لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۵۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

همان طور که بسياری از کارشناسان کتاب و نشر از زمان روی کار آمدن محمدحسين صفار هرندی در وزارتخانه ای که نام فرهنگ را نيز به همراه ارشاد اسلامی به دوش می کشد ، هشدار داده بودند سال ۱۳۸۵ ،سال دشواری برای اهالی قلم و نشر بود.


هرچند که پيش بينی افزايش سانسور و محدوديت های بيشتر در عرصه کتاب و نشر همزمان با آغاز وزارت سردبير سابق روزنامه کيهان کار دشواری نبود، اما هيچ کس مرگی چنين زود هنگام را برای کتاب تصور نکرده بود.


تمام دست اندرکاران کتاب و کلمه در ايران، سال گذشته را سخت ترين سال برای يار مهربان و دوستانش می دانند و معتقدند با ادامه سياست های وزير ارشاد اسلامی دولت محمود احمدی نژاد، اندک نشانه های باقی مانده از فرهنگ و انديشه در کشور نيز از ميان خواهد رفت.


بدون شک آنچه در يکسال گذشته بر کتاب و اهلش رفت ، در سال های آينده نشانه های بد و بسيار بزرگی را در عرصه فرهنگ برجای خواهد گذاشت. از نزديک ترين نشانه های وقايع يکسال گذشته در عرصه کتاب که هم اکنون هويداست، وجود خودسانسوری و ياس در ميان پديد آورندگان کتاب و نويسندگان و شاعران ايرانی است.


رکود بازار و افت شمارگان کتاب از ۳ هزار به هزار نسخه در کشوری که بيش از ۷۰ ميليون نفر جمعيت دارد به خوبی نشانگر محدوديت های پديد آمده در اين عرصه است. علاوه براين عدم خريد کتاب از ناشران مستقل و غير دولتی با توجه به حذف يارانه ی کاغذ در آخرين ماه سال ۸۵ را می توان شليک تير خلاص به کتاب و صنعت نشر دانست.


از سوی ديگر بازگشت کنونی دولت نهم به سياست های بسته فرهنگی در سال های ابتدايی روی کارآمدن جمهوری اسلامی، آن چنان محدوديت هايی پديد آورده که به گزارش کانون نويسندگان ايران «آثار شاعران و نويسندگان کلاسيک ايرانی همچون خيام، مولانا، سعدی، حافظ، فردوسی و عبيد زاکانی" نيز حذف و سانسور می شود.»


در اين حال بسياری از کارشناسان عرصه کتاب معتقدند با ادامه سياست های وزير ارشاد اسلامی و روند کنونی در سال جاری ديگر چيزی از کتاب وصنعت نشر باقی نخواهد ماند.


نيمه نخست سال و انتصاب دوستان


هر چند که محمد حسين صفار هرندی می توانست از ابتدای روی کار آمدنش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام مديران پيشين را برکنارکرده و دوستان و همفکرانش را در سمت آنها منصوب کند ، اما سعی کرد که با گذشت زمان و مهيا شدن فرصت های مناسب به اين کار دست بزند تا از ايجاد حساسيت در جامعه فرهنگی جلوگيری کند.


وزير ارشاد اما در آخرين ماه های سال ۸۴ محسن پرويز، يکی از همفکرانش را به سمت معاونت امور فرهنگی که اداره کتاب و کتاب خوانی و بطور کل صنعت نشر از زير مجموعه های آن بشمار می رود، انتخاب کرد. او همچنين مجيد حميدزاده يکی ديگر از نزديکانش را نيز به سمت مديرکل مراکز و روابط فرهنگی منصوب کرد.


از سوی ديگر صفار هرندی در احکامی جداگانه علی شجاعی صائين و جلال ذکائی را به ترتيب به عنوان مديران مرکز برنامه ريزی و توسعه کتاب و کتابخوانی و اداره کل چاپ و نشر معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی منصوب کرد و در حقيقت با آغاز سال ۸۵ برنامه ها و سياست های خود درعرصه کتاب را شروع کرد.


صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

صفار هرندی که يکی از سرداران سپاه پاسداران بوده و سوابق نظامی اش بر کسی پوشيده نيست در همان ماه های نخست سال در اظهارات گوناگونی که در خبرگزاری ها و روزنامه های مختلف داخل کشور منتشر شد برنامه هايش در عرصه کتاب را به گوش اهالی فرهنگ رساند.


وزير ارشاد که در دوره سردبيريش در روزنامه کيهان يکی از نظريه پردازان تهاجم فرهنگی بود و بسياری از پديدآورندگان کتاب را به عنوان عامل دشمن معرفی کرد، در همان ماه های ابتدايی سال اعلام کرد:«نمی گذاريم به اسم هنر ارزشهای دينی را استحاله کنند.»


او گفت:«برخی از صاحبان اصلی نظام، به ما می‌گويند چرا هنوز در برخی حوزه‌ها شرايط امروز فرقی با گذشته نکرده و شما به عنوان مسئول چه کرده ايد؟»


او ضمن تقسيم بندی شهروندان به «صاحبان اصلی نظام» و «سايرين» تاکيد کردکه:«هر فعاليتی در حوزه فرهنگ و هنر راکه با ارزش های انقلاب و نظام تعارضی داشته باشد متوقف می کنيم حتی اگر دارای مجوز باشد،مجوز آن را باطل می کنيم.»


همزمان با اظهارات صفار هرندی و دوستان و همفکرانش که مديريت بخش های مختلف وزارت ارشاد اسلامی را به عهده گرفته بودند ، آغاز به کار کردند. در اين ميان اولين نشانه اعمال سياست های جديد ، انتظار طولانی ناشران برای گرفتن مجوز پيش از چاپ کتاب بود.


در سه ماه تابستان سال ۸۵ بسياری از ناشران اعلام کردند آثاری که برای گرفتن مجوز پيش از چاپ به اداره کتاب و کتاب خوانی سپرده اند ماه هاست که بدون هيچ توضيحی همچنان در اداره بررسی کتاب مانده است. همچنين عده ديگری از نويسندگان و ناشران سراسر کشور اعلام کردند که حتی به درخواست تجديد چاپ آثاری که پيش از اين از وزارت ارشاد اسلامی مجوز دريافت کرده است نيز پاسخی داده نمی شود.


در اين ميان اعضای اتحاديه ناشران و کتابفروشان کشور ضمن اعتراض به روند کند بررسی کتاب در جلسه ای با معاونت فرهنگی و مديرکل مراکز و روابط فرهنگی از مسولان خواستند تا علت تاخير در صدور مجوز را ابراز کنند.


به گزارش ايسنا در اين جلسه که در پی بحران عدم صدور مجوز چاپ کتاب و رکود بازار برگزار شد، معاون فرهنگی و رييس اداره کتاب اعلام کردند «کتاب هايی که در دوره های گذشته وزارت ارشاد مجوز دريافت کرده اند نيز بايد مجددا بررسی شوند» همچنين رييس جديد اداره کتاب و کتابخوانی نيز در پاسخ به علت تاخير در صدور مجوز پيش ازچاپ کتاب گفت:«روند بررسی کتاب، از آنجا که مرحله ی حساسی است گاه ممکن است چند ماه طول بکشد . اما سعی می کنيم تا پايان مهرماه مجوز برخی آثار را صادر کنيم.»


اين در حالی بود که تاخير چند ماهه در صدور مجوز پيش از چاپ و همچنين عدم صدور مجوز تجديد چاپ بسياری از آثار موجب رکود در بازار کتاب شده بود و از سويی نيز توقف در خريد کتاب از ناشران که توسط وزارت ارشاد برای کتابخانه های سراسر کشور صورت می گرفت ، صنعت نشر کشور را با بحران مواجه کرده بود.


در حقيقت نيمه نخست سال ۸۵ صنعت نشر با رکودی بی نظير در چند دهه اخير مواجه بود، چنانکه به گزارش مهر آثار منتشر شده طی مدت شش ماه نخست سال از مقدار آثار منتشر شده در سه ماه نخست سال ۸۴ نيز کمتر بود.


