لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۴۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
کشاورزان شهر زيار در استان اصفهان مدتی است دست به اعتراض برداشته اند برای سهم آبی که از آنان دريغ شده است. مردم اين منطقه عمدتاً کشاورزند و برای کشت پاييزه خود از آبی که بايد در کانالها جاری ميشد محروم مانده اند. حالا، با نزديک شدن به کشت بهاره، باز هم بايد نگران آينده کشت و زرع خود باشند.

آنها مي گويند بنا به «حق آبِ»های سنتی بايد يک سوم سهم ببرند در حالی که سهم آنان به يک پنجم کاهش يافته است. مي گويند ۱۰ سال است به فرمانداری، استانداری، امام جمعه و حتی دفتر رياست جمهوری مراجعه کرده اند اما به نتيجه نرسيده اند.

همين روزها بود که ديگر جان صبرشان به لب رسيد از تحمل اين کم آبی پايان ناپذير. ابتدا با تراکتورهاشان در ورودی شهر تجمع کردند. وقتی کسی احوالشان را نپرسيد به لوله انتقال آب به يزد حمله کردند، لوله هايی که نماد حکايتی قديمی است بر سر انتقال آب از سرشاخه های زاينده رود به کرمان و يزد، که شَرّش به دو رئيس جمهور کرمانی و يزدی نسبت داده شده است.
و ديروز که نيروهای يگان ويژه دخالت کردند کار به خشونت و درگيری کشيد.

صدای تيراندازی، سنگهای رها شده بر کف جاده، فرياد «حمله کنيد» مردم، و سنگهايی که به اتوبوسهای به آتش کشيده شده ميزدند، نشانه هايی است از شدت درگيری و خشمی که در اين دشت خشکيده فوران کرده است.

*****

در مواردی از اين دست اين پرسش پيش مي آيد که در اين جامعه پر از نارضايتی، پتانسيل حرکتهای اعتراضی چه اندازه، و در چه مواردی است و به چه شکل هايی مي تواند ظاهر شود.

چرا مردم شهر کوچک زيار که با ۲۰ پارچه آبادی تازه به نام نامی شهر ملقب شده اعتراض ميکنند، اما از مردم شهرهای بزرگِ مملو از نارضايتی، شعله اعتراضی لهيب نميکشد؟

برای پاسخ به اين پرسش ها البته بايد فرض کرد که لازم است ميان «نارضايتی» و «اعتراض» تفاوت بگذاريم. در واقع کار هر فعال سياسی که برای تغيير وضع ناگوار موجود فعاليت ميکند اين است که اول از خود بپرسد چگونه ميتواند

۱) نارضايتی را به اعتراض تبديل کند؛
۲) از دل اعتراض تغيير به وجود بياورد؛ و
۳) نهايتاً يا تغيير اوضاع، وضعيتی بهتر بيافريند.

اينجا مجالی برای پاسخ به اين سوال های کلی نيست. اما اين قبيل سوال ها ميتواند ذهن و روح بازيگران سياسی را غلغلک دهد تا بهتر و جديتر با مسائل پيش رويشان دست و پنجه نرم کنند. با اين همه ميشود با دقيق شدن در اين رويداد و رويدادهای مشابه به الگوهايی کمابيش مشابه رسيد. يکی از اين رويدادهای مشابه، اعتراض قهوه خانه داران تهرانی بود در چند سال پيش در اعتراض به ممنوعيت استعمال غليان.

آنچه در اين دو حرکت مشابه است، وجود خواستهای «مشخص»، «ملموس»، «محدود»، «مشترک»، و مهمتر از همه پيوندش با «منافع عينی»، و سرانجام يافتن «راه حل عملی» است.

در هر دو حرکت:
۱) معترضان يک خواست معين و «مشخص» داشتند: رفع ممنوعيت از غليان/بازگرداندن حق آبِ سنتی.

۲) اين خواست برای درخواست کنندگان عينی و «ملموس» بود. از چيزهايی حرف ميزدند که زن و بچه هاشان هم هر روز رَدِ اثرش را در چهره ی مرد خانواده و روی گوشت و پوستِ زندگی خود ميديدند*

۳) خواسته اين معترضان «محدود» بود به همان موضوعی که فعلاً برايش اعتراض کرده اند، نه چيزهای بسيار ديگر. حال آنکه آنها مثل بقيه دارند انبوهی از نارضايتيها را از سرمی گذرانند که از سر و کول زندگيشان بالا ميرود.

۴) خواستشان ميان همه ی آنان کمابيش «مشترک» بود. پيداست که اين کشاورزان يا آن قهوه خانه داران يکدست و مانند هم نيستند و بينشان اختلاف زياد است، از زندگيشان گرفته تا باورهاشان. اما به رغم اين اختلافاتِ ناگزير، در اين خواست اشتراک داشتند، اشتراکی که از آنان ميتوانست يک «ما» بسازد.

۵) موضوع بسيار مهمتر اينکه خواسته اين معترضان با «منافع عينی» آنان پيوندی تنگاتگ داشت. اين طور نبود که امروز اگر شد به خاطر خواسته هاشان بروند به خيايان و اعتراض کنند و اگر فردا نشد يا حوصله نداشتند يا کار مهم تری داشتند از اعتراض دست بردارند. کار مهمتر آنان همين پيگری خواسته شان بود چون زندگيشان بدون تحقق اين خواسته ها به معنی دقيق کلمه «لنگ» مي شد.

۶) و دست آخر اينکه معترضان اصفهانی و تهرانی نمي خواستند بزنند چيزی را خراب کنند، دست کم تا وقتی وادار نشده باشند. حتی اگر ناگزير چيزی را خراب ميکردند، خراب کردن تنها خواست يا انگيزهای که داشتند نبود. آنان ميخواستند زندگی خراب خود را درست کنند. مي خواستند برای مشکل شان «راه حل عملی» پيدا شود. برای همين از راه حلهای «سازنده» کنار نکشيدند. با خود نگفتند «سازش» نميکنيم که ننگمان باد. پس سازش کردند و مذاکره. **

اکنون در پرتو اين عوامل شايد بهتر بتوان ديد که چرا کشاورزانِ تازه شهرِ نحيف زيار و قهوه خانه داران شهر غول پيکر تهران، به رغم تفاوتهای بسيار، به شيوهای نسبتا مشابه اعتراض کردند.

-----------------------------------------------------------------

* آيا ضرورتی دارد اشاره کنم که احتمالاً قريب به اتفاق اين معترضان مردان نان آور خانه بوده اند؟
** آخرين خبرها مي گفت ۱۵ نفر از کشاورزان با استاندار گفت وگو کرده اند.
XS
SM
MD
LG