لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۲۰ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
بحران در روابط ایران و بریتانیا پس از حمله به سفارت بریتانیا در تهران و نیز ساختمان دیپلماتیک دیگر این کشور در باغ قلهک در شمال تهران با سرعتی بیش از گذشته بالا گرفت. پس از آنکه بریتانیا در چارچوب افزایش فشارها بر ایران بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را در شمول تحریم های خود قرار داد مجلس شورای اسلامی بالاخره تهدید یکی دو سال گذشته خود در مورد تجدید نظر در روابط با بریتانیا را عملی کرد و خواستار کاهش سطح روابط با لندن و اخراج سفیر بریتانیا از تهران شد.

پیامد این مصوبه شماری که رسانه های داخل ایران، دانشجویان خشمگین توصیف شان کردند تجمع هایی اعتراضی مقابل دو ساختمان دیپلماتیک متعلق به بریتانیا در تهران برگزار کردند و با عبور از ورودی هر دو مجموعه در برابر چشمان پلیس دیپلماتیک اقدام به تخریب اموال و حتی بازداشت موقت برخی کارکنان مستقر در این دو مجموعه کردند. این اقدام با واکنش شدید بریتانیا رو به رو شد.



مقامهای لندن که حتی پس از مصوبه مجلس برای کاهش روابط خواستار تجدید نظر در این موضوع و ادامه روابط با تهران بودند به یک باره کارکنان خود را از تهران فراخواندند و به دیپلمات های ایرانی مستقر در لندن فرصتی ۴۸ ساعته برای ترک بریتانیا دادند.

این رویدادها همراهی کشورهای دیگری را هم به دنبال داشت و در شرایطی که سفیران و نمایندگان بیش از ۲۰ کشور در تهران به بازدید از دو مجموعه متعلق به بریتانیا در تهران رفتند و وسعت تخریب در این مجموعه ها را تکان دهنده توصیف کردند کشورهایی مانند فرانسه، هلند و آلمان هم سفیران خود در تهران را برای مشورت فراخواندند. در این میان دستگاه دیپلماسی ایران از زبان وزیر خارجه و معاونانش درباره حمله به ساختمان های متعلق به بریتانیا ابراز تاسف کرد. اما همزمان اقدام لندن در اخراج دیپلمات های ایرانی را شتاب زده و انفعالی خواند. حسن قشقاوی معاون کنسولی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران هم از مخالفت این نهاد با طرح مجلس برای کاهش رابطه خبر داد. اقدامی که برخی آگاهان سیاسی تلاش دستگاه دیپلماسی ایران برای جلوگیری از قطع کامل روابط با لندن توصیف کردند.

این سخنان ساعاتی پس از آن بود که سفیر بریتانیا در تهران هم پس از بازگشت به کشورش نمایندگان متنفذ مجلس چون علی لاریجانی و علاءالدین بروجردی را متهم به تلاش برای افزایش تنش در روابط دو جانبه به دلیل اهدافی سیاسی کرده بود.

بحران در روابط ایران و بریتانیا تا کجا می تواند شرایط را به نفع یا ضرر جمهوری اسلامی ایران رقم زند؟ گام بعدی ایران و جامعه بین المللی در قبال این تنش کم سابقه که شماری آن را با اشغال سفارت آمریکا در تهران در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ مقایسه می کنند چیست؟ از جمله این پرسش ها را با دو میهمان برنامه این هفته دیدگاه ها در میان گذاشته ایم. با حسین علیزاده، کاردار سابق سفارت جمهوری اسلامی ایران در هلسینکی و مهران براتی، تحلیلگر روابط بین الملل و عضو هیات مدیران سازمان جمهوری خواهان ایران در برلن.

