۱۳۸۶/۰۱/۰۹
رقص، زبانی برای بيان احساس
توسط مريم منظوری
رقص روشی است که از طريق آن می توان به فرمی از ارتباط بدون کلام دست يافت، اما پاسخ گفتن به اين پرسش که رقص چيست؟ بستگی به شرايط اجتماعی و فرهنگی و معيارهای زيبايی شناسی، هنرورزی و اخلاقيات هر جامعه ای دارد و طيف گسترده ای از حرکات، مانند حرکاتی کاربردی که مثلا در رقص فولکلور ديده می شود، تا انواع رقص های تکنيکی وهنرمندانه مثل رقص باله را دربرمی گيرد.
رقص ممکن است آيينی، سنتی، و يا اروتيک باشد. حرکات رقص ممکن است فاقد ويژگی مفهومی خاصی باشد ويا اينکه از يک سيستم سمبوليک و آيينی و دارای الفبای حرکتی پيروی کند مانند آنچه که در بيشتر رقص های آسيايی ديده می شود.
به هر روی، رقص تجسم و بيان تفکر و احساسات از طريق زبان بدن است.
ساشار ظريف، رقصنده و طراح رقص ايرانی که در تورنتو کانادا زندگی می کند وانواع رقص های ايرانی، افغان، آذربايجانی و ديگر کشورهای آسيای ميانه را تدريس می کند، در گفت و گو با راديو فردا درباره رقص می گويد: «رقص يک ملت حرکت هايی هستند که مردم ازطريق آن با هم مکالمه می کنند؛ مثل صحبت کردن است. بعضی صحبت ها ادبی نيستند و بعضی ها هم زمانی که صحبت می کنند انگار دارند شعر می گويند و انسان لذت می برد. رقص هم همان طور است. حالت بدن مثل همان کلماتی است که وجود دارند و وقتی به حالت زيبای نثر يا شعر در می آيند تبديل به رقص می شوند.»
بنفشه صياد، ديگر هنرمند رقصنده ايرانی تبار است که در عالم هنر پنجم، رقص، نامی آشنا دارد.
او درباره زبان رقص به راديو فردا می گويد: «رقص يک زبان بين المللی است، درست است که رقص ها را دسته بندی کرده ايم و می گوييم مثلا اين رقص عربی، هندی و يا مثلا فلامنکو است، ولی در اصل زبان همه آنها بسيار جهانی و بين المللی است.»
خانم صياد می گويد:« بعضی اوقات بايد اين زبان را بدانيم، ولی بيشتر اوقات بيشتر رقص ها زبانی را بيان می کنند که همه متوجه می شوند چرا که از طريق فيزيک ما ارايه می شود؛ يعنی آن چيزی که ميان همه ما مشترک است. همه ما حس آن را درک می کنيم چون تنها از راه تفکر نيست، بلکه حسی و فی البداهه است. چون رقص بداهه طوری است که در آن آدم خودش را به روی موسيقی باز می کند و بعد اجازه می دهيم که حرکت خود به خود انجام شود.»
همان گونه که خود بنفشه می گويد رقص او بين المللی است. نمی توان برای حرکات او زمانی که می رقصد حد و مرزی شناخت. حرکات آغاز می شود و بی انتها به پيش می رود.
او هنرمندانه فرم های رقص ايران را با حرکاتی ملهم از تايچی چين در هم آميخته و آن گونه که خود می گويد تلاش می کند با زبانی جهانی با هستی در هم آميزد.
بنفشه صياد می گويد: «من به ضمير ناخودآگاه انسان ها و اينکه همگی به هم متصل هستيم خيلی اعتقاد دارم. موسيقی مورد علاقه من موسيقی کلاسيک و سنتی و البته موسيقی فولکلورايران است که بيشتر دارای تحرک است. می خواستم بدانم چه حرکتی اين موسيقی را بازگو می کند و برای اينکه بدانم اين موسيقی چه تحرک چه موومانی را می طلبد در اصل به درون خودم رجوع کردم واز آنجا که معتقدم همه ما نه تنها در اين زمان بلکه در همه زمانه به هم متصل هستيم، از طريق درون حس کردم که موومانی که با اين نوع موسيقی عجين باشد چيست. و به نظر من اين موومان مال من نيست بلکه چيزی است که در طول زمان جريان داشته است.»
بنفشه که فرزند پرويز صياد، هنرمند سرشناس سينما، تئاتر و تلويزيون است درباره تاثير انجام حرکات تايچی چين و يوگای هند در رقص خود چنين توضيح می دهد:«من خودم را در سنت رقص عرفانی قرار می دهم و بيشتر از فلسفه عرفان ايرانی اشعار مولانا و ديگر اطلاعاتی که ما از صوفيان مختلف داريم الهام می گيرم.»