لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۴۵ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

روابط آمريکا و ایران؛ «تغييرات در جهت اتخاذ تاکتيک های بهتر»


مايکل اوهانلن، صاحب نظر در سیاست خارجی آمریکا، می گوید ایران مذاکرات هسته ای در صدد اتلاف وقت است.

مايکل اوهانلن، صاحب نظر در سیاست خارجی آمریکا، می گوید ایران مذاکرات هسته ای در صدد اتلاف وقت است.

ويليام برنز، معاون وزير امور خارجه آمريکا، در مذاکرات هسته ای کشورهای موسوم به ۱+۵ با مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران در ژنو حضور داشت.


اين نخستين بار است که يک ديپلمات ارشد آمريکا در مذاکرات رو در رو با ايران بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی شرکت می کرد.


رويکرد تازه آمريکا در قبال برنامه هسته ای ايران واکنش های متفاوتی در پی داشته است. برخی از کشورهای اروپايی، همچون فرانسه، از اين اقدام واشينگتن استقبال کردند. اين در حالی است که برخی افراد نيز از اين اقدام دولت آمريکا انتقاد می کنند.


مايکل اوهانلن، صاحب نظر در سیاست خارجی آمریکا، در گفت وگو با رادیو فردا دیدگاه های خود را در این زمینه توضیح داده است.


مايکل اوهانلن پژوهشگر و کارشناس امور نظامی و دفاعی در موسسه تحقيقاتی بروکينگز، در واشینگتن، است. وی همچنین صاحبنظر در مسائل هسته ای کره شمالی و شبه جزیره کره است .


رادیو فردا: با حضور ويليام برنز در مذاکرات ژنو که مقامات ايرانی هم در آن شرکت داشتند، چنين به نظر مي رسيد که طلسم ديدار نمايندگان ايرانی با آمريکايی در سطحی بالاتر شکسته شد ه است. اما در اين هفته هنوز شاهد سخنان تند و شعارهای گذشته از جمله برچسب «محور شرارت» بر ايران از سوی آمريکا هستيم، و حتی احتمال يک حمله نظامی نيز کاملا مرتفع نشده است. ممکن است در این زمینه توضیح دهید؟


مايکل اوهانلن: بدون ترديد، نگراني های جدی وجود دارند چون در واقع هيچ پيشرفت معنی داری بوجود نيامده. شرکت و يا حضور آقای برنز هم در مذاکرات ژنو با نبود پيشرفت در اوضاع، فرقی نمی کند.


بنابراين احتياط و حتی يک بدبينی نسبت به اوضاع واقعيت بيشتری دارد. فکر نمی کنم رويداد مهمی هم از اين مذاکرات در انتظار ما باشد.


  • «اگر می بينيم آمريکا تمايل بيشتری به مذاکرات و ديپلماسی نشان داده بيان اين واقعيت است که همه، مسئوليت رابطه واشنگتن- تهران را به گردن آمريکا می اندازند، همه ايرادها را به آمريکا می گيرند و چون ما نمی خواهيم اين پندارها در اذهان وجود داشته باشند، بنابراين از طريق ديپلماسی می خواهيم به جهان نشان دهيم که اگر ناکامی در مذاکرات به وجود آيد، به اين دليل است که ايران همچنان در پی دستيابی به فن آوری سلاح هسته ای مصر است»
مايکل اوهانلن، پژوهشگر موسسه بروکینگز

آيا به نظر شما يک تغيير اساسی در سياست آمريکا در برخوردش به ايران رخداده؟


نه! من تغيير چندانی نمی بينم. شايد بتوان گفت اين تغييرات در جهت اتخاذ تاکتيک ها بهتری بوده اند. اگر می بينيم آمريکا تمايل بيشتری به مذاکرات و ديپلماسی نشان داده بيان اين واقعيت است که همه، مسئوليت رابطه واشنگتن- تهران را که از مدتها پيش قطع شده، به گردن آمريکا می اندازند، همه ايرادها را به آمريکا می گيرند و چون ما نمی خواهيم اين پندارها در اذهان وجود داشته باشند.


بنابراين از طريق ديپلماسی می خواهيم به جهان نشان دهيم که اگر ناکامی در مذاکرات به وجود آيد، به اين دليل است که ايران همچنان در پی دستيابی به فن آوری سلاح هسته ای مصر است و همانطور که شاهد هستيم هنوز تهران با ارسال اسلحه به عراق، سربازان ما را در آنجا می کشد وهنوز در لبنان آشوب می کند.


بنابراين آمريکا هنوز از رفتار ايران کاملا نگران است و اين نگرانی فقط از سوی دولت بوش نيست بلکه نظام سياسی آمريکا در کل اين نگرانی را دارد.


