۹۶۶) نيز مواجهيم.


برگمان در بيشتر آثار خود پرداخت سينمايی چنين مضامينی را با تصاوير سياه و سفيد، پلان های درشت از شخصيت های فيلم، اهميت و جذبه حالات و جلوه های صورت اين شخصيت ها، با دقت و وسواس نورپردازی فيلمبردار هميشگی اش، «سون نيکوست» که در سال ۲۰۰۶ درگذشت، همراه با استفاده از فلش بک (بازگشت به گذشته)، فيد اين (تصويری که آرام ظاهر می شود) و فيد اوت (تصويری که آرام محو می شود)، بيان می کرد.


مهر هفتم، برنده جايزه ويژه هيات داوران جشنواره کن و فريادها و نجواها (۱۹۷۱)، با تاريک – روشنايی های بی مانندش، بهترين تصاوير را در فيلم های برگمان داشتند.


حضور زن در فيلم های اينگمار برگمان از ديگر ويژگی های آثار اوست. برگمان از پرسش های درونی زنان نمودی از شور و سعادت می يافت و آن را در فيلم های بازی تابستان (۱۹۵۰)، تابستانی با مونيکا (۱۹۵۲) و انتظار زنان (۱۹۵۲) بازتاباند.


در فيلم فريادها و نجواها، برگمان چهار زن را در کنار هم قرار داد تا در پيرامون موضوعات اساسی مختلف، از نوستالژی جوانی و روابط قراردادی گرفته تا ترس از مرگ و زندگی به صحبت بنشينند.


اين «سينماگر زنان» بهترين نقش های دوران بازيگری بازيگران زنی چون اينگريد تولين، ماج بريت نيلسون، هاريت آندرسن، اوا دالبک، اولا جاکوبسن و بالاخره ليو اولمان معروف و يار قديمی اش را به آن ها بخشيد.


در سال ۱۹۸۱ اينگمار برگمان پس از اقامتی طولانی در آلمان، فانی و الکساندر را ساخت. فيلمی درباره کودکی او و عشق اش به دنيای نمايش. اين فيلم چهار اسکار، از جمله بهترين فيلم خارجی را دريافت کرد.


برگمان از اين فيلم به عنوان «خلاصه زندگی» اش نام برده است. در اين فيلم او دوران پرمشقت تربيت کودکی خود را بازسازی کرد.


پس از اين فيلم بود که برگمان اعلام کرد کار خود را با سينما تمام خواهد کرد و ديگر فيلمی نخواهد ساخت.


اما پس از ۲۰ سال، بار ديگر پشت دوربين قرار گرفت و در سال ۲۰۰۳ ساراباند را برای تلويزيون سوئد ساخت. ساراباند که برخی آن را وصيتنامه وی می دانند؛ فيلمی سياه در باره پيری بود که پس از تلويزيون در سالن های سينما به نمايش درآمد.


برگمان در سال های پايانی زندگی اش بيشتر به کار تئاتر مشغول بود. يک بار نيز گفت: «بدون سينما می توانم زندگی کنم اما بدون تئاتر نه.»


در سال ۲۰۰۲ نمايشنامه ای از هنريک ايپسن نوروژی را به روی صحنه برد و در سال ۲۰۰۴ در سن ۸۶ سالگی از صحنه تئاتر نيز کناره گرفت.


اينگمار برگمان از سال ۱۹۹۵ که همسر خود، اينگريد فون روزن را از دست داد بيشتر اوقات خود را در انزوا و تنها در جزيره فارو در کنار دريای بالتيک، جايی که بيشتر فيلم های خود را در آن جا فيلمبرداری کرد؛ سر کرد و در خانه خود در همين جزيره، برای هميشه، «آرام» چشم های خود را به روی دنيا بست.


اينگمار برگمان جوايز متعددی از جشنواره های فيلم کن، برلين، ونيز، اسکار،سزار، گلدن گلوب، دريافت کرده است.


فيلم های برگمان همواره در ميان سينما دوستان ايرانی و جامعه روشنفکری ايران علاقمندانی داشته و دارد.


XS
SM
MD
LG