۱۳۸۶/۰۲/۲۳
«هم میهن! شرق بخوان» (در حاشیه انتشار دو روزنامه تازه)
توسط کیوان حسینی
همزمان با تبلیغات کم سابقه روزنامه «شرق» برای انتشار مجدد، روز یکشنبه، دقیقا یک روز پیش از انتشار دوباره «شرق»، گروهی از روزنامه نگارانی که پیش از این در همین روزنامه می نوشتند، با نامی دیگر، نوشته های خود را بر روی پیشخوان روزنامه فروشی ها، به خوانندگان ارائه کردند: «هم میهن».
در روزهایی که منتقدان نظام سیاسی ایران، بی وقفه به اقدامات تازه «تندروها» به ویژه در قوه قضاییه و نیروی انتظامی اعتراض می کنند و حتی برخی تحلیلگران، از «بر باد رفتن دستاوردهای اصلاح طلبان»، سخن می گویند، انتشار همزمان دو روزنامه که هر دو خود را در گروه روزنامه های اصلاح طلب، معرفی می کنند، در نگاه برخی از همین منتقدان «دور از انتظار» توصیف شده است.
انتشار دو روزنامه «شرق» و «هم میهن»، از چندین زاویه متفاوت مورد توجه دیگر روزنامه نگاران، فعالان سیاسی داخل ایران و منتقدان و مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است؛ از اوج گیری اختلافات تندروها و میانه روها در ایران تا فرصت باقی مانده هشت ماهه برای انتخابات مجلس و حتی جا به جایی روزنامه نگارانی که قرار است این روزنامه ها را منتشر کنند، همه به بحث هایی دامن می زنند که در حاشیه «تولد دوباره» این دو روزنامه مطرح می شوند.
از «همشهری محله» تا «شرق» جنجالی
پیش از هر چیز آنچه خبرهای مربوط به انتشار این دو روزنامه را داغ کرده است، سابقه ای است که از فعالیت و کیفیت روزنامه «شرق»، در ذهن خوانندگان آن باقی مانده است.
تیم نویسندگان «شرق» با سردبیری محمد قوچانی، به آرامی و با حوصله، از سه سال پیشتر از انتشار «شرق» شکل گرفت؛ تیمی که یک سیاستمدار اصفهانی، در شکل گیری آن نقش اصلی داشت: محمد عطریانفر.
آقای عطریانفر از سیاستمداران اصلاح طلب است که همزمان در گروه بزرگ «اقمار اکبر هاشمی رفسنجانی» جای دارد و پشتوانه حضور در این منظومه با نفوذ، همواره موجب شده تا هر از گاهی بتواند ایده های کلیدی، به ویژه تبلیغاتی خود را تا انتها اجرا کند.
آقای عطریانفر، یکی از جوان ترین، محبوب ترین و تندروترین منتقدان «پدر سیاسی» خود را به دفتر کارش دعوت کرد و از او خواست که مسئولیت بسیار کوچکی را در روزنامه ای که آن زمان اداره اش می کرد (همشهری) به عهده بگیرد. محمد قوچانی ابتدا به عنوان سردبیر ویژه نامه های چهار صفحه ای در قطع مترویی به همشهری رفت و این ویژه نامه ها نیز تنها در برخی مناطق تهران توزیع می شدند.
آقای قوچانی، در انتشار این ویژه نامه ها همان خلاقیتی را از خود نشان داد که اصولا او را به شهرت رسانده بود؛ نه تیراژ اندک و نه حتی محدودیت موضوعات و حاشیه ای بودن این کار او را ناامید نکرد.
این روزنامه نگار، البته با اتکا به همکارانی خلاق و تیمی جوان، موفق شد روز به روز عرصه های تازه ای را در «همشهری» آزمایش کند. محمد عطریانفر نیز، هر روز ابعاد سرمایه گذاری جدی بر روی این گروه روزنامه نگاران را گسترش داد.
زمانی که بعد از انتخابات دور دوم شوراها، عطریانفر و همفکران اصلاح طلبش، دسته جمعی صندلی های شورای شهر را به رقبای سیاسی واگذار کردند، فرصت ادامه کار تیم «ویژه نامه های همشهری» که دیگر با انتشار نشریاتی چون «همشهری ماه» قدرت حرفه ای خود را به جامعه مطبوعاتی ایران اثبات کرده بودند، از آنها سلب شد.