پس بنابراين به نظر شما هنوز همه گزينه ها روی ميز قرار دارند؟


اين عبارت معروف «همه گزينه ها روی ميز قرار دارند» عبارت بی معنايی است به ويژه برای آنهايي که در دولت بوش نيستند.در تئوری شايد اين عبارت معنی داشته باشد ولی در عمل تا جايي که اين تهديد به يک جريان يا اقدام جدی تبديل شود برای افرادی مثل ما که بخشی از دولت بوش نيستيم قابل درک نيست.


حدس من اين است که دولت بوش به هيچوجه دست به يک حمله نظامی عليه ايران نخواهد زد و البته بايد بلافاصله بگويم که می توانم اشتباه کنم و هيچ بعيد نيست که روزی از خواب بيدار شويم و بفهميم که اين اتفاق افتاده پس بايد بگويم که واقعا جوابی برای اين سئوال شما ندارم!


مقامات ايرانی نسبت به اين آخرين بسته ی پيشنهادی غرب و همچنين نسبت به مذاکرات هفته گذشته ابراز خوش بينی کرده و همگی از آن به عنوان يک جريان سازنده و غيره سخن گفته اند نظر شما در مورد اين خوش بينی مقامات ايرانی چيست؟


چون من کارشناس مسائل ايران نيستم شايد علاقه ی چندانی هم باينکه چه اتفاقی در آينده نزديک روی دهد ندارم.


ولی همه می دانيم که ما اين بازی سياسی را در چند سال اخير ديده ايم و هنوز هم اين بازی ادامه دارد. ولی واقعيت و مطلب اصلی اين است که آيا ايران بالاخره غنی سازی اورانيوم را متوقف می کند؟ آيا ايران با رفتارهای اخير خود و با شعارهای تندی که از سوی محمود احمدی نژاد ايراد شده می پذيرد که آن حقی را که ذاتا و بر اساس پيمان منع گسترش، ۲۰ سال پيش داشت ديگر آن حق را ازدست داده؟


ايران بايد بسادگی بپذيرد که غنی سازی را متوقف کند. البته راههای ديگری نيز وجود دارند که ايران روزی بتواند از چنين امتياز و حقی که روزی از آن برخوردار بود برخوردار شود:مثلا از طريق تشکيل يک کنسرسيوم چند مليتی و يا اين که در اثر مرور زمان و با يک رهبری سياسی جديدی در ايران.


من خيلی علاقمندم تا مشوق هايی به ايران ارائه شود تا آن کشورتشخيص دهد نيازی به غنی سازی اورانيوم ندارد.


اما متاسفانه با بدبينی که نسبت به تهران پيدا کرده ام و با رفتار ايران به اين نتيجه رسيده ام که تهران فقط خواهان اتلاف وقت و ايجاد تفرقه در ميان قدرتهای بزرگ است تا آنها به يک موضع مشترک، متحد و قوی نرسند. اميدوارم کسی به من ثابت کند که اشتباه می کنم ولی متاسفانه در حال حاضر هيچ دليلی برای تغيير موضع خود ندارم.


آيا به نظر شما اسراييل به تنهايی اقدام به يک حمله نظامی به ايران خواهد کرد؟


پيش بينی اين موضوع دشوارست! در عين حال برای آن امکان کمی قائل هستم. مسافت ميان دو کشور بسيار زياد است و بهمين جهت مرا کمی مشکوک می کند. حمله اسراييل به تاسيسات اتمی عراق در دهه هشتاد از چند جهت متفاوت بود: هم فاصله اسراييل به بغداد نزديکتر بود و هم تاسيسات عراق، همگی در يک محل متمرکزبودند و تاسيسات زير زمينی هم در آن کشور وجود نداشت.


اما در مورد ايران، اسراييل نه تنها بايد تاسيسات بوشهر را نابود کند بلکه چندين مرکز غنی سازی اورانيوم را نيزبايد هدف قرار دهد.علاوه بر اين مشکلات، آمريکا هم رغبت چندانی به اين امر نشان نداده است.


هفته پيش روزنامه نيويورک تايمز در مقاله ای بقلم بنی موريس نوشته بود که اسراييل قطعا ظرف ۴ تا ۷ ماه آينده يک حمله هوايی را به ايران انجام خواهد داد،می خواهم نظرتان را در اين مورد بپرسم؟


بله مقاله را ديدم ولی با آن مخالفم. مقالات اينگونه ای را در آمريکا افرادی می نويسند که دارای افکار و عقايد مختلفی اند. برخی از اين افراد ادعا می کنند اطلاعاتی را دارند که ديگران ندارند، گاهی اوقات اين ادعاها درست است و گاهی هم غلط ولی بهرحال من چنين ادعايی را قبول ندارم.


XS
SM
MD
LG