آقای علیزاده شما که بار آخر در شرایطی کم و بیش مشابه وقتی چند سال پیش سفارت دانمارک هدف حمله عده ای حامی جناح راست اصولگرا قرار گرفت و حتی شیرینی دانمارکی برای امکان ادامه کار نامش را به شیرینی گلمحمدی تغییر داد هنوز کارمند وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران بودید، حمله هفته گذشته به سفارت بریتانیا در تهران و واکنش وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و دولت محمود احمدی نژاد را چگونه ارزیابی می کنید؟

حسین علیزاده: مقدمه ای کوتاه و پاسخ شما. به راستی جمهوری اسلامی سنگ تمام گذاشته در این که هرآنچه قانون در دنیا تصویب شده یا در کشور خودش تصویب شده را نقض کند. از نقض قوانین دیپلماتیک و کنوانسیون وین ۱۹۶۱ گرفته تا نقض حقوق بشر تا نقض قوانین داخلی خودش و نقض قانون اساسی خودش. در این مورد حمله به سفارتخانه ها من در تحیر کامل هستم، وقتی به یاد می آورم دولت جمهوری اسلامی ایران به طالبان که هنوز دولت دولت مستقری نبودند در افغانستان و عده ای نابخرد بی سواد به آنها یادآور می شد قوانین کنوانسیون وین را مبنی بر مصونیت دیپلماتیک هنگامی که به مزار شریف حمله کرده بودند و ۱۱ نفر از دیپلمات های ایرانی را گروگان گرفته بودند و منجر به کشته شدن آنها شده بود.

دولت جمهوری اسلامی به طالبان که هنوز استقرار هم در آن کشور پیدا نکرده بودند کنوانسیون وین را یادآوری می کرد. اینک در تهران در جلوی انظار عمومی،‌ تلویزیون پرس تی وی، پخش مستقیم عده ای از مردمی که به دروغ آنها را دانشجو می نامند که روشن شد اینها دانشجو نبودند و در حمایت کامل اراده حاکمیت اینها می آیند به یک سفارتخانه آن هم سفارتخانه مهم و کشوری مهم در دنیا که ابزارهای مهمی برای اعمال قدرت بر علیه جمهوری اسلامی دارد حمله می کنند من واقعا در تحیر کامل هستم.

آقای براتی، بعد از چند روز که از این رویداد گذشته و شماری از اروپایی ها از جمله آلمان سفیران شان را برای بازدید به سفارت بریتانیا در تهران فرستادند واکنش کشورهای اروپایی به چه سمت و سویی می رود؟

مهران براتی: کشورهای اروپایی در مجموع الان کل برخوردشان را به جمهوری اسلامی،‌ به مساله اتمی و غنی سازی دارند عوض می کنند. به این معنا که فکر می کنند تا به حال تکیه شان بر روی قطع غنی سازی اورانیوم کار کاملا درستی نبوده در حالی که ادعای جمهوری اسلامی در صحنه سیاست بین المللی ادعای رهبری اش و مدیریت جهانی کردن و مدیریت منطقه ای کردن به همراه خودش الزاماتی از نظر تسلیحات و سیاستگذاری می آورده که برنامه موشکی ایران شهاب یک و دو و سه و چهار تا قرار است تا شهاب پنج و شش که بردی در حدود هفت هزار کیلومتر داشته باشد در برنامه تسلیحاتی ایران هست و تا به حال فکر می کردند بعد از این که در جنگ هشت ساله با عراق نیروی هوایی ایران به کلی منهدم شده بود سیاست دفاعی ایران روی دفاع موشکی رفته بود چون دیگر هواپیمای جنگی نداشتند. هواپیماهای کوتاه برد و میان برد و چیزهای تا حدود۱۵۰۰ کیلومتر و ۲۰۰۰ کیلومتر هم برایشان قابل فکر و از نظر دفاعی قابل تحمل بود. الان برنامه جور دیگری شده.

