۱۳۸۶/۰۱/۱۳
سقط جنين؛ مادر، کودک، دين و قانون
توسط فاطمه امان
ليلا دختر بيست و يک ساله ای که بر اثر خونريزی شديد ناشی از سقط جنين به حال اغما افتاده بود، در راه بيمارستان مهديه شوش جان سپرد. ليلا برای سقط جنين خود از آمپولی تهيه شده از خيابان ناصر خسرو استفاده کرده بود.
تجويز اين آمپول در صورتی که حاملگی خارج از رحم باشد، به سقط جنين نمی انجامد و گاه منجر به خونريزی شديد، حالت اغما و حتی مرگ بيمار می شود.
ليلا يکی از ۹۰ هزار زنی است که سالانه در ايران سقط جنين می کنند، اما به علت فقر و محدوديت های قانونی امکان دسترسی به پزشک و سقط جنين بهداشتی و استاندارد ندارند.
جنين هايی که گاه و بيگاه در خيابان ها و جوهای شهر تهران يافت می شوند، حکايت از اين دارد که استيصال زنان آنها را گاه به شرايطی غير انسانی برای سقط جنين می کشاند. خبرگزاری مهر، چندی پيش از پيدا شدن ماهانه ۱۵ جنين در زباله های شهر تهران خبر داد.
دفتر سلامت خانواده و جمعيت در وزارت بهداشت، تعداد سقط جنين در ايران را سالانه ۹۰ هزار مورد اعلام کرده، با اين همه، به علت غير قانونی بودن سقط جنين در ايران، آمار دقيق و صحيحی از ميزان سقط جنين در اين کشور در دست نيست.
بر اساس آمار غير رسمی، سن متوسط زنانی که در ايران به سقط جنين دست می زنند، ۲۳ سال است.
از سوی ديگر، غير قانونی بودن سقط جنين، دسترسی به داروهای استاندارد را بسيار مشکل کرده است. کسانی که در پی راه و دارويی برای سقط جنين می گردند، اغلب ناگزيرند نه تنها قيمت های گزافی بپردازند، بلکه بايد به روش ها و شرايط خطرناک و نه چندان مطمئنی نيز تن دهند.
در ايران بازار سقط جنين های غير بهداشتی و غير مطمئن گرم است و خود به صنعتی پولساز برای سودجويان تبديل شده است.
مخالفان سقط جنين در ايران، عمدتا به دلايل مذهبی و اخلاقی که اکنون جنبه قانونی نيز به خود گرفته است، استناد می کنند.
از شرع تا قانون
در ماده ۶۲۳ قانون مجازات اسلامی آمده است: «هر کسی به واسطه دادن ادويه يا وسايل ديگری موجب سقط جنين زن شود، به شش ماه تا يکسال حبس محکوم می شود و اگر عالما و عامدا زن حامله ای دلالت به استعمال ادويه يا وسايل ديگری کند که جنين وی سقط شود، به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد، مگر آنکه ثابت شود اين اقدام برای حفظ حيات مادر انجام شود و در هر مورد حکم به پرداخت ديه مطابق مقررات مربوطه خواهد شد.»
در اواسط فعاليت مجلس ششم در ايران، طرحی برای اعمال آزادی های بيشتر در زمينه سقط جنين در شرايط خاص تصويب شد، اما شورای نگهبان آن را رد کرد.
نکته ای که شورای نگهبان بر آن انگشت گذاشته و آن را خلاف شرع تشخيص داده بود، مربوط به مواردی می شد که در صورت تولد، عقب ماندگی يا ناقص الخلقه بودن فرزند موجب «حرج» والدين می شود.
در مجلس هفتم، اين طرح چندين بار اصلاح و سرانجام به نام طرح «سقط درمان» به تصويب نمايندگان و تاييد شورای نگهبان رسيد و به صورت قانون درآمد.
در طرح جديد، بر «عسر و حرج طفل» تاکيد نشد و به جای آن بر تاثير ناقص الخلقه بودن فرزند بر مادر انگشت گذاشته شد. بر اساس طرح تصويب شده از سوی شورای نگهبان، سقط جنين تنها تا پيش از ۴ ماهگی مجاز است.
وظيفه شورای نگهبان آن است که مانع از تصويب قانونی مغاير با قانون اساسی و شرع شود. استدلال شورای نگهبان در مخالفت با طرح اوليه در زمينه سقط جنين، مبتنی بر استنباط اين شورا از احکام اسلامی و شرع بود، با اين همه، به نظر نمی رسد که مراجع مذهبی، ديدگاهی يکسان و همگون در اين باره داشته باشند.
اگرچه بيشتر مراجع تقليد و رهبران شيعه، سقط جنين را مطلقا حرام دانسته اند، اما در عين حال تاکيد کرده اند که در شرايطی خاص که ثابت شود وجود جنين برای مادر خطرناک است و البته به شرط آنکه به گفته آنان، روح در جنين دميده نشده باشد، سقط جنين مجاز خواهد بود. از نظر کسانی چون آيت الله خمينی، آيت الله اراکی، آيت الله گلپايگانی، آيت الله صانعی، آيت الله بهجت، آيت الله مکارم شيرازی، آيت الله فاضل لنکرانی و بسياری ديگر، اين سقط جنين حتما بايد تا پيش از چهارماهگی جنين صورت گيرد.
با وجود اين، برخی از مراجع تقليد، نظير آيت الله تبريزی و آيت الله موسوی اردبيلی بر اين باور هستند که در صورت اثبات ضرر و زيان و خطر برای مادر، سقط جنين حتی بعد از دميده شدن روح، يعنی پس از چهارماهگی نيز جايز است.
نگريستن به مساله سقط جنين از منظری دينی، تنها اختصاص به ايران ندارد. در واقع به نظر می رسد که ديدگاه های مذهبی و اخلاقی شهروندان جوامع مختلف بر موضع گيری آنان در قبال سقط جنين تاثير تعيين کننده ای دارد.
هرچند در مجموع، هيچ دينی موضع مثبتی در برابر سقط جنين ندارد، اما برخی از اديان و مذاهب مانند مسيحيت کاتوليک به کلی و به طور سرسختانه مخالف سقط جنين هستند و در مقابل برخی ديگر، آن را در شرايطی خاص مجاز می شمارند.