۱۳۸۶/۰۴/۰۵
عدم خشونت، کالای لوکس بی خریدار یا نیاز و امید؟
توسط فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)
مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز دوم اکتبر، سالروز تولد مهاتما گاندی را «روز جهانی عدم خشونت» اعلام کرد تا «قرن بیست و یکم با صلح و عدم خشونت قرین شود»
در جهانی که در آتش خشونت های سیاسی، دینی، قومی، فرقه ای، ملی و قبیله ای می سوزد، در زمانه ای که «جغد شوم جنگ» بر بسیاری از مناطق جهان سایه افکنده است و تروریسم اسلامی امنیت و زندگی روزمره مردمان را تهدید می کند، اقدام مجمع عمومی سازمان ملل در یادآوری نام و پیام گاندی توجه رسانه ها و افکار عمومی را چندان جلب نکرد.
خشونت در قالب جنگ های منطقه ای، جنگ دولت ها، خشونت حکومت های مستبد با منتقدان و مخالفان، خشونت های دینی و قومی، خشونت علیه زنان و کودکان و اقلیت های دینی، زبانی، قومی و نژادی، خشونت در رفتار فردی و گروهی آدمیان علیه یکدیگر، خشونت های درون گروهی در سازمان های مخفی و دیگر اشکال خشونت را بر معیارهای گوناگون طبقه بندی، تحلیل و داوری می کنند.
کارشناسان از شاخص هایی چون قربانی شدن فیزیکی یا معنوی آدمیان، برانگیختن حس انتقام و تکرار چرخه خشونت چون وجه مشترک انواع سخن می گویند.
در سال های بین دو جنگ جهانی و در نخستین سال های پس از جنگ جهانی دوم، به روزگاری که اغلب مکاتب فلسفه سیاسی خشونت را با صفت های قهر انقلابی، دفاع از منافع طبقاتی و ملی، جهاد دینی، حفظ نظم اجتماعی و .. تطهیر می کردند، در جهانی که خشونت «شر ضرور» و «لازمه» یا «ادامه سیاست» تلقی می شد، گاندی، با اعتقاد به پرهیز از هر نوع خشونت، بزرگ ترین قدرت استعماری زمانه را شکست داد و پایاترین و بزرگ ترین دموکراسی آسیا را پی ریخت.
هند شاید تنها کشوری در جهان باشد که بدون توسل به مبارزه قهر آمیز ضد استعماری یا جنگ های انقلابی استقلال یافت.
فرهنگ هندی، که از دیرباز بر بستر تحمل ادیان متفاوت ، تنوع مذاهب و گوناگونی زبان ها بر مدارای مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی و نسبیت حقیقت شکل گرفته است، در پیروزی گاندی نقشی مهم ایفاء کرد.
گاندی عدم خشونت را نه فقط در عرصه سیاست که چون فلسفه بنیادین زندگی فردی و اجتماعی مطرح می کرد.
زندگی فردی و سیاسی و برخی مواضع حساس و سرنوشت ساز گاندی، از جمله برخورد مسالمت آمیز او با تجزیه طلبان مسلمان، نشانه هائی بود از پای بندی گاندی به فلسفه ای که جان بر سر آن نهاد.
مدارا و عدم خشونت گاندی زمینه جدائی مسالمت آمیز پاکستان را از هندوستان فراهم کرد.
گاندی اما به تیر ملی گرای متعصبی در خون غلطید که با برخورد مسالمت آمیز او با مسلمانان تجزیه طلب مخالف بود.
طنز تلخ و طعنه تاریخ قتل برجسته ترین چهره عدم خشونت تنها پارادوکس زندگی گاندی نبود.
طنز تلخ و طعنه تاریخ در محرومیت گاندی از جایزه صلح نوبل نیز رخ نمود. کمیته جایزه صلح نوبل، به رغم پیشنهادهای بسیار، از اعطای جایزه صلح به بزرگ ترین مروج صلح خودداری کرد.
کمیته داوری جایزه صلح نوبل را احزابی برمی گمارند که درپارلمان نروژ حضور دارند. این کمیته که گاندی را به دلایل سیاسی از دریافت جایزه محروم کرد، برندگانی چون هنری کیسینجر و مناخیم بگین را در کارنامه خود دارد.
گاندی با توسل به عدم خشونت شبه قاره هند را از استعمار امپراطوری بریتانیا آزاد کرد، کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا به دوران ریاست جمهوری نیکسون، در رخدادهای جنگ ویتنام همان نقش تعیین کننده ای را داشت که نخست وزیر دست راستی اسراییل در خشونت های خاورمیانه.
هند با رهبری گاندی به استقلال و دموکراسی رسید اما پیام گاندی به دوران جنگ سرد ناشنیده ماند.
خشونت توجیه شده جنگ سرد
از سقوط آلمان هیتلری تا سقوط شوروی جهان با رقابت دو ابر قدرت، مسابقه تسلیحاتی، تنش های جنگ آفرین، خطر جنگ اتمی، خشونت دولت های مستبد، جنبش های خلقی و طبقاتی و جنگ های منطقه ای درگیر بود.
سقوط بلوک شرق امیدهای صلح طلبانه را پر رنگ کرد.
اتلاف سرمایه ها و منابع عظیم انسانی و مالی در تولید سلاح های کشتار جمعی، که با رقابت ابر قدرت ها توجیه می شد، تحمیل مستبدین خشونت گرا بر مردمان کشورهای جهان سوم به دستاویز جلوگیری از خطر کمونیسم ، توجیه خود را از دست دادند.
آرزوهای ناکام
امیدهای بیدار شده اما چندی نپائید. در همان نخستین روزهای پایان جنگ سرد دولتمردان بزرگ ترین قدرت جهان به جای کبوتر صلح از تحمیل «نظم نوین جهانی» سخن گفتند.
جنگ های قومی و نژادی و مذهبی در جمهوری یوگسلاوی سابق، ابعادی باورنکردنی از خشونت را به نمایش گذاشت، اغلب مناطق آفریقا به عرصه تاخت و تاز جنگ سالارانی بدل شد که به سودای تصرف منابع ملی و کمک های بین المللی و با بهره گرفتن از کینه های قبیله ای و دینی حتا کودکان را به سربازی اجباری می برند.