غرب کمافی السابق راه را برای مذاکره با ایران باز خواهد گذاشت و تحریم ها را هم در این جهت نمی بیند که جلوی مذاکره گرفته شود. تحریم ها را برای این انجام می دهد که ایران حاضر به مذاکره کارساز و نتیجه بخش شود. بنابراین سیاست غرب در همین زمینه ادامه پیدا می کند و تحریم ها گسترش پیدا می کنند به خصوص تحریم بانک مرکزی که در حقیقت جنگ اصلی در این تحریم نهفته است

مهران براتی


به همین دلیل هم مساله حمله به سفارت بریتانیا در تهران را کاملا حساب شده می بینند. یعنی مساله را کسی اینجا این طور نمی بیند که به طور اتفاقی عده ای دانشجوی بسیجی رفتند و کاری انجام دادند و امکان این نبوده که از سفارتخانه دفاع لازم شود بلکه این را بخشی از طرح برنامه و فکر جنگی می بینند که هم ایران دچارش هست و هم متقابلا عکس العمل نشان می دهد. مساله انفجار در مرکز غنی سازی در اصفهان، انفجاری که در مرکز آزمایشات موشکی در پایگاه نظامی سپاه پاسداران در جنوب تهران انجام گرفته، پیش ترها آنچه که مربوط به ویروس استاکس نت می شد، مسایلی از این دست مانند مساله اتهام ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا هم به آنها اضافه می شود و در حقیقت ایران خودش را در یک حالت جنگ غیراعلام شده با دنیا می داند و الان شروع کرده به عکس العمل نشان دادن.

و عکس العملش می خواهد تهاجمی باشد در دفاع از خود یعنی یورش به جلو بهترین دفاع... این را اروپایی ها فهمیدند و به همین دلیل هم برنامه های تحریمی که الان انجام دادند در این هفته این که ۱۸۰ فرد و بیست وچند موسسه را شامل تحریم های جدید کردند از وزیر علوم گرفته تا روسای بانک ها و افرادی که متهم اند معاملات مشخصی را انجام می دهند از کشتی رانی ایران گرفته تا مسایلی اصلا مربوط به صنایع نظامی نمی شود و مساله ای که مربوط به تحریم خرید نفت می شود که این هنوز کامل انجام نگرفته. به هر صورت پاسخ به آن جنگ اعلام نشده دو طرف دارد انجام می گیرد از طرف ایران و از طرف کشورهای اروپایی و آمریکا.

آقای علیزاده،‌ وزارت خارجه ایران درباره این اقدام ابراز تاسف کرده. از سوی دیگر این اقدام حامیانی دارد و این اقدام را بازتاب افکار عمومی درباره اقدام بریتانیا در تحریم بانک مرکزی ایران اعلام می کنند. تا چه حد وزارت خارجه متاثر است از این نوع واکنش ها و هم افکار عمومی که ممکن است به آن اشاره شود، باشد یا نباشد؟

رفتار جمهوری اسلامی ایران که از آن طرف تحریک می کند و این افراد را به اسم دانشجو می فرستد از یک سو و بعدا وزارت خارجه می آید اعلام می کند که این رفتار محکوم است، مشابه همان رفتارهایی است که ما از جمهوری اسلامی مکررا دیدیم. آیا مگر اینها زیر بار رفتند و پذیرفتند مسوولیت حمله به فرض کن منزل آقای کروبی را در ماه رمضان؟ آیا پذیرفتند مسوولیت این را که آقای موسوی و کروبی در چه وضعیتی است؟ کسی پاسخگو نیست.

جمهوری اسلامی چون به فراخور حال خودش کسی در کشور نمی تواند به آن گیر بدهد و ازش پاسخگو بودن را انتظار داشته باشد لذا اقدام جنایت آمیزی را در عالی ترین سطح انجام می دهد و بعد هم با یک محکومیت ساده از زبان یک مسوولی رفع مسوولیت می کند از خودش در داخل کشور، ولی گمان می کند همین رفتار را در سطح دنیا می تواند بکند. وقتی به کوی دانشگاه حمله کردند و آن فجایع را انجام دادند در سال ۷۸ رهبر انقلاب آمد و همان دانشجویان را به حضور پذیرفت و چهار تا خنده به آنها کرد که الان که اتفاقی نیافتاده. کجا رفت مسوولیت... من می خواهم بگویم که اگر شما دیدید وزارت خارجه ایران که بنده در آنجا کار می کردم و از روحیات آنها آگاه هستم اگر آنها آمدند و این نگاه ساده را کردند یک رفتار صرفا فریبکارانه و فرمالیته بوده برای آن که بخواهند بگویند حاکمیت پشت این مساله نبوده.

