لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۲۲ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

جشنواره فتنه، اصولگرايان ناباب، و «اِيوَل» وزير به عوامل سرکوب


نیروهای لباس شخصی به هنگام ورود به دانشگاه تهران در جریان حوادث پس از انتخابات

نیروهای لباس شخصی به هنگام ورود به دانشگاه تهران در جریان حوادث پس از انتخابات

با روی کار آمدن احمدی نژاد عصر تازه ای در حکومت دينی در ايران آغاز شد. در ۲۷ سال قبل از آن سابقه نداشت که وزيری به بسيجيان برای سرکوب مخالفان «اِيوَل» (ايوالله در فرهنگ لات‌ها) گفته باشد يا رئيس دولت به دول خارجی گفته باشد «اون ممه رو لولو برد» يا روزنامه‌ی ارگان بيت رهبری همسر رئيس جمهور کشور ديگری را فاحشه خطاب کند. در پيش از اين دوره هم مخالفان سرکوب می شدند اما حذف‌ها عمدتا با ادبيات قرانی و حديث يا نظريه‌ توطئه توجيه و گرامی داشته می شد و مخالفان ايرانی و دول خارجی با مفاهيم قرانی (منافق، کافر، طاغوت، مستکبر و فاسق) يا ادبيات کمونيستی و فاشيستی (مزدور امپرياليسم، جاسوس، مرفه بی درد، امريکايی، صهيونيست، ستون پنجم) برچسب‌های لازم را دريافت می کردند.

عصر تازه همان طور که ايدئولوژی ويژه (اسلامگرايی نظاميگرا)، حلقه‌ای از مقامات دولتی (حلقه‌ی اطرافيان احمدی نژاد و اعضای خانواده‌های آنان)، و سياست‌ها و خط مشی‌هايی متفاوت دارد ادبيات خاص خودش را نيز طلب می کند. اين ادبيات چه ويژگی‌هايی دارد؟ عناصر و مفاهيم عمده‌ی آن کدامند؟ و اين ادبيات از چه نکاتی حکايت می کند؟

خرده فرهنگ اسلامگرايان نظامی گرا

ادبيات حاکم بر فضای رسمی کشور منعکس کننده‌ی خرده فرهنگ مبتنی بر ايدئولوژی اسلامگرايی نظامی گراست. در چارچوب اين خرده فرهنگ، معترضان خس و خاشاک، بزغاله و گوساله و ميکرب ناميده شدند (به ترتيب توسط محمود احمدی نژاد، احمد علم الهدی و علی خامنه‌ای)؛ دگر باشان و دگر انديشان نکبت و تعفن نام گرفتند (علم الهدی، ايران، ۲۵ فروردين ۱۳۸۹)؛ و مقامات کشور به ناسزاگويی به اهل رسانه‌ها پرداختند.

اين خرده فرهنگ محل تلاقی چهار پاره فرهنگ کوچک تر در جامعه‌ی ايران است: لات‌ها، نابگرايان اسلامی، شريعتگرايان، و صله گيران. لات‌های محلات که توسط خامنه‌ای و احمدی نژاد به عنوان حلقات ميليشيايی سرکوب در سازمان بسيج و سپاه سازماندهی و تقويت شده‌اند بسياری از رده‌های مديريتی کشور تا حد وزارت را در اختيار گرفته‌اند. نابگرايان که عمدتا فارغ التحصيل مدارس مذهبی تحت نظارت روحانيت حکومتی (مثل مصباح و مهدوی کنی) هستند بسياری از مسئوليت‌ها در مراکز فرهنگی کشور را از آن خود ساخته‌اند. تنها آن دسته از شريعتگرايان که تحت تعليم مدارس تحت نظر حکومت در حوزه‌ها هستند يا در مدارس ديگر تحصيل می کنند اما رويای کسب قدرت را در سر می پرورانند به اعضای حلقات حاکم نزديک می شوند تا از پله‌های قدرت بالا روند. صله گيران تحت حمايت مستقيم بيت رهبری هستند و در ازای مداحی رهبری و داستانسرايی برای وی سهم خود را دريافت می کنند.

نابگرايی

بری حفظ وحدت و يکپارچگی در درون هسته‌ی اصلی قوای قهريه در قشر حاکم همواره بر ناب بودن باورها و ناب بودن ايدئولوژی و وفاداران به ايدئولوژی تاکيد می شود. با همين ديدگاه است که حتی در کمپ اقتدارگرايان گروهی به غير ناب بودن متهم می شوند: «اصول‌گرايان ناب اکنون در مقابل اصول‌گرايان ناباب قرار دارند و متأسفانه برخی از اصول‌گرايان فقط داعيه‌دار اصول‌گرايی هستند و عملکرد آنان خلاف منويات اصول‌گرايی است.» (عضو جامعه‌ی اسلامی دانشجويان، الف، ۲۴ دی ۱۳۸۹) بر اساس همين ديدگاه نابگرايانه است که همه‌ عالم و پديده هايش به ناب و غير ناب و پاک و غير پاک تقسيم می شوند، مثل اينترنت پاک و اينترنت ناپاک. (رضا تقی پور، وزير ارتباطات، تابناک، ۱۸ دی ۱۳۸۹)

