۱۳۸۶/۰۴/۰۶
«ایران گره از کار ایرانی- آمریکایی ها بگشاید»
شائول بخاش، استاد تاريخ در دانشگاه جرج ميسون آمريکا، در مقاله ای که در شماره روز چهارشنبه نيويورک تايمز به چاپ رسيده به جمهوری اسلامی ايران پيشنهاد می کند که در قبال همسرش هاله اسفندياری، علی شاکری و کيان تاجبخش که در ايران زندانی شده اند، سياستی مشابه سياست خود در قبال ملوانان بريتانيايی در پيش گيرد.
شائول بخاش در مقاله خود می نويسد: دستگاه قضايی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرده که قرار است تصميم درباره پرونده همسرش هاله اسفندياری و دو ايرانی- آمريکايی ديگر يعنی کيان تاجبخش و علی شاکری را ظرف هفته جاری يا هفته آينده اعلام کند. اين سه شهروند دارای تابعيت دوگانه ايرانی- آمريکايی از اوايل ماه مه / ارديبهشت ماه در زندان اوين به سر می برند.
شائول بخاش معتقد است که دولت جمهوری اسلامی ايران به چند روش می تواند گره از کار اين بازداشت شدگان بگشايد و تنها يکی از اين روش ها بيشترين منفعت را برای جمهوری اسلامی به همراه دارد: بازداشت شدگان بايد آزاد و تمامی اتهامات آنان رفع شوند.
شائول بخاش در مقاله خود می نويسد: همسرش هاله اسفندياری، علی شاکری و کيان تاجبخش سه چهره علمی بازداشت شده در تهران هيچ گونه ارتباطی با يکديگر ندارند.
خانم اسفندياری، مدير برنامه خاورميانه موسسه تحقيقاتی بين المللی وودرو ويلسون در واشينگتن است، آقای تاجبخش جامعه شناس و برنامه ريز امور شهری است که برای موسسه اپن سوسايتی يا « جامعه باز» در نيويورک کار می کند و آقای شاکری فعال صلح از دانشگاه ارواين کاليفرنياست. اما تا به حال، پرونده های آنان طبق «الگوی شومی» پيش رفته است.
نويسنده اين مقاله در روزنامه نيويورک تايمز در ادامه می نويسد: مسوولان اين امر در ايران اول افراد را بازداشت کردند و سپس برای توجيه کار غيرقابل توجيه خود آنان را متهم و جرائم سنگين به آنان
وارد کردند.
آقای بخاش می نويسد: اتهام «جاسوسی» و «اقدام عليه امنيت ملی» که برای اين سه تن در نظر گرفته شده برای فعاليت های علمی آنان بسيار عجيب و غريب به نظر می رسد.
نويسنده مقاله می نويسد که اين پرونده به تازگی وارد فاز جديدی شده است.
برخی چهره ها در دستگاه رهبری ايران دريافته اند که اتهام زدن غلط و زندانی کردن افراد چه پيامدهايی برای وجهه بين المللی ايران دارد و برای کنترل خسارت تلاش می کنند.
در دو هفته اخير انتشار مطالب ناخوشانيد عليه هاله اسفندياری در روزنامه های نزديک به حاکميت جمهوری اسلامی متوقف شده است.
يک مسوول قضايی ايرانی ادعا کرده است که حال خانم اسفندياری خوب است؛ اين ادعا به گفته همسر خانم اسفندياری با در نظر گرفتن بازجويی های ۵۰ روزه از وی و تهديد، ممنوعيت ملاقات با خانواده، ممنوعيت گرفتن وکيل و ممنوعيت دسترسی به خدمات پزشکی و دارو باور کردنش سخت است.
همزمان به نظر می رسد که سيستم امنيتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در موضعی قرار گرفته که مجبور است ثابت کند اين دستگيری ها آنان را قادر به کشف شبکه ها و زير مجموعه های ديگر کرده است.
آنان همچنان برای تکميل تحقيقات خود خواستار زمان بيشتر هستند، و به صدمات روحی و جسمی که به بازداشت شدگان و خانواده های آنان وارد می کنند بی اعتنايند.
شائول بخاش می نويسد: طی سال های گذشته بسياری از روشنفکران، نويسندگان و چهره های علمی و دانشگاهی به اتهام های مشابه محاکمه شده و بعضا به حبس های طولانی متهم شده و مورد بدرفتاری قرار گرفته اند و سپس از زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ايرانی کانادايی به عنوان يک نمونه مخوف ياد می کند که در سال ۲۰۰۳ طی روند بازداشت و بازجويی در زندان اوين درگذشت.
آقای بخاش سپس به موارد ديگری چون «اعتراف گيری» از رامين جهانبگلو ديگر، چهره علمی ايرانی اشاره می کند که پس از بازداشت تقريبا چهار ماهه در زندان اوين مجبور شد اعتراف کند که برای موسسات آمريکايی کار می کند که بدون اطلاع خودش او را «عليه امنيت ملی ايران» موردبهره برداری قرار می دهند.