حال آن که به ضرس قاطع و بنا به ادله فراوان بنده می خواهم اثبات کنم که اگر حاکمیت پشت مساله نبوده نیروی انتظامی کشور ما ایران که توانایی سرکوب میلیونها نفر را در پایتخت دارد چگونه نتوانسته در برابر یک جمع مثلا هزار نفری مقاومت کند؟ چطور نتوانسته گردانها یا نیروهای اضافی وارد کند؟ چطور مثلا سگهای نگهبان را نفرستادند وسط؟ اینها یک رفتارهای فریبکارانه دوگانه است چون در سطح کشور قابل پاسخگو بودن خودشان را نمی دانند فکر می کنند در سطح دنیا هم همینطور است.

نوع دیگر تفسیر هست که واکنش وزارت امور خارجه ایران و دولت را ناشی از فعل و انفعالات جناحی و اختلاف نظر در میان جناح حامی محمود احمدی نژاد و منتقدان اصولگرایش می داند. در سووال بعدی این را طرح می کنم چون این نوع نگرش با آن نوع نگرشی که شما ارایه می دهید فرق دارد. ولی آقای براتی،‌ در گیر و دار واکنش اروپایی ها به اشغال سفارت بریتانیا در تهران در آلمان هم اما و اگرهایی مطرح شد درباره قصد ایران برای حمله به یک هدف نظامی آمریکایی در این کشور. قبلا هم اتهام طرح توطئه ای با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و یک ایرانی آمریکایی برای قتل سفیر عربستان سعودی در واشنگتن مطرح شده بود که شما به آن اشاره کردید. برآیند اینها چه بازتابی پیدا کرده در آلمان؟

همه رسانه های آلمان راجع به مساله رادیو و تلویزیون گزارشات مفصلی دادند و دادستانی کل آلمان هم دو جور اعلان نظر کرده. یکی تایید کرده این مساله را که فردی آلمانی تبار به اتهام جاسوسی و خرابکاری به نام جمهوری اسلامی اینجا دستگیر شده و در ضمن هم در همان دادستانی گفته شده که فعلا مشغول بررسی هستند و نمی توانند بگویند که خطری وجود ندارد و یا نمی توانند بگویند که تمام اتهام هایی که زده شده وارد است. به نظر من این هم یک بخش از این جنگی است که من قبلا خدمت تان عرض کردم.

الان غرب دارد در حقیقت خودش را به نظر من آماده می کند برای یک حمله احتمالی به ایران. ماده ۵۱ منشور سازمان ملل می گوید جنگ پیشگیرانه برای حفظ صلح و امنیت یک کشوری ممکن است چنانچه اثبات شود از کشور دیگری خطری متوجه هست بدون این که آن کشور بلاواسطه الان وارد جنگ شده باشد. این مساله در رابطه با جنگ شش روزه ای که اسراییل با عرب ها داشت از آن زمان آغاز شد برای مشروعیت دادن به آن جنگ که اسراییل نباید منتظر می شده که مصر و سوریه و اردن به اسراییل حمله کنند و اسراییل مجبور بوده که یک حمله دفاعی پیشگیرانه انجام دهد و بعد از آن این راه پیدا کرد به منشور سازمان ملل.
الان غرب دارد در حقیقت خودش را به نظر من آماده می کند برای یک حمله احتمالی به ایران. ماده ۵۱ منشور سازمان ملل می گوید جنگ پیشگیرانه برای حفظ صلح و امنیت یک کشوری ممکن است چنانچه اثبات شود از کشور دیگری خطری متوجه هست بدون این که آن کشور بلاواسطه الان وارد جنگ شده باشد.

حسین علیزاده

این مساله در مورد ایران هم دارد کم کم صدق پیدا می کند. یعنی اگر حمله به پایگاه نظامی آمریکا در آلمان واقعا اثبات شود که فردی در حال برنامه ریزی این مساله بوده یا اتهام های دیگری که در سایر کشورها می تواند به همین شکل طرح شود می تواند زمینه را برای یک تصمیم شورای امنیت آماده کند.

