لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۴۴ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

کتاب زبانِ باز، پژوهشی درباره زبان و مدرنيت، تاليف محقق و مترجم معتبر ايرانی داريوش آشوری، که هفته گذشته منتشر شد، در ۳ فصل خود با عنوان های زبان طبيعی، ‌نگره‌ای مدرن به زبان و ‌رشد زبان‌های مدرن بر بستر زبان علمی، برخی از بحث انگيزترين مباحث زبان شناسی و برخی از مهم ترين و جدی ترين مباحث را در باره نسبت زبان فارسی و دوران معاصر، با نگاهی موشکاف و علمی تحليل می کند.


در فصل اول کتاب نسبت زبان گفتار و زبان نوشتار و در فصل دوم تاريخ پيدايش زبان‌های مدرن و بنياد زبانی و دگرديسی‌های تاريخی زبان‌های اروپائی بررسی شده و فصل سوم، به تحليل مباحثی چون بستر زبانی مدرنيت و کارکرد زبانمايه علمی و ‌تکنيک‌های واژه‌سازی اختصاص يافته است.


داريوش آشوری در تازه ترين و يکی از بهترين آثار خود همچنين مباحث بحث انگيز، جدی و مهمی چون نسبت زبان فارسی و مدرنيت، تحولات زبان فارسی در بحران،‌ نسبت زبان فارسی با سياست و ايدئولوژی و زبان فارسی در دوران های پهلوی اول و دوم و انقلاب اسلامی را نيز با همان دقت و تيزبينی هميشگی خود مطرح و تحليل می کند.


داريوش آشوری که در سال ۱۳۱۷ در تهران متولد شد، از دهه ۴۰ تا کنون در عرصه های فلسفه، فلسفه سياسی، جامعه شناسی، نقد و نظريه و ادبی، تحليل آثار کلاسيک فارسی، زبان شناسی و ترجمه آثاری با ارزش و ماندگار خلق کرده و از انگشت شمار متفکران خلاق و نوآور ايران معاصر است که در کتاب ها و مقالات خود مباحث و مفاهيم تازه ای را مطرح کرده و بر روند تفکر در عرصه های فلسفه سياسی، زبان شناسی و نقد و نظريه ادبی تاثيری جدی داشته است.


  • داريوش آشوری در تازه ترين و يکی از بهترين آثار خود همچنين مباحث بحث انگيز، جدی و مهمی چون نسبت زبان فارسی و مدرنيت، تحولات زبان فارسی در بحران،‌ نسبت زبان فارسی با سياست و ايدئولوژی و زبان فارسی در دوران های پهلوی اول و دوم و انقلاب اسلامی را نيز با همان دقت و تيزبينی هميشگی خود مطرح و تحليل می کند.

آشوری در دهه ۳۰ و به دوران نوجوانی به چپ سنتی و حزب توده گرايش داشت اما کوتاه مدتی پس از آن به جامعهٔ سوسياليست‌های نهضت ملی ايران و گرايش سوسيال دموکراتيک خليل ملکی پيوست که به دوران خود تنها نحله تفکر مستقل سياسی چپ ايران بود .


آشوری در دهه چهل از بنيان گذاران کانون نويسندگان ايران و در دهه های بعدی عضوِ هیأت مؤلفان لغت‌نامهٔ فارسی در مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و عضو هیأت ويراستاران دانشنامهٔ ايرانيکا بود و چند سالی نيز سردبيری مجله نامهٔ علوم اجتماعی وابسته به مؤسسهٔ تحقيقات اجتماعی دانشگاه تهران را بر عهده داشت.


نخسين اثر داريوش آشوری فرهنگ سياسی، در دهه چهل منتشر و برای نسل جوان آن روزگار مرجعی معتبر و آموزنده بود. آشوری در اين کتاب و در تاليف ها و ترجمه های بعدی خود ده ها واژه نو و پذيرفته شده را در زبان فارسی پيشنهاد کرد.


از آثار آشوری می توان به کتاب هائی چون عرفان و رندی در شعر حافظ يا هستی شناسی حافظ، فرهنگ علوم انسانی، شعر و انديشه، بازانديشی زبان فارسی، ما و مدرنیّت ، درآمدی به جامعه‌شناسی سياسی و دانشنامه سياسی اشاره کرد.


آشوری آثاری چون چنين گفت زرتشت ، فراسوی نيک و بد، تبارشناسی اخلاق و غروب بت‌ها اثر فردريش نيچه، مکبث اثر ويليام شکسپير، جلد هفتم تاريخ فلسفه فردريک کاپلستون، آرمان‌شهر اثر تامس مور و شهريار نوشته ماکياولی را نيز به زبانی روان، زيبا و وفادار به اصل ترجمه کرده است.


کارگاه نمايش و تئاتر دهه های چهل و پنجاه


با انتشار دو جلد ديگر از مجموعه تاتر ايران در گذر زمان در هفته گذشته، دو منبع قابل اعتنا در زمينه تئاتر ايران در دهه های چهل و پنجاه و کارگاه نمايش در دسترس محققان و علاقمندان به تاريخ تاتر ايران قرار گرفت


جلد اول اين مجموعه با عنوان تاتر ايران از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، تاليف کاظم شهبازی و اعظم کيان‌‌افراز، می کوشد تا گزارشی مستند از يکی از شکوفاترين دوران های تاتر ايران را به دست دهد.


جلد دوم با عنوان کارگاه نمايش از آغاز تا پايان، تاليف ستار خرم زاده اصفهانی، به تاريخچه يکی از بحث انگيز ترين مراکز تاتری ايران در دهه های ۴۰ و ۵۰ پرداخته است


کارگاه نمايش با چهره های خلاق و درخشانی چون چون اسماعيل خلج تاتر تجربی و آوانگارد دوران خود را نمايندگی می کرد و از ديگر سو رقيبی نيمه دولتی برای تاتر انتقادی ايران به شمار می آمد که درخشان ترين و خلاق ترين چهره های تاتر ايران در آن دو دهه چون غلام حسين ساعدی، بهرام بيضائی،اکبر رادی، پرويز صياد، جعفر والی و علی نصيريان بر بستر آن برخی از ماندگارترين آثار تئاتری ايران را خلق کردند.


رساله صناعيه ميرفندرسکی


رساله صناعيه يا حقايق الصنايع، اثر ابوالقاسم ميرفندرسکی، حکيم و عارف قرن دهم هجری قمری، که هفته گذشته با تصحيح و حاشيه نويسی حسن جمشيدی منتشر شد، ذهنيت متفکران ايران کلاسيک را در باره مشاغل و صنعت های دوران خود به دست داده و منبعی ارزشمند در زمينه شناخت شعور و تفکر صاحب نظران دوران خود به شمار می رود.


ابوالقاسم ميرفندرسکی در سال ۹۷۰ هجری قمری متولد و در سال ۱۰۵۰ درگذشت.


ميرفندرسکی به آن گروه از حکمای اسلامی تعلق داشت که عرفان شرقی را با حکمت مشاء و درون تابی عارفانه را با منطق و عقلانيت ارسطوئی ترکيب کرده و گرايش عرفان ميانه رو را در ايران نمايندگی می کردند.


XS
SM
MD
LG