لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۵۱ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

«برنامه هسته ای ایران و چالش های پیش روی غرب»


پاتریک کلاسون می گوید بزرگترين مشکل در پذيرفتن ايران هسته ای اين است که در آن صورت غرب بايد ۲۰ کشورهسته ای ديگر را نيز بپذيرد.

پاتریک کلاسون می گوید بزرگترين مشکل در پذيرفتن ايران هسته ای اين است که در آن صورت غرب بايد ۲۰ کشورهسته ای ديگر را نيز بپذيرد.

پاتريک کلاوسون، مديرمرکز مطالعات پژوهشی، انيستيتوی خاور نزديک در واشنگتن، گفته است:«بررسی دقيق آخرين گزارش اطلاعاتی آمريکا درباره برنامه هسته ای ايران نشان می دهد که خطر دسترسی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای رفع نشده است».


پاتريک کلاوسون در تازه ترين مقاله تحليلی خود با عنوان «اطلاعات مصنوعی»، نوشته است: «به رغم شبهه ای که آخرين گزارش اطلاعاتی آمريکا به وجود آورده، ايران فعاليت های هسته ای خود را متوقف نکرده و در زمانی کمتر از پنج سال می تواند بمب هسته ای بسازد».


پاتريک کلاوسون در گفت وگو با راديو فردا توضيحاتی درباره ديدگاه های خود در خصوص برنامه هسته ای ايران ارايه کرده است:


با توجه به پيش بينی شما در مورد توانايی جمهوری اسلامی، آيا کشورهای غربی می توانند ايران دارای سلاح هسته ای يا ايران بالقوه هسته ای را بپذيرند؟


  • «اگر ايران بدون متحمل شدن هزينه های سنگين اقتصادی و سياسی تا آستانه دسترسی به سلاح های هسته ای پيش رود، آن وقت بسياری از کشورهای ديگر نيز ممکن است همين کار را انجام دهند.»
پاتریک کلاوسون

بزرگترين مشکل در پذيرفتن ايران هسته ای اين است که در آن صورت غرب بايد ۲۰ کشورهسته ای ديگر را نيز بپذيرد.


اگر ايران بدون متحمل شدن هزينه های سنگين اقتصادی و سياسی تا آستانه دسترسی به سلاح های هسته ای پيش رود، آن وقت بسياری از کشورهای ديگر نيز ممکن است همين کار را انجام دهند.


در آن صورت احتمال دارد ما با تايوان دارای سلاح هسته ای، ژاپن هسته ای، برزيل هسته ای و آرژانتين هسته ای مواجه شويم. همه اين کشورها در گذشته برنامه فعال هسته ای داشته اند ولی با اقدامات گسترده ديپلماتيک متقاعد شدند که از اين کار دست بردارند.


اگر اين کشورها برنامه هايشان را احيا کنند، آن وقت ما با کشورهای زيادی مواجه خواهيم بود که در آستانه دسترسی به سلاح هسته ای قرار دارند. بعضی از اين کشورها ممکن است دست به توليد سلاح هسته ای بزنند و حتی تکنولوژی آن را به ساير کشورها انتقال دهند.


در چنين شرايطی بيش از ۲۰ کشور اتمی در جهان خواهيم داشت وخطر جنگ هسته ای نيز افزايش خواهد يافت . بنابراين مسئله کلی فقط بازدارندگی ايران هسته ای نيست، مسئله اين است که چگونه سيستم منع گسترش سلاح هسته ای را حفظ کنيم.


به باور برخی از کارشناسان، معاهده منع گسترش سلاح هسته ای يا ( NPT) راه های گريز دارد و برخی از کشورها می توانند ازآن سوء استفاده کنند. آيا لازم است تغييراتی در اين معاهده داده شود؟


دقيقا، به همين جهت تحت يک رشته اقدامات از سوی محمد البرادعی، رييس آژانس بين المللی انرژی اتمی، جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا، و حتی از طرف سعودی ها کوشش می شود که در سيستم منع گسترش سلاح های هسته ای تغييراتی داده شود.


هدف از اين کار پايه گذاری اصول و راه و روشی است برای فرآوری و غنی سازی اورانيوم، در تأسيسات چند مليتی و نه در تأسيساتی که تحت کنترل يک کشور باشد.


افراد زيادی از اين ايده ها پشتيبانی می کنند و مايلند که معاهده عدم گسترش سلاح های هسته ای تقويت شود.


ضمنا برخی از شخصيت های برجسته سياسی آمريکا از جمله وزرای خارجه ودفاع پيشين، بر اين باورند که ايالات متحده بايد به سوی يک کشور عاری از سلاح های هسته ای قدم بردارد.


اين نظر به منظور تقويت و استحکام بخشيدن به معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای، سال گذشته مورد توجه مطبوعات نيزقرار گرفته است و شخصيت های بيشماری از اين نظر پشتيبانی کرده اند.