چون اسراییل در آن زمان بدون تصمیم شورای امنیت راسا این جنگ را شروع کرد. الان ماده ۵۱ می گوید این در اختیار سازمان ملل است و شورای امنیت که چنین تشخیصی را بدهد و یک حمله یا جنگ پیشگیرانه را تایید کند. این مساله را باید کشورهایی انجام دهند. یک ماه گذشته کشور اسراییل،‌ ایتالیا و آلمان در یکی از پایگاه های ناتو در ایتالیا مانوور مشترک نظامی داشتند. خوب این مانوور را در رابطه با برنامه های احتمالی حمله اسراییل به ایران بررسی کردند. کسی راجع به این گزارشی نداد. همه اینها بخش هایی است از آن پیامی که به ایران می خواهد داده شود که اگر این روال را ادامه بدهی و فکر و برنامه تو داشتن موشک هایی باشد که کلاهک اتمی بتوانند داشته باشند و اگر برنامه اتمی ات در جهت این پیش برود که بخواهد از آن سلاح اتمی دربیاید و اگر در منطقه خاورمیانه برنامه این باشد که بخواهی جایگزین خودت را به عنوان نیروی جایگزین آمریکا و انگلیس و فرانسه کنی بعد از این که آمریکا و انگلیس و دیگر کشورها عراق و افغانستان را ترک کردند و چیزهایی از این دست پیام جامعه اروپایی به ایران است. این که در اجزا چقدر از این حرف ها به عمل منتهی شود این را نمی شود پیش بینی کرد. ولی همینطور که ایران در گامی که برداشته در حمله به سفارت بریتانیا در حقیقت پیامی می خواهد به دنیا بدهد که اگر مزاحم من شوید من مزاحمت زیاد برایتان ایجاد می کنم،‌ غرب هم دارد همین پیام ها را به جمهوری اسلامی می دهد.

آقای علیزاده،‌ نوع دیگر نگرش به سفارت این است که ناشی از اختلافات جناحی است میان جناح حامی محمود احمدی نژاد که واکنش نشان داده به این اقدام و ابراز تاسف کرده و جناح منتقد محمود احمدی نژاد در میان اصولگرایان که از این حمله حمایت کرده و مستندات این نوع نگرش این است که همان عده ای که در مجلس مثلا صحبت از طرح سووال از رییس جمهور می کردند بعد از این حمله آمدند ازش حمایت کردند با شور و شوق و در عین حال گفته می شود که در بلندمدت اگر نگاه کنیم به جناح هایی که سعی کردند روابط را عادی کنند میان ایران و غرب عین همین مسایل اتفاق افتاده در زمان ریاست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی بین جناح او و جناح مقابل و در زمان محمد خاتمی بین جناح اصلاح طلب ها و جناح اصولگرایان. تا چه حد می تواند یک چنین تحلیلی جا داشته باشد و این اقدام بازتاب اختلافات جناحی باشد؟

پرسش شما این است که آیا در این حمله ما می بایست کلیت نظام و حاکمیت را پشت این حمله برنامه ریزی شده بدانیم یا بخشی از حاکمیت مثلا اصول گرایان سنتی به رهبری آقای علی لاریجانی؟ اعتقاد من این است که حاکمیت به تمامی پشت سر این مساله بوده. من دلایلی را در این مورد می دهم که در واقع نقض کننده آن فرضیه دوم است. حمله به سفارتخانه ها در ایران محدود به این یک مورد نبوده. شما هر مورد حمله به سفارتخانه ها در ایران را ببینید که شش هفت مورد تا حالا اتفاق افتاده، حمله به سفارت دانمارک، حمله به سفارت عربستان،‌ یک دیپلمات از آن بالا افتاده از پشت بام و مرد،‌ حمله پیش از این به همین سفارت انگلیس و حمله به سفارت آمریکا که اشهر مشاهیر است. در تمامی این موارد حاکمیت پشت سرش ایستاد.