انتقاد حاميان از کمبود محدوديت


درحالی که برنامه ها و سياست های صفار هرندی و مديران بخش های مختلف وزارت ارشاد اسلامی در عرصه نشر رکودی بی نظير در صنعت نشر پديد آورده و در حقيقت موجب فلج شدن اقتصاد نشر شده بود، در نخستين ماه پاييز برخی از حاميان دولت محمود احمدی نژاد و اصولگرايان تندرو از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار نارضايتی کرده و خواستار محدوديت های بيشتر در عرصه فرهنگ شدند.


به گزارش مهر، سيدجلال يحيی‌زاده يکی از نمايندگان حامی محمود احمدی نژاد در نطق پيش از دستورخود در مجلس شورای اسلامی گفت: «علی‌رغم بسياری از موفقيت های دولت نهم، حتما رييس جمهور فراموش نکرده‌اند مهم‌ترين دليل تغيير رويکرد مردم و انتخاب ايشان از ميان گزينه‌های مطرح، دغدغه‌ فرهنگی مردم بود. متاسفانه با گذشت بيشتر از يکسال هنوز هم فرهنگ تکريم خود را نشان نداده است، و هنوز هم کوچه و خيابان، آموزشگاه و دانشگاه، کتابخانه ، پارک و بوستان، مترو، فرودگاه، فروشگاه و نمايشگاه، اداره و کارخانه از ظاهر زشت بدحجابی غوغا می‌کند و آثاری منتشر می شود که مروج فساد و فحشاء است.»


همزمان با اين اظهارات برخی از مراجع تقليد نيز از سياست های فرهنگی دولت نهم انتقاد کردند و محدوديت های ايجاد شده توسط صفار هرندی در عرصه فرهنگ را ناکافی دانستند. به گزارش فارس آيت الله مکارم شيرازی در همين ارتباط گفت: کمبود نيروی انسانی دليل بر نظارت ضعيف بر محصولات فرهنگی نيست زيرا دولت جمهوری اسلامی ايران فقير نيست که نتواند نيروی انسانی شايسته استخدام کند و اجازه ندهد که هر چه می‌نويسند منتشر شود؛ اين يکی از ايرادهايی است که مردم به مجلس و دولت دارند.


همزمان با اين اظهارات برخی از مراجع تقليد نيز از سياست های فرهنگی دولت نهم انتقاد کردند و محدوديت های ايجاد شده توسط صفار هرندی در عرصه فرهنگ را ناکافی دانستند. به گزارش فارس آيت الله مکارم شيرازی در همين ارتباط گفت: کمبود نيروی انسانی دليل بر نظارت ضعيف بر محصولات فرهنگی نيست زيرا دولت جمهوری اسلامی ايران فقير نيست که نتواند نيروی انسانی شايسته استخدام کند و اجازه ندهد که هر چه می‌نويسند منتشر شود؛ اين يکی از ايرادهايی است که مردم به مجلس و دولت دارند.


اين انتقادات در حالی مطرح می شد که همزمان در مهرماه هيات تحقيق و تفحص مجلس نيز گزارشی از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره رياست جمهوری سيد محمد خاتمی منتشر و ضمن ارسال به قوه قضاييه خواستار نظارت های بيشتر درعرصه فرهنگ شد.


اين هيات در گزارش خود کتاب های منتشر شده در هشت سال گذشته را فاقد شرايط انتشار در يک کشور اسلامی دانسته و خواستار ابطال مجوز اين آثار شد. در گزارش اين هيات آمده بود: «ابتذال، عادی‌سازی روابط محرم و نامحرم، از ميان بردن قبح گناه، اشاعه‌آداب غيراخلاقی، تشريح صحنه‌های منافی اخلاق، توصيف روابط نامشروع، ترويج روابط قبل از ازدواج، تنزل ذائقه‌عمومی نسبت به ادبيات، اشاعه‌رابطه‌های مثلثی، اشاعه اشرافی‌گری، اشاعه‌ی بی‌اعتقادی نسبت به امور دينی و معنوی، سنت‌ستيزی دختران جوان،ايجاد حس همذات پنداری با افراد لاابالی و بی‌توجه به مذهب،اشاعه‌بی‌توجهی به احکام شريعت،به سخره گرفتن شعائر دينی، به‌کارگيری الفاظ ناپسند،ترويج پوچ‌گرايی، بزرگ‌نمايی و الگوسازی افراد لائيک و نامناسب بودن طرح های روی جلد از جمله مواردی است که در آثار مکتوب هشت سال گذشته به چشم می خورد که مستلزم برخورد موجه است.»