در مقاله خود نوشته ايد که گفت وگو با رهبران ايران که به سياست آخرالزمانی اعتقاد دارند مشکل است، اما به رغم شعارهای غليظ و شديد برخی از رهبران جمهوری اسلامی، وقتی که منافع نظام و کشور ايجاب کند معقولانه رفتار می کنند و پای ميز مذاکره می نشينند. فکر نمی کنيد که گفت وگو دو جانبه ايران و آمريکا امکان پذير باشد؟


مشکل عمده ای که باعث شده ايران و آمريکا نتوانند با يکديگر گفت وگو کنند عدم اعتماد دو کشور است.


هر کدام از طرفين بر اين باورند که طرف مقابل به تعهدات و قول خود پای بند نيست و تا زمانی که عدم اعتماد وجود داشته باشد گفت وگوی دوجانبه بسيار مشکل خواهد بود.


  • «فقدان اعتماد يکی از بزرگترين موانع بين اين دو کشوراست. در نتيجه ميانجيگری توسط طرف ثالث، می تواند کارساز باشد. من شخصا از گفت وگوهای چند جانبه پشتيبانی می کنم، مانند نقش کشورهای اروپايی در گفت وگوی هسته ای با ايران.»
پاتریک کلاوسون

هر کدام از دو طرف، تفسير متفاوتی از گفت وگوی گذشته خود دارند. برای نمونه آمريکايی ها می گويند که رفتار ايران در ماجرای (ايران کنترا) در اوايل دهه ۸۰ ميلادی نشان دهنده رفتار دو گانه جمهوری اسلامی است، به اين معنی که جمهوری اسلامی بر خلاف توافقات انجام شده کاری را که بايد انجام می داد، انجام نداد.


ايران هم با توجه به سوابق گفت وگوهای گذشته با آمريکا می گويد که اين کشور قابل اعتماد نيست.


بنابراين فقدان اعتماد يکی از بزرگترين موانع بين اين دو کشوراست.


در نتيجه ميانجيگری توسط طرف ثالث، می تواند کارساز باشد. من شخصا از گفت وگوهای چند جانبه پشتيبانی می کنم، مانند نقش کشورهای اروپايی در گفت وگوی هسته ای با ايران .


ریيس جمهوری ايران، محمود احمدی نژاد، گفته است که ايران حاضر است با هر کشوری به جز اسراييل گفت وگو کند. مذاکره با آمريکا ديگر جزو محرمات و تابوها نيست. ممکن است ايران و آمريکا بر سر مسئله هسته ای به توافق برسند.


ايران، آمريکا و دولت عراق بر سر آينده عراق با هم گفت وگو کردند. اگرچه دامنه اين گفت وگو محدود بود ولی همانطور که گفتيد گفت وگوی ايران با آمريکا ديگر تابو نيست.


اين پديده خوبی است، ولی قضیه مهم مسئله هسته ای است. در اين رابطه، گفت وگوی خاوير سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با ايران اغلب گفت وگوی اروپا با ايران تلقی می شود ولی در واقع او به نمايندگی از پنج عضو دائم شورای امنيت و آلمان يعنی گروه (۱+۵) با ايران گفت وگو می کند، به عبارت ديگر او از طرف آمريکا هم گفت وگو می کند.


بنابراين ايران و آمريکا از راه های گوناگون با هم مذاکره می کنند و اين مفيد است.


ولی با توجه به محتوای پيچيده و موضوع مشکل گفت وگوها بايد بدانيم که گفت وگو ی تنها نمی تواند تمامی مشکلاتی را که باعث جدايی دو طرف شده است به طور معجزه آسايی حل کند.


با اين اوصاف ممکن است دولت بوش از گزينه نظامی بر عليه ايران استفاده کند؟


بله، اين گزينه هميشه امکان دارد. البته اگر ايران به اقدامات ستيزه جويانه دست بزند، مانند دستگيری ملوانان بریتانیایی در ماه مارس سال گذشته در خليج فارس، و يا اگر ايران به اقدامات گستاخانه انجام دهد، برای نمونه اگر دولت ايران توصيه های آقای حسين شريعتمداری، مدير روزنامه کيهان، را بپذيرد و از معاهده عدم گسترش سلاح های هسته ای خارج شود، يا اين که جمهوری اسلامی بازرسان آژانس بين المللی را از ايران خارج کند، اين کارها می تواند همه چيز را دگرگون کند و گزينه نظامی را امکان پذيرسازد.


در مجموع نظر جامعه بين المللی، مانند ديدگاه دولت جرج بوش اين است که بايد به اقدامات ديپلماتيک فرصت بيشتری داده شود تا ببينيم چه نتيجه ای حاصل خواهد شد.


فکر می کنيد اعمال تحريم توأم با اقدامات ديپلماتيک، ايران را مجبور خواهد کرد به این مسئله تن دهد؟


دقيقا، به عبارت ديگر تحريم می تواند اقدامات ديپلماتيک را تقويت کند. تحريم نه برای تنبيه ايران بلکه برای تأثيرگذاری بر رهبران ايران و تصميم گيری آنان و ديپلماسی جمهوری اسلامی است.


XS
SM
MD
LG