تا جایی که حمله به سفارت آمریکا را گفتند انقلاب دوم است. آیا می شد پذیرفت که مثلا به سفارت عربستان پس از آن حج خونین حمله شده بود بگوییم که حاکمیت پشت سرش نبوده؟ با آن همه تزریق خشونت که رادیو تلویزیون به مردم کرد و احساسات مردم را جریحه دار کرده بود و طبیعتا مردم هم بایستی اقداماتی انجام می دادند. من در سفارتخانه کار کرده ام. وقتی سفارتخانه به پلیس امنیتی اطلاع می دهد که ما نگران هستیم پلیس امنیتی کمترین کاری که می تواند بکند این است که تظاهرکنندگان را اقلا به اندازه صد متر به عقب ببرد. یعنی پیش از اینکه برنامه تظاهرات شروع شود می آیند نرده می گذارند ۱۰۰ متر و یا ۱۵۰ متر اگر وضعیت حاد باشد حتی از یک چهارراه آنورتر راه را می بندند و می گویند شما از اینجا جلوتر حق ندارید بیایید. بعدا تجهیزات امنیتی اگر لازم باشد پلیس سوار بر اسب می آورند. من در هلسینکی سفارت ما مورد تظاهرات قرار گرفته بود چهارسوی سفارت پلیس گذاشته بودند که مبادا از یکی از چهار طرف سفارت وارد ساختمان شوند.

اینها چیزهایی بود که من مشاهده کردم. حالا شما چگونه می توانید انتطار داشته باشید مردمی را به خروش وادارید و بعد بیایید... یعنی سانتی متر فاصله نداشتند با در سفارتخانه انگلستان. آیا شما می توانید بگویید حاکمیت پشت این نبوده؟ وانگهی، اگر هم می خواهند بگویند که این مساله به گردن بخشی از حاکمیت است تا آقای احمدی نژاد را تضعیف کنند من پرسشم این است که چهار روز از این مساله گذشته چرا رییس دولت که این همه علاقه به ظهور و بروز در تلویزیون دارد یک مرتبه نیامد محکومش کند؟ می شود پذیرفت که مجلس شورای اسلامی ناراحت بوده از تصویب انگلستان که بانک مرکزی را تحریم کند و آقای احمدی نژاد ناراحت نبوده از این که دولت انگلستان بانک مرکزی را تحریم کرده؟ به هیچ وجه برای من قابل پذیرفتن نیست که حاکمیت پشت این مساله نبوده. اما من اگر بخواهم با حسن نیت نظریه دوم را بپذیرم با یک تاویل و تفسیر می پذیرمش و آن این که در قدم اول برای اینکه حاکمیت اعتقاد داشت گوشمالی به انگلستان بدهد همگی به اتفاق هم تصمیم گرفته بودند توپی را به زمین انگلیس بیاندازند با طرح آن مصوبه در مجلس که در عرض یک هفته آقای سفیر انگلیس خاک ایران را ترک کنند. این را همه حاکمیت دنبالش بودند.

اما وقتی که مساله به اینجا رسید که حالا حمله ای را هم مرتکب شویم طبیعی است که اولین نهادی که باید پاسخگو باشد در یک نظام قوه مجریه آن نظام است. قوه مجریه که اینک در دعوا و منازعه با مجلس هست با قوه قضاییه هست با رهبر هست طبیعی است در این وسط تسویه حساب های خودشان را هم مایلند انجام دهند. به بیان دیگر آقای خامنه ای در پشت سر خودش لشگری را دارد که این لشگر پیش از این که به فکر منازعه و مقابله با دشمنان باشد تسویه حساب های داخلی خودشان را هم مدنظر دارند. این قابل انکار نیست. اما آیا این حمله به سفارت منهای نظر مقام رهبری بوده؟ من به هیچ وجه نمی توانم بپذیرم. اگر بوده که رهبر الان می بیند کشور در شرایط بحرانی قرارگرفته او وارد میدان شود. اگر غیر از این است کسانی که حمله کردند و تصاویرشان وجود دارد را بلافاصله محاکمه کنند و مورد مجازات قرار دهند و آبی را روی آتش بریزند بلکه یک مقدار موضوع آرام شود. یک اطلاعیه ساده ای آمده وزارت خارجه در این بحران به این بزرگی صادر کرده می خواهد چه چیزی را حل کند؟ چگونه می شود پذیرفت که دولت احمدی نژاد که خودش دولتی بحران زا است و تنش زا، از این تنش استقبال نکرده باشد؟

