۱۳۸۵/۱۰/۲۷
انقلابی به رنگ گل سرخ، اما نه خونين (بخش دوم)
توسط علیرضا طاهری
ميخائيل ساکاشويلی و ديگر رهبران هوادار مردمسالاری زير بار نتيجه انتخاباتی که تقلب در آن به سود ادوارد شواردنادزه – رهبر خودکامه گرجستان – به روشنی آشکار بود، نرفتند. دوربين تلويزيونها به تفليس دوخته شده بود. برای نخستين بار در يکی از کشورهای برآمده از خاکستر شوروی سابق، مردم برای آزادی و مردم سالاری به پا خاسته بودند.
در اين ميان جوانان گرجی در قالب گروهی به نام KMARA يا "بس است!" نقشی سرنوشت ساز داشتند. تک تک آنها همانند يان پالاخ، دانشجوی چک که در راه آزادی ميهنش خود سوزی کرد، از جان گذشته بودند.
اما ادوارد شواردنادزه، بر فراز برج عاج قدرت از مردم بيش از آن دور بود که واقعيتها را ببيند. گذشت سالها نيز خاطره مرگ خونين نيکلای چائوشسکو ديکتاتور رومانی را کمرنگ کرده بود.
ادوارد شواردنادزه بی اعتناء به اعتراضات گستره به انتخابات سرشار از تقلبها و دستکاريها فرمان به افتتاح پارلمان يا مجلس قانونگذاری گرجستان داد. آتش تظاهرات در تفليس، پايتخت و ديگر شهرهای بزرگ گرجستان زبانه کشيد. اصلان آباشيدزه، يار هم پيمان ادوارد شواردنادزه، و رهبر منطقه خودمختار و نيمه جدايی خواه آجارستان، هزاران آجار را روانه تفليس کرد تا به سود حکومت دست به تظاهرات بزنند. اما اين تظاهرات فرمايشی بی ثمر بود.
از سوی ديگر تظاهرات هوادران مردسالاری روز به روز جان بيشتری ميگرفت. روز بيست و دوم نوامبر سال ۲۰۰۳ ميلادی، دوم آذرماه ۱۳۸۲، همزمان به روز افتتاح مجلس در تفليس، اين تظاهرات به اوج رسيد.
دوربينهای تلويزيون اين تظاهرات را برای سراسر جهانيان زنده و مستقيم نشان دادند. در اوج همين تظاهرات، هوادران مردم سالاری به رهبری ميخائيل ساکاشويلی آماده بودند تا اگر سخن کارگر نشود، شمشيرها را از نيام بيرون کشند.
ميخائيل ساکاشويلی به ادوارد شواردنادزه همچنان سست قدرت هشدار گفت که يا بايد استعفاء دهد يا به زور از اريکه قدرت به زير کشيده خواهد شد. هشداری که گوشی شنوا نداشت. از همين رو ميخائيل ساکاشويلی به هواداران مردمسالاری که همگی گل سرخ در دست داشتند فرمان داد که: "... ياران مجلس را فتح کنيم! وقت فتح مجلس و روبيدن خودکامه يا هم اکنون است يا هرگز!"
در درون مجلس ادوارد شواردنادزه، گرم افتتاح پارلمان بود که ناگهان صدها تن از مردم آزاديخواه به درون مجلس هجوم آوردند. همه چيز لحظه به لحظه بر پرده تلويزيونها زنده نمايش داده ميشد. مردم معترض به قدرت مطلق و اقتدار گراييهايی که به هيچ مرجعی پاسخگو نيست ميزها و کرسيهای درون مجلس را سرنگون کردند.