۱۳۸۵/۱۲/۲۹
پيدايش و گاهشماری نوروز در ايران باستان
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج تن دل ز کین
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
چنین روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
( شاهنامه فردوسی )
در اوستا، نامه کهن ایرانیان آمده است که اهورامزدا به جمشید می گوید زمستانی بس سخت و مرگ آور در پیش است و او باید برای نگهبانی از جهان هستی پناهگاهی زیرزمینی بسازد و در آن بزرگ ترین و برترین و نیکوترین تخمه های مردمان جانداران و رستنی های روی زمین را جای دهد:
ای جم هورچهر پسر ویونگهان
بدترین زمستان بر جهان استومند فرود آید که آن زمستانی سخت مرگ آور است
ای جم
پس آن ور را بساز و بدانجا بزرگترین و برترین و نیکوترین تخمه های نرینگان و مادینگان روی زمین را فراز بر
( اوستا – وندیداد )
در بخش وندیداد از اوستا می خوانیم که جمشید با ساخت این پناهگاه زیرزمینی که وَر یا ورجمکرد خوانده می شود، از زیستوران جهان هستی در برابر زمستانی ویرانگر پاسداری می کند:
آنگاه جم چونان کرد که اهورامزدا خواست
آنگاه جم ور را بساخت و بدانجا بزرگ ترین و برترین و نیکوترین
تخمه های نرینگان و مادینگان روی زمین را فراز برد
( اوستا – وندیداد )
با اینکه پایان این داستان در وندیداد روشن نیست، اما بنیاد آن و سخن از مرغی بنام کرشفت در سرانجام داستان چنین می نماید که زیستوران ورجمکرد در پی این زمستان مرگبار و با فرا رسیدن بهاری خوش از پناهگاه زیرزمینی پیروزمندانه گام بر روی زمین می نهند و زندگی را از سر می گیرند.
از آن رو که به نوشته بیشتر نویسندگان و پژوهشگران، بنیادگذاری جشن نوروز پیوند تنگاتنگی با جمشید دارد، جای شگفتی نخواهد بود که جمشید و زیستوران پناهگاه زیرزمینی ورجمکرد پس از سپری کردن یکی از سخت ترین زمستان های زمین در آغاز بهار از پناهگاه برون آمده و جشن بزرگی برپا داشته باشند.
نوروز در نوشته های تاريخی
نامه های کهن پهلوی، نوروزنامه که گفته می شود از خیام نیشابوری است، نوشته های بیرونی، فارسنامه بلخی و بسیاری دیگر از نوشتارهای تاریخی همه و همه در هر جای که از نوروز سخن می رانند، این جشن را با جمشید همبسته می دانند.