لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۲۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

در بخش های اول و دوم پاسخ های مهناز افخمی به پرسش های خوانندگان وبسايت راديو فردا، محورهای خانواده و فرهنگ و حجاب مورد بحث قرار گرفت.


در بخش سوم، شهران طبری از راديو فردا دسته ديگری از سوال های خوانندگان را مطرح کرده که محور مشترک آنها وضعيت زنان در جمهوری اسلامی ايران است.


يکی از خوانندگان وبسايت راديو فردا از مهاباد می گويد با توجه به شرايط حاکم، من هيچ گونه تغيير و تحولی در راستای آزادی دادن به اقشار مختلف جامعه و به خصوص زنان نمی بينم. آيا تنها راه رسيدن به آزادی، خلع نظام کنونی و جايگزين کردن آن با حکومتی دموکراتيک و غير دينی نيست؟


سميرا از مشهد می گويد من از حکومت جمهوری اسلامی تشکر می کنم زيرا خانواده ما در زمان شاه کاملاْ مذهبی بود، ولی با اجبار و سرکوب زنان در حکومت حاضر چنان تنفری نسبت به دين اسلام به وجود آمده که من ديگر يک آزاده ام و از هيچ دينی پيروی نمی کنم. اين حکومت روزی سرنگون خواهد شد و مردم برای هميشه دين را کنار خواهند گذاشت.


کامران از مشهد می پرسد سازمان ملل نمی تواند قانونی را به تصويب برساند که در کشورهای عضو آن، دين از حکومت جدا شود و هر حکومتی که از اين اصل تخطی کرد حتی تا حد سقوط، مجازات شود؟


يکی ديگر از خوانندگان وبسايت راديو فردا که نامش را ننوشته، می پرسد در ايران نه تنها حقوقی برای زنان وجود ندارد بلکه اصلاْ به حساب نمی آيند، چگونه در مورد زنان بنويسيم در حالی که به مردان هم بها نمی دهند؟ اينها فکر می کنند نمايندگان خدا بر روی زمين هستند در حالی که وضعيت اقتصادی مردم روز به روز بدتر می شود.


عبدالله از قم می نويسد، بايد به خانم افخمی بگويم در ايران زنان از آزادی کامل برخوردارند، در دانشگاه ها تعداد زنان از مردان بيشتر است، زنان می توانند رانندگی کنند، ولی در بسياری از کشورهای اسلامی اين حق را ندارند، همچنين می توانند کانديد مجلس شورای اسلامی شوند.


محمد از اردبيل می پرسد تعداد دختران دانشجو اکنون بيشتر است يا قبل از انقلاب؟ و آيا اين به معنای موفقيت جمهوری اسلامی و انقلاب، دردفاع از حقوق زنان نيست؟


نويسنده ديگری در پاسخ به محمد از اردبيل می گويد آيا معيار شما برای دفاع از حقوق زنان، تنها بيشتر بودن تعداد دختران دردانشگاه است؟ پس حق تحصيل را هم از آنان بگيريم تا خيالتان راحت شود. تنها دلخوشی دختران خانه نشين ايرانی همين ادامه تحصيل است.


ساسان از نيويورک می نويسد دربرخی از محله های اين جا در ساعات شب يک زن و شوهر جرئت بيرون آمدن از خانه را ندارند، ولی در ايران چنين چيزی وجود ندارد. آزادی در ايران ارزش دارد يا در جايی که از ارزش آزادی دم می زنند؟


مهناز افخمی: جامعه، بسته به نوع حکومت و نوع نگرش حکومت به جامعه و اهداف عالی آن، شکل می گيرد. امروزمشکل ما در جمهوری اسلامی اين است که برداشت از جامعه ايران ونقش جامعه ايران در دنيا با واقعيت های پيچيده جامعه مدنی بسيار پيشرفته ارتباطی ندارد.


يعنی بين پايه و اساس حکومت با جامعه مدنی که رشد يافتن آن سال ها به طول انجاميده، تضاد وجود دارد.


قبل از انقلاب هم، به عنوان زنان فعال در نهضت زنان، به دليل مشکلات متعدد به اهدف مورد نظر نرسيده بوديم، ولی نکته مهم، نگرش حکومت نسبت به جامعه بود.


توجه به مدرنيته، علم و پيشرفت آن، روابط سازنده با جوامع ديگرو توسعه اجتماعی از الويت برخوردار بودند و ما به عنوان فعالان زن، می توانستيم با حکومت در مورد آموزش همگانی، ارتقای سطح بهداشت و اشتغال افراد متخصص، ديالوگ برقرار کنيم و بگوييم زنان که نيمی از جمعيت کشور را تشکيل می دهند بايد در اين عرصه ها مشارکت داشته باشند و بدون حضور زنان اين توسعه عملی نيست.


ولی حکومت جمهوری اسلامی چنين هدفی ندارد و اهدافی که ارائه می دهد با دنيای امروز و ايران امروز ارتباطی ندارد، در نتيجه تضاد و مشکلات بسيار زياد است و تغيير اين وضعيت بدون تغيير اساسی در زير بنای تشکيلاتی اين حکومت امکان پذير نيست.


ايران تنها حکومتی است که بر اساس دين تشکيل شده و همين امر با زندگی در قرن ۲۱ در تضاد است و بايستی تغييراتی در اين وضعيت ايجاد کرد.


در صحبت ها گفتيد که يکی از اهداف بالا بردن سطح سواد بود، بعد از انقلاب می بينيم که سطح سواد در جامعه به خصوص در ميان زنان بسيار بالا رفته و تعداد زنان در دانشگاه ها بيشتر است. در اين مورد چه نظری داريد؟


مهناز افخمی: دلايل بالا بودن سطح مشارکت زنان در دانشگاه مختلف است، به عنوان مثال بايد ديد که مردان جوان تا چه اندازه محدوديت دارند و با مشکلات اقتصادی مواجهند.


البته علی رغم تمام دلايل اين مشارکت بسيار مثبت است و همه از اين موضوع خوشحاليم، ولی اين موضوع به هيچ عنوان جوابی برای عقب بودن وضعيت زنان از نظر قانونی در کشورمان نيست.


بايد در نظر بگيريم که پيشرفت مشارکت دختران دانشجو از قبل شروع شده بود، حتی چهار سال قبل از انقلاب ۳۰ درصد دانشجويان دانشکده پزشکی زن بودند و اين يک حرکت تصاعدی بود که می توانست ادامه يابد.


يکی از مواردی که کمتر به آن توجه می کنيم اين است که انقلاب برای ما چه هزينه ای داشته است، همه نگاه می کنند به تصاويری از ۳۰ سال پيش و ۳۰ سال بعد دريک جامعه، سال هايی که در سرنوشت دنيا بسيار مهم بوده است.


من وقتی نگاه می کنم به همکارانم در ۲۰ کشور در حال توسعه، می بينم آنها ۳۰ سال پيش در مقايسه با ايران چه وضعيتی داشتند و اکنون در مقايسه با ايران چه وضعيتی دارند. ۳۰ سال بسيار متحرک و پر هيجان به خصوص برای زنان، در دنيا گذشته و در اين سال ها تفاوت ها و حرکت های چشمگيری شکل گرفته است.


بايد ببينيم اگر انقلاب پيش نيامده بود پس از گذشت اين سال ها، ما اکنون چه وضعيتی داشتيم.


XS
SM
MD
LG