عطریانفر که سیاستمداری به شدت «حسابگر» توصیف می شود، از سرمایه گذاری پیشین خود دست نکشید؛ او با اتکا به یکی از امتیازهای انتشار روزنامه که رفقای «مشارکتی» در آستین داشتند، «شرق» را بنیان گذاشت.
تیم «ویژه نامه های همشهری»، گویی تنها به همین فرصت طلایی نیاز داشت. در دوره رو به افول روزنامه نگاری در داخل ایران، «شرق» ناگهان درخشید، به اوج رسید و باردیگر دل روزنامه خوان های حرفه ای را شاد کرد.
از روزی که «شرق» توقیف شد، کم نبودند کسانی که هر روز از خود می پرسیدند، تیم از هم پاشیده «شرق» کجا دوباره یکپارچه خواهند شد؟ عطریانفر قید این سرمایه گذاری را زده است؟
رفقای اصفهانی و جدالی برای «پدرخوانده»
نه! عطریانفر قید گروه روزنامه نگارانی که حالا همگی به نام «شرقی ها» شناخته می شدند را نزد. او همراه با همشهری و یکی از نزدیک ترین دوستان قدیمی اش، بازی را دوباره و از نقطه صفر آغاز کرد.
در حالی که رفع توقیف «شرق» موجب شده بود تا سودای موفقیت اقتصادی «شرق» حسابی ذهن مهدی رحمانیان، صاحب امتیاز آن را به خود مشغول کند، محمد عطریانفر و غلامحسین کرباسچی، تلاش می کردند تا بار دیگر، سکویی برای بیان مواضع خود خلق کنند.
در فاصله توقیف و رفع توقیف «شرق»، صحنه شطرنج سیاسی ایرانی، تغییراتی کم سابقه به خود دید. بار دیگر آنها که قدرت اجرایی کشور را در دست داشتند، در برابر اکبر هاشمی رفسنجانی، یکی از مهم ترین روحانیون در ساختار قدرت در ایران، همان واکنشی را نشان دادند که زمانی اصلاح طلبان نشان داده بودند: آقای رفسنجانی، بار دیگر به سوژه انتقاد روزنامه نگاران وابسته به دولت بدل شد.
اختلاف رو به گسترش هوداران دولت (احمدی نژادی ها) با هواداران اکبر هاشمی رفسنجانی، کار را به جایی رساند که حسین موسویان، یکی از کلیدی ترین دیپلمات های نزدیک به گروه رفسنجانی، توسط وزارت اطلاعات تحت کنترل گروه اول، بازداشت شد.
پیش از این بهزاد نبوی، اصلاح طلب با نفوذ نیز به روزنامه بریتانیایی فایننشیال تایمز گفته بود که اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، در تلاش هستند تا ابتکار عمل را در دو موضوع «بحران هسته ای» و «عراق»، از دست محمود احمدی نژاد خارج کنند.
اما بیش از آقای خاتمی، این هاشمی رفسنجانی بود که در تیررس حملات رسانه های رقیب قرار گرفت. سیاستمدارانی چون غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر، به رغم گرایش های صریح اصلاح طلبانه، در همان گروهی جای می گیرند که مرد قدرتمندی چون حسین موسویان در آن جای داشت. ضمن اینکه شخص آقای کرباسچی در میانه رقابت های سیاسی این چنینی، یک بار طعم تلخ هدف قرار گرفتن توسط گروه رقیب را چشید و به زندان هم رفت.
تمایل به «حذف کامل رقیب»، در رینگ زد و خوردهای سیاسی ایران، سابقه بسیار کهنی دارد؛ و در چنین فضایی است که سیاست «جنگیدن برای بقا» معنا پیدا می کند.
گروه اصلاح طلبان هوادار اکبر هاشمی رفسنجانی، شاید در چارچوب همین سیاست تصمیم گرفتند که بار دیگر رسانه ای حرفه ای، قابل اعتماد و خواندنی خلق کنند تا در جنگ تبلیغاتی با رقیب، دست کم یک پایگاه مطمئن داشته باشند.
«هم میهن» این چنین در انتشار سری جدید، گروهی تازه نفس نیز پیدا کرد. محمد قوچانی با گروهی از یارانش به روزنامه تازه کوچید و این گونه «هم میهن» بعد از نزدیک به شش سال توقیف موقت منتشر شد.