صفار هرندی و همکارانش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز همزمان با انتشار گزارش هيات تحقيق و تفحص و انتقادات مطرح شده ، محدوديت های بيشتری را در عرصه کتاب و نشر اعمال کردند.


صفار هرندی و همکارانش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز همزمان با انتشار گزارش هيات تحقيق و تفحص و انتقادات مطرح شده ، محدوديت های بيشتری را در عرصه کتاب و نشر اعمال کردند

وزير ارشاد در همين زمان به مهر گفت: «از همکارانم می خواهم که با تمام قوا مراقب توليدات حوزه های مختلف باشند چرا که وظيفه دارند جلوی آنچيزی که دل خانواده های شهدا و اهل ايمان و متعهد جامعه را به درد می آورد بگيرند، حتی اگر مجبور باشيم خسارت عملکرد بد پيشينيان را بپردازيم اين کار را بايد انجام دهيم.»


مدتی بعد اين اظهارات ، سانسور و محدوديت های در عرصه کتاب شدت بيشتری به خود گرفت ، اما اين برای پاسخ و جلب رضايت منتقدان و اصولگرايان تندرو کافی نبود. چرا که صفار هرندی پا را فراتر نهاده و ضمن استقبال از رواج خودسانسوری در ميان پديدآورندگان کتاب در خبری که توسط خبرگزاری فارس منتشر شد به طور رسمی از نويسندگان و مترجمان کشور خواست تا خود بررسی‌ کتابشان را انجام بدهند «تا مبادا خوراک مسموم» تحويل نسل جوان داده شود.


درخواست وزير ارشاد برای خودسانسوری و در نظر گرفتن خطوط قرمز حاکميت در حالی طی نيمه دوم سال ۸۵ مطرح شد که تاپيش از اين انتشار کتاب خود به تنهايی مشروط به دريافت چندين مجوز بود. بنا بر گفته صفار هرندی پس از اين ناشران و نويسندگان موظند علاوه بر دريافت مجوز پيش از چاپ ، مجوز روی جلد و مجوز خروج از چاپخانه يا اعلام وصول ، خود آثارشان را سانسور کنند .


بدون شک اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی خود به خوبی نشانگر برنامه ها و عملکرد مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در عرصه کتاب و نشر است ، چرا که در سال گذشته پس از هر اظهار نظری از جانب وزير ، گفته های او بصورت بخشنامه و دستور در وزارت ارشاد اجرا شده است.


در همين ارتباط و پس از سخنان صفار هرندی ، محسن پرويزمعاون فرهنگی وزير ارشاد نيز در پاسخ به نارضايتی ناشران و نويسندگان از شدت سانسورو تاخير در صدور مجوز کتاب گفت: هدف از مميزی کتاب اعمال نظر کارشناسانه برای بالابدن سطحی کيفی و کمی فرهنگی مکتوب و همچنين جلوگيری از تزريق کتاب های بی محتوا در بطن جامعه است.


محدوديت های وزارت ارشاد در عرصه کتاب در ماه های پايانی سال شدت بيشتری به خود گرفت و اين محدوديت ها همچنان در اين عرصه ادامه دارد، هرچند که برخی از کارشناسان معتقدند که برنامه های صفار هرندی در نيمه دوم سال توانسته تا اندازه ای رضايت منتقدان را جلب کند.


انصراف نويسندگان از نوشتن


در همين حال با افزايش سانسور و محدوديت های بيشتر در عرصه کتاب، بسياری از نويسندگان و ناشران ضمن اظهار نااميدی از انتشار آثارشان در کشور منصرف شدند. در طول چند ماه گذشته بسياری از اين دست اندرکاران کتاب ضمن گفت و گوهايی با رسانه ها اعلام کرده اند که کتاب بدترين و سخت ترين دوران حياتش را در کشور می گذراند.