اِيوَلِ وزير علوم

اقتدارگرايان حاکم بر ايران به دنبال پاک کردن همه‌ امور در جامعه‌ ايران با قرائت خود از پاکی (جامعه‌ خالی از مخالف که غير باورمند و لذا نجس تلقی می شود) هستند از نيروهای سياسی تا اينترنت، از عروسی‌ها تا محيط‌های دانشگاهی، و از فضاهای عمومی تا اندرونی خانه‌ها. کسانی که قرار است اين عمليات پاکسازی را برای نابگرايان و شريعتگرايان انجام دهند لات‌های محلات هستند که امروز به عنوان پاسدار و مامور اطلاعات در خدمت رژيم قرار گرفته‌اند. با همين ديدگاه مبتنی بر پاکسازی است که پاکسازان از مقامات جمهوری اسلامی «ايول» (ايوالله در فرهنگ لات‌ها) در يافت می کنند: «آنهايی که از فتنه حمايت می کردند ضرب شصت از دانشگاهيان خوردند. ايول دارد اين دانشگاهيان. آدم بايد لذت ببرد که برای اين دانشگاهيان خدمت کند.» (کامران دانشجو، وزير علوم، تحقيقات و فناوری، مهر، ۲۴ دی ۱۳۸۹) کار صله گيران مداحی لات‌ها و فرماندهان نظامی و سياسی آنهاست.

نسل تازه‌ نويسندگان ادبيات حکومتی داستان‌های خويش را «چت مقدس»، «عاشورای اغتشاش» و «مجموعه خاطرات فتنه» نام می گذارند تا از پاداش‌های وزارت ارشاد برخوردار شوند و در جشنواره های اختصاصی دولتی (جشنواره‌ فتنه) جايزه بگيرند. (اسامی ۱۰ برگزيده جشنواره داستان فتنه، تابناک، ۲۴ دی ۱۳۸۹) عناوين فوق در حلقات سرکوب در درون حکومت رواج داشته و اکنون به شکل و در قالب ادبيات حکومتی با پشتيبانی دستگاه‌های دولتی عرضه می شوند. همچنين برای نشر ادبيات فوق صدها کتاب به اين نسل تازه توسط وزارت ارشاد سفارش داده شده تا با هزينه‌ی عمومی قفسه‌های کتاب کتابخانه‌ها را که در دوره‌ احمدی نژاد از آثار مخالفات و منتقدان خالی شده پر کنند.

صله گيران

اعضای جناح اقتدارگرا هرگاه بخواهند از خامنه‌ای ياد کنند دهها لقب و عنوان و عبارت را پيش و پس از نام وی رديف می کنند تا ۱) از همقطاران اقتدارگرا در بالا رفتن از نردبام قدرت و بهره برداری از امتيازات حکومتی عقب نمانند، ۲) مورد غضب خامنه‌ای که فردی کينه توز است و از مقامات حکومتی اطاعت محض و ارادت می طلبد قرار نگيرند، و ۳) در ذيل نام وی از مسئوليت سياسی و اجتماعی و اخلاقی بگريزند.

برخی از اين عناوين و عبارات از اين قرارند: «رهبر عاليقدر»، «مقام معظم رهبری»، «دريای عظيم باهر النور»، «معظم له»، «متع الله الاسلام و المسلمين بطول بقائه الشريف»، «ولی امر مسلمين جهان»، «آقا»، «نائب امام زمان»، «دام ظله العالی»، و "روحی له الفداء." همه‌ی صفات خوب عالم آن هم به صورت صفت عالی (ترين) بر زبان صله گيران جاری است.

آبجی حجابتو رعايت کن

بخش ديگری از ادبيات اقتدارگرايان نظامی گرا از دستورات شريعت اخذ شده است که با پوششی از ادبيات لاتی عرضه می شود. در عبارت فوق، ضرورت حجاب از شريعتگرايی و خطاب «آبجی» از ادبيات لات‌ها گرفته شده‌ است. حجاب و امر به معروف و نهی از منکر و روزه خواری در ملا عام، سنگسار و قطع يد و شلاق، همه از مفاهيمی هستند که از کتب فقهی به ادبيات اقتدارگرايان ايرانی راه يافته است اما بدون عباراتی مثل غيرت، بی حيايی، و دشنام‌هايی که از زبان لات ها خارج می شود به بيان رسانه‌های حکومتی در نمی آيند.

***
آنچه در ادبيات اقتدارگرايان غائب است عبارت‌ است از:
۱) ادبيات قرانی و حديث- اقتدارگرايان نظامی گرا برخلاف نسل اول انقلابيون مذهبی که خود را در ادبيات دينی غرق می کردند از حيث دانش مذهبی بسيار در سطح پايينی قرار دارند چون اهتمام آنها بر تمرينات نظامی و آمادگی برای سرکوب و مقابله با نيروهای سکولار است و نه يادگيری مشتاقانه‌ معرفت دينی که سال ها اهتمام و کوشش می طلبد؛

۲) ادبيات کلاسيک فارسی- اسلامگرايان هيچ گونه دلبستگی به ايران و فرهنگ ايران ندارند و ادبيات کلاسيک فارسی برای آنها نه اعتبار و وجهه می آورد و نه شغل و کسب و کار؛

۳) ادبيات امروز غربی که در ترجمه‌های نوين از آثار علوم انسانی، علوم اجتماعی و رمان و شعر معاصر انعکاس يافته است نيز با برچسب کفر آلود و غير دينی بودن يک سره از دنيا‌ی ذهنی آنان کنار گذاشته می شود؛ و

۴) ادبيات ديوانی گذشته‌ ايران يا ادبيات ديوانسالاری امروز که در عرف سياسی و ديپلماتيک مورد استفاده واقع می شود.

---------------
دیدگاه‌های ارائه شده در این مقاله الزاماً بازتاب‌دهنده نظرات رادیو فردا نیست.
XS
SM
MD
LG