۱۳۸۶/۱۲/۲۴
انتخابات ۸۶ زير ذره بين - ۱۰؛ جوانان و انتخابات
توسط فریدون زرنگار
در بخش نهم برنامه ويژه تحليلی راديو فردا ويژه بررسی مسائل مربوط به «هشتمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی»، به اين پرسش پرداختيم که زنان که حدود نيمی از برخورداران حق رای را تشکيل می دهند، چه جايگاهی در انتخابات مجلس هشتم دارند.
در اين بخش، سراغ جوانان را می گيريم و با چند پژوهشگر و آشنا به مسائل جوانان، چگونگی رفتار انتخاباتی و ميزان شرکت جوانان را مرور می کنيم.
جناح های سياسی اين بار هم در روزهای پيش از انتخابات نامزدهای نمايندگی مجلس با در نظر گرفتن سهم جمعيتی جوانان در جامعه کوشيدند در کارزار انتخاباتی ، اين گروه سنی را مخاطب بخشی عمده از تبليغات خود قرار دهند.
به ويژه آنکه تحليلگران سياسی هم بر اهميت رای زير سی ساله ها در انتخابات دوره هفتم رياست جمهوری و پيروزی محمد خاتمی، در پيروزی اصلاحگريان در اولين دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، و در چيرگی جناح اصلاحگرا بر مجلس ششم تاکيد دارند، و هم بر اهميت رای آن دسته از جوانانی که در ۱۸ تير سال ۱۳۸۰ برای اولين بار از حق دادن رای برخوردار شده بودند و با رای خود به نفع محمد خاتمی بر روی انتخابات هشتم رياست جمهوری تاثير گذاشتند.
بيش از نيمی از جامعه هفتاد ميليونی ايران را شهروندان زير ۳۰ سال تشکيل می دهند.
اگر چه برابر قانون جديد انتخابات سن واجدين شرايط برای رای دهندگی را در اين دوره از انتخابات از ۱۶ سال به ۱۸ افزايش داده اند، تخمين زده می شود که حدودا و دست کم ۲۵ ميليون از رای دهندگان جوانان خواهند بود.
حال اين پرسش نه تنها برای نامزدهای نمايندگی بلکه برای تحليلگران مسائل جوانان و مسائل اجتماعی ايران هم مطرح است که جوانان دراين انتخابات چگونه تصميم می گيرند.
غدير نبی زاده، جوان ۲۶ ساله ای در تهران که کارشناس ارشد است، به راديو فردا می گويد شرکت در انتخابات را «وظيفه» خود می داند.
وی می افزايد:« من تصميم دارم در انتخابات شرکت کنم و اين را يک وظيفه می دانم. تقريبا تمام گروه هايی که در انتخابات وجود دارند، چه اشخاص و چه گروه هايی که شرکت می کنند، يک معيارهايی را انتخاب می کنند که چون از يک سری فيلترهای خاصی عبور کرده اند و در چهارچوب نظام هستند، مورد قبولند.»
آقای نبی زاده می گويد:«اين معيارها بالا و پايين دارد، احتمالا معيارهايمان با يک سری بيشتر همراه است وبا سری ديگری کمتر، ولی درکل افرادی که هستند تقريبا شناخته شده و قابل اعتمادند. من هنوز به تصميم قطعی نرسيده ام، مسلما به هيچ ليستی رای نخواهم داد، فقط به افرادی که آن صلاحيت های مد نظر من را احراز می کنند، رای می دهم. من اعتقاد چندانی به جناح بندی و گروه بندی اينها هم ندارم، ولی با توجه به تخصص آنها انتخاب می کنم . با توجه به اينکه يکی دو روز وقت داريم، در اين فرصت نهايتا جمع بندی خواهم کرد.»
اما کيان، جوانی در مازندران، می پرسد:هنگامی که نامزدها مسائل مورد علاقه اش را مطرح نمی کنند، چرا بايد در انتخابات شرکت کند؟
وی می گويد:« زمانی در انتخابات شرکت خواهم کرد که نماينده من تعيين صلاحيت شود، وقتی نماينده من رد صلاحيت می شود، من به چه کسی بايد رای بدهم؟»
محمد، جوان ديگری در تهران، در توضيح اينکه چرا در انتخابات شرکت می کند استدلال می کند:«فکر می کنم برای جلوگيری از آن اتفاقی که در انتخاب رياست جمهوری افتاد، يک پديده ای مثل آقای احمدی نژاد باصطلاح از طريق پادگانی انتخاب شد و آمد بالا، به اين دليل فکر می کنم بايد شرکت کنيم.»
همين جوان به نقل قول از مصطفی تاج زاده، معاون وزارت کشور در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی در باره نظام سياسی جمهوری اسلامی چنين می گويد:«جمهوری اسلامی مانند اتوبوسی است که راننده ای دارد آن را به حرکت درمی آورد و مردم هم مسافرهای اين اتوبوس هستند، مسافران نبايد با راننده صحبت و اختلاط کنند تا حواس راننده پرت نشود.»
ترديد جوانان در باره شرکت و يا عدم شرکت در انتخابات در کانون گزارش های بسياری از خبرگزاری های جهان از تهران هم قرار دارد.
سعيد پيوندی، استاد دانشگاه در رشته تعليم و تربيت در پاريس با تکيه بر نامزدها و برنامه آنان بر اين باور است که چون احزاب سياسی به مسائل جوانان بی تفاوت هستند، نمی توان انتظار شرکت گسترده جوانان در انتخابات را داشت.
وی به راديو فردا می گويد:« برای اينکه جوانان درانتخابات خودرا مخاطب بدانند و بخواهند در آن شرکت کنند و يا به نحوی در آن فعال باشند، دو شرط يا دو عامل وجود دارد، يکی اين است که نماينده هايی از اين جوانان، در بين نامزدهای انتخاباتی، به طور فعال شرکت کرده باشند، دوم اين است که برنامه هايی که توسط نامزدها، احزاب و گروه ها اعلام می شود به نوعی به تقاضاها و مطالبات امروزی جوانان مربوط می شود.»
آقای پيوندی می افزايد:«اما در اين انتخابات در واقع هيچ صحبتی از جوانان در ميان نيست گويا جوانان، با توجه به اينکه بزرگ ترين گروه اجتماعی هستند و بيشترين مشکلات را در جامعه ايران و بيشترين نارضايتی را از وضعيت موجود دارند، در هيچ کدام از موارد صحبتی در ميان نيست و برای همين هم ، به نظر من، انگيزه چندانی هم آنان برای شرکت در انتخابات ندارند. انتخابات روز جمعه يکی از رای گيری هايی خواهد بود که در آن جوانان کمترين مشارکت را خواهند داشت.»