آقای براتی،‌ صحبت از تشدید تحریم های بین المللی و اروپایی است. آیا این اقدام تسخیر سفارت یک کشور اروپایی در این مورد بریتانیا موارد مشابهش باعث نمی شود که کشورهای دیگر اروپایی در مورد تشدید تحریم ها به خصوص که این تحریم در مورد بانک مرکزی بوده در آن مورد، دوبار فکر کنند وتردید نشان دهند در آینده و این هدفی نبوده که آیا حامیان حمله به سفارت بریتانیا در سر داشتند؟

این مساله تحریم ها که شما ازش صحبت کردید مساله ای نیست که فقط در رابطه با مساله غنی سازی یا در رابطه با حمله ویورش به سفارت بریتانیا در ایران بوده باشد. بلکه ابعاد سیاسی گامهایی که اروپا بر می دارد بر می گردد به ادعاهایی که جمهوری اسلامی از نظر سیاسی و نظامی در منطقه دارد و این نقش را نه اروپا و نه آمریکا نمی خواهد در این شرایط به ایران بدهد در حالی که در شرایط ثبات و امنیتی که اگر در ایران بود و اگر در ایران یک ایران نیمه دموکرات هم بود حتما اروپا و غرب نقش برجسته و نقش مرکزی ایران در منطقه را می پذیرفتند و حتی همکاری هم با آن می کردند. فعلا چنین چیزی نیست و بنابراین کسی از اینکه حالا سفارت دیگری هم گرفته شود و بنابراین ما تحریم ها را دیگر دنبال نکنیم چون نتیجه معکوس دارد،‌ چنین سیاستی نه در اروپا وجود دارد و نه در آمریکا.

آقای علیزاده، در دو سه روز آینده باید منتظر چه اقدامهایی از سوی مسوولان ایران بود؟

جمهوری اسلامی آتشی را افروخته که اینک دامان خودش را گرفته. جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه پاسخگوی جامعه جهانی نخواهد بود همانطورکه گفتم جمهوری اسلامی ناقض کلیه قوانین بوده اعم از قوانین بین المللی و میثاق های جهانی. از این رو جمهوری اسلامی آبروی خودش را در سطح جهان برده و بی تردید مساله تحریم ها افزایش پیدا خواهد کرد و خصوصا مساله تحریم بانک مرکزی که به تصویب سنای آمریکا رسیده به احتمال بسیار قوی با همکاری آمریکا و انگلیس که فعلا در این نظریه مشترک اند تعمیم پیدا خواهد کرد و اتحادیه اروپا را با خودش همسو خواهد داشت.

آقای براتی، درغرب باید چه چیزی را مد نظر داشت در کوتاه مدت در ارتباط با این مساله حمله به سفارت بریتانیا در تهران؟

غرب کمافی السابق راه را برای مذاکره با ایران باز خواهد گذاشت و تحریم ها را هم در این جهت نمی بیند که جلوی مذاکره گرفته شود. تحریم ها را برای این انجام می دهد که ایران حاضر به مذاکره کارساز و نتیجه بخش شود. بنابراین سیاست غرب در همین زمینه ادامه پیدا می کند و تحریم ها گسترش پیدا می کنند به خصوص تحریم بانک مرکزی که در حقیقت جنگ اصلی در این تحریم نهفته است و با این امید که با وضع اقتصادی بسیار فاجعه باری که ایران دارد به هر سو منافع داخلی نظام هم که شده حکومت گامی به عقب بردارد و حاضر به مصالحه شود. ولی این به آن معنا نیست که غرب با این کارش می خواهد نوعی نرمش نسبت به جمهوری اسلامی انجام دهد بلکه فکر می کند با قدرت با جمهوری اسلامی رو به رو شدن، با زور اقتصادی با جمهوری اسلامی رو به رو شدن احتمالا نتیجه بخش تر از همه مذاکراتی خواهد بود که مورد نظر روسها یا چینی ها بوده.
XS
SM
MD
LG