لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۴۹ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
رنه دکارت را از بينان گذاران عقل گرائی،مدرنيته و فلسفه مدرن می دانند و کتاب «دکارت و فلسفه ذهن» نوشته جان کاتينگ‌هم،که برگردان فارسی آن با ترجمه روان علی اکبر معصوم بيگی منتشر شده است،در سه فصل خود تصويری فشرده،گويا و جامع از زندگی و افکار دکارت به دست می دهد.

مولف کتاب استاد فلسفه در دانشگاه ردينگ انگلستان و از مترجمان معتبر آثار دکارت به زبان انگليسی است.نسخه انگليسی «دکارت و فلسفه ذهن» در مجموعه «فيلسوفان بزرگ» انتشارات راتلچ منتشر شده است که در کشورهای انگليسی زبان از شهرت و اعتبار بسيار برخوردار است.

در جهان فکری قرون وسطای اروپا شناخت و معرفت بشری و انسان و جهان با معيار و مرجعيت مطلق «ايمان،وحی،روح و متون مقدس» سنجيده شده و عالم موجود و معقول بر اين مبانی بنا می شدند.

رنه دکارت از نخستين کسانی بود که عقل خودبنياد و نقاد آدمی يا ذهن انديشنده را از حاشيه به مرکز آورد و فاعل شناسائی يا ذهن انديشنده آدمی را چون جوهری مستقل و خودبنياد و چون مرجع شناخت و يقيين بر کرسی علم و فلسفه نشاند.

در نگاه دو بنی دکارت،که از خلاق ترين و با نفوذترين فلاسفه قرن هفدهم بود،ذهن انديشنده يا فاعل شناسائی،يا آن چه در فلسفه کلاسيک اسلامی «نفس» خوانده شده و نه فقط به انديشه که به حالات روحی و روانی نيز اطلاق می شود،و جهان مادی يا موضوع شناسائی،چون دو جوهر مستقل خودبنياد تصور و تعريف می شوند.دکارت وجود و قطعيت جوهر دوم،ماده يا موضوع شناسائی را از جوهر اول،انديشه،استنتاج می کند.

دکارت جوهر سوم يا خدا را نيز نه بر پايه ايمان و وحی و تجربه و شهود دينی که با براهين عقلانی از عقل و ذهن و انديشه بشری استنتاج می کند.از منظر دکارت ماده و خدا و اصول اخلاقی اعتبار وجودی خود را از ذهن و انديشه آدمی می گيرند و نه از مراجعی فرابشری.

قرن هفدهم ميلادی در اروپای غربی قرن شک و پرسش و زمانه ای بود که مراجع کهن شناخت به تاريخ سپرده می شدند.ذهن ناآرام و جستجوگر دکارت با روح قرن همزمان شد و با طرح پرسش های بنيادی بنيادهای کهن را به چالش طلبيد.

دکارت که فيزيک دانی نوآور،رياضی دانی بزرگ و کاشف قانون شکست نور و از واضعان هندسه تحليلی بود،کوشيد تا فلسفه را به قطعيت براهين رياضی نزديک کند.

وجهی از فلسفه دکارت در جمله معروف او «می انديشم،پس هستم» بيان و اين جمله،و فلسفه ای که پس زمينه آن بود،به يکی از پايه های اصلی جهان مدرن و مدرنيته و عقل گرائی بدل شد.

رنه دکارت در سال ۱۵۹۷ در شهر لاهه ايالت تورن،که در آن روزگار به فرانس تعلق داشت،چشم به جهان گشود.پدر دکارت قاضی و مشاور پارلمان انگلستان بود.

دکارت در نوجوانی در مدرسه ای متعلق به ژزوئيت ها يا يسوعيون ادبيات،منطق،فلسفه،رياضيات و پس از اتمام اين مدرسه مقدمات پزشکی و حقوق روزگار خود را فراگرفت.ساليانی از عمر خلاق خود را به سير و سفر گذراند.چند سالی به ارتش هلند پيوست و پس از آن به آلمان،دانمارک و فرانسه مسافرت کرد و چند سالی در دربار سوئد معلم فلسفه بود.

رياضيات روزگار دکارت بر اساس اصول مطلق به نتايج قطعی می رسيد و دکارت بر آن بود تا در فلسفه نيز اصولی مطلق با قطعيت براهين رياضی کشف و وضع کند.

دکارت در همه چيز شک و از «شک دستوری» خود ذهن انديشنده را استنتاج و فلسفه ذهن خود را بر آن بنا کرد.

گفتار در روش درست به کاربردن عقل و پژوهش حقيقت علوم،سه گفتار در مناظر و مرايا،کائنات و هندسه،تأملاتی در فلسفه اولی،که در سال ۱۶۴۱ منتشر شد و اصول فلسفه،که در سال ۱۶۴۴ به چاپ رسيد،از مهم ترين آثار دکارت است.

رنه دکارت در سال ۱۶۵۰ در استکلهم درگذشت.

محمد علی فروغی،مولف سير حکمت در اروپا،نخستين کسی بود که با ترجمه يکی از مشهورترين آثار دکارت با عنوان فارسی «گفتار در روش راه بردن عقل»يکی از تاثيرگذارترين فيلسوفان و رياضی دانان قرن هفدهم اروپا و يکی از پدران مدرنيته و عقل گرائی را به فارسی زبانان معرفی کرد و فصل مهمی از کتاب با ارزش خود:« سير حکمت در اروپا» را به معرفی دکارت اختصاص داد.

علی اکبر معصوم بيگی مترجم کتاب «دکارت و فلسه ذهن»در ترجمه متون فلسفی دشوار به فارسی کارنامه ای درخشان دارد.

معصوم بيگی تا کنون آثار با ارزشی چون هگل نوشته ريموند پلنت،هگل و فلسفه تاريخ، اثر جوزف مک کارنی، دو کتاب درآمدی بر ايدئولوژی و مارکس و آزادی اثر تری ايگلتون، دموکريتوس، نوشته پل کارتلج، دو کتاب درآمدی تاريخی بر نظريه های اجتماعی و مارکسيسم و فلسفه اثر آلکس کالينيکوس، ارسطو و فن شعر نوشته کنت مک ليش، نويسنده، نقد و فرهنگ تاليف جورج بلانچارد لوکاس، فوتبال در آفتاب و سايه اثر ادواردو گالئانو و اکولوژی و مارکس،ماده باوری و طبيعت نوشته جان بلامی فاستر و فرهنگنامه انديشه مارکسيستی را به فارسی زيبا،روان و وفادار به اصل ترجمه کرده است.
XS
SM
MD
LG