سيدعلی صالحی شاعر معاصر و از اعضای کانون نويسندگان در همين ارتباط به خبرگزاری ايلنا گفت: «در ۲۷ سال اخير،هيچ دوره‌‏ای (نحوه بازبينی کتاب( اين همه کينه ورزانه نبوده است. دايره مميزی کتاب در وزارت ارشاد، به انبار کتاب تبديل شده. ناشرانی را می‌‏شناسم که همه اندوخته خود را روی کار کتاب گذاشته و همه دستاوردشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گروگان زمان درآمده است؛ چرا؟ چرا به اين ياس عمومی دامن می‌‏زنند؟ معنای مهرورزی فرهنگی اگر اين است،وای اگر از پس امروز بود فردايی.»


محمود دولت‌‏آبادی،خالق آثاری چون «کليدر» و «روزگار سپری شده مردم سالخورده» نيز با اشاره به برخی از کتاب های خود که برای تجديد چاپ در ارشاد مانده،از وضعيت صدور مجوز کتاب در ارشاد اظهار تاسف کرد.


دولت آبادی به ايلنا گفت:«نمی‌‏دانم راه حل چه خواهد بود،چرا که نه تنها ناشران را به آستانه تعطيلی کشانده‌‏اند، بلکه نويسندگان، شاعران و پژوهشگران را ديگر رغبتی به ادامه کار نيست.اين مشکل ساده نيست و بايد به نحوی حل شود و يکی از واکنش‌‏های طبيعی و منطقی نسبت به اين امر اين است که ناشران اعلام کنند از انتشار کتاب معذوريم و نويسندگان نيز ديگر کتابی را برای نشر به ناشری نسپارند.»



او توقيف برخی ازکتاب ها در وزارت ارشاد را اتفاق ناخوشايندی دانسته و اعلام کرد که:«در اين شرايط از انتشار آثارم امتناع خواهم کرد» و «تا زمانی که چنين وضعيتی ادامه داشته باشد،هيچ کتابی به هيچ ناشری نخواهم سپرد.»


همچنين احسان نراقی که سال ها مشاور دبير کل يونسکو نيز بوده ،يک سال پس از وزارت صفار هرندی، دوره او را «سياه ترين دوران کتاب در ايران» می خواند. نراقی در سخنانی که خبرگزاری ايلنا منتشر کرد گفت : «يکسال اخير سياه ترين دوران تاريخ کتاب ايران است و بعدها در تاريخ از آن به عنوان فاجعه قرن ياد خواهند کرد.»


او با اشاره به اينکه مجموعه مقالاتش را که سال ها پيش منتشر شده بود،ناشر برای تجديد چاپ به ارشاد فرستاده، اما پس از چند ماه هنوز وضعيت صدور مجوز قبل از چاپ آن مشخص نشده،تاکيد کرد که «اين تنها مشکل من نيست؛هر ناشری دست کم ۴۰ عنوان کتاب دارد که وضعيت‌‏شان مشخص نشده است و اين نشان می دهد که کارهای مسوولان فرهنگ و ارشاد اسلامی هيچ منطقی ندارد.»


اظهارات نويسندگان ايرانی در انصراف از انتشار آثارشان در ايران بخوبی نشان گر وضعيت وخيم کتاب و کلمه در سال ۸۵ است . اما با اين همه باز هم بسياری معتقدند که سياست های وزير ارشاد در سال آينده به حذف تدريجی صنعت نشر و کتاب منجر خواهد شد.


چنانچه خود وزير ارشاد نيز در واپسين روزهای سال گفت که «اگر مسجد محور علم ارتباطات و رسانه قرار گيرد می تواند جای کتاب، روزنامه و تلويزيون را پر کند و همه نيازهای فرهنگی و موادی را که برای جان و روح ما ضرورت دارد تامين و برآورده کند.»


XS
SM
MD
LG